صلح پایدار
سه‌شنبه 22 خرداد 1397 :: 18:22 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 480

سوره القارعه‏

در مكه نازل شده و يازده آيه و سى و شش كلمه و صد و پنجاه و دو حرف است

 سوره القارعه مشتمل است بر ذكر قيامت و احوال مردم در آنروز

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 482

 و از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده فرمود آيه فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه‏6ُ در حق امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده و آيه وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ 8 در باره آن سه نفر فرود آمده-

 

 ابن شهر آشوب از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود هر كس انكار كند ولايت امير المؤمنين (ع) را ميزان اعمال او سبك باشد و جايگاهش در هاويه جهنم است‏

سه‌شنبه 22 خرداد 1397 :: 18:21 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 474

سوره عاديات‏

در مكه نازلشده و يازده آيه و چهل كلمه و صد و شصت و سه حرف است‏

سوره عاديات مشتمل است بر داستان جنگ ذات سلاسل و احوال قيامت‏

 

  تفسير جامع، ج‏7، ص: 476

 اهالى وادى يابس‏

على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود سوره عاديات نازلشده در باره اهالى وادى يابس و داستان آنها بدينقرار است: دوازده هزار نفر مرد جنگجو از اهالى يابس اجتماع نموده و با هم سوگند ياد نمودند كه تخلف نكنند از يكديگر و خوار و ذليل نكند يكى از آنها ديگرى را و فرار نكنند تا آنكه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام را بقتل برسانند و يا تمام آنها كشته شوند. جبرئيل نازل شد رسول خدا را از تصميم و عهد آنها با خبر نمود و دستور داد ابو بكر را با چهار هزار نفر از مهاجر و انصار بجانب آنها روانه كند پيغمبر بمنبر تشريف برد بعد از حمد و ثناى پروردگار فرمود ايطايفه مهاجر و انصار الحال جبرئيل بر من نازلشد و خبر داد كه اهل وادى يابس اجتماع كرده و با هم عهد بستند كه هيچيك از آنها بديگرى مگر و حيله نكند و فرار ننمايد تا آنكه من و على را بقتل برسانند و دستور داد بمن ابو بكر را با چهار هزار نفر بسوى آنها بفرستم مهيا شويد و حركت نمائيد

 باسم خداوند انشاء اللّه. مسلمانان مجهز شدند براى حركت، پيغمبر بابو بكر فرمود چون بمكان يابس رسيديد نخست اسلام را بر آنها عرضه بداريد اگر پذيرفتند جنگ نكنيد و چنانچه امتناع كردند با ايشان جهاد كنيد و اموالشان را بتصرف در آوريد و استحكامات آنها را خراب كنيد ابو بكر با لشگرى آراسته با تأنى و آرام بسوى ايشان حركت نمود چون بآنوادى رسيدند دويست نفر سوار مسلح از اهل وادى جلوى مسلمين را گرفتند سؤال كردند بچه خيال و قصدى به اين جا آمده‏ايد برئيس و سر كرده خود بگوئيد نزد ما بيايد تا با او گفتگو كنيم ابو بكر با جمعى از مسلمين نزد آنها رفت گفت من فرستاده پيغمبر خدا هستم بمن امر فرموده تا شما را باسلام دعوت كنم تا همان مزيتيكه براى مسلمانان هست براى شما نيز باشد و چنانچه اسلام قبول نكنيد با شما جنگ خواهيم كرد گفتند اى ابو بكر اگر نبود قرابتى ميان ما و شما البته خود و اصحابت را بقتل ميرسانيديم بطوريكه يادگار و مثل شود براى كسانيكه بعد از شما بدنيا ميآيند بر گرد با اصحاب و رحم كن بخود و ايشان ما جز پيغمبر و على قصد كشتن ديگرى را نداريم، ابو بكر بمسلمانان گفت ايشان چندين برابر شما هستند كمكى ديگر شما نداريد خانهايشان خالى است بر گرديد تا صورت حال را بعرض پيغمبر برسانيم مسلمين عموما گفتند اى ابو بكر مخالفت فرمان خدا و رسولش مكن آنچه امر شده بتو انجام ده و از خدا بترس و يا اينقوم جهاد كن و خلاف دستور رسول خدا ننما هر اندازه اصرار كردند ابو بكر قبول نكرد و نپذيرفت و گفت من چيزيرا ميدانم كه شما نميدانيد و شخص حاضر مشاهده ميكند چيزى را كه غايب آن را نمى‏بيند عاقبت از جهاد با آنها منصرف شد و بازگشت.

مسلمانان به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر دادند آنچه را كفار بابو بكر گفتند رسول خدا فرمود اى ابو بكر مخالفت امر من كردى سوگند بخدا تو معصيت كارى پس از آن پيغمبر بمنبر تشريف برد بعد از حمد و ثناى پروردگار فرمود ابو بكر مخالفت امر من نمود و از سخنان اهالى يابس سينه‏اش بتنگ آمد و ترس آنها در دلش جايگرفت و اطاعت از خدا و رسولش نكرد اينك جبرئيل آمد و امر نمود كه بجاى ابو بكر عمر را بفرستم آنگاه متوجه عمر شد و باو فرمود برو بوادى يابس با توكل بخدا مبادا  مانند ابو بكر معصيت خدا و رسولش را بجا آورى عمر با همان لشكر روانه شد بسوى كفار چون بوادى يابس رسيد و مشرف بآنها شد باز دويست نفر سوار مسلح جلوى آنها را گرفتند نزديك بود روح از تن عمر پرواز كند از شدت ترس بخود ميلرزيد و فرار را بر قرار و جهاد اختيار كرد و بازگشت جبرئيل خبر برگشت عمر را به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسانيد چون عمر بازگشت پيغمبر باو فرمود تو هم مانند ابو بكر معصيت خدا و رسولش را بجا آوردى فرشتگان عرش از نافرمانى تو با خبر شدند چرا خلاف امر مرا نمودى و عمل برأى خودت كردى قبيح باد رأى تو. بعد از آن فرمود جبرئيل دستور داد على عليه السّلام را بفرستم امير المؤمنين عليه السّلام را خواست باو فرمود خداوند خواسته اين فتح و فيروزى نصيب تو شود بزودى بخواست خدا فتح ميكنى و باز ميگردى آنگاه بابو بكر و عمر فرمود شما هم جزء لشكريان اسلام برويد مبادا در هيچ موردى با على مخالفت نمائيد قشون اسلام بسوى وادى يابس حركت كردند امير المؤمنين آنها را از راهى غير راه ابو بكر و عمر سير داد چنان بسرعت و شتاب سير داد كه مسلمانان خسته شدند و از تلف شدن حيوانات سوارى خود ميترسيدند امير المؤمنين عليه السّلام بآنها فرمود نترسيد رسول خدا اين طريق امر و دستور فرموده و خبر داد كه خداوند فتح و فيروزى را نصيب ما خواهد نمود بشارت باد شما را بخير و خوشى و پاكيزه باد نفس و دلهاى شما. بشتاب سير كردند تا رسيدند نزديك وادى يابس اهالى از آمدن امير المؤمنين و اصحابش با خبر شدند دويست نفر مرد جنگجو جلوى مسلمين را گرفتند گفتند شما. چه اشخاصى هستيد و بچه مقصد در اينجا آمده‏ايد امير المؤمنين عليه السّلام فرمود من على بن أبي طالب پسر عموى رسول خدا هستم آمده‏ام تا شما را دعوت كنم بكلمه توحيد و گفتن‏

لا اله الا اللّه محمدا رسول اللّه‏

تا آنچه را كه براى مسلمين هست شما هم از آن برخوردار باشيد بآنحضرت گفتند ما قصد كشتن تو را داريم هرگز اسلام قبول نكنيم و بآنچه تو و پيغمبر عمل مينمائيد مخالف هستيم آماده جنگ باش و اصحاب خود را مهيا كن براى مبارزه.

كشنده تو ما هستيم وعده ما و شما صبح فردا امير المؤمنين عليه السّلام بآنها فرمود

 واى بر شما مرا بزيادتى جمعيت خود ميترسانيد؟! يارى ميجويم از خدا و فرشتگان و مؤمنين بر جنگ با شما

و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم‏

آنها برگشتند بمركز خود امير المؤمنين و اصحابش نيز بفرودگاه خود مراجعت نمودند چون تاريكى شب فرا گرفت امير المؤمنين عليه السّلام باصحاب خود امر فرمود حيوانات و اسبهاى خود را زين كنند و آماده سازند صبح كه خواست آشكار شود نماز را با اصحاب بجا آورد و در تاريكى صبح دستور داد يكدفعه حمله كنند و آنها را بقتل برسانند در ميان اصحاب كسى نبود مگر آنكه هر يك از آنها چند نفر از كفار را بقتل رسانيدند و جمعى را اسير كردند و خانه‏ها و استحكامات ايشان را ويرانه و خراب نمودند و اموالشان را با خود حركت داده و روانه مدينه شدند جبرئيل نازل شد و خبر فتح و فيروزيرا كه خداوند نصيب امير المؤمنين عليه السّلام فرموده بود به پيغمبر داد و گفت از اصحاب على عليه السّلام بجز دو نفر كشته نشدند پيغمبر اكرم مسجد تشريف برد و بالاى منبر رفت پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود خداوند بدست على فتح و فيروزى بمسلمانان عطا فرموده و جز دو نفر از مسلمين بيشتر كشته نشدند و از منبر بزير آمد با تمام اهالى مدينه تا چند ميلى شهر باستقبال امير المؤمنين (ع) تشريف بردند آنحضرت چون نظرش به پيغمبر افتاد از اسب پائين آمد باحترام رسول خدا پيغمبر او را گرفت و ميان ديدگانش را بوسيد غنيمتهائى كه خداوند نصيب و روزى مسلمانان نموده بود از اهل يابس حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تقديم داشت حضرتش آنها را قسمت نمود ميان جهاد كنندگان و جنگجويان وادى يابس حضرت صادق عليه السّلام فرمود غنيمتهائى كه از وادى يابس نصيب مسلمين شد بجز در جنگ خيبر از هيچ جنگى آن مقدار نصيب ايشان نشد. خداوند سوره عاديات را در آنروز نازل كرد.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 479

إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ 6 اين آيات در باره ابو بكر و عمرو بن عاص نازل شده چه آنها اصرار داشتند و ميخواستند باز دارند امير المؤمنين عليه السّلام را از آنراهى كه سير مينمود از بخل و حسد و كينه‏ايكه نسبت بحضرتش داشتند، چه يقين پيدا كردند راهى كه امير المؤمنين عليه السّلام سير مينمايد عاقبت فتح و فيروز خواهد بود. عمرو بن عاص بابو بكر ميگفت على جوان است و كم تجربه و راه را نميداند اين راهى كه ميرود خوفناك است و درندگان بسيارى دارد. مردم را وسوسه كردند مسلمين نزد امير المؤمنين عليه السّلام رفتند عرض كردند يا ابو الحسن اين راهى كه اختيار فرموديد درندگان بسيارى دارد اگر بر گرديد براه ديگرى بهتر است. بآنها فرمود برويد دنبال كار خود و مهار اسبها را نگاهداريد، كافى است از براى شما، پس از آن متوجه ابو بكر و عمرو بن عاص شد فرمود در اين عقيده و گفتار كسى با شما دو نفر موافق نيست اطاعت من كنيد و سخنان مرا بشنويد من داناترم بآنچه انجام ميدهم آنها ناچار سكوت اختيار كردند و خودشان نسبت بعداوت و دشمنى كه با امير المؤمنين عليه السّلام دارند گواهى ميدهند و پيوسته بر متاع و زندگانى دنيا حريصند.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 479

أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ 9-11 

 

 حضرت صادق عليه السّلام فرمود اين آيات بخصوص در باره اولى و دومى و عمرو بن عاص نازل شده و شامل مردان ديگر است چه آنها در باطن قصد سوء داشتند نسبت بامير المؤمنين (ع) خداوند خبر داد از اعمال آنها فرمود آيا نميدانند كه روزى براى جزا و كيفر نيك و بد اعمال خود از قبر برانگيخته ميشوند و آنچه در دلها از نيك و زشت دارند و پنهان ميكنند همه را خداوند پديدار و آشكار ميسازد، محققا آنروز پروردگار بر نيك و بد كردارشان آگاهست و پاداش و كيفر آنها بايشان خواهد رسيد. اينحديث را در امالى نيز روايت كرده است

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:35 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 463

سوره بينه‏

سوره بينه در مدينه نازلشده و هشت آيه و نود و چهار كلمه و سيصد و نود و نه حرف است‏

 سوره بينه مشتمل است بر آنكه حجت و برهان پيش از قرآن هم بر كفار و مشركين تمام بود با اينوصف آنها از كفر و عصيان جدا نبودند

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 465

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (1) رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً (2) فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ (3) وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ (4)

وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ (5) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ (6)

 در محاسن ذيل آيه فوق از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از كافرين كسانى هستند كه شيعيان را تكذيب نمودند زيرا كتاب آيات خدا است و اهل آن شيعيان باشند و مشركين منفكين مرجيه هستند و بينه واضح شدن حق است براى آنها و رسول از جانب خدا محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و معنى يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً يعنى پيغمبر راهنمائى ميكند مردم را بسوى اولى الامر و ائمه معصومين بعد از خود و آيه: وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ، دليل است بر بطلان قول جبرى مسلكان كه ميگويند كفار را خداوند در اصل كافر آفريده، چه خداى تعالى ميفرمايد پس از آنكه حجت بر ايشان تمام شد كافر شدند وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ  و در كتابهاى آسمانى امر نشدند مگر بآنكه با اخلاص كامل و بدون ريا پرستش كنند خدا را و از دين غير حق روى بگردانند و نماز بپا دارند و زكوة بدهند و دين راست و درست و راه سعادت همين است إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ كسانيكه از اهل كتاب كافر شدند و مشركين همه در آتش دوزخ باشند و آنجا هميشه معذبند و ايشان بدترين خلايق هستند- حضرت باقر عليه السّلام فرمود پروردگار قرآن را نازل نمود بر اهل كتاب و مشركين و آنها كافر و مرتد شدند و معصيت و نافرمانى كردند با امير المؤمنين عليه السّلام را و در اثر نافرمانى اينان بدترين خلق خدا هستند

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 466

 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّه 7-8

آنانكه بخدا ايمان آورده و عمل نيكو بجا ميآوردند بحقيقت بهترين خلق خدايند و پاداش آنها نزد خدا بهشت عدن است كه نهرها زير درختانش جاريست و در آنجا هميشه متنعمند خدا از آنها خشنود و آنها نيز از خدا راضى هستند و اين بهشت مخصوص كسانى است كه از خدا بترسند و بطاعت او مشغول باشند-

 

 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:19 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 469

سوره زلزلة

سوره زلزله در مدينه نازلشده و هشت آيه و سى و پنج كلمه و صد و شصت و نه حرف است

سوره زلزله مشتمل است بر ذكر قيامت و بيان احوال آن‏

تفسير جامع، ج‏7، ص: 471

إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها (1) وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها (2) وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها (3) يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها (4)

 

 بياد بياور اى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هنگاميكه زمين سخت بجنبد و بلرزه در آيد و بارهاى گران درون خود را از معادن و گنجها و مردگان از دل خاك بيرون افكند در آنروز انسان (كه وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام است) گويد چيست اين اضطراب و جنبيدن و خبرهاى تو ايزمين؟! زمين آنحضرت را بحوادث و اخبار گذشته و آنچه مردم بروى آن انجام داده‏اند خبر دهد و آگاه گرداند

 

 ابن بابويه از حضرت فاطمه عليه السّلام روايت كرده فرمود در زمان ابو بكر زلزله شديدى در مدينه رخ داد بطوريكه عموم مردم ترسيدند و نزد ابو بكر و عمر رفتند مشاهده كردند آندو نفر از شدت ترس بشتاب حضور امير المؤمنين عليه السّلام ميروند مردم هم به تبعيت آنها حضور آنحضرت رسيدند امير المؤمنين عليه السّلام از منزل خارج شدند ابو بكر و عمر و عموم مردم در عقب آن بزرگوار رفتند تا رسيدند بباروى شهر آنحضرت بروى زمين نشست مردم هم اطراف او نشستند ديوارهاى مدينه مانند گهواره حركت ميكرد اهل مدينه از شدت ترس صداهاى خود را بگريه و زارى بلند كرده و فرياد ميزدند يا على بفرياد ما برس هرگز چنين زمين لرزه‏اى نديديم، لبهاى آنحضرت بحركت آمد و با دست مبارك بزمين زد و فرمود ايزمين آرام و قرار بگير زمين باذن خدا ساكت شد و قرار گرفت مردم از اطاعت و فرمان بردارى زمين از امير المؤمنين عليه السّلام تعجب كردند، فرمود شما تعجب كرديد كه زمين اطاعت امر من نمود وقتى باو گفتم قرار بگير؟ عرض كردند بلى يا امير المؤمنين عليه السّلام فرمود من همان انسانى هستم كه خداوند در قرآن ميفرمايد: وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها3- من بزمين ميگويم بيان كن براى من حوادث و اخباريكه بر روى تو واقع شده و انجام گرفته است و بمن بگو عملهائى كه مردم در روى تو بجا آورده‏اند پس از آن فرمود اگر اين همان زمين لرزه‏هائى بود كه خداوند در سوره زلزله ميفرمايد خبر ميداد زمين بمن اخبار خود را ولى آن نيست‏

در مجمع از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده فرمود ايمردم آيا ميدانيد خبرهاى زمين چيست كه براى امير المؤمنين عليه السّلام بيان ميكند عرض كردند خدا و رسولش داناتر است و بهتر ميدانند فرمود گواهى ميدهد بر مرد و زن بآنچه بر پشت آن عمل كردند و ميگويد اين شخص كار نيكو بجا آورده و آنديگرى مرتكب عمل زشت شده اينست خبرهاى زمين. و پروردگار بزمين الهام ميكند كه اخبار و حوادث خود را بامير المؤمنين عليه السّلام بگويد و آنحضرت را آگاه سازد

 

 

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:18 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 452

سوره قدر

در مكه نازل شد و پنج آيه و سى و سه كلمه و صد و دوازده حرف است.

سوره قدر مشتمل است بر بيان فضيلت شب قدر و آنكه عبادت و تقرب‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 455

در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود امير المؤمنين عليه السّلام مكرر باصحاب خود ميفرمود هيچ وقت اولى و دومى حضور پيغمبر نرسيدند مگر آنكه آنحضرت با گريه و خشوع سوره قدر را براى آنها قرائت ميفرمود عاقبت روزى ايشان گفتند اى رسول خدا جهت چيست اين قدر سوره قدر را براى ما قرائت ميفرمائيد فرمود بخاطر كسيكه مشاهده ميكنم او را بچشم و حفظ كردم و جاى دادم او را در قلب خود و اشاره فرمود بمن.

و ديگر فرمود براى چيزيكه على عليه السّلام آن را بعد از من مشاهده مينمايد سؤال نمودند اى رسول خدا شما و على چه چيز مشاهده مينمائيد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آيه تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ- را با انگشت مبارك روى زمين نوشت سپس فرمود بآنها آيا بعد از قول خداوند كه ميفرمايد مِنْ كُلِّ أَمْرٍ چيزى باقى ميماند كه نازل نكند عرض كردند خير اى رسول خدا فرمود آيا ميدانيد بچه شخصى نازل ميكنند در شب قدر هر چيزى را گفتند بر شما نازل ميكنند ايرسول گرامى فرمود آيا بعد از من شب قدر وجود دارد عرض كردند بلى فرمود فرشتگان بعد از من در شب قدر بر چه شخصى نازل ميشوند و امورات هر چيز را فرود ميآورند گفتند نميدانيم در آنوقت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سر مرا در بغل گرفت و فرمود بدانيد بر اين على فرشتگان و روح نازل ميكنند هر چيز را بعد از من در شب قدر و چون شب قدر فرا ميرسيد بعد از پيغمبر اكرم (ص) چنان خوف و ترسى بر آنها غالب ميشد كه تصور آن نميتوان كرد بخاطر آنكه مبادا امر و دستورى از پروردگار براى كيفر و نابودى ايشان برسد و آنها بخوبى شب قدر را ميشناختند

و از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه بشيعيان ميفرمود شما با مخالفين بوسيله سوره قدر حجت آوريد تا غالب و رستگار شويد سوگند بخدا سور قدر حجت خدا است از براى خلايق بعد از پيغمبر اكرم و آن سوره بزرگ دين شما شيعيان و نهايت علم ما ائمه است حجت بياوريد براى مخالفين ب حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فاطر 1-3    و منذرين بعد از پيغمبر اكرم (ص) صاحبان ام بتنهائى هستند ايطايفه شيعه خداوند در قرآن كريم ميفرمايد وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها  دخان 24   نَذِيرٌ شخصى حضورش عرض كرد ايفرزند رسول خدا نذير اين امت پيغمبر اكرم (ص) بود فرمود بلى راست ميگوئى آيا زمانى كه پيغمبرى مبعوث نشود روى زمين و در اقطار عالم نذيرى هست يا خير سائل عرض كرد نذيرى نيست آنحضرت فرمود آيا از براى خداوند نذير نيست چنانكه رسول خدا كه فرستاده او بود نذير هم بود سائل گفت بلى براى خداوند نذير ميباشد فرمود پس بدان پيغمبر اكرم (ص) نرفت از دنيا مگر آنكه نذيرى از براى او بود و اگر بگوئى نذيرى نبود لازمه اين سخن آنست كه پيغمبر اكرم (ص) ضايع و باطل و عاطل گذاشته كسانى را كه در اصلاب مردان امت او بودند و بعد از آنحضرت بدنيا آمدند سائل عرض كرد مگر قرآن كافى نيست از براى مردم فرمود بلى كافى است در صورتى كه بيابند مفسرى براى آن عرض كرد مگر پيغمبر اكرم (ص) تفسير نفرموده آنرا فرمود تفسير فرموده پيغمبر اكرم (ص) قرآن را براى يكنفر و بيان نموده قدر و منزلت و شأن او را براى امت و آن شخص على بن أبي طالب عليه السّلام است. سائل عرض كرد. پس اين امر اختصاص دارد بزمان امير المؤمنين عليه السّلام و عموميت ندارد براى ازمنه بعد فرمود خداوند امتناع دارد از آنكه او را پرستش كنند و نبوده باشد در هر عصر و زمانى كسى كه او را بشناساند بمردم و اين امر نذيرى و امامت امرى بود كه اظهار نفرمود آن را پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مگر در وقت و اوان خود. خداوند امور را موقوف بوقت معين قرار داده است چنانكه رسول اكرم (ص) رسالت خود را از خديجه عيال خود هم پنهان ميداشت تا آنكه خداوند امر و دستور داد آشكارا رسالت و نبوت خود را اعلام نمايد. سائل گفت پس صاحب دين بايد امر خود را پنهان بدارد فرمود مگر امير المؤمنين عليه السّلام امر خود را پنهان نداشت از آن زمان كه به پيغمبر ايمان آورد تا وقتى كه امر شد باو اظهار بدارد سائل عرض كرد بلى چنين است آنحضرت فرمود:

 ما ائمه هر يك امر خود را پنهان ميداريم تا وقتى كه مأمور شويم بر اظهار آن‏

 بسند ديگر از آنحضرت روايت كرده:

فرمود ابتداء خلقت چون خداوند دنيا را آفريد خلق نمود شب قدر را و پيغمبر و اوصياء او را و در قضاء الهى گذشته بود كه بايد در هر سال يكشب از جانب خداوند تفسير و امور آن سال تا سال ديگر فرود آيد بر پيغمبر و يا وصى او و هر كس آن شب را انكار نمايد علم خدا را رد و انكار نموده و قيام نميكنند پيغمبران و اوصياء آنها و محدثين مگر آنكه براى ايشان از طرف پروردگار حجتى باشد و در شب قدر آن را جبرئيل و فرشته روح بياورند شخصى عرض كرد آيا بر اوصياء و محدثين جبرئيل و فرشتگان با اوامر پروردگار در شب قدر بر آن حجت نازل مى‏شوند. سوگند بخدا آدم از دنيا نرفت مگر از براى او وصى بود و همچنين پيغمبران بعد از آدم و بر تمام اوصياء در شب قدر امر خداوند را فرشتگان و روح نازل مينمودند و خداوند آيه ذيل را اختصاص داده باوصياء و صاحبان امر بعد از محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و در باره آنها فرموده:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ تا آخر آيه 55 سوره نور فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ خدا بكسانيكه از شما بندگان ايمان اورده و نيكو كار گردد وعده فرموده در زمين خلافت دهد چنانكه امم صالح پيغمبران گذشته جانشين پيشينيان خود شدند و علاوه بر خلافت دين پسنديده آنان را كه دين اسلام است بر همه اديان تمكين و تسلط عطا كند و بهمي مؤمنان پس از خوف و انديشه از دشمنان ايمنى كامل بخشد تا مرا به يگانگى بدون شائبه شرك و ريا پرستش كنند و بعد از آن هر كه كافر شود بحقيقت‏همان فاسقان تبه كارند آنحضرت فرمود ما ائمه همان خليفه‏هاى خدا ميباشيم كه توانائى داده ما را بعلم و دانش اى مردم سؤال نمائيد از ما اگر تصديق كرديم شما را پس ثابت و بر قرار باشيد و از جانب خود كارى انجام ندهيد و برأى و عقيده خود عمل ننمائيد همانا امر ائمه بسيار ظاهر و آشكار است سوگند بخدا حكم نموده پروردگار كه نبوده باشد اختلافى بين مؤمنين و از اينجهت امامان را شاهد و گواه بر مردم قرار داده است و شيعيان ما بايد گواه باشند بر مردم و خداوند منع فرموده از اختلاف در حكم يا آنكه بين اهل دانش تناقضى بوده باشد پس از آن حضرت باقر عليه السّلام فرمود فضل و برترى ايمان مؤمن بجمله إِنَّا أَنْزَلْناهُ و تفسير آن نسبت بكسيكه چنين ايمانى ندارد مانند فضل و برترى انسان است بر بهائم و خداى عزّ و جل دفع ميكند بمؤمنين كه بسوره قدر ايمان دارند عذاب را از منكرين آن در دنيا و بحد كمال ميرساند عذاب را براى كسانيكه ميداند كه توبه نميكنند از انكار نمودن سوره قدر (مقصود از شيعيان كسانى هستند كه اعتقاد دارند بامامت دوازده امام زيرا بوجود آن شخصيت‏هاى مقدس شب قدر باقى و برقرار است و در هر سال در شب قدر او امر پروردگار و مقدرات بشر بر آن بزرگواران نازل ميشود و در مقدمات بيان نموديم كه ببركت آنها از مخالفين و عامه در دنيا عذاب بر داشته شده است.

حضرت باقر عليه السّلام فرمود در اين زمان از براى مؤمنين جهادى بجز حج و عمره و ولايت ائمه نمى‏بينم شخصى عرض كرد حضورش ايفرزند رسول خدا مسئله‏اى دارم بر من غضب نكنيد از جهت پرسش آن فرمود سؤال كن عرض كرد آيا امورى را كه در شب قدر فرشتگان و روح بر شما ائمه نازل ميكنند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنها را ميدانست و من يقين دارم كه رسول خدا از دنيا در نگذشت مگر آنكه تمام علومى كه دارا بود بامير المؤمنين تعليم نمود و آن حضرت تمام آنها را حفظ نمود. آنحضرت در پاسخ سؤال آنمرد فرمود چه تو را داخل اين خانه نمود گفت قضا و قدر الهى مرا بحضور شما رسانيد تا مسائل دين خود را از شما سؤال كنم و از روى فهم عمل نمايم فرمود پس بدان و حفظ كن آنچه را ميگويم: شبى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بمعراج بردند از آنجا نزول اجلال ننمود مگر آنكه خداوند تمام علوم گذشته و آينده و حوادث را باو تعليم نمود و تفسير بسيارى از آنها در شب قدر نازل ميشود و تمام آن علوم را كه پيغمبر در شب معراج فرا گرفت از پروردگار بامير المؤمنين عليه السّلام تعليم فرمود و در شب قدر تفسير آنها بر آنحضرت نازل ميشد و ما ائمه عموما همين طور هستيم آن شخص عرض كرد مگر تفسير آن علوم را پروردگار نفرمود فرمود بلى و لكن بايد تفسير آنها آنچه مربوط بآنسال است از جانب پروردگار در شبهاى قدر نسبت بهمان سال بر پيغمبر و اوصياء بعد از آنحضرت نازل شود و دستور بگيرند از خداوند كه اين سال براى اموريكه ميدانستند چگونه رفتار و عمل نمايند آن شخص عرض كرد ايفرزند رسول خدا تقاضا دارم واضح و روشن‏تر بيان بفرمائيد تا بفهمم‏

 فرمود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا نرفت مگر آنكه حافظ تمام علوم و تفسير آنها بود سائل گفت پس چه چيز در شب قدر نازل ميشود و چه دانشى افزوده ميگردد در شب قدر براى پيغمبر و اوصياء او فرمود امر بانجام دادن يا ندادن بعضى از چيزها در شب قدر نازل ميشود و اين علم را سابق پيغمبر و امام نميدانست آن مرد گفت پس چه حادث مى‏شود و زياد مى‏گردد در شب قدر از علم و دانش غير آنچه را ميدانستند پيش از شب قدر آنحضرت فرمود ديگر بيش از اين مأمور نيستم بكشف اسرار و مصلحت امور و حكمت اين كتمان را نميداند جز خداوند باز آن مرد زبان درازى كرد و گفت آيا علومشان زيادتر است از علم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از جهت گذشتن شبهاى بسيارى از شبهاى قدر فرمود خير عرض كرد پس چگونه ميداند وصى و امام علومى را غير از آنچيزى كه پيغمبر باو تعليم نموده و وصيت كرده آيا ممكن است بگوئيم يكى از اوصياء ميداند علومى را كه اوصياء ديگر نميدانند آنها را فرمود هيچ پيغمبرى از دنيا نميرود مگر آنكه تمام علوم او در سينه وصيش مى‏باشد و در شب قدر روح و فرشتگان نازل مى‏كنند حكم هر چيز را كه بايد پيغمبر و يا امام در ميان بندگان حكم بفرمايند آن مرد گفت امام و پيغمبر پيش از شب قدر نميدانستند حكم آن چيز را فرمود ميدانستند حكم آن را و لكن مأموريت نداشتند بر امضاء آن حكم و عدم امضاء آن تا امر شود بآنها در شب قدر كه چگونه بايد در اين سال حكم كنند و رفتار نمايند آنمرد گفت ايفرزند رسول خدا من قدرت و توانائى ندارم كه شب قدر را انكار كنم و اقرار و اعتراف دارم بتمام فرموده‏هاى شما حضرت باقر عليه السّلام فرمود هر كس شب قدر را انكار كند از ما نيست مجددا آنمرد سؤال نمود آيا زياد ميشد در شب قدر علم و دانش پيغمبر اكرم عليه السّلام و ميداند چيزهائى را كه پيش از شب قدر نميدانست فرمود آنحضرت در پاسخ آنمرد اينگونه سؤال براى شما جايز نيست. مگر نگفتم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تمام علوم گذشته و آينده را ميدانست و از دنيا نرفت مگر آنكه جميع آنها را بوصى خود ياد داد و اوصياء بعد از پيغمبر داراى تمام علوم ميباشند و سؤالى كه نمودى خداوند نهى فرمود پيغمبران و اوصياء آنها را از

آنكه آگاه گردانند كسى را از بندگان‏

 آنمرد گفت چگونه بشناسيم شب قدر را در هر سال فرمود ماه رمضان كه داخل شد در هر شب يكصد مرتبه سوره حم دخان را قرائت كن چون شب بيست و سوم فرا رسيد مشاهده خواهى نمود آنچه را كه سؤال نمودى و تصديق خواهى كرد و مى‏بينى كه جنود شياطين وارد مى‏شوند بر اهل ضلالت و ارواح آنها و خبرهاى دروغ بآنها ميگويند و چون چنين شود ايشان ميگويند در خواب چنين و چنان ديده‏ايم و هر كس اعتقاد و ايمان بشب قدر داشته باشد ميداند كه آنشب اختصاص دارد بما ائمه چه پيغمبر هنگام وفات فرمود ايمردم على عليه السّلام بعد از من ولى و امام شما است اگر از او اطاعت و پيروى نمائيد هدايت و رستگار خواهيد شد و هر كس ايمان ندارد بعلى بشب قدر معتقد نيست و كسيكه اعتقاد دارد بشب قدر بجز آنچه ما ميگوئيم او دروغ گو و كاذب است چه ذات مقدس پروردگار پاك و منزه از آنست كه او امر خود را با روح و فرشتگان بسوى كافر و فاسق و تبه كارى نازل نمايد و چنين اشخاصى در گمراهى و ضلالت حيران و سر گردانند و فرمود از علامت شت قدر آنستكه بوى خوشى ميوزد و اگر زمستان است قدرى از شبهاى ديگر ملايم‏تر و چنانچه در تابستان است اندكى سرد و پاكيزه‏تر از

 

 در كافى از ابى يحيى صنعانى روايت كرده حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود روزى جدم امير المؤمنين عليه السّلام قرائت نمود سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ را و حسنين حضور آن بزرگوار نشسته بودند حضرت امام حسين رو كرد بپدر خود گفت يا امير المؤمنين عليه السّلام مى‏بينم هر وقت تلاوت مى‏نمائيد اين سوره را حظى و لذتى از قرائت آن مى‏بريد فرمود چنين است ايفرزند آن سوره چون بر جدت خاتم پيغمبران نازل شد بر من قرائت نمود و دست مباركش را بر كتف من گذاشت و فرمود ايعلى و ايوصى من بر امت و اى جهاد كننده با دشمنان من تا روز قيامت، اين سوره مخصوص تو ميباشد بعد از وفات من و اختصاص بفرزندان تو دارد بعد از تو برادرم جبرئيل مقدرات و حوادث و پيش آمدهاى امت را در هر سال فرود آورد و نازل كند بر تو و فرزندانت در شب قدر چنانكه بر من نازل مى‏كند و خداوند در آن شب نور ساطعى در قلب تو و فرزندان اوصيائت وارد كند تا طلوع فجر

 و شيخ طوسى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده خانه امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت فاطمه عليه السّلام، حجره رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و سقف آن عرش پروردگار بود و زمين آنخانه منفذى داشت كه كشيده شده بعرش پروردگار و محل نزول وحى و فرود آمدن فرشتگان بود هر صبح و شام و هر ساعت از شبانه روز و آن خانه مملو بود از فرشتگان فوجى صعود مينمودند و فوج ديگر فرود مى‏آمدند و هيچوقت فارغ نبود از تردد و رفت و آمد فرشتگان خداى تعالى حجاب را برداشت از آسمانها براى حضرت ابراهيم تا مشاهده نمود عرش پروردگار را و زياد نمود قواى ديدگان او را تا عرش را ديد و پروردگار چنان زياد كرد قواى ديدگان محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را بطوريكه نمى‏يافتند سقفى براى خانه خود جز عرش پروردگار پس خانه آنها مسقف بود بعرش رحمن و فرشتگان نازل مى‏شدند بر ايشان با اذن پروردگار و فرود مى‏آوردند بر آنها هر امر و سلامى را شخصى سؤال نمود آيا با هر امرى سلام هم بود فرمود بلى. گفت آنشخص اين بيانات تنزيل آيه است فرمود بلى-

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 462

 در صحيح ترمذى روايت كرده پس از آنكه مجبور شد حضرت امام حسن‏

عليه السّلام با معويه صلح كند شخصى از جا بلند شد و با كمال جسارت بآنحضرت گفت مؤمنين را رو سياه كردى اى حسن بن على آن حضرت در پاسخ آنمرد فرمود اذيت نكن مأمور بودم بر اين امر جدم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خواب ديد بنى اميه بر منبرش بالا رفتند محزون شد جبرئيل فرود آمد و سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ را آورد پروردگار فرمود اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم محزون مباش شب قدر بهتر است براى تو از هزار ماه كه بنى اميه سلطنت مى‏كنند ترمذى‏

كه يكى از علماء مخالفين است ميگويد راوى گفت ما شماره كرديم سلطنت بنى اميه را بدون روزى كم و زياد هزار ماه بود-

حضرت باقر عليه السّلام فرمود فرشتگان و روح القدس در هر عصرى بر امام زمان در شب قدر نازل ميشوند و حضور آنحضرت تقديم ميدارند آنچه نوشته شده و مقدر گرديده در لوح محفوظ و درود ميفرستند و تحيات ميآورند بر امام زمان تا طلوع فجر مردى عرض كرد ايفرزند رسول خدا شما مى‏شناسيد شب قدر را فرمود چگونه ما نمى‏شناسيم آن شب را و حال آنكه در آنشب فرشتگان از آسمان فرود مى‏آيند و بدور ما طواف ميكنند و تحيت بر ما ميفرستند و مقدرات تمام خلايق را بما تسليم ميدارند

در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود در شب معراج پيغمبر نماز بجا آورد چون فارغ شد از قرائت سوره الحمد در ركعت اول خطاب شد باو قرائت كن اى محمد نسبت پروردگارت را يعنى سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ احد را و در ركعت دوم خطاب شد بآنحضرت تلاوت كن سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ را چه آن سوره نسبت خود و اهل بيتت ميباشد تا روز قيامت‏

 

 و از ابن عباس روايت كرده كه پيغمبر اكرم (ص) فرمود در شب قدر فرشتگان سدرة المنتهى و جبرئيل بزمين فرود ميآيند با آنها پرچمهائى است يكى از پرچمها را بروى قبر من نصب ميكنند و يكى ديگر را در مسجد الحرام و بيت المقدس و طور سينا نصب خواهند نمود و نميگذارند از كنار هيچ مرد مؤمن و زن مؤمنه‏اى مگر آنكه بر ايشان سلام ميكنند جز كسانيكه شراب خورده‏اند و يا گوشت خنزير و آنشب شب بسيار مباركى است مقدرات و سرنوشت تمام بشر در آنشب نازل ميشود بر امام زمان عليه السّلام و شب قدر تا روز قيامت باقى خواهد بود.

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:15 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 445

سوره علق‏

سوره علق در مكه نازل شده و نوزده آيه و هفتاد و دو كلمه و دويست و هشتاد حرف است‏

 

 سوره علق مشتمل است بر امر بقرائت كردن اسم پروردگار و در طغيان و سركشى كردن اغنياء و ثروتمندان و توبيخ مشركين قريش و ابو جهل و تهديد ايشان بآتش دوزخ.

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:14 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 441

سوره التين‏

سوره التين در مكه نازل شده و هشت آيه و سى و چهار كلمه و صد و پنجاه حرف است‏

سوره التين مشتمل است بر عظمت آفريدگاريكه مستحق پرستش است و خلقت انسان و تطور احوال او و توبيخ و سرزنش كسانيكه تدبر و تفكر نميكنند و تكذيب مينمايند روز حشر و قيامت را

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 443

وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ (1) وَ طُورِ سِينِينَ (2) وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ (3) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ (4)

ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ (5)

 و از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود تأويل تين و زيتون حضرت امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و طور سينين على بن أبي طالب (ع) و ولايت آنحضرت ميباشد كه منافقين تكذيب كرده‏اند آن را و بلد امين پيغمبر اكرم (ص) است- و در مناقب از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام ذيل آيه ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ روايت كرده فرمود آيه در باره تيم و عدى نازلشده چه در اثر بغض و عداوتيكه آنها با امير المؤمنين عليه السّلام داشتند خداوند ايشان را در پست‏ترين مكان دوزخ جاى دهد.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 444

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِين‏6-8

مگر آنانكه بخدا ايمان آورده و نيكو كار شدند بآنها پاداش دائمى بهشت عطا كنيم پس اى انسان ناسپاس مشرك چه واداشت تو را كه تكذيب روز جزا بنمائى و منكر قيامت شوى آيا خداى مقتدر حكم فرماى‏

عالم نيست و استفهام در آيه استفهام تقريرى است يعنى البته هست- احمد بن عبد اللّه مؤدب و ابن جريح كه هر دو از علماء عامه هستند از ابى هريره و ابن عباس روايت كردند كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خانه ام هانى خواب رفته بود چون بيدار شد محزون بود ام هانى سبب حزن حضرتش را سؤال نمود فرمود در خواب قيامت و احوال آن و بهشت و نعمتها و جهنم و انواع عذاب را مشاهده كردم معويه و عمرو بن عاص را در وسط دوزخ ديدم فرياد ميزدند و بر سر آنها سنگهائى از زبانيه آتش فرود ميآوردند و بايشان ميگفتند چرا ايمان بولايت امير المؤمنين عليه السّلام نياورديد رسول اكرم (ص) فرمود در آنحال از پشت پرده عظمت پروردگار على عليه السّلام را مشاهده كردم خوشحال و خندان است و ميگويد پروردگار من و خداى كعبه حكم فرمود ميان من و دشمنانم سپس پيغمبر فرمود خداوند دشمنان على را بجهنم ميفرستد آنگاه على در موقف توقف مينمايد و شفاعت ميكند براى اهل بيت و ذرية و شيعيان خود-

 

و از محمد بن فضيل روايت كرده گفت تفسير سوره التين را از حضرت رضا عليه السّلام سؤال نمودم فرمود تين و زيتون حضرت امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام و طور سينا امير المؤمنين عليه السّلام و البلد الامين رسول اكرم (ص) است هر كس اطاعت و فرمان بردارى نمايد از آنحضرت ايمن باشد از عذاب جهنم و اسفل سافلين و كسانى هستند كه نقض كردند عهد و پيمانى كه پيغمبر از آنها گرفت در باره ولايت امير المؤمنين عليه السّلام إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا  6     امير المؤمنين عليه السّلام و شيعيان آنحضرت هستند و دين ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه معصومين عليهم السلام ميباشد

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:14 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 437

سوره انشراح‏

سوره انشراح در مكه نازل شده و هشت آيه و دويست و نه كلمه و صد و سه حرف است.

 سوره انشراح مشتمل است بر ذكر نعمتهائيكه پروردگار به پيغمبرش عطا فرموده‏

 

   تفسير جامع، ج‏7، ص: 438

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ (1) وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ (2) الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ (3) وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ (4)

رسول اكرم (ص) در اثر عداوت جن و انس با حضرتش دلتنگ و ملول بود، پروردگار با نزول آيات و وعده فتح و فيروزى دل مبارك او را خوش و روشن گردانيد- در بصائر الدرجات از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود خداوند بولايت امير المؤمنين (ع) دل مبارك پيغمبر اكرم را روشن نمود و در اثر فتح مكه و اسلام آوردن قريش سينه حضرتش را باز و باو توانائى داد-

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 439

فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً (5) إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً (6) فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ (7) وَ إِلى‏ رَبِّكَ فَارْغَبْ (8)

بدانكه با هر دشوارى و سختى آسانى هست و با هر رنجى راحتى است يعنى اين رنج و سختى كه از مشركين و منافقين بتو ميرسد از پس آن ظفر و آسايش خواهد بود و چون از حجة الوداع و تبليغ رسالت فارغ شدى منصوب كن على (ع) را بولايت و امامت و وصايت و پيوسته مشتاق لقاى حق باش و از خلايق‏

 

 بگسل و دل بسوى خدا بند كه كافى است تو را- در كافى از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود يعنى وقتى فارغ شدى از تبليغ رسالت و واجبات و محرمات و احكام منصوب كن على (ع) را بخلافت و ولايت و وصايت و اعلان نما فضيلت او را آشكارا تا مردم هدايت بشوند بوجود مقدس علي امير المؤمنين (ع) و بسوى پروردگار در امر نصب كردن على (ع) راغب شو و ميل نما و مشتاق باش و بنگرانى و كراهت منافقين متوجه مباش و اينحديث را ابن شهر آشوب و صاحب بصائر الدرجات و محمد بن عباس و جمع بسيارى از اصحاب حديث بطرق عديده از ائمه معصومين عليهم السلام روايت كرده‏اند

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:13 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 431

سوره و الضحى‏

 

سوره و الضحى در مكه نازل شده و يازده آيه و چهل كلمه و صد و نود و دو حرف است.

سوره و الضحى مشتمل است بر شرافت و عظمت و قرب و منزلت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد پروردگار.

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 433

وَ الضُّحى‏ (1) وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى‏ (2) ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‏ (3) وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى‏ (4)

وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏ (5)

طبرسى از ابن عباس روايت كرده سبب نزول اين سوره آن بود كه پانزده روز وحى نرسيد بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشركين بآنحضرت طعنه زدند و گفتند خداى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را رها كرده و پروردگارش بر او غضب نمود، وحى بسوى او نميفرستد

 پيغمبر از اين سخنان دلتنگ شد بكوه حرا تشريف برد و انديشه ميكرد و ميگفت خدايا تو ميدانى اين دشمنان چه ميگويند فورا جبرئيل نازل شد و اين سوره را آورد پيغمبر باو فرمود اى جبرئيل بسيار شوق لقاى ترا داشتم عرض كرد ايرسول خدا منهم مشتاق جمال شما بودم ولى چه كنم بنده مأمور هستم تا پروردگار امر نكند نميتوانم بيايم و آيه‏اى آورم آن حضرت چون جبرئيل را ديد تكبير گفت و از اين جهت سنت شد كه چون كسى مدتى دوست خود را نه بيند وقتي او را مشاهده نمود تكبير بگويد پروردگار سوگند ياد كرد بروز روشن و هنگام ظهر و بشب تار و هنگام آرامش آن كه خداى تو اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هيچوقت ترا رها و ترك نكرده و بر حضرتت خشم ننموده آنگاه تسليت ميدهد خاطر مبارك پيغمبر را و ميفرمايد آخرت براى تو بهتر است از اين دنياى فانى و خداى تعالى ترا چندان عطا كند كه تو راضى باشى محمّد بن عباس از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود روزى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد شد بخانه دخترش حضرت فاطمه عليها السّلام ديد آن بانوى محترمه لباسى از پشم شتر پوشيده و با يكدست جو آسيا ميكند و با دست ديگرش پستان بدهان فرزندش ميگذارد پيغمبر بحال دخترش رقت كرد و گريان شد و فرمود اى نور ديده تلخى دنيا بشيرينى آخرت تلافى خواهد شد حضرت فاطمه گفت‏

الحمد للّه على نعمائه و الشكر على آلائه‏

جبرئيل نازل شد و آيه وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏5   را آورد حضرت صادق عليه السّلام فرمود سوگند بخدا آن شفاعت است كه پيغمبر و دخترش راضى شدند بآن‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 436

وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (11)

 

پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اشاره نمود بانگشت سبابه و وسطى و فرمود من و آنكسيكه كفالت يتيم كند در بهشت مانند اين دو انگشت هستيم و فرمود چون يتيم گريه كند عرش از گريه او بلرزد و فرمود هر كس دست محبت بسر يتيمى فرود آورد بهر موئى كه از دست او رود خداوند حسنه‏اى در نامه عمل او بنويسد و فرمود اگر سؤال كنندگان دروغ نميگفتند همانا اغنياء و ثروتمندان هلاك ميشدند آنگاه فرمود اى رسول ما نعمت پروردگارت را باز گو كن و آنچه خدا بر تو نازل كرده و امر فرموده از واجبات و محرمات و ولايت و فضيلت امير المؤمنين عليه السّلام بمردم برسان.

یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:12 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 425

سوره و الليل‏

سوره و الليل در مكه نازل شده و بيست و يك آيه و هفتاد و يك كلمه و سيصد و دو حرف است.

سوره و الليل مشتمل است بر بيان حال كافر و مؤمن.

 

   تفسير جامع، ج‏7، ص: 427

وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‏ (1) وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى (2) وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‏ (3) إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى (4)

پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود مردم دو طايفه هستند يكى آنكه سعى مينمايند خود را بخرند و آزاد نمايند ديگر آنكه خود را بفروشند و هلاك كنند على بن ابراهيم از محمّد بن مسلم روايت كرده كه از حضرت باقر عليه السّلام تأويل آيات فوق را سؤال نمودم فرمود مراد از ليل اولى دومى است كه پوشيد تاريكى جهل و ستم آنها روشنائى امير المؤمنين عليه السّلام را در خلافتى كه براى خودشان تشكيل دادند و حق آن بزرگوار را غصب نمودند و آن حضرت صبر كرد تا دولت آنها بپايان رسيد. و مقصود از نهار وجود مقدس حضرت قائم آل محمّد عليهم السّلام است چون ظاهر شود باطل را محو نمايد و از بين ببرد و در قرآن خداوند مثلهائى زده براى مردم و مخاطب قرآن پيغمبر اكرم و ما ائمه هستيم و مثلهاى قرآن را جز ما ائمه كسى نميداند و نميفهمد و مراد آن حضرت آنست كه خداوند ليل را مثل زده بمنافقين و دشمنان آل محمّد عليهم السّلام و نهار را مثل زده بامير المؤمنين عليه السّلام و اولاد گرام آن حضرت.

شرف الدين از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از ليل دولت شيطان است كه باقى و بر قرار است تا زمان ظهور قائم ما آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و نهار دولت حقه آن حضرت است در عصر ظهور و اتقى كسى است كه نفسش را بحق عطا كند و از باطل پرهيز نمايد و معناى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى‏ آنستكه بهشت را براى او آسان‏گرداند

و معناى بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏ 8   يعنى بخل ميورزد از حق براى نفس خود و بسبب باطل از حق بينياز ميگردد و حسنى ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است و هر كس تكذيب كرد ولايت آن حضرت را آتش جهنم براى او آسان گرداند و معناى إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى‏ 12   يعنى على عليه السّلام هدايت كننده مردم و راهنماى ايشان است.

در محاسن از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آيه را آن حضرت بطريق ذيل قرائت نمودند

ان عليا للهدى و ان له الاخرة و الاولى‏

 

و هنگاميكه قائم ما عليه السّلام ظهور نمود غضب ميكند بر منافقين و از هر هزار نفر نهصد و نود و نه نفر را بقتل ميرساند و اشقى دشمنان آل محمّد هستند و اتقى امير المؤمنين عليه السّلام و شيعيان آن حضرت باشند و در حديث ديگر از آن حضرت روايت كرده فرمود هر كس خمس آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بآنها عطا كند و پرهيز نمايد از ولايت خلفاى ثلاثة و تصديق كند ولايت امير المؤمنين عليه السّلام را اراده نكند خيرى را مگر آنكه خداوند براى او مهيا سازد و فراهم آورد و اما كسيكه بخل ورزد در دادن خمس آل محمّد عليهم السّلام خود را بواسطه عمل نمودن برأى بينياز داند از ائمه و اولياء خدا و تكذيب كند ولايت امير المؤمنين عليه السّلام را اراده نكند چيزى از شر را مگر آنكه براى او فراهم و آماده گردد و فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و اصحاب و تابعين آنها زكوة مال ميدادند و امير المؤمنين عليه السّلام در حالت ركوع انگشترى بسائل داد و آيه وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ مائده 55   در شأن حضرتش نازل شد و مراد از وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‏19   رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه نعمت او پيوسته جاريست بر تمام خلايق.

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران