صلح پایدار
یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:21 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 20

سوره الرحمن‏

سوره الرّحمن در مكه نازل شده هفتاد و هشت آيه و سيصد و پنجاه و يك كلمه و هزار و ششصد و سى و شش حرف است.

 خلاصه مطالب سوره الرحمن عبارت است از احسان و انعام پروردگار بر بندگان خود و دلايل توحيد و خداشناسى و اعاده خلايق پس از فناى آنها و وعد و وعيد و اوصاف بهشت و حور العين.

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 22

َ خَلَقَ الْإِنْسانَ 3 عَلَّمَهُ الْبَيانَ (4)

 از حسين بن خالد روايت كرده گفت معناى آيات فوق را از حضرت رضا عليه السّلام سؤال نمودم فرمود خداوند قرآن را برسولش محمّد تعليم فرمود و مقصود از انسان در اينجا وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام است پروردگار آموخت بآنحضرت بيان هر چيزيكه مردم بآن محتاجند از احكام دين و دنيا و معاش و معاد و اخبار گذشته و حوادث آينده.

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 24

وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزان‏6-8

محمّد بن عباس از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود نجم رسولخدا است پروردگار در چند موضع از قرآن آنحضرت را نجم ناميده يكجا فرمود وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏ در جاى ديگر فرمود وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ و شجر وجود مقدس امير المؤمنين است و ائمه طاهرين كه بمقدار چشم بهم زدن خدا را معصيت نكردند و مراد از آسمان پيغمبر اكرم است خداوند او را بلند گردانيد و ميزان امير المؤمنين است منصوب نمود او را پروردگار براى خلايق بعد از رسول اكرم أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ يعنى معصيت و طغيان و نافرمانى نكنيد در باره امام‏

 

 

 وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ 9  يعنى از راه عدل و انصاف مطيع و فرمانبردار امام باشيد و از او پيروى كنيد و هرگز در حق امير المؤمنين و فرزندانش تعدى و ستم ننمائيد

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 26

 رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْن‏17

 ابى بصير ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مشرقين رسول خدا و امير المؤمنين و مغريين امام حسن و امام حسين است‏

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 28

 مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيان 19-20

طبرسى از ابن عباس روايت كرده گفت شنيدم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بحضرت فاطمه (ع) ميفرمود ايدختر عزيزم بشوهرت على دل خوش‏دار بخدا قسم على سيد و بزرگ مرد دنيا و آخرت است در اين اثنا آيه فوق نازلشد فرمود ما درياى علم على بن أبي طالب را با درياى حلم و عصمت فاطمه زهرا بهم در آميخته و مخلوط نموديم و از آنها لؤلؤ و مرجان يعنى حسن و حسين را بيرون آورديم‏

 حضرت صادق عليه السّلام فرمود على و فاطمه دو درياى عميقى هستند كه هيچكدام از آنها بديگرى ظلم و ستم ننمودند و بيرون آمد از ايشان حسن و حسين دو لؤلؤ و مرجان.

تغلبى كه از علماء عامه است ذيل آيه فوق از سعيد بن جبير روايت كرده گفت‏

 پيغمبر فرمود على و فاطمه دو درياى علم و حلم و نبوت هستند كه خداوند از ايشان لؤلؤ و مرجان حسن و حسين را بيرون آورد و واسطه ميان آنها من هستم‏

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 30

 وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرام‏27

 ابن بابويه ذيل آيه فوق از عبد السلام هروى روايت كرده گفت حضور حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم چيست معناى روايتى كه گفته‏اند ثواب گفتن كلمه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ نظر كردن بوجه اللّه است فرمود اى ابا صلت هر كس وصف كند خدا را بوجه مانند وجوه مردم او كافر است وجه خدا پيغمبران و جحتهاى او ميباشند كه بوسيله ايشان مردم بخدا و دين و معرفت او توجه پيدا مى‏نمايد و حضرت امام زين العابدين فرمود ما ائمه وجه خدا هستيم مردم بوسيله ما بايد متوجه پروردگار شوند

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 31

سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ‏31

 ايطايفه جن و انس بزودى بحساب كار شما خواهيم پرداخت- محمّد بن عباس ذيل آيه فوق از زراره روايت كرده گفت معناى آيه را از حضرت باقر عليه السّلام سؤال نمودم فرمود ثقلين ما ائمه اهل بيت هستيم و كتاب خدا شاهد بر اين فرمايش پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه فرمود:  انى نارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى-

من ميان شما مردم دو چيز پر بها بامانت ميگذارم يكى كتاب خدا و ديگرى عترت و اهل بيت من است‏

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 31

 يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ 33 

ايطايفه جن و انس اگر ميتوانيد در اطراف زمين و آسمانها برويد و از قبضه قدرت خداوند بيرون رويد و البته هرگز نميتوانيد بيرون برويد مگر با حجت على بن ابراهيم ذيل آيه فوق از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود روز قيامت آسمان دنيا بر زمين احاطه نمايد و آسمان دوم بآسمان دنيا و همچنين تا آسمان هفتم بآسمان ششم پس از آن منادى از طرف پروردگار ندا كند اى جن و انس اگر ميتوانيد بگريزيد از اطراف آسمانها بيرون رويد ولى هرگز نميتوانيد بيرون برويد مگر با حجت- راوى ميگويد پس از اين فرمايشات حضرت باقر عليه السّلام  گريه كرد عرض كردم فدايت گردم ايفرزند رسولخدا در آن وقت پيغمبر و امير المؤمنين كجا هستند فرمود آن بزرگواران بر منبرى از نور نشسته‏اند تمام مردم خائف و ترسناك و محزون هستند جز پيغمبر و عترت او آنگاه تلاوت نمود آيه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ 89 نمل   و فرمود ولايت امير المؤمنين حسنه است‏

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 32

فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَان‏39 ٌّ

 ابن بابويه ذيل آيه فوق از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده فرمود هر كس داراى ولايت امير المؤمنين عليه السّلام باشد و از دشمنان ما ائمه بيزارى بجويد و حلال بداند حلال خدا را و حرام بداند حرام او را و گناهى مرتكب شود كه در دنيا توبه نكند پروردگار او را در عالم برزخ بكيفر آن گناه عذاب مينمايد روز قيامت وقتى از قبر بيرون آيد گناهى بر او نباشد تا مورد پرسش و مجازات واقع گردد

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 33

يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدام‏41

شيخ مفيد در اختصاص ذيل آيه فوق از معوية بن عمار روايت كرده گفت حضرت صادق فرمود اى معويه مردم اين آيه را چگونه تفسير ميكنند؟ عرض كردم ميگويند خداوند ميشناسد روز قيامت مردم را از سيمايشان فرمود دروغ ميگويند آيا خداوندى كه مخلوقات را آفريده‏

محتاج است بر اينكه آنها را از سيمايشان بشناسد عرض كردم ايفرزند رسول خدا پس معناى آيه چيست؟ فرمود زمانى كه قائم ما آل محمّد عجل اللّه تعالى فرجه قيام كرد خداوند سيماى دشمنان ما را بايشان مى‏شناساند پس امر ميكند بآنحضرت كه آنها را گرفته با شمشير سرشان را از تن جدا كنند و اينحديث را نعمانى در كتاب غيبت و صفار در بصائر الدرجات روايت كرده‏اند

 

 

   تفسير جامع، ج‏7، ص: 35

 تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ 78 

بزرگوار و مبارك نام پروردگار تو است اى انسان كه صاحب جلال و عزت و احسان و كرامت است.

در بصائر الدرجات ذيل آيه فوق از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود كه ما جلال خدا و كرامت او هستيم كه پروردگار به بندگان خود در اثر فرمانبردارى و اطاعت از ما بآنها كرامت و عطا فرموده است.

 

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:20 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏6، ص: 491

سوره قمر

در مكه نازل شده پنجاه و پنج آيه و سيصد و چهل و دو كلمه و هزار و صد و بيست حرف است.

خلاصه مطالب اين سوره عبارت است از انشقاق قمر و بيان گفتار كفار نسبت بمعجزات پيغمبران و تكذيب نمودن آنها و اجابت دعاى حضرت نوح و هلاك پيشينيان و امتان گذشته و تهديد كفار مكه.

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 500

در غيبت نعمانى ذيل آيه فَنادَوْا صاحِبَهُمْ فَتَعاطى‏ فَعَقَرَ   29

از اصبغ بن نباته روايت كرده گفت امير المؤمنين (ع) در بالاى منبر كوفه فرمود اى مردم وحشت مكنيد از اندك بودن اهل هدايت و راه آن همانا من ديده‏هاى هدايت هستم مردمانيكه جمع ميشوند بر خوان و مائده‏اى كسانى كه سير ميشوند از گرسنگانشان زيادترند اين مردم ميخواهند ميان رضا و خوشنودى خدا و غضب او جمع كنند ناقه صالح را يكنفر بنام قدار پى كرد جمعى بعذاب پروردگار گرفتار شدند براى راضى بودن آنها بعمل قدار و پى كردن آن چنانچه ميفرمايد فَنادَوْا صاحِبَهُمْ اى بندگان خدا آگاه باشيد                       

 هر كس گمان كند كه قاتل من مؤمن است آن شخص هم قاتل من باشد يا كسيكه راضى است بظلم و ستمى كه بر من ميكنند او نيز در حق من ظالم و ستمكار است يعنى هر كه راضى باشد بكشتن يا ستم نمودن بمن او نيز قاتل و ظالم من محسوب ميشود اى مردم هر كس خواسته باشد بمكانى رفته و سير كند بايد از راهش داخل شود تا بمقصد برسد و هر كه از راه مستقيم منحرف شده و تجاوز نمايد در مهالك واقع گردد.

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 500

وَ لَقَدْ جاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ، كَذَّبُوا بِآياتِنا كُلِّها فَأَخَذْناهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ 41-42

و براى ارشاد فرعونيان هم رسول و آيات الهى آمد آنها از كفر و غرور همه آيات را تكذيب كردند ما هم بقهر و اقتدار خود آنها را سخت

مؤاخذه كرديم‏

در كافى ذيل آيه فوق از حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمود مقصود از آيات اوصياء و ائمه از اهل بيت پيغمبر ميباشند

 

.تفسير جامع، ج‏6، ص: 502

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ، فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ  54- 55 

پرهيزگاران و اهل تقوى در باغها و كنار نهرهاى بهشت آرميده‏اند و در منزلگاه صدق و حقيقت نزد خداوند عزت و سلطنت هميشه متنعمند.

در كافى ذيل آيه فوق از حضرت موسى بن جعفر (ع) روايت كرده فرمود  بخدا قسم متقين ما و شيعيان هستيم و كسى بر ملة ابراهيم نيست جز ما، و ساير مردم از آن ملة بيزارى ميجويند.

در كافى ذيل آيه فوق از حضرت موسى بن جعفر (ع) روايت كرده فرمود  بخدا قسم متقين ما و شيعيان هستيم و كسى بر ملة ابراهيم نيست جز ما، و ساير مردم از آن ملة بيزارى ميجويند.

محمد بن عباس از جابر انصارى روايت كرده گفت حضور پيغمبر (ص) ذكر بهشت شد فرمود اول كسيكه داخل بهشت ميشود على (ع) است ابو دجانه عرض كرد اى رسول خدا آيا بهشت حرام است بر پيغمبران تا آنكه امير المؤمنين داخل آن شود؟ فرمود بلى مگر نميدانى كه از براى خداوند پرچم و عموديست از نور كه خلق نموده آن را پيش از آنكه آسمانها و زمين را بيافريند بدو هزار سال قبل و نوشته شده بر آن پرچم‏

 «لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه آل محمد خير البرية و على صاحب اللواء و امام القوم»

امير المؤمنين (ع) گفت‏

 «الحمد للّه الذى هدانا بك يا رسول اللّه و شرفنا بك»

پيغمبر فرمود يا على بدوستانت بشارت ده كه كسى نيست تو را دوست بدارد مگر آنكه خداوند او را در قيامت با ما محشور نمايد و آيه فوق را تلاوت فرمود.

 

و شيخ طوسى از جابر روايت كرده گفت پيغمبر اكرم (ص) بامير المؤمنين (ع) ميفرمود هر كس تو را دوست بدارد و داراى ولايت شما اهل بيت باشد خداوند جايگاه او را بهشت قرار ميدهد و آيه فوق را قرائت فرمود. و اين حديث را نيز مخالفين كه از جمله آنها موفق بن احمد است در كتاب مناقب از جابر عينا روايت كرده‏ان

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:20 ::  نويسنده : 14klid

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 462

سوره النجم‏

در مكه نازل شده شصت و دو آيه و سيصد و شصت كلمه و هزار و چهار صد و پنج حرف است‏

خلاصه سوره النجم عبارت است از علو مرتبه و قرب منزلة پيغمبر اكرم نزد حق تعالى و مشاهده نمودن آنحضرت آيات با عظمت و ملكوت آسمانها و عرش پروردگار و سدرة المنتهى را و رد عقايد باطل كفار و خبر دادن خداى تعالى از قدرت و سعه ملك خود.

 

 

وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏، ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى‏، وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى 1-4

تفسير جامع، ج‏6، ص: 464

بعضى گفتند مقصود از و النجم ستاره‏ايست كه خداى تعالى آن را علامت خلافت و امامت امير المؤمنين (ع) قرار داد چنانچه ابن بابويه از حضرت صادق (ع) روايت كرده جماعتى از اصحاب پيغمبر اكرم كه يكى از آنها سلمان بود سؤال نمودند اى رسول خدا بعد از شما خلافت و امامت كرا خواهد بود؟ فرمود امشب ستاره‏اى از آسمان سقوط خواهد كرد بخانه هر كس فرود آمد او امام و خليفه و جانشين من است آن شب اهل مدينه همه بر بامها رفتند باميد آنكه ستاره بخانه آنها فرود آيد مگر امير المؤمنين كه در محراب به عبادت مشغول بود ستاره روشنى از آسمان سقوط كرده بخانه امير المؤمنين (ع) افتاد رسول خدا بآنحضرت فرمود يا على بآنخدائيكه مرا بحق فرستاده واجب شد وصايت و خلافت و امامت براى تو بعد از من، منافقين  طعنه زدند و گفتند محمد در حق على راه افراط پيموده و در ضلالت افتاده و در حق على سخن از روى هواى نفس ميگويد پروردگار قسم ياد كرد بآن ستاره‏اى كه بخانه على فرود آمد صاحب شما كه محمد است در حق على گمراه نيست و سخن از روى هواى نفس نميگويد سخن او بجز وحى خدا هيچ نيست او را پروردگار بسيار توانا بوحى آموخته است‏

حضرت صادق (ع) فرمود پيغمبر اكرم بآن جائى رسيد كه خداوند در باره حضرتش ميفرمايد فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ 9  شخصى سؤال كرد از آنحضرت معناى آن چيست؟ فرمود بمقدار دو طرف قوس و فرمود بين پروردگار و پيغمبرش حجابى بود متلألى‏ء و متحرك نظر كرد بمقدار سوراخ سوزنى مشاهده نمود نور پر عظمت پروردگار را آنچه خدا خواست، خطاب كرد پروردگار باو اى محمد (ص) خليفه بعد از تو كيست گفت خدايا تو داناترى فرمود على بن أبي طالب امير المؤمنين و سيد مسلمين و پيش رو مؤمنين است و پس از آن حضرت صادق (ع) فرمود ولايت و خلافت امير المؤمنين بخدا قسم در آسمان مشافهة بر رسول خدا امر شد نه در زمين. و اين احاديث تماما تمثيل است از براى   مقدار معنوى روحانى بمقدار صورى جسمانى و قرب مكانى بدنو روحانى، و خدا منزه است از بودن در مكان چنانچه امير المؤمنين فرمود

 

 

 

 تفسير جامع، ج‏6، ص: 475

محمد بن عباس از حمران بن اعين روايت كرده گفت از حضرت باقر سؤال نمودم معناى ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى‏    8-10  را  فرمود محمد (ص) نزديك شد به پروردگار خود نبود فاصله‏اى ميان آنها جز قفس لؤلؤى كه در آن فراشى از ذهب بود و تلألؤ ميكرد پيغمبر صورتى را مشاهده نمود خطاب شد اى محمد (ص) مى‏شناسى اين صورت را گفت بلى پروردگارا اين صورت على است حق تعالى فرمود دخترت فاطمه را تزويج او بنما و على را خليفه و وصى خود قرار ده پيغمبر آنچه را در عالم بالا و ملكوت ديد دلش هم تصديق كرد و آنرا حقيقت يافت و كذب و خيال نپنداشت.

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 476

أَ فَتُمارُونَهُ عَلى‏ ما يَرى‏ 12  آيا كفار و منافقين جدل ميكنند در آنچه رسول خدا مشاهده كرده.

على بن ابراهيم ذيل آيه فوق روايت كرده كه از پيغمبر اكرم (ص) سؤال كردند از آن وحى كه پروردگار در شب معراج مشافهة بآنحضرت نمود فرمود پروردگار بمن وحى نمود كه على سيد مؤمنين و امام متقين و پيش رو مسلمين و خليفه خاتم انبياست منافقين گفتند اين گفتار پيغمبر در حق على از طرف خداوند نيست بلكه او بهواى نفس خود ميگويد آيه فوق نازل شد رسول اكرم فرمود مأمور شدم از طرف خدا على را بخلافت نصب كنم و بمردم بگويم كه بعد از من على ولى آنهاست و او بمنزله كشتى نوح است هر كس تمسك باو جويد نجات خواهد يافت و هر كه از او دورى كند غرق و هلاك خواهد شد

 

 

وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى‏ 43  پروردگار بندگان را شاد و خندان ساخته و نيز غمين و گريان گرداند ابن شهر آشوب ذيل آيه فوق از ابن عباس روايت كرده گفت امير المؤمنين (ع) و حمزه و مؤمنين شاد و خندان هستند و كفار مكه گريانند تا كشته شوند و داخل دوزخ گردند.

مردى يهودى معناى آيه را از امير المؤمنين (ع) سؤال نمود و گفت خندانيدن كار حكيم نيست پس چگونه خداوند بندگان را ميخنداند فرمود پروردگار ابر را ميگرياند بباران و ميخنداند باغ و بستان و اشجار را به بهار و رويانيدن گل و رياحين و نباتات‏

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:19 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏6، ص: 450

سوره طور

در مكه نازل شده چهل و نه آيه و سيصد و دوازده كلمه و هزار و پانصد حرف است‏

 

خلاصه مطالب سوره طور عبارت است از تهديد و وعيد كفار و مژده و بشارت   دادن بمؤمنين و سخنان قريش در باره پيغمبر اكرم (ص) و بيان آنكه جز پروردگار كسى عالم بغيب نيست.

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 454

وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ 21 طور

آنانكه بخدا ايمان آورده و فرزندانشان هم در ايمان پيرو ايشان شده‏اند ما آن فرزندان را بآنها برسانيم و از پاداش عمل فرزندان هيچ نكاهيم اگر چه فرزندان در ايمان و عمل صالح بدرجه پدران نباشند تا در بهشت بديدار يكديگر شادان باشند.

محمد بن عباس از ابن عباس روايت كرده گفت آيه فوق در حق پيغمبر اكرم (ص) و امير المؤمنين (ع) و فاطمه زهرا (ع) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) نازل شده.

و از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود روز قيامت منادى از عرش پروردگار ندا كند اى اهل محشر چشم بپوشيد كه فاطمه زهرا (ع) دختر پيغمبر خاتم ميخواهد عبور كند آن مجلله با دوازده هزار حور العين و پنجاه هزار فرشته در حالتى كه بر سريرى از نور جلوس نموده وارد فردوس برين ميشود و در بهترين قصرهاى بهشت قرار گيرد پس از آن پروردگار فرشته‏اى را بحضور او ميفرستد كه بر احدى از اولين   و آخرين چنان فرشته‏اى را نفرستاده عرض ميكند حضورش پروردگار بشما سلام ميرساند و ميفرمايد هر چه ميخواهى از من سؤال كن تا بتو مرحمت كنم ميفرمايد سپاس گزارم پروردگارى را كه امروز نعمتش را بر من تمام نموده و بر من تحيت مى‏فرستد و مرا بر تمام زنان عالم مقدم داشته فقط درخواست من از پروردگار آنست كه مرا شفيع فرزندان و ذريه و دوستداران فرزندان و ذريه‏ام قرار دهد خطاب ميرسد بآن مجلله بدون آنكه از مكان خودش حركت كند اى فاطمه تو را شفيع فرزندان و ذريه‏ات قرار دادم و نيز شفاعت كن هر كسى را كه نسبت بفرزندان و ذريه‏ات نيكى و احسان نموده و آنها را بعد از تو دوست داشته و حفظ نموده آنگاه آن بزرگوار ميگويد ستايش ميكنم خدائى را كه حزن مرا بر طرف نمود، و ديدگانم را بفرزندان و ذريه‏ام روشن كرد پس از آن حضرت صادق (ع) آيه وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ 21 را تلاوت نمودند.

 

در امالى از محمد بن مسلم روايت كرده گفت حضرت باقر (ع) ميفرمود

 پروردگار در عوض شهادت حضرت امام حسين (ع) سه چيز باو عطا نمود يكى آنكه امامت را در ذريه آنحضرت قرار داد ديگر شفا را به تربتش بخشيد سوم دعا را در تحت قبه و در كنار قبر آن بزرگوار اجابت فرمود و ايام رفتن و بازگشتن زائر قبر آنحضرت از عمرش محسوب نميشود، محمد بن مسلم ميگويد عرض كردم اينها نعمتهائى بود كه خداوند به بركت وجود مقدس حضرت امام حسين (ع) به شيعيانش عطا فرموده بخود آن بزرگوار چه مرحمت نموده فرمود ملحق ميگرداند او را به پيغمبر اكرم و در درجه و منزلت با رسول خداست و آيه فوق را تلاوت نمودند.

 

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 460

وَ إِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذاباً دُونَ ذلِكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ 47  براى ستمكاران و كفار عذابى خواهد بود پيش از عذاب دوزخ و آن عذاب قبر و برزخ است و لكن بسيارى از ايشان نميدانند كه عذاب بر آنها فرو خواهد آمد.

محمد بن عباس ذيل آيه فوق از حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمود مقصود از ستمكاران در اينجا كسانى هستند كه بآل محمد (ص) ظلم و ستم نمودند و حقوق اهل بيت عترت و طهارت را غصب كردند.

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:18 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏6، ص: 433

سورة الذاريات‏

در مكه نازل شده شصت آيه و سيصد و شصت كلمه و هزار و دويست و هشتاد حرف است.

خلاصه مطالب سوره ذاريات عبارت است از لعن و ذم كفار و مشركين و پاداش پرهيزگاران و شرح قسمتى از داستان ابراهيم خليل و هلاك قوم لوط و امتان پيشين‏

تفسير جامع، ج‏6، ص: 437

 يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِك‏9

 

در كافى و بصائر الدرجات ذيل آيه فوق از حضرت باقر (ع) روايت كرده‏اند فرمود سماء پيغمبر اكرم (ص) و ذاتِ الْحُبُكِ 7 امير المؤمنين (ع) مراد است «إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ» 8 يعنى اين مردم در باره ولايت امير المؤمنين و فرزندانش مختلف شده‏اند هر كس در ولايت و خلافت آنحضرت ثابت و برقرار بماند داخل بهشت ميشود و آنكه از ولايت برگردد از بهشت محروم و بى‏نصيب شود و اين حديث را على بن ابراهيم نيز روايت كرده.

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:18 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏6، ص: 411

سوره ق‏

در مكه نازل شده چهل و پنج آيه و سيصد و پنجاه و هفت كلمه و هزار و چهار صد و نود و چهار حرف است.

خلاصه مطالب سوره ق عبارت است از بيان ادله بعث و آنكه پيشينيان قيامت و حشر را تكذيب ميكردند و حال مردم در قيامت و كيفر كفار و گناه‏كاران و پاداش متقين و پرهيزگاران.

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 419

وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ،19

طبرسى ذيل آيه فوق از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود سائق وجود مقدس امير المؤمنين (ع) و شهيد رسول اكرم (ص) ميباشد.

 

   تفسير جامع، ج‏6، ص: 420

أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ، مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ، الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَأَلْقِياهُ فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ 21-24

ابن بابويه از ابى سعيد خدرى روايت كرده گفت پيغمبر اكرم (ص) فرمود روز قيامت                    

 پروردگار بمن و على ميفرمايد بيفكنيد در دوزخ هر كه با شما بغض و عداوت داشته و داخل بهشت گردانيد كسانى را كه محب و دوست شما بودند و مخاطب «أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ» من و على ميباشيم.

و از مفضل بن عمر روايت كرده گفت سؤال نمودم از حضرت صادق (ع) بچه مناسبت امير المؤمنين (ع) قسيم بهشت و دوزخ است فرمود چون دوستى آنحضرت ايمان و بغض و دشمنى با او كفر است پروردگار هم بهشت را براى مؤمنين و دوزخ را براى كفار آفريده از اينجهة حضرتش قسيم بهشت و دوزخ باشد دوستان خود را در بهشت و دشمنانش را در جهنم داخل گرداند حضورش عرضه داشتم پس پيغمبران و اوصياء آنها على را دوست ميدارند و دشمنان ايشان او را دشمن ميشمارند؟ فرمود بلى مگر نميدانى رسول اكرم (ص) در جنگ خيبر فرمود فردا پرچم را بدست كسى خواهم داد كه خدا و رسولش او را دوست ميدارند او نيز خدا و رسولش را  دوست دارد از ميدان جنگ برنميگردد تا فتح كند پرچم را بدست على داد خداوند فتح و فيروزى را نصيب حضرتش نمود اى مفضل مگر نميدانى هنگاميكه مرغ بريان را حضور پيغمبر گذاشتند آن حضرت دعا كرد و گفت پروردگارا بهترين و محبوب‏ترين بندگانت بفرست تا من از اين مرغ بريان تناول نمايد فورا امير المؤمنين تشريف آورد اى مفضل آيا جايز است پيغمبران و اوصياء آنها دوست ندارند كسى را كه خداوند و پيغمبر خاتم او را دوست مى‏دارند عرض كرد مجددا گفتم آيا ممكن است مؤمنين از امتهاى پيغمبران گذشته دوست نداشته باشند حبيب خدا و پيغمبرانش را؟ فرمود خير پس ثابت شد كه جميع پيغمبران و اوصياء و تمام مؤمنين گذشته و آينده وجود مقدس امير المؤمنين (ع) را دوست ميدارند و مخالفين و دشمنان تمام انبياء و اوصياء و مؤمنين حضرتش را دشمن ميدارند و باو مخالف هستند  عرض كردم بلى فرمود پس داخل در بهشت نميشود مگر كسانيكه از گذشتگان و آيندگان امير المؤمنين را دوست بدارند و وارد دوزخ نميشوند مگر آنهائيكه از اولين و آخرين حضرتش را مبغوض و دشمن ميدارند پس اى مفضل اكنون دانستى كه چگونه و بچه دليل على امير المؤمنين (ع) قسيم بهشت و دوزخ است مفضل ميگويد عرض كردم اى فرزند رسول خدا هم و غم مرا برطرف نموديد خداوند جزاى خير بشما عطا فرمايد مجددا عرض كردم آيا على بن أبي طالب (ع) دوستان خود را داخل بهشت مينمايد يا رضوان آيا آنحضرت دشمنان خود را بدوزخ ميفرستد يا مالك؟ فرمود اى مفضل مگر نميدانى پروردگار رسول اكرم را در عالم ارواح بسوى ارواح پيغمبران دو هزار سال پيش از خلقت مخلوقات فرستاد و آنها را به يگانگى خدا و فرمان بردارى و اطاعت او دعوت نمود و وعده بهشت بآنها داد و فرمود هر كس فرمان پروردگار را اطاعت و پيروى ننمايد وارد دوزخ ميشود آيا پيغمبر ضامن وعده و وعيد پروردگار نيست عرض كردم بلى فرمود پس على (ع) خليفه پيغمبر و امام امة است رضوان و مالك هم از جمله فرشتگان هستند و آنها بدستور پروردگار مطيع اوامر امير المؤمنين ميباشند و اوامر حضرتش را اجرا ميكنند پس از روى حق و حقيقت امير المؤمنين قسيم بهشت و دوزخ ميباشد اى مفضل اين بيانات را حفظ كن و بغير اهلش حديث مكن تمام اينها از مخزون علم و دانش مكنونات است.

فرات بن ابراهيم از امير المؤمنين (ع) روايت كرده كه رسول اكرم فرمود يا على روز قيامت خداوند خلايق را در يك مكان جمع كند من و تو در آن روز طرف راست عرش ايستاده‏ايم پروردگار بما خطاب ميكند هر كه شما را تكذيب نموده و يا بغض و عداوت با شما داشته داخل جهنم كنيد.

سيد رضى از ابن مسعود روايت كرده گفت روزى وارد بر پيغمبر اكرم (ص) شدم عرض كردم اى رسول خدا حق را بمن نشان بدهيد تا از او پيروى نمايم فرمود داخل آن حجره شو تا حق را مشاهده كنى وارد شدم ديدم امير المؤمنين (ع) مشغول نماز است در سجده دعا ميكند خدايا بحرمت محمد (ص) بنده و پيغمبرت گناهكاران شيعيان مرا ببخشاى بيرون آمدم تا آنچه ديده بودم برسول خدا خبر دهم آنحضرت  نيز مشغول نماز بود در سجده ميفرمود پروردگارا بحرمت بنده‏ات على گناهكاران امة مرا بيامرز ابن مسعود ميگويد من تعجب نمودم و حالت غشوه بمن دست داد پيغمبر از نماز فارغ شد توجهى نمود و فرمود اى ابن مسعود مگر كافر شدى بعد از ايمان آوردن عرض كردم معاذ اللّه اى رسول خدا ولى تعجب كردم از آنكه على خدا را قسم ميداد بشما و شما نيز خدا را بعلى قسم ميداديد فرمود اى ابن مسعود خداوند خلق فرموده من و على و فاطمه و حسن و حسين را از نور با عظمت خود پيش از آنكه موجودى را بيافريند بدو هزار سال قبل در آنوقتيكه كسى نبود. ذات اقدسش را تقديس و تسبيح بنمايد و شكافت نور مرا و از آن عرش و كرسى را خلق نمود من بزرگتر از عرش و كرسى باشم و نور على را شكافت و از آن آسمان و زمين را بيافريد و على بزرگتر از آسمان و زمين است و از نور حسن لوح و قلم را خلق كرد و او از لوح و قلم بزرگتر است و از نور حسين بهشت و حور العين را آفريد و حسين افضل و بالاتر است از بهشت و حور العين، آنگاه فرشتگان از ظلمت و تاريكى مشرق و مغرب بخداوند شكايت نمودند و گفتند پروردگارا باين انوار مقدسه تو را سوگند ميدهيم كه ظلمت و تاريكى را از ما برطرف نما، پس خلق نمود نوريرا و متصل گردانيد آن را بروحيكه آفريده بود مرتبه ثانى فاطمه را از آن خلق فرمود مشرق و مغرب بنور فاطمه روشن شد و از اينجهة ناميد دخترم را بزهرا اى ابن مسعود روز قيامت بمن و على پروردگار خطاب كند داخل جهنم كنيد هر كفار عنودى را و معناى أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ همين است و كفار آنهائى هستند كه انكار نبوت و رسالت نمودند و عنيد كسانى باشند كه با على و اهل بيت و اولاد من دشمنى و عداوت ميكنند.

و از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود رسول خدا فرموده هرگاه خواستيد چيزى را از خداوند طلب كنيد با وسيله آن را طلب نمائيد عرض كردند حضورش وسيله چيست؟ فرمود درجه من است در بهشت و آن از جواهرات مرصع باشد بر هر يك از آن جواهرات هزار زبرجد و بر هر زبرجدى هزار لؤلؤ و بر هر يك آن هزار طلا و نقره كوب شده، ميآورند آن را روز قيامت و نصب ميكنند در ميان درجات پيغمبران و درجه من نسبت بآنها مانند ماه است با ستارگان و نيست در روز قيامت پيغمبر  مرسل و نه شهيدى مگر آنكه آرزوى درجه مرا بكند و بگويد خوشا بحال صاحب اين درجه و رتبه، منادى با صداى رسا ندا كند اين درجه تعلق دارد بمحمد (ص) بياورند آن را و بر سرم تاجى باشد كه نور از آن طالع گردد بر آن تاج نوشته شده‏

 «لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه على ولى اللّه»

رستگار كسانى هستند كه از طرف پروردگار فائز شدند چون عبور دهند من و على را از حضور پيغمبران گويند اين دو نفر از فرشتگانند از پيش صفوف فرشتگان كه عبور كنيم گويند اين دو نفر چه كسانى هستند كه ما آنها را نمى‏شناسيم من ببالاى آن درجه روم و على هم متصل بمن قرار گيرد نيست پيغمبر و مؤمنى مگر آنكه سر خود را بلند كند و بگويد گوارا باد اين درجه و كرامت براى شما منادى ندا كند اى اهل محشر بدانيد اين حبيب من محمد و ديگرى ولى من على بن أبي طالب است خوشا بحال كسانيكه در دنيا آنها را دوست داشته‏اند و بدا بحال اشخاصيكه ايشان را دشمن و مبغوض مى‏پنداشتند و با آنها عداوت كرده و تكذيب آنان مينمودند پيغمبر اكرم فرمود يا على در آن روز كسيكه                        تفسير جامع، ج‏6، ص: 425

 دوست داشته تو را از صداى آن منادى خوشحال گردد و صورتش سفيد و قلبش روشن شود و هر كه با تو جنگ كرده يا خلافت تو را منكر بوده و در حق تو ظلم و ستم و دشمنى نموده صورت او سياه و قدمهايش بلغزد در آن هنگام دو فرشته موكل بر بهشت و دوزخ رضوان و مالك نزد ما آيند سلام كنند جواب آنها را بدهم بايشان گويم كيستيد؟

آنكه پاكيزه و نيكو منظر است گويد من رضوان خازن بهشت هستم پروردگار بمن فرمود كليدهاى بهشت را حضورت تقديم بدارم اى رسول خدا اين كليدها را برداريد گويم تقديم على كن كليدها را بشما دهد من پروردگار را بر نعمتيكه بما عطا نموده حمد و ستايش مى‏كنم و رضوان برگردد فرشته ديگر پيش آيد باو بگويم نام تو چيست كه اين قدر قبيح منظرى گويد من مالك دوزخ هستم پروردگار بمن امر فرموده كليد دوزخ را حضورتان تقديم بدارم اى رسول خدا اين كليدهاست باو بگويم بعلى ده كليدها را بتو تقديم نموده و مراجعت نمايد آنگاه على با كليدهاى بهشت و دوزخ   پيش رود و در جهنم را بدست گيرد جهنم صدا كند و شعله آتش بالا رود فرياد كند اى على از كنار من دور شويد كه نور جمالت شعله و شراره آتش مرا خاموش خواهد نمود آنوقت على ميگويد اى دوزخ رها كن اين بنده را كه دوست من است و بگير اين شخص را كه از دشمنان من بوده پيغمبر اكرم فرمود اطاعت و فرمان بردارى جهنم نسبت باوامر على در آنچه امر ميكند بيشتر است از غلامى كه مطيع و فرمان بردار مولايش باشد و على در آن روز قسيم بهشت و دوزخ است.

ابن بابويه از عبد اللّه قاضى روايت كرده گفت بعيادت اعمش رفته بودم در مرضيكه وفات نمود ابو حنيفه و ابن ابى ليلى حضور داشتند ابو حنيفه باعمش گفت اى ابا محمد بپرهيز از خدا تو امروز در آخرين روز دنيا و اول روز آخرت ميباشى حديثى در باره على بن أبي طالب نقل مينمودى اگر توبه كنى و برگردى از اين عقيده بهتر است براى تو اعمش سؤال كرد كدام حديث را ميگوئى گفت حديث قسيم نار اعمش بابو حنيفه گفت اى يهودى آيا اين گفتار را براى من و امثال من ميگوئى بعد باهلش گفت مرا بنشانيد و تكيه‏گاهى برايم قرار دهيد او را نشانيدند گفت بآن خدائى كه بازگشت تمام خلايق بسوى اوست حديث كرد مرا ابو متوكل ناجى و موسى بن طريف از عباية بن ربعى امام حى و از ابى سعيد خدرى گفتند شنيديم از رسول خدا فرمود روز قيامت پروردگار عزت بمن و على خطاب ميكند داخل جهنم كنيد كسيكه با شما دشمنى و عداوت نموده و وارد بهشت گردانيد هر آنكه شما را دوست داشته و مطيع و فرمان‏بردار اهل بيت و عترت بوده چنانچه ميفرمايد در اين آيه خداى تعالى أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ قاضى گفت بمحض اينكه ابو حنيفه اين حديث را شنيد بابن ابى ليلى گفت بيائيد پيش از آنكه حديث ديگرى ذكر نمايد و ما را خجل و شرمنده كند از نزد او بيرون برويم راوى ميگويد بخدا سوگند ما هنوز از منزل اعمش خارج نشده بوديم كه او برحمت الهى پيوست.

و از محمد بن حمران روايت كرده گفت معناى آيه را از حضرت صادق (ع) سؤال نموديم فرمود روز قيامت پيغمبر اكرم (ص) و امير المؤمنين (ع) بر روى پل صراط بايستند عبور نكند كسى از صراط مگر آنكه برات داشته باشد عرض كردم حضورش  

 اى فرزند رسول خدا برات چيست؟ فرمود ولايت امير المؤمنين و فرزندان كرامش.

در آن روز منادى از طرف پروردگار ندا كند اى محمد (ص) و اى على (ع) بيفكنيد در جهنم هر كسيكه انكار نبوت و ولايت شما را نموده و يا در مقام عناد و دشمنى با فرزندانتان بيرون آمده.

 

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 430

إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيد37

ابن بابويه از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود امير المؤمنين (ع) در خطبه‏اى فرمود صاحب قلب كه خداوند در قرآن فرموده من هستم و آيه را تلاوت نمودند.

 

 

 

جمعه 11 خرداد 1397 :: 16:32 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏6، ص: 391

سوره حجرات‏

در مدينه نازل شده داراى هيجده آيه و سيصد و چهل و سه كلمه و هزار و چهار صد و نود و شش حرف است‏

خلاصه مطالب سوره حجرات نهى از پيشى گرفتن بر خدا و رسول و صدا بلند كردن فوق صداى پيغمبر و تصديق سخنان فساق پيش از تحقيق و استهزاء و غيبت كردن مؤمنين و تجسس عيوب آنها و امر باصلاح بين مردم و منع از فخر و مباهات به نسب، و مدح مؤمنين است.

 

 

   تفسير جامع، ج‏6، ص: 398

در كافى ذيل آيه حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمان حجرات 7   َ از بريد بن معاويه روايت كرده گفت در منى زير خيمه حضرت باقر (ع) بودم نظرش بزياد اسود افتاد كه پايش بريده شده بود سؤال نمود از او چه شده كه باين حالتى؟ عرض كرد شتر جوانى را سوار شدم در بين راه از بالاى آن بزمين افتادم و عرض كرد حضورش من بسيار متألم ميشوم از گناهان خود بطوريكه نزديك است هلاك شوم چون بياد دوستى شما اهل بيت مى‏افتم اميدوار ميشوم و درد از من بر طرف ميگردد فرمود آنحضرت مگر دين غير از دوستى ما آل محمد (ص) چيز ديگرى هست

 

خداوند ميفرمايد حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُم‏حجرات 7 ْ و نيز ميفرمايد إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ  ال عمران 31   و ميفرمايد يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ حشر 9  اى زياد شخصى به پيغمبر عرض كرد من نمازگزاران و روزه داران را دوست ميدارم لكن خودم نماز و روزه بجا نميآورم فرمود باو تو با كسانى هستى كه آنها را دوست ميدارى و از براى تست آنچه آنان طلب ميكنند اى زياد اگر ترس و فزعى از آسمان پديد آيد هر يك از مردم به مأمن و پناهگاهى پناه برند پناه ما هم رسول خداست پناه شما هم ما ائمه هستيم بسوى ما پناه خواهيد آورد.  و از عبد الرحمن بن كثير روايت كرده گفت از حضرت صادق (ع) معناى آيه را سؤال نمودم فرمود ايمان وجود مقدس امير المؤمنين (ع) است خداوند حضرتش را محبوب قرار داده و در دل مؤمنين نيكو آراسته مقصود از كفر و فسوق و عصيان اولى و دومى و سومى است.

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 399

در كافى ذيل آيه فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِي‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ   9  از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود وقتى آيه مزبور نازل شد پيغمبر اكرم فرمود باصحاب، على بعد از من بر طبق تأويل آيه قتال و جهاد ميكند چنانچه من بر تنزيل آن قتال نمودم. فرمود تأويل آيه روز جنگ جمل در بصره ظاهر شد در آن روز عمار ياسر گفت با اين پرچم در خدمت رسول خدا سه مرتبه بجهاد رفتيم و اين مرتبه چهارم است كه با اين پرچم در حضور خليفه او جهاد مينمائيم بخدا قسم اگر ما را بزنند و شكنجه نمايند ميدانيم كه ما بر حق و آنها بر باطلند و روش امير المؤمنين با اهل بصره مانند سيرت رسول اكرم با اهل مكه در روز فتح بود چه آنحضرت اسير نكرد فرزندان آنها را و فرمود هر كس در خانه خود رود و درب خانه را بروى خود به‏بندد و يا اسلحه خود را بزمين گذارد در امان است امير المؤمنين با اهل بصره روز كه فتح نمود آن را همين‏گونه رفتار نمود.

 

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 399

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون 10  َ در مجالس ذيل آيه فوق از ابن عباس روايت كرده گفت وقتى آيه مزبور نازل شد پيغمبر اكرم ميان اصحاب خود برادرى قرار داد و هر يك را بمناسب حالش با ديگرى برادر كرد ابو بكر را با عمر و عثمان را با عبد الرحمن برادر نمود پس از آن بامير المؤمنين فرمود تو هم برادر من و من برادر تو باشم. اينحديث را ابن مغازلى شافعى از حذيفه يمانى در مناقب روايت كرده با زيادى اين جمله: رسول خدا سيد پيغمبران است براى او نظيرى نيست جز على (ع)

 

 

   تفسير جامع، ج‏6، ص: 409

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ 15   اين آيه در شأن مقدس امير المؤمنين (ع) نازل شده چه آن بزرگوار بدون شك و ريبى در راه خدا بمال و جان جهاد كرد.

قُلْ أَ تُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ اين آيه در باره عثمان نازل شده. در مصباح انوار از جابر انصارى روايت كرده گفت در خدمت پيغمبر اكرم هنگام حفر خندق بودم امير المؤمنين (ع) مشغول كندن خندق بود رسول خدا فرمود پدرم بفداى كسيكه حفر ميكند و جبرئيل خاك آن را برميدارد ميكائيل او را يارى مينمايد و جز او كسى را يارى و كمك نكردند آنگاه بعثمان گفت مشغول حفر باش عثمان در غضب شد گفت محمد راضى نشد باسلام آوردن ما بر دستش تا ما را باعمال شاقه وادارد جبرئيل نازل شد آيه فوق را آورد و در همان اوقات عثمان از طرف عمار ياسر عبور نمود عمار مشغول حفر خندق بود غبارى بلند شد عثمان آستين خود را حمايل صورتش كرد و زود عبور نمود عمار گفت مساوى نيست كسيكه مسجدى بنا ميكند و در آن ركوع و سجود بجا ميآورد با آنكه از غبار دورى ميجويد و انكار مسجد و نماز مينمايد و معاند است عثمان باو گفت اى پسر سياه بمن توهين ميكنى رفت حضور پيغمبر اكرم عرض كرد هرگز با تو داخل دين اسلام نميشوم تا عمار مرا سب كند رسول خدا بعثمان فرمود اسلاميت تو لغزش پيدا كرده برو از اين مكان جبرئيل نازل شد و آيه را آورد و فرمود اى رسول ما باين مردم رياكار بگو شما ميخواهيد خدا را بدين خود آگاه سازيد آنچه در آسمانها   و زمين است همه را خدا ميداند و او بتمام امور عالم دانا و آگاه است اينان بر تو منت ميگذارند كه اسلام اختيار نموده‏اند بگو باسلام خود بر من منت نگذاريد خدا بر شما منت ميگذارد كه شما را بسوى ايمان هدايت نموده اگر راست ميگوئيد كه اسلام آورده‏ايد، يعنى اى عثمان در اسلام آوردن دروغ ميگوئى و مؤمن نيستى چه شخص مسلمان تسليم امر خدا و رسولش ميباشد و فرمان‏بردار اوامر آنهاست و عثمان مطيع و فرمان‏بردار نبود و خدا اسرار غيب و نهانى زمين و آسمانها را ميداند و بآنچه بندگان عمل ميكنند از نيك و بد و از روى خلوص و ريا آگاهست.

 

جمعه 11 خرداد 1397 :: 16:31 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏6، ص: 357

سوره فتح‏

در مدينه نازل شده بيست و نه آيه و پانصد و شصت كلمه و دو هزار و چهار صد و سى و هشت حرف است.

خلاصه مطالب اين سوره عبارت است از خبر فتح و فيروزى به پيغمبر و مسلمين و غنيمت بردن ايشان از كفار و يهود و تهديد مشركين و كسانيكه تخلف ميكنند از فرمان پيغمبر و توصيف اصحاب آنحضرت در كتاب تورية

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 385

ابن بابويه ذيل آيه إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ 26  فتح  

از حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمود رسول اكرم (ص) فرموده خداوند با من عهد كرد و فرمود بشنو اى محمد اين عهد را عرض كردم پروردگارا امر فرما، فرمود بدان اى محمد (ص) كه على پرچمدار هدايت است بعد از تو و پيشواى دوستان و اولياى من است و نوريست براى كسانيكه مطيع و فرمان‏بردار من هستند و على كلمه‏ايست كه براى اشخاص پرهيزگار لازم دانسته‏ام هر كس على را دوست بدارد مرا دوست داشته و آنكس كه على را مبغوض بدارد مرا مبغوض داشته، اى محمد امة را باين عهد و فضيلت على بشارت بده. و اينحديث را در اختصاص و محمد بن عباس و از محدثين ديگر نيز روايت شده.

و از ابراهيم كرخى روايت كرده گفت مردى حضور حضرت صادق (ع) عرض كرد آيا امير المؤمنين على (ع) در دين خدا قوى نبود فرمود بلى عرض كرد پس چگونه منافقين بر حضرتش غالب شدند و آن بزرگوار در صدد منع و دفع آنها برنيامد فرمود اين آيه آنحضرت را منع نمود كه در مقام دفع آنها برنيامد

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 387

لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً   25 فتح

چه پروردگار در اصلاب كفار و منافقين مؤمنانى بوديعه گذاشته بود امير المؤمنين‏

 كفار و منافقين را بقتل نرسانيد بخاطر فرزندان مؤمنيكه در اصلاب آنها بود تا ايشان بيرون آمدند از صلب آنها همچنين وجود مقدس حضرت ولى عصر روحى و روح العالمين له الفداء خروج نكند و ظاهر نشود تا مؤمنانى كه در اصلاب كفار هستند بيرون آيند وقتى خارج شدند آنحضرت ظهور كند و كفار را بقتل برساند.

محمد بن عباس از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرموده پيغمبر اكرم (ص) فرموده شبى كه مرا بمعراج بردند رسيدم بسدرة المنتهى در آنجا توقف نمودم از مصدر جلال ربوبى خطاب رسيد اى محمد (ص) من خلايق را آزمايش كردم تو كداميك از آنها را مطيع و فرمان بردارتر خود يافتى عرض كردم پروردگارا على را فرمان بردارتر يافتم فرمود راست گفتى اى محمد آيا براى خود خليفه و جانشينى انتخاب كرده‏اى تا به بندگان من كتاب مرا ياد دهد عرض كردم خير پروردگارا تو انتخاب بفرما كه بهتر است براى من فرمود انتخاب نمودم و برگزيدم على را خليفه و جانشين از برايت تو هم او را بخلافت انتخاب نما علم و دانش و حلم خود را بعلى عطا نموديم و على از روى حق و حقيقت امير المؤمنين است و اين منصب نه پيش از او و نه بعد از او بكسى داده نخواهد شد اى محمد على پرچم‏دار هدايت و امام و پيشواى كسانى است كه اطاعت از من ميكنند و او نور من است و كلمه ملازم با تقوى و پرهيزگارى است هر كس على را دوست بدارد مرا دوست داشته و آنكه او را دشمن دارد مرا دشمن داشته، اى محمد اين اوامر و سخنان مرا در باره على بامة بشارت بده پيغمبر عرض كرد پروردگارا بشارت ميدهم، و اين فرمايش را آنحضرت بامير المؤمنين فرمود امير المؤمنين عرض كرد پروردگارا من بنده تو هستم و جانم در دست قدرت تو است اگر مرا عقاب كنى ستم بمن ننمودى چه بكيفر لغزشها عقاب مينمائى و چنانچه نعمت خود را بمن ارزانى دارى اولى و احق هستى بمن از نفس خود پيغمبر در حقش دعا كرد گفت پروردگارا دل على را مملو از علم و ايمان قرار بده خطاب رسيد اى محمد (ص) دعايت را باجابت رسانيديم على را نفس علم و ايمان قرار داديم مگر آنكه او را اختصاص داديم بابتلاآتى كه هيچ يك از اولياء خود را مانند او مبتلا ننموديم و اين معنا در علم ازلى ما گذشته است اى محمد اگر على نبود اولياء  من و اولياء پيغمبران من مرا نمى‏شناختند.

 

 

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 389

محمد بن عباس ذيل آيه كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ   29 از ابن عباس روايت كرده گفت اصل «زرع» عبد المطلب و «شطأه» محمد (ص) و «يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ» وجود مقدس امير المؤمنين است چه كفار در تماشاى حضرتش حيرانند و اين آيه را پروردگار مثل آورد براى پيغمبر و اصحابش چنانچه زرع از اول سبز ميشود و از ميان دانه بيرون ميآيد سپس پيرامون آن ساقه و برگها برآيد آنگاه خوشه‏ها از اطراف آن درآيند و آن را قوى و استوار كنند همچنين اهل بيت و اصحاب پيغمبر پيرامون او جان و مال فدا كرده و مانند شاخها و برگها حضرتش را قوى و استوار نموده‏اند و هر كه بنگرد بشگفت آيد فرزندى بدون پدر و مادر در تحت سرپرستى ابو طالب خداى تعالى كار او را از حيث تربيت و تقويت بجائى رساند كه همه عالم و جهانيان در تعجب فرو مانند و كفار از او بخشم آيند.

 

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 389

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً  29  در امالى ذيل آيه فوق از ابن عباس روايت كرده گفت شخصى از پيغمبر اكرم سؤال نمود اين آيه در حق چه كسى نازل شده فرمود روز قيامت كه ميشود پرچمى از نور سفيد بر افراشته شود منادى ندا كند اى سيد مؤمنين برخيز امير المؤمنين از جايگاه خود بلند شود پرچم را باو دهند تمام پيشينيان از مهاجر و انصار زير آن پرچم قرار بگيرند و غير آنها كسى با ايشان مخلوط نشود امير المؤمنين برود بر منبرى از نور جلوس كند فرشتگان جميع خلايق را يكى بعد از ديگرى بحضرتش عرضه بدارند پاداش و نورى بهر يك بفراخور آنها عطا كند تا بآخرين نفر رسد آنوقت بايشان گفته شود شناختيد منزل و جايگاه خود را در بهشت پروردگار شما ميفرمايد نزد من آمرزش و پاداش بزرگى خواهيد داشت آنوقت امير المؤمنين از منبر بزير آيد پرچم بدست مبارك گرفته تمام مؤمنين زير آن اجتماع نموده آنها را داخل بهشت گرداند و مراجعت فرموده مجددا جلوس نمايد بقيه خلايق را بحضورش عرضه بدارند طايفه بسيارى را بسوى جهنم روانه كند و اينست معناى آيه شريفه‏و معناى:

 وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ 19 حديد   يعنى سابقين و مؤمنين بولايت امير المؤمنين وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيم‏19 حديد ِ يعنى آنهائيكه كافر شدند و تكذيب ولاية امير المؤمنين نمودند و در حق آن بزرگوار ستم كردند. اينحديث را موفق بن احمد كه يكى از علماء عامه است نيز نقل و بيان نموده است.

 

 

 

تفسیرجامع، ج‏6، ص: 349

فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ  22اين آيه در باره بنى اميه نازل شده در كافى از حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمود روزى عمر امير المؤمنين (ع) را ملاقات كرد و بآنحضرت گفت شما ميگوئيد آيه بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ در باره من و ابو بكر رفيقم نازل شده فرمود آنحضرت اى عمر آيا خبر ندهم تو را بآيه‏ايكه در حق بنى اميه نازل شده و تلاوت نمود آيه فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ را، عمر گفت بنى اميه از شما بنى هاشم صله رحم بيشتر بجا ميآورند لكن حضرتت امتناع مينمائى و با بنى تيم و بنى عدى و بنى اميه اظهار عداوت و دشمنى ميكنى و مقصود از تيم و عدى خود عمر و ابو بكر ميباشد.

و از حضرت صادق (ع) روايت كرده باصحاب خود فرمود بر شما باد بدورى جستن از قطع رحم چه قاطع رحم را خداوند در سه موضع از قرآن لعن فرموده يكى در اين آيه فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَهُم 22-23   ْ ديگر در آيه وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ سوره رعد آيه 25 و در سوره بقره آيه 27 ميفرمايد الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ثعلبى كه يكى از علماء عامه است در تفسير خود از ابن عباس روايت كرده كه آيه فوق در باره بنى اميه و بنى مغيره نازل شده.

 

 تفسير جامع، ج‏6، ص: 350

إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُمْ  25  در كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود اين آيه نازل شده در حق اولى و دومى و سومى چه آنها بر اثر ترك ولايت امير المؤمنين (ع) از ايمان برگشتند و مرتد شدند و نيز در حق تابعين و پيروان ايشان جارى است و مراد از شيطان در اين آيه دومى است چه مردم را وسوسه كرد و نگذاشت آنها بر ولايت امير المؤمنين (ع) ثابت و برقرار بمانند.

ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ  26  اين آيه در باره اولى و دومى نازل شده و آنچه پروردگار نازل كرده ولايت امير المؤمنين (ع) است آنها و تابعين و پيروانشان از نزول آيه ولايت كراهت حاصل نمودند.

حضرت صادق (ع) فرمود بخدا قسم اين آيه در حق ابو بكر و عمر نازل شده چه آنها به بنى اميه گفتند مگر شما با ما عهد و پيمان نبستيد كه بعد از پيغمبر اكرم خلافت براى ما باشد و خمس را به بنى هاشم ندهيم و اگر خمس را بايشان بدهيم مستغنى و بى‏نياز ميشوند بنى اميه گفتند ما بر عهد و پيمان خود باقى هستيم و اطاعت ميكنيم از شما و نميگذاريم خمس به بنى هاشم برسد و آنچه را خداوند در باره ولايت و اطاعت على بن أبي طالب واجب و نازل فرموده قبول نداريم و هرگز زير بار ولايت نخواهيم رفت حضرت صادق (ع) فرمود ابو عبيده جراح كاتب و نويسنده آنها بود و با اين شرايط در حيات پيغمبر چنين عهد و پيمانى بستند و خداوند آيه ذيل را بعد از عقد قرار داد ايشان نازل نمود و پيغمبرش را از اسرار درونى آنها خبر داد و آگاه نمود آيه اينست أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى‏ وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ سوره زخرف آيه 80 (منافقين بر كفر و ارتداد خود و برگردانيدن خلافت و ولايت از امير المؤمنين (ع) تصميم گرفتند و ما هم بر كيفر و انتقام ايشان، آيا گمان ميكنند كه سخنان سرى و پنهانى كه بگوش هم ميگويند نميشنويم؟ بلى ميشنويم و رسولان ما فرشتگان همانوقت آنرا مينويسند).

 

 تفسير جامع، ج‏6، ص: 352

ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ 28  اين عذاب منافقين براى آنستكه پيروى كردند از راهى كه موجب خشم و غضب خداست و راه رضا و خشنودى او را نه‏پيمودند پروردگار هم اعمالشان را محو و نابود گردانيد.

محمد بن عباس ذيل آيه فوق از جابر جعفى روايت كرده گفت معناى آيه را از حضرت باقر (ع) سؤال نموديم فرمود منافقين از على (ع) كراهت داشتند و حال آنكه على مورد رضاى خدا و رسول اوست خداوند ولايت على امير المؤمنين (ع) را در روزهاى جنگ احد و بدر و حنين و تحت شجره و روز ترويه و روز غدير خم ابلاغ فرمود و در باره ولايت على بيست و دو آيه نازل گرديد و پيغمبر اكرم (ص) آن ولايت را در مسجد الحرام و در جحفه و غدير خم محكم نمود و از آنها عهد و پيمان گرفت.

 

                       تفسير جامع، ج‏6، ص: 353

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ، وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ   29-30    آيا گمان ميكنند كسانيكه در دلهايشان مرض نفاق است خداوند هرگز كينه درونى آنها را آشكار نميسازد؟ و اگر بخواهيم حقيقت ايشان را بوسيله وحى بر تو آشكار ميكنيم تا بباطن آنها پى ببرى و لكن امارات و علاماتى است كه تو ايشان را بآن بشناسى و آن طرز سخن گفتن و تغيير گفتارشان است و خدا ميداند كارهاى شما بندگان را.

محمد بن عباس ذيل آيه فوق از حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمود زمانى كه  پيغمبر اكرم (ص) امير المؤمنين (ع) را در روز غدير خم بجانشينى خود منصوب نمود منافقين گفتند پيغمبر (ص) على پسر عم خود را كه مانند كفتار است بر سر دست بلند نموده خداوند آيه فوق را نازل فرمود و لحن قول عبارت از بغض و عداوت آنهاست با امير المؤمنين (ع) آنحضرت فرمود خداوند از شيعيان ما برولايت على (ع) عهد و ميثاق گرفته و ما آنها را از لحن قول و طريق گفتار و سخنان ايشان مى‏شناسيم.

ابن بابويه از ابا عبيده روايت كرده گفت حضرت باقر (ع) بمن فرمود اى ابا عبيده از دشمنان ما و كذابين و دروغگويان دورى بجوئيد چه آنها ترك نمودند آنجا را كه مأمور بودند بعلم و دانش آن و تكليف كردند خود را بدانستن اخبار آسمانها اى ابا عبيده از متابعت با رفتار و اخلاق مخالفين ما بپرهيز و از اعمال آنها دورى بجو همانا در نظر ما عاقل نيست كسى مگر بعد از شناختن لحن قول او، آيا ميدانى لحن قول چيست؟ عرض كردم خير فرمود بغض و عداوت على بن أبي طالب (ع) است. و اين حديث را نيز ابن مغازلى شافعى در مناقب از پيغمبر اكرم روايت كرده.

در امالى از حضرت عبد العظيم بن عبد اللّه حسنى روايت كرده گفت حضرت   جواد (ع) فرمود اعتقاد شخص پوشيده و پنهانست در تحت زبان او و چون سخن بگويد آشكار ميشود گواه اين مطلب آيه شريفه است كه ميفرمايد وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ ديگر آنكه مرد عداوت و دشمنى دارد بر هر چيزيكه جاهل و نادان است بآن چنانچه پروردگار ميفرمايد بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ.يونس 39

 

تفسير جامع، ج‏6، ص: 354

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى‏ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ 32  آنانكه كافر شدند و راه خدا را بروى مردم بستند و با رسول خدا دشمنى و مخالفت نمودند پس از آنكه راه هدايت بر آنها روشن شد و حق را شناختند هرگز بخدا ضررى نميرسانند بزودى پروردگار اعمال آنها را محو و نابود خواهد نمود.

مراد از «سَبِيلِ اللَّهِ» در اين آيه امير المؤمنين و فرزندان كرامش ميباشد منافقين بازداشتند مردم را از ولايت آن بزرگواران و شَاقُّوا الرَّسُولَ يعنى قطع كردند و بريدند ولايت اهل بيت رسول اكرم را بعد از آنكه آنحضرت بامر خداى تعالى از مردم بر ولايت اهل بيت خود عهد و پيمان گرفت.

 

 

    تفسير جامع، ج‏6، ص: 356

ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ 38   شما همان مردمى هستيد كه چون براى انفاق در راه خدا ميخوانند شما را بعضى از شما بخل ميورزيد و هر كس بخل ورزد بزيان خود اوست خداى تعالى از خلق بى‏نياز است و شما مردم فقير و نيازمنديد اگر از حق روى بگردانيد خداوند بجاى شما قوم ديگرى را بياورد كه ايشان در اطاعت و فرمان بردارى مانند شما نباشند.

على بن ابراهيم ذيل آيه فوق از يعقوب بن قيس روايت كرده گفت معناى آيه را از حضرت صادق (ع) سؤال نمودم فرمود يعنى اگر شما مردم از ولايت امير المؤمنين برگرديد در عوض قومى آيند كه ولايت آنحضرت را به‏پذيرند و آنها مانند شما مخالفت امر خدا نكنند و ستم بآل محمد ننمايند بلكه فرمان‏بردار  خدا باشند و از آل محمد (ص) پيروى كنند و دوست آنها باشند اى پسر قيس خداوند در عوض اشخاصيكه از ولايت و دوستى ما آل محمد (ص) برگشته‏اند طايفه‏اى از عجم و فرزندانشان را بياورد كه دوستدار ما اهل بيت ميباشند.

اصحاب پيغمبر (ص) وقتى آيه فوق نازل شد سؤال كردند اى رسول خدا اينان چه اشخاصى هستند كه پروردگار در اين آيه ذكر و ياد فرموده سلمان فارسى نزديك آنحضرت بود دست مباركش را بسر سلمان گذاشت و فرمود اين شخص و طايفه او باشند، سپس فرمود بآنخدائيكه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان و ولايت امير- المؤمنين (ع) در ثريا آويخته باشد جماعتى از اهل فارس دست بآن زنند و آن را دريابند و فرمود جماعتى از اهل بنى كنده و بنى نخع هستند، و آنها طايفه‏اى بودند در زمان امير المؤمنين (ع) كه از دوستان و مواليان آنحضرت بودند.

جمعه 11 خرداد 1397 :: 16:29 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏6، ص: 344

فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ 18  على بن ابراهيم ذيل آيه فوق از ابن عباس روايت كرده گفت در سال حجة الوداع با پيغمبر بحج مشرف شده بوديم رسول اكرم پس از اداء اعمال حج حلقه در كعبه را بدست مبارك گرفت و متوجه ما شد فرمود آيا خبر بدهم شما را بعلامتهاى آخر زمان؟ و نزديكترين مردم بآنحضرت سلمان بود عرض كرد اى رسول خدا خبر دهيد ما را فرمود يكى از علائم آخر زمان ضايع كردن نماز و پيروى نمودن از شهوات و ميل نمودن بهواى نفس است ديگر احترام و تعظيم كردن اغنيا و ثروتمندان و فروختن دين بدنياست در آن هنگام دل مؤمن آب ميشود مانند آب شدن نمك در آب از جهة منكراتيكه مشاهده ميكند و ميداند و توانائى ندارد تغيير دهد آنرا سلمان عرض كرد اى رسول خدا اين كار ميشود؟ فرمود آرى سوگند بآنخدائيكه جانم در دست قدرت اوست در آن زمان امارت و حكومت ميكنند بر مردم اميران و حكام ظالم و ستمكار و بر آنها جور و ستم ميكنند و وزيران فاسق و فاجر و دانشمندان ستمكار و امينان خائن بر ايشان تسلط پيدا ميكنند اى سلمان بيايد زمانى كه مردم كار زشت و منكر را معروف و خوب دانسته و معروف و نيك را منكر شمارند و شخص خائن را امين و امين را خائن بدانند راستگويان را تكذيب كرده دروغگو پندارند و دروغگويان را تصديق كنند و راستگو بدانند اى سلمان در آن زمان زنها امير و حاكم شوند و كنيزكان مورد مشورت قرار گيرند و بچه‏ها بر منبر من بالا روند (مقصود از بچه اطفال نابالغ به تنهائى نيست مردانيكه عقلهايشان مانند اطفال باشد نيز شامل است) دروغ گفتن در آن زمان امرى رايج و چيز خوبى بشمار ميرود و دادن زكوة و حقوق الهى در نظر مردم مانند غرامت است و بدست آوردن اموال حرام در نظر آنان غنيمت باشد به پدر و مادر جفا كنند و دوست از دوستش بيزارى جويد و طلوع كنند ستارگان دنباله‏دار اى سلمان بحق خدائى كه جانم در يد قدرت اوست در آن زمان زنان با شوهران خود در كسب و تجارت شركت كنند و در آن زمان باران   رحمت مانند آتش زيان رساند و تحقير كنند و سبك شمارند مردم مستمند و بى‏بضاعت را و بازارهاى دنيا بهم نزديك شود و مردم بيكديگر ميگويند اين متاع را نميفروشيم تا قيمتش بالا رود و اين جنس سودى چندان نكند اى سلمان نمى‏بينى مردم آنزمان را مگر آنكه ذم كنند خالق خود و خداى تعالى را، در آنوقت اشخاصى بر مردم حكومت كنند كه اگر سخنى بآنها بگويند گوينده را بقتل رسانند و اگر ساكت باشند مال و عرض آن مردم را مباح دانند و آنها را پايمال كنند و خونهاى مردم را حكومتها بريزند و دلهاى مردم را پر از ترس و كينه نمايند نه‏بينى كسى را مگر آنكه از دست حكام ترسناك و لرزان باشد و فرار كند، ايسلمان در آن زمان از مغرب زمين چيزهائى بياورند كه بتوسط آن امة مرا ملامت و سرزنش كنند واى بحال ضعيفان امة من از دست مردمان مغرب آنها بر كوچك و بزرگ رحم نكنند و هيچ ترس و بيمى از خداوند و خلايق ندارند و هر عملى كه ميخواهند انجام ميدهند اى سلمان در آن زمان مردم صورتشان صورت آدمى است ولى دلشان دل شيطانى است در آن زمان مردان بمردان اكتفا كنند و زنان با يكديگر مساحقه نمايند و چنان با اطفال و مردان جمع شوند مانند جمع شدن آنها در خانه‏هايشان با كنيزان و زنان، و مردان بزنان و زنان بمردان هم شكل شوند و زنان بر اسبها و زينها سوار شوند بر آن جماعت از امة من لعنت خداوند باد اى سلمان بخدائيكه جانم در يد قدرت اوست در آخر زمان مسجدهائى بنا كنند و آنها را مانند كليسا زينت و آرايش دهند و منارها را بلند نمايند و صفهاى جماعت در مساجد بسيار باشد و بدنهاى مردم در صفوف نماز بيكديگر چسبيده لكن دلهاى آنها از يكديگر دور و متفرق و دشمن هم باشند و اختلاف ميان ايشان بسيار است اى سلمان در آنزمان مردان امة من زينت كنند بطلا و لباس حرير و ابريشم بپوشند و پوستهاى پلنگ و حيوانات حرام گوشت را البسه سازند و بپوشند، ربا در ميان ايشان بسيار و علنى باشد و مانند بيع‏رفتار و معامله كنند و بيشتر معاملاتشان ربوى باشد رشوه بدهند و بگيرند و دين خود را رها كنند و دنيا را بگيرند و بزرگ شمارند و در آن زمان طلاق دادن زياد شود و حدود خدا جارى نگردد و هرگز در اثر تعصب و نافرمانى زيانى بخدا نرسانند اى سلمان در آنوقت آلات لهو و لعب و تار و طنبور و غنا زياد باشد و بدست شرورترين امة من ظاهر گردد ثروتمندان امة من بحج نروند مگر از براى تفريح و تفرج و متوسطين از براى تجارت و مستمندين و بى‏بضاعتها از براى ريا و خودنمائى اى سلمان در آنوقت اشخاصى هستند كه قرآن را ياد ميگيرند تا در آلتهائى مانند نى و بوق بغنا بخوانند و كسانى هستند كه تحصيل علم و دانش مينمايند از براى غير خدا در آن زمان اولاد زنا زياد باشد و فرزندان بسيارى از زنا متولد شوند و قرآن از جهة غنا بخوانند و غرق در دنيا باشند مردمان آن زمان اى سلمان هتك حرمت محارم كنند و معصيت و كارهاى حرام را كسب و تجارت خود قرار دهند شروران امة بر نيكوكاران آنها مسلط شوند و دروغگوئى را پيشه خود ساخته و شعار خويش بنمايند و لجاجت و عناد كنند و اظهار فقر و احتياج نموده و در لباس فخر و مباهات نمايند و نرد و شطرنج ببازند و آلات لهو و لعب را مستحسن شمارند امر بمعروف و نهى از منكر را انكار نمايند مؤمن در آنزمان ذليل‏ترين مردم باشد و قاريان قرآن عبادت كنندگانى باشند كه با مردم ملازم و متفق هستند      در معصيت خداوند، فرشتگان آسمانها ايشان را بنام پليد و نجس خوانند اى سلمان در آن زمان اغنيا و ثروتمندان نترسند از چيزى جز از فقر و احتياج فقرا و مستمندان كه سؤال كنند از آنها و ميان دو جمعه كسى نباشد كه بدست ايشان چيزى گذارد.

اى سلمان در آنوقت سخن و گفتگو كنند رويبضه، سلمان عرض كرد اى رسول خدا رويبضه چه كسانى ميباشند فرمود اشخاص پست و اراذل هستند كه لياقت و اهليت ندارند جمع شوند و در امور و كارهاى مردم دخالت و گفتگو ميكنند و درنگ نكنند آنها مگر اندكى تا آنكه زمين هموار شود براى ايشان باقى بمانند در روى زمين آن مقدار و زمان كه خدا بخواهد و بيرون اندازد زمين طلا و نقره و معادن خود را براى آنها مانند اين ستونها و اشاره فرمود بستونهاى مسجد الحرام و سودى نبرند ايشان بطلاها و نقره اينست معناى آيه شريفه فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها 18 

 

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران