صلح پایدار
یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:11 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 420

سوره الشمس‏

در مكه نازل شده و شانزده آيه و پنجاه و چهار كلمه و دويست و چهل و هفت حرف است.

 سوده و الشمس مشتمل است بر آنكه هر كس تزكيه نفس كرد و تقوى و پرهيزكارى را پيشه خود ساخت از عذاب دوزخ نجات يابد و رستگار شود و آنكه فسق و فجور را پيشه خود قرار داد و از عاقبت خود غافل بود و از كيفر پروردگار نترسيد مانند طايفه ثمود بعذاب خداوند گرفتار خواهد شد.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 421

وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (1) وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها (2) وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها (3) وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها (4)

وَ السَّماءِ وَ ما بَناها (5) وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها (6) وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها (7) فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها (9)

در كافى از سليمان ديلمى روايت كرده كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال نمودم تأويل آيات فوق را فرمود شمس رسول خدا است پروردگار واضح و روشن نمود بآن حضرت دين حق را براى مردم و حضرتش فرمود مثل من ميان شما مردم مثل خورشيد است و در وسط النهار و على عليه السّلام مانند ماه است هر گاه آفتاب غروب كند

 بنور ماه راهنمائى يابيد و نهار امامان از ذريه فاطمه عليه السّلام است سؤال مى‏كنند مردم دين خدا و رسول را از ايشان آنها آشكار ميكنند دين را براى مردم و مراد از شب بنى اميه و پيشوايان جور هستند كه امر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را تغيير دادند و بمسند آل محمّد عليهم السّلام جلوس كردند و پوشانيدند دين خدا را بجور و ستم و تاريكى آنها روشنائى آل محمّد عليهم السّلام را فرا گرفت و سماء پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ارض شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام است و در روايت ديگر آن حضرت فرمود شمس على عليه السّلام و ضحى قيام قائم عليه السّلام ما است و شاهد اين معنا آيه وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى   59 طه  است و مراد از ليل اولى و دومى است دولت آنها پوشانيده حق را و سماء محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است چه مردم بعلم و دانش بسوى حضرتش بالا ميروند و بمقام او نزديك ميشوند و ارض شيعيان است و فجور و تقوى راه حق و باطل ميباشد خداوند هر يك را نشان داده و هر راهى را مردم خواهند باختيار خود سير ميكنند.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 422

وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها   10 

محروم و نااميد شد كسيكه نفس خود را بكفر و گناه پليد گردانيد و زيانكار خواهد بود.

در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود امير المؤمنين عليه السّلام نفس مقدس خود را تزكيه نمود و اولى و دومى تباه كردند نفس خويش را در اثر دسيسه و تزوير كردن در بيعت با آن حضرت و از ثواب و پاداش آخرت بى بهره و نصيب شدند.

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 423

 

على بن ابراهيم ذيل آيه كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها  11   از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود طايفه‏اى از مسلمين مانند ثمود تكذيب كردند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را خداوند در باره آنها مى‏فرمايد وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى‏ عَلَى الْهُدى‏ فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ 17 فصلت   و عذاب خوارى آنها شمشير حضرت قائم عليه السّلام است هنگاميكه ظهور بفرمايد، و ناقَةَ اللَّهِ 13   امام است مردم استسقا مينمايند بعلم او. ثعلبى و واحدي كه هر دو از علماء عامه هستند از ابن عباس و عمار روايت كرده‏اند كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود اى على شقى‏ترين مردمان اول و پيشينيان كسانى بودند كه پى كردند ناقه صالح و بچه آنرا و شقى ترين مردم اين امت آنهائى هستند كه با تو جنگ ميكنند و محاسنت را از خون سرت خضاب ميكند ابن عباس گفت ابن ملجم يكى از فرزندان قدار بود همانكسيكه پى كرد ناقه صالح را و سرگذشت ابن ملجم با قدار هم يكى است چه قدار عاشق زنى بود بنام رباب و ابن ملجم نيز عاشق قطامه بود بخاطر او امير المؤمنين عليه السّلام را شهيد كرد و گفت شنيدم از امير المؤمنين عليه السّلام كه بابن ملجم فرمود خبر بدهم ترا كه مادرت در حالت حيض بتو حامله شد گفت بلى چنين است راست گفتى اى امير المؤمنين عليه السّلام و آن حضرت شنيد از آن ملعون كه گفت من با اين شمشير گردن على عليه السّلام را ميزنم با اين وصف رها كرد او را و فرمود قصاص پيش از جنايت جايز نيست.

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:10 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 413

سوره بلد

سوره بلد در مكه نازل شده و بيست آيه و هشتاد و دو كلمه است.

سوره بلد مشتمل است بر حرمت مكه در جاهليت و اسلام و راه اطمينان و نظر در طرق توحيد و خدا شناسى.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 415

وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ (3)

 در اختصاص ذيل آيه وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ از سليمان بن قيس شامى روايت كرده كه، امير المؤمنين فرمود من و اوصياء بعد از من هدايت كنندگان و محدث هستيم گفتم كدام يك از فرزندانت وصى شما مى‏باشد فرمود حسن و حسين پس از آن فرزندم على بن الحسين و در آنروز آن حضرت طفل شير خوارى بود پس از آن هشت نفر از فرزندان على بن الحسين يكى را بعد از ديگرى نام برد و آنها هستند كه خداوند در قرآن بايشان سوگند ياد نموده و مى‏فرمايد وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ. والد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ولد ائمه هستند سليمان ميگويد عرض كردم يا امير- المؤمنين عليه السّلام دو امام در يك عصر و زمان جمع ميشود؟ فرمود بلى لكن يكى از

 آنها ساكت است تا ديگرى وفات كند

سليمان ميگويد از محمّد بن ابى بكر سؤال كردم آيا امير المؤمنين عليه السّلام محدث است گفت بلى فرشتگان با او حديث ميگويند و ميشنوند مگر قرائت نكردى اين آيه را كه مى‏فرمايد وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ   حج 52  و لا محدث. امير المؤمنين عليه السّلام محدث و حضرت فاطمه عليه السّلام محدثة است ولى نبى و نبيه نيستند.

                        تفسير جامع، ج‏7، ص: 417

 أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْن 8-10

ديلمى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از عينين رسول اكرم و مقصود از لسان امير المؤمنين عليه السّلام و شفتين حضرت امام حسن و امام حسين عليه السّلام است و راه خير ولايت امير المؤمنين عليه السّلام ميباشد.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 418

فَلا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ (11) وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ (12) فَكُّ رَقَبَةٍ (13) أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ (14) يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ (15)

أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ (16)

در كافى از يونس روايت كرده كه سؤال نمودم معناى آيه را از حضرت صادق عليه السّلام فرمود ولايت امير المؤمنين عليه السّلام آزاد ميكند گردنها را از آتش جهنم و نيز فرمود هر كس را خدا احسان و اكرام بفرمايد بولايت ما ائمه، عبور كند او از عقبه قيامت و ما عقبه هستيم هر كه ولايت ما را قبول كرد نجات يابد از آن عقبه.

و گذر ميكند از عقبه باطعام كردن در روز قحطى به فقيران و بينوايان يا احسان كردن به يتيمى كه از خويشاوند خود باشد يا دستگيرى كردن بفقير خاك- نشين و تهى‏دست‏

 ابن بابويه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود هر كس احسان كند به فقيرى از شيعيان ما خداوند آن قدر اجر و پاداش باو عطا كند كه جز پروردگار كسى نداند

 و نيز فرمود بواسطه معرفت و ولايت ما آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مردم از عذاب جهنم رهائى يابند و ما هستيم كه در روز گرسنگى بمردم اطعام ميكنيم‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 418

ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْمَيْمَنَة 17-18  ِ

 و از گذر كنندگان باشند آنهائيكه بخدا ايمان آورده و ديگران را بصبر در واجبات و مهربانى با خلق سفارش ميكنند و ايشان از اصحاب يمين و دست راست هستند يعنى از طرف راست به بهشت ميروند و آنها دوستان امير المؤمنين عليه السّلام باشند.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 419

وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَة  19-20 

ٌ و آنانكه بآيات ما كافر شدند اصحاب دست چپ هستند و براى ايشان آتشى خواهد بود سر پوشيده كه از هر طرف احاطه كند آنان را.

 

حضرت باقر عليه السّلام فرمود اصحاب مشئمة دشمنان آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هستند.

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:09 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 401

سوره فجر

سوره فجر در مكه نازل شده و سى آيه و صد و سى و نه كلمه و پانصد و نه حرف است.

سوره فجر مشتمل است بر تنبيه و تذكر كفار و منافقين بعذابيكه نازل نمود بر طايفه عاد و ثمود و فرعونيان در اثر كفر و تكذيب كردن پيغمبران و آنكه بازگشت خلايق بسوى خدا است و بيان احوال بشر و حكايت گفتار كفار در آخرت.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 403

وَ الْفَجْرِ (1) وَ لَيالٍ عَشْرٍ (2) وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ (3)

شرف الدين ذيل آيات فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود فجر وجود مقدس حضرت قائم عليه السّلام وَ لَيالٍ عَشْرٍ فرزندان امام حسين عليه السّلام و شفع امير- المؤمنين عليه السّلام و حضرت فاطمه عليه السّلام و وتر پروردگار يكتا است، و لليل دولت اولى و دومى است كه جاريست تا دولت قائم عليه السّلام: محمّد بن عباس از حضرت صادق عليه السّلام‏

 

 روايت كرده فرمود شفع پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و وتر پروردگار جهانيان است.

على بن ابراهيم از آن حضرت روايت كرده فرمود شفع حضرت امام حسن و امام حسين عليه السّلام است و وتر وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام ميباشد

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 411

 يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27) ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً (28)

فَادْخُلِي فِي عِبادِي (29) وَ ادْخُلِي جَنَّتِي (30)

در آن روز خطاب رسد بكسيكه نفس او ساكن و دلش آرام است بوعده پروردگار و تصديق نموده او را باز گرد بسوى خداى خود كه راضى و خوشنودى از پروردگار و پروردگار نيز از تو راضى و خوشنود ميباشد و در صف بندگان خاص من در آى و در بهشت من داخل شو.

حضرت باقر عليه السّلام فرمود هر نفسى كه مطمئن شد بولايت امير المؤمنين عليه السّلام است خوشنود گردد به پاداش و ثواب پروردگار و فرمود در حال احتضار فرشتگان او را صدا ميكنند اى كسيكه مطمئن شدى بولايت علي امير المؤمنين عليه السّلام باز گرد بسوى پروردگار خود خوشنود و پسنديده پس نيست براى او هم و غمى مگر آنكه ملحق شود بآنحضرت.

شرف الدين از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه باصحاب خود فرمود قرائت كنيد سوره فجر را در نمازهاى خود چه اين سوره اختصاص دارد بحضرت امام حسين عليه السّلام ابو اسامة عرض كرد چگونه اين سوره بآنحضرت اختصاص دارد فرمود مقصود از نفس مطمئنة آن حضرت و شيعيان او است.

 

ابن بابويه از سدير صيرفى روايت كرده كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال نمودم آيا مومن كراهت دارد از قبض روح فرمود خير وقتى فرشته موكل بر قبض ارواح وارد شد بر او جزع و فرياد ميكند در آنحال آنفرشته باو ميگويد بى‏تابى مكن ايدوست خدا بحق كسيكه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بحق فرستاده من در حق تو نيكوئى مينمايم و مهربان‏تر از پدر و مادر هستم باز كن ديده‏هاى خود را و مشاهده كن  جمال و نور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و امام حسن و امام حسين و ائمه عليه السّلام را اينها رفقاى تو ميباشند. اى كسيكه نفس خود را مطمئن كرده‏اى بمحمد و على و اهل بيت او عليه السّلام، بر گرد بسوى پروردگار با ولايت و ثواب الهى و داخل بهشت شو در زمره بندگان خاص يعنى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على و اهل بيت آن بزرگواران قرار گيرد در آن وقت چيزى بهتر از قبض روح براى او نيست تا بزودى ملحق گردد بائمه خود.

 

 

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:09 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 395

سوره غاشيه‏

سوره غاشية در مكه نازل شده و بيست و شش آيه و هفتاد و دو كلمه و سيصد و هشتاد و يك حرف است

سوره غاشيه مشتمل است بر بيان احوال آخرت.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 397

هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ (1) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ (2) عامِلَةٌ ناصِبَةٌ (3) تَصْلى‏ ناراً حامِيَةً (4)

تُسْقى‏ مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ (5) لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَرِيعٍ (6) لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ (7)

در كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود فرا گيرد.

اين مردم را شمشير حضرت قائم عليه السّلام و طاقت ندارند كه امتناع كنند از آن شمشير، آنها عمل ميكنند بغير آنچه خداوند نازل نموده و منصوب ميكنند غير اولى الامر را بولايت و وصايت و افروختند آتش جنگ را در دنيا و در آخرت آتش جهنم براى ايشان افروخته شود و فرمود مصداق حقيقى آيه ناصبيها و زيديه و واقفيه و كسانيكه مخالفت دين خدا را نمودند ميباشد هر چند آنها كوشش در عابدت و نماز و روزه كنند خداوند در اثر مخالفت، اعمال ايشان را از بين ببرد و اگر شب و روز مشغول عبادت باشند بخاطر عداوت و دشمنى كه با امير المؤمنين عليه السّلام دارند خداوند عبادات و اعمال آنها را قبول نفرمايد و اين حديث را كشى از حضرت جواد عليه السّلام روايت كرده.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 399

 ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ (26)

در كافى ذيل آيه ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ از جابر روايت كرده كه حضرت باقر عليه السّلام بمن فرمود اى جابر روز قيامت پروردگار خلايق اولين و آخرين را تماما جمع ميكند پيغمبر اكرم و امير المؤمنين عليه السّلام را بخوانند و بر آن دو بزرگوار حله سبزى بپوشانند كه روشنائى دهد ميان مشرق و مغرب سپس ما ائمه را حاضر كنند و فصل حكومت ميان خلايق و حساب آنها را بسوى ما واگذار كنند بخدا قسم ما داخل كنيم اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را بدوزخ پس از آن پيغمبران پيشينيان را بخوانند و نزد عرش پروردگار بايستند تا مردم فارغ شوند از حساب وقتى اهل بهشت در منازل خود قرار گرفتند خداوند امير المؤمنين عليه السّلام را ميفرستد تا مؤمنات‏

 را بمؤمنين تزويج كند سوگند بخدا جز آن حضرت كسى اينعمل را انجام ندهد و اين موضوع از كرامت خداوند است كه بآنحضرت عطا فرموده سوگند بخدا امير المؤمنين عليه السّلام قسمت كننده بهشت و دوزخ است.

و از سماعه روايت كرده كه در خانه كعبه حضور حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام ايستاده بودم و مردم مشغول طواف بودند آن حضرت بمن فرمود اى سماعه بازگشت اين خلايق بسوى ما است و ما بحساب آنها رسيدگى ميكنيم و شفاعت مينمائيم از ايشان و خداوند شفاعت ما را پذيرفته و اجابت ميفرمايد.

در تهذيب از موسى بن عبد اللّه نخعى روايت كرده حضور حضرت امام على النقى عليه السّلام عرض كردم ايفرزند رسول خدا تعليم نمائيد مرا كلماتى هر وقت خواستم يكى از شما ائمه را زيارت كنم بتوانم آن حضرت زيارت جامعه را بمن تعليم نمود و از جمله كلمات آن زيارت اين بود

فاياب الخلق اليكم و حسابهم عليكم و فصل الخطاب عندكم‏

 

اى بزرگوارانيكه بازگشت خلايق بسوى شما است و شما بحساب مردم رسيدگى مينمائيد و فصل خصومت و حكومت در حضور شما ائمه انجام ميشود

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:08 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 390

سوره اعلى‏

سوره اعلى در مكه نازل شده و نوزده آيه و هفتاد كلمه و دويست و هفتاد و يك حرف است.

سوره اعلى مشتمل است بر صفات على و قدرت پروردگار و خسران كفار و منافقين و رستگار يافتن مؤمنين بسبب تزكيه نفس.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 392

 سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى‏ (6)

در بصائر الدرجات ذيل آيه سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى‏ از سعد بن طريف خفاف روايت كرده كه حضور حضرت باقر عليه السّلام عرض كردم چه مى‏فرمائيد در حق كسيكه علم و دانشى از شما ائمه تحصيل و ياد گرفته پس از آن فراموش نموده فرمود نيست حجتى بر او حجت بر كسى است كه بشنود احاديث ما را پس از آن انكار كند آنرا و ايمان بآن نياورد چنين شخصى كافر است اما در فراموشى تكليفى بر او نيست.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 393

 وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى (15)

در كافى ذيل آيه (وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى) از عبد اللّه دهقان روايت كرده كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال نمودم معناى آيه را فرمود يعنى هر وقت ياد نمودى اسم پروردگار را پس از آن صلوات بفرستيد بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل او، آنگاه ملامت كند آنهائيكه دنيا را بر آخرت بر گزيده‏اند

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 393

بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا (16) وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ (17)

إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى‏ (18) صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ (19)

در كافى ذيل آيه بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا از مفضل بن عمر روايت كرده كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسش كردم معناى آيه را فرمود مقصود از حيات دنيا ولايت اولى و دومى و سومى و مراد از آخرت ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است و ولايت آنحضرت در تمام صحف پيغمبران نوشته شده است و خداوند مبعوث ننمود هيچ پيغمبرى را مگر آنكه عهد و پيمان گرفت از آنها به نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ولايت على عليه السّلام و اوصياء از فرزندان آنحضرت.

 

 

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:07 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 385

سوره طارق‏

سوره طارق در مكه نازل شده و هفده آيه و شصت و يك كلمه و دويست و سى و نه حرف است.

 سوره طاق مشتمل است بر تهديد خلايق و بيان ميكند قرآن حق را از باطل قوله تعالى.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 387

وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ (1) وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ (2) النَّجْمُ الثَّاقِبُ (3) إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ (4)

ابن بابويه ذيل آيات فوق از ابان بن تغلب روايت كرده كه حضور حضرت صادق عليه السّلام بودم شخصى از اهل يمن وارد شد سلام كرد آنحضرت جواب او را داد و فرمود مرحبا ايسعد آنشخص عرض كرد جز مادرم كس اين اسم را نميداند فرمود راست گفتى ايسعد مولى آنشخص گفت مولي لقب من ميباشد فرمود خيرى در لقب‏

 نيست خداوند ميفرمايد در قرآن وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ 11 حجرات -    آنگاه فرمود ايسعد در يمن بچه كارى مشغول هستى عرض كرد فدايت گردم من از خانواده‏اى هستم منجم كه نظر بستارگان مينمايم و كسى در اين علم داناتر از من نيست در يمن فرمود ستاره زحل در نجوم نزد تو چيست عرض كرد نحس است فرمود اينسخن را نگو رحل ستاره امير المؤمنين عليه السّلام ميباشد و نجم ثاقب است كه خداوند ميفرمايد يمنى عرض كرد ثاقب يعنى چه فرمود محل طلوع آن در آسمان هفتم است نورش سوراخ ميكند آسمانها را و روشنائى ميدهد از آسمان دنيا از اينجهت آنرا ثاقب ناميدند.

على بن ابراهيم ذيل آيه فوق از ابى بصير روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود سماء در أين آيه وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام است و طارق فرشته روح است كه با ائمه ميباشد و از جانب پروردگار شب و روز با آن بزرگواران حديث ميگويد و ايشانرا حفظ و حراست مينمايد و نجم ثاقب پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 389

 إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً (15)

وَ أَكِيدُ كَيْداً (16) فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً (17)

ً

 دشمنان اسلام و مشركين مكه هر چه ميتوانند مكر و حيله ميكنند ما هم در مقابل مكر ايشان مكر خواهيم كرد پس تو اى رسول ما اندكى كافران را مهلت بده ما نيز آنها را مهلت ميدهيم تا روز موعود

 

ابى بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود منافقين و مشركين كيد و حيله كردند با رسول خدا و امير المؤمنين و حضرت فاطمه و حسنين عليهم السّلام پس خداوند به پيغمبرش فرمود اى رسول ما منهم با آنها كيد ميكنم و مهلت ميدهم ايشان را تا وقت ظهور حضرت قائم عليه السّلام و انتقام ميكشم از ايشان بوجود مقدس آن بزرگوار از بنى اميه و تيم و عدى و ساير ستمكاران و ياغيان و ظالمان اهل بيت عليهما السّلام‏

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:06 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 376

سوره بروج‏

در مكه نازل شده و بيست و دو آيه و صد و نه كلمه و چهارصد و پنجاه و هشت حرف است‏

 سوره بروج مشتمل است بر بيان حال مؤمنين از اصحاب اخدود و تكذيب كنندگان پيغمبران قوله تعالى.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 377

وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ (1)

 

در اختصاص از اصبغ بن نباته روايت كرده كه ابن عباس ميگفت روزى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمن فرمود اى پسر عباس ذكر خداوند و ذكر من و على و فرزندانش عبادت است بآن خدائى كه مرا برسالت فرستاده است من بهترين مخلوقات و على عليه السّلام وصى من افضل اوصياء ميباشد على خليفه خدا و حجت او است در روى زمين براى بندگانش و همچنين فرزندان على بعد از او خليفه و حجت خدا هستند بواسطه آنها خداوند عذاب را از اهل زمين بر داشته و حبس نموده و بسبب ايشان آسمان را نگاه داشته از فرود آمدن بزمين و بخاطر آنها كوهها را حفظ نموده و باران رحمت خود را فرو ميفرستد و نباتات را از زمين ميروياند ايشان اولياء خداى تعالى مى‏باشند پس از آن فرمود اى پسر عباس تو گمان ميكنى خداوند بآسمان صاحب برجها سوگند ياد نمود، در سوره بروج، گفتم ايرسول خدا پس معناى آسمان در اين آيه چيست و فرمود مراد بآسمان من و بروج ائمه معصومين هستند كه اول آنها على عليه السّلام و آخر ايشان مهدى قائم عليه السّلام است‏

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:06 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 369

سوره انشقاق‏

 

سوره انشقاق در مكه نازل شده و بيست و پنج آيه و صد و نه كلمه و چهار صد و سى حرف است.

سوره انشقاق مشتمل است بر بيان علائم قيامت و آثار آن و توبيخ و تهديد كفار

تفسير جامع، ج‏7، ص: 372

فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ (7)

محمد بن عباس از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مصداق آيه فوق امير- المؤمنين عليه السّلام و شيعيان آنحضرت ميباشند كه نامه اعمال آنها را بدست راست ايشان دهند.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 374

فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ (16) وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ (17) وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ (18) لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ (19)

در كافى ذيل آيه فوق از زراره روايت كرده كه حضرت باقر عليه السّلام بمن فرمود اى زراره آيا اين امت بعد از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اعمال ناشايسته‏اى مرتكب نشدند و اختيار نكردند مذهب و آئينى بعد از دين و مذهب حقه اسلام ابن بابويه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود براى قائم ما غيبت طولانى خواهد بود اصحاب حضورش عرض كردند بچه سبب غيبت آن بزرگوار طولانى خواهد شد فرمود بايد اعمال و طريقه زشتى كه امتهاى گذشته در غياب پيغمبر ايشان مرتكب شدند اين امت هم در غيبت حضرت قائم عليه السّلام ما فردا فرد انجام دهند و آيه را تلاوت نمود

طبرسى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده فرمود همان مكر و حيله‏اى كه امتان گذشته نمودند نسبت بخلفا و اوصياء پيغمبرانشان بعينه اين امت نسبت بمن و فرزندانم مرتكب خواهند شد.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 375

فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (20)

 

 ابن شهر آشوب ذيل آيه فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ از ابن عباس روايت كرده كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود شبى كه مرا بمعراج بردند و بمقام قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ رسيدم پروردگار بمن فرمود اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سلام مرا بعلى برسان و باو بگو من تو را دوست ميدارم و دوستانت را نيز دوست ميدارم و بخاطر دوستى تو اسمى از اسماء خود را مشتق كرده و تو را بآن اسم ناميدم چه من على العظيم هستم و تو را على ناميدم اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و هر كس چهار مرتبه ذكر على العظيم را بگويد روز قيامت براى او نزد من حسنه‏اى از حسنات على بن أبي طالب ميباشد ابن عباس ميگويد پيغمبر اكرم فرمود منافقين تصديق نميكنند فضايل على عليه السّلام را و ايمان بحضرتش نخواهند آورد.

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:05 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 360

سوره مطففين‏

در مكه نازل شده و سى و شش آيه و يكصد و شصت و نه كلمه و هفتصد و سى حرف است.

سوره مطففين مشتمل است بر بيان احوال مردم در روز قيامت و تهديد اشخاص كم فروش.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 362

شرف الدين نجفى ذيل آيه وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود تأويل آيه آنست واى بر كسانيكه خمس آل محمّد را كم ميكنند ولى چون بغنائم ميرسند بحد كمال اخذ ميكنند و واى بحال تكذيب كنندگان امير المؤمنين عليه السّلام وصى و خليفه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خاتم پيغمبران‏

 

  تفسير جامع، ج‏7، ص: 363

كَلاَّ إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ (7)

 در كافى ذيل آيه فوق از فضيل روايت كرده كه سؤال نمودم از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام معناى آيه را فرمود فجار اشخاصى هستند كه جرئت پيدا كردند بر ظلم و ستم نمودن در حق ما ائمه و اعمال آنها بسوى آسمان بالا نرود زير طبقه هفتم زمين حبس شود

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 363

 وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (10) الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (11)

وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلاَّ كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ (12) إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ (13) كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ (14) كَلاَّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (15) ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ (16)

ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ (17)

على بن ابراهيم از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود اين آيه اشاره باولى و دومى است كه تكذيب كردند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در باطن و پيروان ايشان تكذيب خواهند نمود حضرت حجة عليه السّلام را و بآنحضرت ميگويند ما شما را نمى‏شناسيم از فرزندان حضرت فاطمه عليه السّلام نيستى چنين نيست كه آنها گمان كرده‏اند بلكه تاريكى ظلم و بد كردارى ايشان بر دلهاى آنها غلبه كرده است كه آيات ما را انكار ميكنند-.

 در كافى از محمّد بن فضيل روايت كرده كه از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام سؤال نمودم معناى ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ 17  را فرمود منافقين چون مشاهده كردند مقام و منصب امير المؤمنين عليه السّلام را در روز قيامت و ديدند كه آنحضرت دستور ميدهد بجهنم اين مرد براى تو او را بگير چه از دشمنان من است و آن ديگرى را واگذار براى من كه از دوستداران من بوده فرشتگان از طرف پروردگار بمنافقين و دشمنان اهل بيت خطاب كنند اين وجود مقدس كه قسيم دوزخ و بهشت است همان امير المؤمنين عليه السّلام است كه شما او را تكذيب ميكرديد و حقش را غصب نموده و بحضرتش ظلم و ستم ميكرديد

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 366

كَلاَّ إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ (18) وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ (19) كِتابٌ مَرْقُومٌ (20) يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ (21) إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ (22)

عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ (23) تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ (24) يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ (25) خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ (26)

 شرف الدين از حارث حمدانى روايت كرده گفت وارد شدم در خانه امير- المؤمنين عليه السّلام ديدم آنحضرت در حال سجده است و چنان گريه ميكند كه هر انسانى متأثر و مغموم ميشود از گريه حضرتش، چون سر از سجده برداشت و فارغ شد عرض كردم ايمولاى من بسيار متأثر شدم از گريه شما فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را مشاهده كردم بمن فرمود يا على دورى و غيبت تو از من بطول انجاميد بسيار مشتاق ديدار تو هستم خداوند بوعده خود در باره تو وفا نمود عرض كردم ايرسول خدا در چه خصوص فرمود در درجات تو و همسرت فاطمه و فرزندانت حسن و حسين بالاترين مقام بهشت را براى شما مهيا و آماده فرموده گفتم فدايت گردم نسبت بشيعيان من چگونه رفتار ميفرمايد فرمود آنها هم در بهشت قصرهائى دارند محاذى قصور ما عرض كردم ايرسول خدا پاداش شيعيان در دنيا چيست؟ فرمود امن و عافيت گفتم در وقت مرگ حال آنها چگونه ميباشد فرمود رفتار ميكنند با ايشان بمقدار دوستى و محبت آنها نسبت بشما اهل بيت كسانيكه ما را بيحد و بى‏اندازه دوست ميدارند مردن ايشان مانند شخص عطشانى است كه شربت سرد خوشگوار بنوشد و ديگران مانند كسانى هستند كه در رختخواب خود بخواب ميروند كتاب نيكو كاران بقدرت حق نوشته شده و فرشتگان مقرب پروردگار بر آن گواهى دهند و نيكو كاران بر تختهاى عزت تكيه كرده و نعمتهاى خدا را بنگرند و در رخسارشان نشاط و شادمانى و تازگى نعمتهاى بهشتى پديدار است ساقيان بهشت بآنها شراب ناب سرد معطر بنوشانند كه بمشك مهر كرده‏اند و دست كسى بآن نرسد تا بصاحبش بدهند و خردمندان بايد براى اين نعمت و شادمانى هميشگى رغبت كنند و بميل و اراده بكوشند نه براى نعمت فانى دنيا (يعنى بواسطه عمل خير و طاعت بايد مردم بر يكديگر سبقت كنند). تركيب طبع آن شراب از عالم بالا است، چه آن بهترين و بالاترين آشاميدنى‏هاى اهل بهشت است، از اينجهت آن را تسنيم ناميدند. و آميختگى آن شراب از چشمه‏ايست كه مقربان خدا از آن مينوشند-.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 366

 وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ (27)  عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ (28)

محمّد بن عباس از ابى حمزه روايت كرده كه از حضرت باقر عليه السّلام سؤال نمودم مقربون چه اشخاصى هستند فرمود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت فاطمه و حسنين عليهما السّلام و ائمه معصومين ميباشند- اى ابى حمزه بدانكه خداوند ما را از اعلى عليين آفريده و دلهاى شيعيان ما را از فاضل طينت ما خلق نموده و بدنهايشان را از چيزهاى ديگر آفريد، از اينجهة دلهاى آنها بطرف ما ميل ميكند چه از جنس ما باشد. ما آل محمّد از مقربين هستيم و سابقون همان مقربينند. و ذريه ما ائمه بما ملحق ميشوند چنانكه خداوند ميفرمايد- أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ-  21 طور    مقربين از شراب تسنيم خالص مينوشند ولى از براى شيعيان و مؤمنين تسنيم و غير تسنيم را مخلوط و آميخته كنند و آنها از آميختگى تسنيم مينوشند نه از خالص آن‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 367

إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ (29) وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ (30) وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى‏ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ (31) وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ (32)

َ

 مجرمين و بدكاران چون اهل ايمان را به بينند بر ايشان ميخندند و مسخره ميكنند و چون گذر كنند بچشم طعن و استهزاء بمؤمنين بنگرند و چون باز گردند بسوى اهل خود با شوخى و مزاح و شادى و بازى بنكوهش مومنين پردازند و زمانى كه مؤمنين را به بينند گويند اينان بحقيقت مردم گمراهى هستند. و حال آنكه ما بد كاران را موكل و نگهبان مؤمنين نگردانيديم-

محمّد بن عباس ذيل آيه فوق از ابن عباس روايت كرده چون امير المؤمنين عليه السّلام از نزديك منافقين ميگذشت حضرتش را سخريه و استهزاء مينمودند و ميگفتند اين آنكسى است كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از ميان اهل بيت خود او را بولايت و امامت بر گزيده و اختيار كرده. روز قيامت درى ميان دوزخ و بهشت باز ميشود، منافقين مشاهده ميكنند كه امير المؤمنين عليه السّلام در بهشت بر سريرى تكيه نموده بآنها ميگويد بجانب من آئيد چون ميخواهند بطرف حضرتش بروند آن در بسته شود. باين طريق آنحضرت ايشان را استهزاء ميكند

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 368

فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ (34) عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ (35) هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ (36)

پس امروز كه روز جزا است اهل ايمان هم بكفار ميخندند و استهزاء ميكنند و بر تختهاى عزت تكيه كرده و دوزخيان را مشاهده ميكنند.

آيا كيفريكه در دوزخ بكافران ميدهند جز نتيجه كردار زشت آنها كه در دنيا بجا آوردند چيز ديگرى هست!؟.

محمّد بن عباس از ابى حمزه ثمالى روايت كرده كه حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود روز قيامت تختى بر كنار جهنم گذارند امير المومنين عليه السّلام بر روى آن نشيند چون نظرش بدوزخ افتد تبسم مينمايد، وقتى تبسم نمود جهنم زير و زبر ميشود پائين آن بالا آيد و بالاى آن پائين رود. منافقين بيرون آيند مقابل آنحضرت بايستند گويند اى امير المؤمنين عليه السّلام ايوصى رسول خدا بر ما ترحم كن و از براى ما نزد پروردگار شفاعت نما آنحضرت بر آنها ميخندد و ايشان را استهزاء ميكند و از آنجا بلند ميشود. آنگاه منافقين را بر ميگردانند بجهنم در آن مكانيكه جا داده بودند. اينحديث را جمعى از مخالفين از ابن عباس روايت كرده‏اند كه يكى از آنها حاكم ابو اسحاق حسكانى است، در كتاب شواهد تنزيل و قواعد تفضيل.

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:03 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 355

سوره انفطار

سوره انفطار نوزده آيه و هشتاد كلمه و سيصد و بيست نه حرف است و در مكه نازل شده.

سوره انفطار مشتمل است بر ذكر و بيان آثار و علائم قيامت و تهديد و توبيخ تكذيب كنندگان روز جزا و قيامت.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 358

إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ (13) وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ (14) يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ (15)

َ

 

 نيكو كاران جاى ايشان در بهشت پر نعمت است و بدكاران باز گشتشان آتش دوزخ است- محمّد بن عباس ذيل آيه فوق از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود ابرار ما هستيم و فجار دشمنان ما باشند روز جزا فجار و بد كاران ملازم دوزخند و از آتش دوزخ دور نخواهند بود پس از آن بيان ميكند عظمت و اهوال روز قيامت را بقولش.

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران