|
صلح پایدار
سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:23 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 256 سوره جن در مكه نازل شده و بيست و هشت آيه و دويست و هشتاد و پنج كلمه و هشتصد و هفتاد حرف است خلاصه مطالب سوره جن عبارت است از داستان ايمان آوردن اجنه در اثر گوش فرا دادن بقرآن و قدرت پروردگار بر سود و زيان رسانيدن بر بندگان و كيفر گناهكاران و جز خداوند كسى بر قيام قيامت آگاه نيست و غير از خدا و برگزيدگان او كسى داناى بغيب نيست. تفسير جامع، ج7، ص: 261 وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً 8-10 جنيان گفتند ما خواستيم بآسمان بالا رويم يافتيم آن را كه مملو بود از فرشتگان نگهبانان قوى و تير شهاب آتشبار و پيش از اين در كمين شنيدن سخنان آسمانى مىنشستيم اكنون چون ميخواهيم سخنان فرشتگان را بشنويم شهاب و ستارهاى از آتش ما را منع كند و غرض جنيان از شنيدن سخنان فرشتگان آن بود كه بمردم بگويند ما علم غيب ميدانيم و آنها را در اشتباه اندازند چون خبرى ميشنيدند آن را بمردم ميگفتند آنها هم گمان ميكردند جنيان علم غيب ميدانند- و ما هنوز نميدانيم كه آيا خداى تعالى براى اهل زمين چه ميخواهد شر و بلا و نكبت و بيمارى و تنگدستى با صلاح و رشد و تندرستى و توانگرى-. على بن ابراهيم ذيل آيه فوق از ابن بكير روايت كرده گفت شنيدم حضرت باقر عليه السّلام قرائت نمود آيه را و فرمود سوگند بخدا پروردگار اراده شر نمود براى مردم هنگاميكه آنها بيعت كردند با معاويه ملعون و رها كردند حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام ر تفسير جامع، ج7، ص: 262 وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً 13 و ما چون بآيات قرآن گوش داديم هدايت يافته و ايمان آوردهايم و هر كه بخداى خود ايمان آورد ديگر از نقصان خير و ثواب و از رنج و عذاب بر خود نترسد-. در كافى ذيل آيه مزبور از محمّد بن فضل روايت كرده كه از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام معناى آيه را سؤال نمودم فرمود هدايت ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است آنها ايمان آوردند بولايت مولاى ما و هر كس ايمان آورد بولايت ما آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از عذاب و خسران نميترسد فضيل مىگويد بآنحضرت عرض كردم اين معنا كه فرموديد تنزيل آيه است فرمود خير تأويل آيه ميباشد عرض كردم حضورش معناى آيه لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً 21 چيست؟ فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مردم را دعوت نمود بسوى ولايت امير المؤمنين عليه السّلام قريش اجتماع كردند حضورش و گفتند اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما را معاف بدار از ولايت على بن أبي طالب عليه السّلام فرمود بامر خداست بمن ربطى ندارد آنحضرت را متهم كردند و از حضورش بيرون رفتند و اتهام ايشان آن بود كه گفتند محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر خدا دروغ بسته است در باره ولايت على عليه السّلام خداوند آيه ذيل را نازل فرمود قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّهِ وَ رِسالاتِهِ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً- آيه 22- 23 همين سوره است، يعنى بگو ايرسول ما مرا چه كسى از قهر خدا ميتواند در پناه بگيرد و بغير او هيچ گريز گاهى هرگز نخواهم يافت تنها محل امن و پناه من رسانيدن احكام و اوامر خدا است و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند البته كيفر او آتش دوزخ است و در آنجا جاويد خواهد بود. تفسير جامع، ج7، ص: 264 وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً 16-17 و اگر بر طريق حق ثابت و برقرار ماندند بجاى آتش بآنها آب خوشگوار و بسيار بنوشانيم و تخصيص داد آب را از بين ساير نعمتها براى مناسبت و مطابق بودن با آتش كه در آيه پيش گذشت و ديگر هر جا آب باشد درخت و نباتات هم ميباشد و آنجا مال بسيار و عيش خوش باشد تا امتحان كند ايشان را در آن مال و نعمت و هر كه از ذكر خدا اعراض كند خداى تعالى او را بعذابى بسيار سخت معذب گرداند-. در كافى ذيل آيه مزبور از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود طريقه در اين آيه ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه بعد از آنحضرت ميباشد اگر اين مردم با استقامت و پايدار باشند بر ولايت ما ائمه خداوند بياشامد دلهاى آنها را از ايمان-.
طبرسى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود معناى آيه آنست اگر اين مردم بر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه بعد از آنحضرت باقى و بر قرار بمانند خداوند بآنها علم و دانش بسيارى نصيب گرداند و آنها را از ائمه معصومين ياد گيرند و خداوند ايشان را آزمايش فرمود بوجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام و فرزندان گرامش. سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:21 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 248 سوره نوح در مكه نازل شده و بيست و نه آيه و دويست و بيست و چهار كلمه و نهصد و بيست و نه حرف است. خلاصه مطالب اين سوره در بعثت نوح و تبليغ او است و تكذيب كردن و ايمان نياوردن مردم به آن حضرت و هلاك و غرق شدن آنها است.
تفسير جامع، ج7، ص: 255 رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبارا 28 در كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مقصود از بيت در اينجا ولايت است و هر كس داخل در ولايت شد در خانه پيغمبران وارد شده است و مراد از مؤمنين امير المؤمنين عليه السّلام و مؤمنات حضرت فاطمه عليها سلام است و قصد نموده از ظالمين در آيه آخر ستمكاران آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و كسانى كه بر اهل بيت ظلم و ستم نموده و حقوق آن بزرگواران را غصب كردند.
سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:21 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 238 سوره معارج در مكه نازل شده و چهل و چهار آيه و دويست و شانزده كلمه و هزار و شصت و يك حرف است خلاصه مطالب سوره معارج عبارت است از بيان اوصاف قيامت و پرسش و جويا نشدن هيچ خويش و اقربائى از ارحام و اقرباء خود در اثر گرفتارى و شدت قيامت و هول آن.
تفسير جامع، ج7، ص: 239 سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ (1) لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ (2) مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ (3) ِ سائلى درخواست نمود از عذابى كه واقع خواهد شد براى كافران و كسى نمىتواند دفع كند آنرا، آنعذاب از قهر خداى صاحب درجات است-. طبرسى از حسين بن محمد روايت كرده گفت از سفيان بن عينيه سؤال نمودم آيه فوق در باره چه كسى نازل شده جواب داد سؤال كردى از چيزى كه پيش از تو كسى اين سؤال را از من ننمود خبر داد مرا حضرت صادق عليه السّلام از پدرانش چون رسول خدا روز غدير خم دست امير المؤمنين عليه السّلام را گرفت و بلند كرد در حضور مردم و فرمود هر كس من مولاى او هستم على نيز مولاى او است و منصوب نمود آنحضرت را بامامت آشكارا و در قبايل عرب منتشر شد حارث بن نعمان فهرى حضور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد عرض كرد اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر نمودى ما را بگفتن اشهد ان لا اله الا اللّه و ان محمدا رسول اللّه قبول كرديم و گردن نهاديم ديگر امر كردى در پنج وقت نماز بجا آوريم پذيرفتيم امر بزكوة و روزه و حج و ساير واجبات فرمودى اطاعت نموديم، بتمام اينها راضى نشدى، تا بازوى پسر عمت على را گرفتى و بالاى منبر بلند كردى و او را بامامت و وصايت منصوب نمودى اين كار را از طرف خود انجام دادى يا خداى تعالى تو را بآن امر نمود؟ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود بآنخدائى كه جز او خدائى نيست من بامر و فرمان پروردگار على را منصوب نمودم حارث روى بر گردانيد و گفت اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيم انفال 32 ٍ پروردگارا اگر آنچه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميگويد در باره على از جانب تو و بر حق است پس از آسمان بر سر ما سنگى ببار يا بعذاب دردناكى گرفتار كن ما را هنوز براحله خود نرسيده بود كه سنگى از آسمان فرود آمد و بر سر او اصابت كرد و آنا بهلاكت رسيد خداى تعالى آيه فوق را نازل نمود-.
در كافى ذيل آيه لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ 2 از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود سوگند بخدا جبرئيل آيه مزبور را بطريق ذيل نازل نموده: للكافرين بولاية على ليس له دافع و در صحف حضرت فاطمه همين طور ثابت است و سبب نزول آيه را در سوره انفال مفصلا بيان نموديم.
تفسير جامع، ج7، ص: 244 ذيل آيه وَ الَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ 26 از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از دين در اين آيه روز ظهور و خروج حضرت قائم حجة عليه السّلام است.
تفسير جامع، ج7، ص: 246 فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ (40) عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ (41 سوگند به پروردگار مشرق و مغربهاى عالم كه ما قادريم آنها را هلاك سازيم و بجاى ايشان خلقى بهتر از آنها بيافرينيم و هرگز كسى در قدرت بر ما پيشى نخواهد يافت-. شرف الدين نجفى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مشارق در اين آيه پيغمبران و مغارب اوصياء آنها ميباشند- . تفسير جامع، ج7، ص: 247 خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ (44)
شرف الدين نجفى ذيل آيه ذلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود روز موعود روز ظهور و خروج حضرت قائم حجت عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ميباشد. سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:20 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 228 سوره الحاقه در مكه نازل شده و پنجاه و دو آيه و دويست و پنجاه و شش كلمه و هزار و هشتاد و چهار حرف است خلاصه مطالب اين سوره عبارت است از احوال قيامت و هلاك قوم عاد و ثمود و فرعونيان و داستان نوح و نفخ صور و بيان احوال اهل جهنم.
تفسير جامع، ج7، ص: 230 وَ جاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِكاتُ بِالْخاطِئَةِ فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رابِيَةً دد9-10 الحاقه و فرعون و كسانيكه پيش از او بودند و اهل مؤتفكات بزشت و خطا كارى برخاستند و با رسول پروردگارشان مخالفت كردند خدا هم ايشانرا بعذاب سخت گرفتار ساخت-. شرف الدين نجفى ذيل آيه فوق از حمران روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود مراد بفرعون در اين آيه سومى است و مقصود از من قبله اولى و دومى است و مؤتفكات اهل بصره هستند و خاطئه عايشه است امير المؤمنين عليه السّلام در خطبه معروفه كه در ذم و توبيخ اهل بصره است خطاب نمود بآنها و فرمود يا اهل المؤتفكه و معناى ائتفكت خسف و گرفتن است چه بصره را سه مرتبه آب فرا گرفت و مرتبه ديگر هم فرا خواهد گرفت چنانچه حضرتش خبر داد و فرمود كانى بمسجدكم كجئوجئى سفينه فى لجه بحر گويا مىبينم آب بصره را گرفته و مسجد آن مانند كشتى بر روى آب قرار دارد-.
تفسير جامع، ج7، ص: 231 إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ (11) لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ (12) چون آب طغيان كرد و از حد برفت در عهد نوح ما شما را در كشتى نشانديم تا غرق نشويد و مايه پند و عبرت مردم قرار دهيم و لكن گوش شنواى هوشمندان اين پند و تذكر را ميتواند بشنود-. در كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود وقتى آيه مزبور بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شد بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود يا على آنگوش شنوا تو هستى-. طبرسى از بريده اسلمى روايت كرده كه روزى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود يا على خداوند مرا امر فرموده تا ترا نزديك كنم و دور نگردانم و تو را بياموزم و تو ياد گيرى و بر خدا واجب است كه تو ياد گيرى يعنى توفيق عطا كند بتو تا حفظ كنى امير المؤمنين عليه السّلام فرمود پس از آن چيزى را فراموش نكردم بريده ميگويد پس از فرمايش پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم طولى نكشيد كه جبرئيل نازل شد و آيه مزبور را آورد ابن بابويه از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود اذن واعيه كه خداوند در قرآن سوره الحاقة نازل نموده من هستم و اين حديث را عياشى و سعد بن عبد اللّه و ابن شهر آشوب روايت كردهاند-. محمد بن عباس بسى سند از طرف عامه و خاصه روايت كرده كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود يا على از خداوند درخواست نمودم كه اذن واعيه گوش تو باشد و اين حديث را ثعلبى كه از علماء عامه است در تفسير خود بيان كرده است.
تفسير جامع، ج7، ص: 232 فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ وَ الْمَلَكُ عَلى أَرْجائِها وَ يَحْمِل عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ 13-18 بياد آور آن وقتى كه ناگهان اسرافيل در صور دمد و زمين و كوهها را بر گيرند و يكمرتبه همه را بشكنند و متلاشى سازند آنگاه روز موعود واقعه بزرگ قيامت واقع گردد و بناى محكم آسمان از هم بشكافد و سست شود و فرشتگان بر اطراف آسمان منتظر فرمان باشند و عرش پروردگارت را در آنروز هشت نفر مقرب برگيرند آنروز كه در پيشگاه حساب شما را حاضر كنند هيچ كار از اسرار بر شما پنهان نخواهد ماند-. در كافى ذيل آيه وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ17 از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود عرش عبارت از علم است چهار نفر از ما و چهار نفر از ساير مردم آنهائى كه خداوند ميخواهد حاملين عرشند و محمّد بن آس از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود حاملين عرش چهار نفر از سابقين هستند و آنها نوح و ابراهيم موسى و عيسى ميباشند و چهار نفر از متأخرين محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام و امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام ميباشند و معناى آنكه حمل ميكنند عرش را يعنى علم را بر ميدارند-. تفسير جامع، ج7، ص: 233 فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ 19-20 كسيكه نامه عملش را بدست راستش ميدهند از شادى گويد بيائيد نامه مرا بخوانيد من ملاقات اين روز حساب را اعتقاد داشتم محمد بن عباس ذيل آيه فوق از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود آيه مزبور در شأن امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده و جاريست در حق مؤمنين و اينحديثرا ابن شهر آشوب و بعضى از مخالفين نيز روايت كردهاند-. ابن بابويه از عمار ياسر روايت كرده كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود فرشتگان حافظين على عليه السّلام، افتخار ميكنند بر تمام حفظه زيرا بالا نميبرند بسوى پروردگار چيزيرا كه بغضب آورد او را و اين حديث را اخطب خوارزم و موفق بن احمد و ابن مغازلى شافعى كه از مخالفين هستند روايت كردهاند-. عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود روز قيامت هر طايفهاى را بخوانند و حاضر كنند با اماميكه در عصر آن امام از دنيا رفتهاند اگر اقرار و اعتراف نمودند بامام و اعتقاد بامامت او داشته نامه اعمالش را بدست راستش دهند چنانكه ميفرمايد. يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ 17 اسرا و يمين، اثبات و اعتقاد داشتن بامام است چه كتاب آن بزرگوار است و ائمه دوستان و دشمنان خود را از سيمايشان مىشناسند و هر كس منكر امام شود و اعتقاد باو نداشته باشد از اصحاب شمال است و نامه اعمال او را بدست چپش ميدهند. تفسير جامع، ج7، ص: 237 وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ (44) در كافى ذيل آيه: وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود آن مردم گفتند كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر خدا دروغ بسته است و پروردگار امر نكرده او را بر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام خداوند آيه فوق را نازل نمود و فرمود اگر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ما سخنان دروغى بسته بود محققا او را بقهر و انتقام ميگرفتيم و رگ تنش را جدا ميكرديم و كسى بر دفاع از او قادر نبود پس از آن عطف فرمود بر آن آيات ذيل را. وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ 48 يعنى ولايت امير المؤمنين عليه السّلام پند و تذكريست بحقيقت براى پرهيزكاران جهان. وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ 49 و البته ما ميدانيم كه بعضى از شما تكذيب ولايت امير المؤمنين عليه السّلام را مينمائيد. وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ 50 و وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام مايه حسرت و پشيمانى كفار و تكذيب كنندگان است. وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ 51 ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و وجود مقدسش بر حق و حقيقت و يقين خالص است.
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ 52 پس اى رسول گرامى نام خداى بزرگوار را بر اين نعمت بزرگ و فضيلتى كه بتو و على عطا فرموده بستايش ياد كن و سپاسگزار باش سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:18 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 213 سورة القلم سوره قلم در مكه نازل شده و پنجاه و دو آيه و سيصد كلمه و هزار و دويست و پنجاه و دو حرف است. خلاصه مطالب اين سوره عبارت از سوگند پروردگار بر آنكه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مفتون و فريفته امير المؤمنين عليه السّلام نشده و آنچه در باره آنحضرت ميگويد همه بر حق و از طرف خداى تعالى نازل شده است و آزمايش كردن اهل مكه و داستان اصحاب حديقه و كيفر كفار و پاداش مؤمنين در عالم آخرت و توبيخ مشركين و منافقين.
تفسير جامع، ج7، ص: 216 وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ 3-6 و تو را مزد و پاداشى خواهد بود نامحدود و تو بر دين بزرگ و خلق نيكو آراستهاى بزودى تو و كفار مخالفانت مشاهده كنيد كه كدام يك ديوانهايد طبرسى و محمّد بن عباس از ضحاك بن مزاحم روايت كردهاند گفت چون قريش مشاهده كردند كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين عليه السّلام را مقدم داشته و بزرگ ميشمارد فرياد كردند و گفتند پيغمبر فريفته على عليه السّلام شده طولى نكشيد جبرئيل فرود آمد و آيات سوره ن وَ الْقَلَم1 ِ را آورد سوگند ياد نمود پروردگار بقلم و آنچه فرشتگان مينويسند كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فريفته على نشده و او بر خوى نيكو آراسته است بزودى منافقين و مخالفين مىبينند كه مفتون و ديوانه كيست البته خداوند داناتر است بآن كسى كه از راه او گمراه شده است و سبيل در اينجا وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام است و از ابى ايوب انصارى روايت كرده گفت در آنوقتيكه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست امير المؤمنين عليه السّلام را گرفت و بلند نمود و فرمود هر كس من مولاى او هستم على نيز مولاى او است منافقين گفتند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مفتون و فريفته على شده پروردگار آيات فوق را نازل فرمود-
تفسير جامع، ج7، ص: 219 فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافمَهِينٍ هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيم8-13 ٍ ايرسول ما پيروى نكن اين كافران و منافقين را كه تكذيب ميكنند على بن أبي طالب عليه السّلام را دوست دارند اين منافقين كه تو با آنها مداهنه و مدارا كنى تا ايشان غش كنند در باره امير المؤمنين عليه السّلام و بنفاق و پرده پوشى با تو مدارا كنند و اطاعت مكن كسى از منافقين را كه دايم بدروغ سوگند ياد ميكنند حضرت باقر عليه السّلام فرمود حلاف عمر است كه قسم ياد نمود از براى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عهد و پيمانى كه از او گرفته در باره ولايت امير المؤمنين عليه السّلام نقص نكند و پيروى نكن از منافقينى كه دايم عيب جوئى و سخن چينى ميكنند و مردمان را از خير و سعادت ايمان باز ميدارند و بستم و بدكارى ميكوشند خير در اين آيه وجود مقدس امير المؤمنين است كه بحضرتش ستم نمودند و حق او را غصب كردند با اين همه عيب منافقين خشن و متكبر و حرامزاده و بى اصل و نسبند و زنيم حرام زاده را گويند
تفسير جامع، ج7، ص: 226 وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ. 51-52 ايرسول ما نزديك بود كه كافران از حسد بچشمان بد، چشم زحمت زنند چون شنيدند آيات قرآن را و در فصاحتش متحير شدند باز ميگويند كه شخص ديوانه ايست و حال آنكه اين قرآن نيست جز پند و حكمت براى جهانيان-.
در تهذيب ذيل آيه فوق از حسان جمال روايت كرده گفت حضرت صادق عليه السّلام را از مدينه بمكه ميبردم وقتى بمسجد غدير خم رسيديم آنحضرت نظرى بطرف چپ كوه انداخت و فرمود اينجا محل قدم مبارك پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه امير المؤمنين عليه السّلام را بروى دست بلند نمود و فرمود هر كس كه من مولاى او هستم على نيز مولاى او است پروردگارا دوست بدار كسى را كه على را دوست ميدارد و دشمن بدار آنكه على را دشمن ميدارد بعد از آن نظرى نمود بطرف ديگر و فرمود اينجا محل خيمه فلان و فلان و سالم مولا ابى حذيفه و ابى عبيده جراح ميباشد وقتى مشاهده كردند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه امير المؤمنين عليه السّلام را بر وى دست مبارك بلند نمود بيكديگر گفتند نظر كنيد بچشمان محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه چگونه دور ميزند گويا مانند چشم شخص ديوانه است و خواستند حضرتش را چشم بزنند جبرئيل نازل شد و آيه وَ إِنْ يَكادُ را آورد و مقصود از ذكر وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام است حسان ميگويد عرض كردم سپاس و ستايش ميكنم پروردگار را كه اينحديث را از دو لب شما بزرگوار بگوش خود شنيدم فرمود اى حسان اگر نبودى شتربان ما اين حديث را براى تو ذكر نميكردم زيرا تصديق نميكنند اين مردم تو را در باره اينحديث سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:16 :: نويسنده : 14klid
تفسير جامع، ج7، ص: 210 قُلْ هُوَ الرَّحْمنُ آمَنَّا بِهِ وَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْنا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِين29-30 ٍ ايرسول ما بكافران بگو آنكه من شما را بسوى او ميخوانم خداى بخشنده و مهربانست و ما باو ايمان آورده و بر او توكل كردهايم و بزودى بشما معلوم خواهد شد كيست كه آشكار در ضلالت و گمراهيست ايرسول ما بگو بديده تأمل بنگريد اگر آب كه مايه زندگانى شما است صبحگاهى همه بزمين فرو رود جز خدا كيست كه باز آب گوارا براى شما پديد آورد-. ابن بابويه ذيل آيه فوق از عمار ياسر روايت كرده گفت در ركاب پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بجهاد رفته بودم امير المؤمنين عليه السّلام جمعى از كفار را بقتل رسانيد از آنها عمر بن عبد اللّه جحمى و شيبة بن نافع بود حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كردم ايرسول خدا امير المؤمنين عليه السّلام آنطوريكه سزاوار بود در راه خدا جهاد كرد فرمود ايعمار علي از من و من از على هستم او وارث علم و قاضى دين من است بوعده من وفا ميكند على بعد از من خليفه خدا است اگر على نبود مؤمن محض و خالص شناخته نميشد بعد از من جنگ با او جنگ با من است و دشمنى با او دشمنى با من است و دشمنى با من دشمنى با خدا است تسليم او تسليم من و تسليم من تسليم با خدا است او پدر دو سبط من است و ائمه معصومين از صلب على است و مهدى اين امت از فرزندان على است عرض كردم فدايت گردم مهدى كيست فرمود ايعمار خداوند با من عهد فرموده كه بيرون آورد از صلب حسين فرزندم نه امام و نهمى آنها از نظر مردم غايب ميشود چنانكه خداوند ميفرمايد قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ غيبت او طولانى است بر ميگردند از آنحضرت طايفهاى و ثابت و برقرار ميمانند بر حضرتش طايفه ديگر از مردم در آخر زمان، خارج و ظاهر گردد و دنيا را پر از عدل و داد كند پس از آنكه مملو از جور و ستم بوده و جهاد ميكند بر تأويل قرآن چنانكه من جهاد نمودم بر تنزيل آن نام او نام من است و شباهت تام بمن دارد اى عمار بهمين زوديها پس از من فتنههائى بر پا شود شود هر گاه فتنهاى برخاست از على بيرون كن على با حق است و حق با على ايعمار بهمين زودى پس از من در ركاب على جهاد ميكنى با ناكثين و مارقين، تو را فرقه گمراه و ياغى ميكشند عمار ميگويد عرض كردم ايرسول خدا اين جهاد با رضاى خدا و شما است فرمود با رضاى خدا و رضاى من است ايعمار آخر زاد تو از دنيا شربتى از شير ميباشد عمار ميگويد در جنگ صفين از امير المؤمنين اجازه خواستم بميدان كارزار بروم فرمود تأمل كن خدا تو را رحمت كند بعد از ساعتى مجددا اجازه خواستم باز فرمود اندكى تأمل كن عاقبت مرتبه سوم اجازه داد و گريه بسيارى نمود عرض كردم حضورش مگر امروز همان روز موعود نيست كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمن وعده داده ديدم از اسب خود فرود آمد دست بگردن من انداخت و وداع كرد با من و فرمود ايعمار خداوند از جانب پيغمبرش و از طرف من جزاى خير بتو عطا بفرمايد تو خوب اصحاب و برادرى بودى من از گريه آنحضرت متأثر شدم و بگريه افتادم و عرض كردم حضورش اى امير المؤمنين عليه السّلام سوگند بخدا پيروى نكردم از شما مگر از روى معرفت و بينائى شنيدم از پيغمبر خدا كه بمن فرمود ايعمار بعد از من فتنههائى بر پا خواهد شد هر گاه مشاهده نمودى آن فتنهها را ملازم با على و از حزب او باش بدان على با حق و حق با على است بزودى پس از من در ركاب على جهاد ميكنى با ناكثين و مارقين اى امير المؤمنين عليه السّلام خداوند از طرف اسلام بشما جزاى خير عطا فرمايد بهترين جزائى نصيحت فرموديد و رسانيديد باين مردم او امر و نواهى و احكام خدا و دين اسلام را پس از آن سوار شدم آنحضرت هم سوار شد عمار بميدان مبارزه رفت حمله كرد بر اصحاب معويه ملعون هيجده نفر از آنها را بجهنم واصل كرد شربت آبى طلبيد آب نبود در عوض باو شير دادند گفت اين همان عهديست كه پيغمبر اكرم بمن فرمود آخر زاد تو از دنيا شربتى از شير است عاقبت دو نفر از اهل شام نيزهاى باو زدند و شهيدش كردند چون شب شد امير المؤمنين عليه السّلام در ميان كشتگان قدم ميزد ببالين عمار رسيد سر او را بدامن گرفت و گريه بسيارى نمود و اشعار ذيل را در بالين او سرود الا ايها الموت الذى ليس تاركى ارحنى فقد افنيت كل خليلى ايا موت كم هذا لتفرق عنوة فلست تبقى خلة لخليل اراك بصيرا بالذين احبهم كانك تمضى نحوهم بدليل اى مرگى كه رها نخواهى كرد مرا تو، نابود كردى تمام دوستان مرا بيا و مرا هم از اين زندگى راحت نما اى مرگ تا چه اندازه بقهر و غلبه تفرقه و جدائى مىافكنى باقى نگذاشتى هيچ دوستى و حبيبى را براى محبوبش مىبينم تو آگاه و بينائى بدوستان من گويا دليل و راهنمائى تو را بدوستداران من هدايت ميكند-. در كافى از على بن جعفر روايت كرده گفت معناى آيه را از برادرم حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام سؤال نمودم فرمود معناى آن آنست هر گاه مفقود نموديد امام خود را و از نظر شما غايب و پنهان گرديد و مشاهده جمال او ننموديد چه كسى بسوى شما امام و پيشوائى آورد؟ چه كار ميكنيد و چه عملى انجام ميدهيد در غيبت امام و خليفه خداوند؟-. و از فضالة بن ايوب روايت كرده گفت شخصى آيه فوق را از حضرت رضا عليه السّلام سؤال نمود فرمود ائمه ابواب و درهائى هستند ميان خداوند و مخلوقاتش و آب در آيه علم و دانش امام است و مقصود آنست اگر شما مردم صبح نموديد و امام خود را در پس پرده غيبت مشاهده كرديد كيست كه علم و دانش امام را بسوى شما آورد و چه كسى امام جديدى بمانند امام غايب بسوى شما ميفرستد-.
سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:15 :: نويسنده : 14klid سوره ملك در مكه نازل شده و سى آيه و سيصد و سى كلمه و هزار و سيصد حرف است. خلاصه مطالب سوره ملك عبارت است از بيان عظمت و علو شأن و كمال قدرت پروردگار و عذاب شياطين و كفار و پاداش پرهيزكاران و خلقت مرگ و حيات و مثل آوردن از براى مؤمنين و كفار. تفسير جامع، ج7، ص: 206 أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ (22) آيا آنكس كه بر وى در افتاده بهتر هدايت و راهنمائى يافته يا آنكه براه راست ايمان ميرود-. اين آيه مثلى است كه خداوند زد براى كفار و مسلمين و كافر را تشبيه كرده بر وى در افتاده در راه رفتن و مؤمن را بآنكه براه راست ميرود و اشاره بآنستكه روز قيامت كه خلايق بر انگيخته شوند كفار بصورت در دوزخ روند و مؤمنين با قدم و بسرعت از روى صراط عبور كنند و داخل بهشت شوند-. در كافى ذيل آيه مزبور از محمّد بن فضل روايت كرده گفت معناى آيه را از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام سؤال نمودم فرمود خداوند مثل زده كسانيكه از ولايت امير المؤمنين عليه السّلام تجاوز كردهاند بآنهائيكه بصورت راه ميروند و بجائى نميرسند و اشخاصيكه پيروى نمودند از ولايت آنحضرت بكسانيكه با قدم براه راست ميروند و صراط مستقيم در اينجا وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام است-.
تفسير جامع، ج7، ص: 20 و نيز از فضيل روايت كرده گفت باتفاق حضرت باقر عليه السّلام از در بنى شيبه وارد كعبه و مسجد الحرام شديم آنحضرت نظرش بمردم افتاد كه مانند بهائم طواف مينمودند فرمود زمان جاهليت هم چنين طواف ميكردند اين مردم نمىشناسند حق را و متدين بدينى نيستند اى فضل مشاهده كن آنها را چگونه بصورت در مىافتد خداوند لعنت كند اين قبيل مردم را از مخلوقاتى هستند كه مسخ ميشوند روز قيامت بصورتهايشان و آيه فوق و اين آيه را تلاوت نمودند فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ (207) َ اى فضيل ناميده نميشود كسى بامير المؤمنين عليه السّلام جز على بن أبي طالب و هر كس نام خود را امير المؤمنين گذارد بخداوند دروغ و افترا بسته سوگند به پروردگار در اين سال حج كنندهاى براى خدا نيست غير شما شيعيان و خداوند گناهان كسى را نمىآمرزد و عبادتش را قبول نميفرمايد مگر شما دوستان ما آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مصداق حقيقى آيه إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً نساء 31 شما شيعيان و دوستان ما آل عصمت و طهارت ميباشيد
تفسير جامع، ج7، ص: 208 فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ 27 چون كافران عذاب سخت را بچشم خود مشاهده كنند رخسار ايشان از ترس زشت و سياه شود بآنها گويند اين همان عذابى است كه جدا در خواست مينموديد-. در كافى ذيل آيه فوق از زراره روايت كرده گفت تأويل آيه را از حضرت باقر عليه السّلام سؤال نمودم فرمود آيه در باره دشمنان امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده چه آنها آنحضرت را روز قيامت كه مشاهده كردند در بهترين مقام و منزلت و قرب نزد پروردگار صورتهايشان سياه شود و بيكديگر ميگويند اين همان امير المؤمنين است كه مقام او را غصب نموده و مدعى اسم او بوديد و خود را امير المؤمنين عليه السّلام مىپنداشتيد و اينحديث را در كتاب كامل الزيارة و در مناقب روايت كردند و طبرسى از حاكم ابو اسحق كه از منافقين است نقل كرده است و از يوسف بن ابى سعيد روايت كرده حضرت صادق عليه السّلام فرمود روز قيامت كه خلايق محشور شدند نوح پيغمبر را طلب كنند از او سؤال ميكنند آيا تبليغ رسالت كردهاى عرض كند بلى اى پروردگار خطاب رسد شاهد و گواه تو بر تبليغ كيست ميگويد پيغمبر خاتم محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است در آنوقت حضور پيغمبر شرفياب ميشود عرض ميكند اى رسول خاتم پروردگار از من بر تبليغ رسالت شاهد خواسته است رسول خدا بجعفر و حمزه ميفرمايد برويد شهادت بدهيد براى نوح پيغمبر آنها در محضر عدل اللهى شهادت ميدهند كه نوح تبليغ رسالت كرده ابى سعيد ميگويد حضور حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم فدايت گردم چرا امير المؤمنين براى نوح شهادت نميدهد فرمود مقام آنحضرت بزرگتر از آنست و فرمود روز قيامت كه ميشود دشمنان امير المؤمنين عليه السّلام مشاهده ميكنند آنحضرت را كه پرچم حمد در دست دارد و در كنار حوض كوثر ايستاده دوستانش را سيراب ميكند و مانع از ورود دشمنان ميشود در آنوقت صورتهاى ايشان سياه و زشت ميگردد و بيكديگر ميگويند اين شخص امير المؤمنين عليه السّلام است كه شما دعوى مقام و منزلت و خلافت او را مينموديد و خود را بجاى آنحضرت بمردم نشان ميداديد و حق او را غصب كرده بوديد. سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:14 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 187 سوره تحريم سوره تحريم در مدينه نازل شده و دوازده آيه و دويست و چهل و هفت كلمه و هزار و ششصد حرف است خلاصه مطالب سوره تحريم عبارت است از داستان زنان پيغمبر اكرم كه اسرار آنحضرت را افشاء مينمودند و خداوند ايشان را تأديب فرمود و بمؤمنين امر كرد تا اهلشان را تأديب نمايند و خيانت كردن عيال نوح و لوط پيغمبر و مدح آسيهعيال فرعون تفسير جامع، ج7، ص: 191 إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِير و اگر توبه كنيد اى حفصه رواست چه دلهاى شما بر خلاف رضاى پيغمبر ميل كرده و اگر با هم اتفاق كنيد بر اذيت و آزار پيغمبر هرگز بر او غلبه نكنيد چه خداوند يار و نگهبان او است و جبرئيل و مرد نيكوكارى از مؤمنين مدد كار او هستند و فرشتگان بعد از اين هم پشتيبان و يار او خواهند بود-. محمّد بن عباس ذيل آيه فوق از عبد اللّه بن ابى رافع روايت كرده گفت در آنروزى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وفات نمود حضورش بودم گاهى بيهوش ميشد و زمانى بهوش ميآمد من گريه ميكردم و دستهاى مباركش را ميبوسيدم ميگفتم كيست مولاى من و فرزندانم بعد از شما ايرسول خدا؟ فرمود وصى من صالح مؤمنين على بن أبي طالب عليه السّلام مولاى تو است و پنجاه و دو حديث محمّد بن عباس از طرق عامه و خاصه نقل نموده است كه صالح مؤمنين امير المؤمنين على بن ابى طالب عليهما السّلام است-. ثعلبى و سدى كه هر دو از مخالفين هستند بطرق عديده از ابن عباس روايت كردهاند كه مراد از صالح مؤمنين در آيه وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام است
تفسير جامع، ج7، ص: 194 يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (8) اى مؤمنين بدرگاه خدا از روى خلوص توبه كنيد تا خدا گناهان شما را محو كند و در بهشتى كه زير درختانش نهرها جاريست داخل نمايد در آنروزيكه خدا پيغمبر خود و گرويدگان باو را خوار و ذليل نسازد در آنروز نور ايمان آنها در پيش رو و سمت راست ايشان ميرود و در آنحال مىگويند پروردگارا تو نور ما را بحد كمال رسان و ما را بلطف و كرم خود ببخش زيرا تو بر هر چيز قدرت و توانائى دارى-. در كافى از ابى صباح كنانى روايت كرده گفت معناى آيه را از حضرت صادق عليه السّلام سؤال نمودم فرمود توبه نصوح آنستكه بنده از گناه خود توبه كند و ديگر آنگناه را مرتكب نشود و بر نگردد بسوى آن و تكرار ننمايد و باطن او بهتر از ظاهرش باشد و از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود هر كسى براى او نورى باشد روز قيامت نجات خواهد يافت و از براى هر مؤمن نوريست و حضرت صادق عليه السّلام فرمود ائمه معصومين و نور ايشان در پيش رو و سمت راست مؤمنين ميرود تا آنها را وارد منزلهايشان در بهشت نمايند.
تفسير جامع، ج7، ص: 195 يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِير9 اى رسول ما با كفار و منافقين بجهاد پرداز و بر آنها سخت گير جايگاه آنان دوزخ است و بسيار بد منزلگاهى است-. طبرسى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده آنحضرت آيه را بطريق ذيل قرائت نمودند جاهد الكفار بالمنافقين و فرمود پيغمبر اكرم با منافقين جهاد نكرد آن حضرت با كفار جهاد نمود و امير المؤمنين عليه السّلام با منافقين پس جهاد على عليه السّلام نيز جهاد پيغمبر است-. و در امالى از ابن عباس روايت كرده وقتى آيه فوق نازل شد رسول خدا فرمود البته جهاد خواهم كرد با عمالقه يعنى كفار و منافقين جبرئيل گفت ايرسول خدا شما و على با كفار و منافقين جهاد ميكنيد پيغمبر اكرم با كفار و امير المؤمنين بعد از رسول خدا با منافقين جهاد كردند.
تفسير جامع، ج7، ص: 196 «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ» 10 پروردگار در اين آيه مثل آورده براى زنان پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مىفرمايد خداوند براى كافران عيال نوح و لوط را مثل آورده كه زير نظر بنده صالح ما بودند و بآنها نفاق و خيانت كردند و آن دو شخص با وجود رتبه و مقام پيغمبرى نتوانستند عيال خود را از قهر خدا برهانند و گفته شد آن دو زن را با دوزخيان در آتش افكنيد-. شرف الدين نجفى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود خداوند آيه را مثل آورده براى عايشه و حفصه كه خيانت كردند برسول خدا و سر او را افشا كرده و تظاهر نمودند چنانچه زنان نوح و لوط بآن دو پيغمبر خيانت كردند و كافر شدند هنگام مرگ بعايشه و حفصه گويند داخل آتش جهنم شويد كه هيچگونه اتصالى ميان شما و پيغمبر نيست و عايشه بر خلاف دستور خداوند و قرآن از منزل خارج شد و بر امير المؤمنين عليه السّلام و مسلمين خروج كرد و تشكيل جنگ جمل داد و بسيارى از اصحاب پيغمبر اكرم را در بصره شهيد كرد و بماريه قبطيه مادر ابراهيم فرزند رسول خدا تهمت زد حضرت صادق عليه السّلام فرمود قائم ما كه ظهور نمود بر عايشه حد جارى خواهد كرد.
تفسير جامع، ج7، ص: 196 «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ» 11-12 و خدا براى مؤمنين آسيه عيال فرعون را مثل آورد از شوهر كافرش بيزارى جست و گفت پروردگارا تو خانهاى براى من در بهشت بنا كن و مرا از فرعون و كردارش و از قوم ستمكار نجات بخش-. محمّد بن عباس از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود آيه مزبور مثلى است كه خداوند آورده براى رقيه دختر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه عيال عثمان و مقصود از قوم ظالمين بنى اميه مىباشد و نيز فرمود آنحضرت پروردگار مريم را مثل آورده از براى حضرت فاطمه عليه السّلام كه حفظ نمود خود را خداوند هم ذريه آن سيده دنيا و آخرت را بر آتش جهنم حرام فرمود-. طبرسى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده فرمود مردان كامل در دنيا بسيارند ولى زنان كامل نيستند جز چهار نفر يكى آسيه دختر مزاحم عيال فرعون دوم مريم دختر عمران سوم خديجه دختر خويلد همسر رسول خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چهارم حضرت فاطمه زهرا دختر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-. و در خصال از آنحضرت روايت كرده فرمود افصل زنان اهل بهشت حضرت فاطمه زهرا عليه السّلام و حضرت خديجه و مريم و آسيه عيال فرعون است. سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:13 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 176 سوره طلاق در مدينه نازل شده و دوازده آيه و دويست و چهل كلمه و هزار و بيست حرف است. خلاصه مطالب اين سوره عبارت است از احكام و مسائل طلاق و انواع آن و حكم زن طلاق داده شده. تفسير جامع، ج7، ص: 186 الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً 10-11 آنهائيكه بخدا ايمان آوردند خداوند براى هدايت ايشان رسول خاتم را فرستاد تا آيات روشن الهى را بر ايشان تلاوت كند و كسانيكه بخدا ايمان آورده و نيكو كار شدند از ظلمت جهل و نادانى بيرون آورده و بسوى معرفت و ايمان برساند و بدانيد هر كس ايمان آورد و نيكو كار باشد داخل گرداند او را در بهشتى كه زير درختانش نهرها جاريست و هميشه در آن بهشت جاويد بماند و خداوند در آنجا رزق بسيار نيكو براى او مهيا ساخته است-.
ابن بابويه ذيل آيه فوق از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده فرمود ذكر در آيه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و ما اهل ذكر هستيم كه خداوند امر فرموده مردم از ما سؤال كنند چيزيرا كه نميدانند و اين معنا را پروردگار در سوره طلاق بيان فرموده و آيه را تلاوت نمودند. سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:12 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 166 سوره تغابن در مكه نازل شده و هيجده آيه و دويست و چهل و يك كلمه و هزار و هفتاد حرف است. خلاصه مطالب اين سوره عبارت است از بيان حال كفار و معصيت كاران و سبب هلاكت آنها و حال فرمان برداران و بعضى از زنان و فرزندان شخص دشمن او هستند و بايد حذر كرد از آنها. تفسير جامع، ج7، ص: 167 هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ 2 در كافى ذيل آيه از حسين بن نعيم صحاف روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السّلام معناى آن را سؤال نمودم فرمود خداوند شناسانيده ايمان مردم را بواسطه ولايت ما ائمه و كفر آنها را بانكار ولايت ما در عالم ذر همان روز كه عهد و پيمان گرفت از ايشان در آنوقتيكه پشت آدم بودند. تفسير جامع، ج7، ص: 169 زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ 7-8 كافران گمان كردند كه هرگز پس از مرگ بر انگيخته نميشوند ايرسول ما بآنها بگو سوگند بخداى من كه البته برانگيخته ميشويد و سپس به نتيجه اعمال خود آگاه ميگرديد اين برانگيختن بر خدا بسيار آسانست پس بخدا و رسول او و نوريكه فرستاديم ايمان آوريد خداوند از نيك و بد كردار شما آگاهست-. در كافى از ابى خالد كابلى روايت كرده كه معناى آيه را از حضرت باقر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال نمودم فرمود اى ابا خالد بخدا قسم نور در اينجا ائمه از آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميباشد تا روز قيامت سوگند بخدا ائمه همان نورى هستند كه خداوند نازل فرمود و آنها نور آسمان و زمين باشند اى ابا خالد نور امام در دلهاى مؤمنين از نور آفتاب كه مىتابد روشنتر است سوگند بخدا امامان نور افشانى ميكنند قلوب مؤمنين را و خداوند ميپوشاند نور امامان را از هر كس كه بخواهد پس تاريك و ظلمانى شود دل آنها بخدا قسم اى ابا خالد دوست نميدارد ما را كسى مگر آنكه پاكيزه گرداند خداوند قلب او را و پاكيزه نگرداند خداوند دل كسى را تا آنكه تسليم ما ائمه شود و چون سلم و تسليم ما شد خداوند او را سالم گرداند از سختى حساب و ايمن باشد از ترس و هول روز قيامت و عذاب جهنم
تفسير جامع، ج7، ص: 172 وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ 12-13 هميشه فرمان خدا و رسولش را اطاعت كنيد و اگر روى بر گردانيد و مخالفت او كنيد بر پيغمبر ما جز رسانيدن احكام و اتمام حجت با بيان روشن تكليفى نخواهد بود او است آن خدائى كه بجز او خدائى نيست بر خدا توكل كنند اهل ايمان در تمام امور خود-. در كافى از حسين بن نعيم صحاف روايت كرده كه معناى آيه را از حضرت صادق عليه السّلام سؤال نمودم فرمود بخدا قسم هلاك نشدند پيشينيان و هلاك شدگان تا زمان قائم ما آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مگر در اثر ترك كردن ولايت ما و انكار نمودن حق ما ائمه رحلت ننمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا تا آنكه عهد و پيمان گرفت از اين مردم بر حق ما و خداوند هر كس را بخواهد براه راست هدايت ميفرمايد
تفسير جامع، ج7، ص: 174 فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا وَ أَنْفِقُوا خَيْراً لِأَنْفُسِكُمْ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 16 تا ميتوانيد خدا ترس و پرهيزكار باشيد و سخن حق بشنويد و اطاعت كنيد و از مال خود براى ذخيره آخرت انفاق نمائيد و كسانيكه از خوى لئامت و بخل نفس خود محفوظ بمانند آنها رستگاران جهانند ابن شهر آشوب از عبد خير روايت كرده كه از امير المؤمنين عليه السّلام معناى آيه را سؤال نموديم فرمود سوگند بخدا غير اهل بيت پيغمبر كسى عمل باين آيه نكرده ما ياد ميكنيم پروردگار را و هرگز فراموش نخواهيم كرد او را ما شكر گذار خدا هستيم و هيچوقت كفران نعمتش را بجا نياوريم ما فرمانبردار او هستيم و ابدا معصيتش را نكنيم سپس فرمود بشنويد اوامر خدا را و اطاعت كنيد خدا و رسول و ائمه اهل بيت را در آنچه امر ميكنند شما را. درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|