|
صلح پایدار
یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:03 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 347 سورة التكوير سوره تكوير در مكه نازل شده و بيست و نه آيه و صد و چهارده كلمه و پانصد و سى حرف است سوره تكوير مشتمل است بر علامات و احوال قيامت و شدايد آن و در قوت و امانت جبرئيل تفسير جامع، ج7، ص: 350 إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ 8-9 و زمانى كه از دختران زنده بگور شده پرسيده شود آنها بكدام گناه و جرم كشته شدند- طبرسى ذيل آيه فوق از ابن عباس روايت كرده كه مراد قتل آيه بمعناى قطع است و در باره رحم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد شده و مقصود آنست كه از مردم سؤال ميكنند بچه سبب قطع مراوده و صله كرديد با اهل بيت پيغمبر و دليل و شاهد اين معنى آيه. قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى33 شورا است و اينحديث را ابن شهر آشوب در مناقب از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده است- و در كتاب كامل الزيارات از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود آيه نازل شده در باره حضرت امام حسين عليه السّلام در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود اين آيه نازل شده در باره اقرباء آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و هر كس كه در راه ولايت آنها كشته شده و در حديث ديگر فرمود آنحضرت روز قيامت از قاتل محسن فرزند حضرت زهرا عليه السّلام كه در اثر فشار دادن آن مظلومه ميان در نيم سوخته و ديوار سقط و شهيد شده سؤال ميكنند بچه گناه آن طفل را بقتل رساندند
تفسير جامع، ج7، ص: 352 در كافى ذيل آيه فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ 15 از ام هانى روايت كرده كه از حضرت باقر عليه السّلام پرسش كردم معناى آيه را فرمود مقصود از خنس امام است كه پنهان ميشود از نظر مردم سال دويست شصت هجرى و منقطع ميشود علم و دانش او از مردم پس از آن ظهور مينمايد و مانند ستاره شهاب كه در شب تاريك درخشنده است ميدرخشد اگر آنزمان را درك نمودى خوشا بحالت و ديدگانت روشن باد
تفسير جامع، ج7، ص: 352 محمّد بن عباس ذيل آيه وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ17 از اصبغ بن نباته روايت كرده كه از امير المؤمنين عليه السّلام سؤال نمودم معناى آيه را فرمود خداوند مثل زده آن را براى كسانيكه عدول كردند از صاحبان امر و ائمهايكه خداوند آنها را معين نموده و دعوى ولايت كردند براى خودشان و مقصود از صبح ائمه معصومين است كه نور آنها روشنتر از نور صبح است وقتى دميده ميشود
تفسير جامع، ج7، ص: 353 ابى بصير ميگويد از حضرت صادق عليه السّلام سؤال نمودم معناى وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُون22 ٍ چيست؟ فرمود يعنى پيغمبر شما در نصب كردن امير المؤمنين عليه السّلام بولايت و خلافت و حجت در ميان مردم هرگز ديوانه نيست و اين كار را از روى ديوانگى انجام نداده بلكه بدستور پروردگار است
تفسير جامع، ج7، ص: 353 گفتم فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ 26-27 يعنى چه فرمود يعنى كجا فرار ميكنيد از ولايت امير المؤمنين عليه السّلام على ذكريست از براى كسيكه خداوند عهد و ميثاق گرفته است از او بر ولايت آن حضرت و براى جهانيان پنديست
تفسير جامع، ج7، ص: 353 عرض كردم لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ 28 يعنى چه فرمود هر كس بخواهد راه راست حق پرستى را پيش گيرد بايد استقامت كند و پايدار بماند در ولايت و فرمانبردارى از على و ائمه بعد از آنحضرت
تفسير جامع، ج7، ص: 354 عرض كردموَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ 29 يعنى چه فرمود خداوند قرار داده قلوب ائمه را محل اراده خود و هر وقت خداوند چيزى را بخواهد و اراده فرمايد ائمه نيز مىخواهند و مشيت بسوى خدا است نه بسوى مردم اينست معانى آيات شريفه، اى ابى بصير، یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:02 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 339 سوره عبس سوره عبس در مكه نازل شده و چهل و دو آيه و صد و سى كلمه و پانصد و سى حرف است. سوره عبس مشتمل است بر ذكر قوميكه اميدوارند مسلمين اسلام آوردن آنها را و داستان ابن مكتوم و بيان شطرى از نعمتهائيكه خداوند به بندگان عطا فرموده تفسير جامع، ج7، ص: 343 فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ (13) مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ (14) بِأَيْدِي سَفَرَةٍ (15) كِرامٍ بَرَرَةٍ (16) قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ (17) مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ (18) مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ (19) ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ (20) ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ (21) ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ (22) ُ آيات اللهى در صحيفههاى مكرم معظم يعنى لوح محفوظ نگاشته شده و آن صفحات بلند مرتبه و بلند منزله و پاك و منزه است بدست سفيرانى سپرده شده است و آنها مقرب و عالى رتبه و كريمان و نكوكارانند- محمّد بن عباس از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود: برره، ائمه معصومين هستند- سعد بن عبد اللّه از بريد عجلى روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام معناى آيه را سؤال نمودم فرمود حديث آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فرشتگان در صحفى پاك و پاكيزه و طاهر از دروغ نوشتهاند على بن ابراهيم و محمّد بن عباس از ابى اسامه روايت كردند كه از حضرت باقر عليه السّلام تأويل آيه را سؤال نمودم فرمود شأن نزول آيه در باره امير المؤمنين عليه السّلام است يعنى چقدر كفر و طغيان و عناد ميورزيد اى منافقين در اثر كشتن امير- المؤمنين عليه السّلام پس از آن كرامت و نسبت خلقت امير المؤمنين عليه السّلام را بيان ميكند و ميفرمايد آنحضرت از طينت پيغمبران خلق شد، و معين كرده حضرتش را براى خير و نيكوئى و آنحضرت راه هدايت و طريق مستقيم است پس از كشته شدن و مردن بطريق پيغمبران و مكث كردن، زنده كند آنحضرت را در زمان رجعت و حكم فرمايد در باره دشمنان خود آنچه را خداوند امر فرموده باو تفسير جامع، ج7، ص: 346 وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ (38) ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ (39) وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ (40) تَرْهَقُها قَتَرَةٌ (41) أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ (42)
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ روز قيامت مردم دو طايفه باشند طايفه اهل ايمان رخسارشان چون صبح فروزانست خندان و خرم و گشاده رو باشند و طايفه ديگر صورتهايشان گرد آلود و غم اندوه است و بر آنها خاك ذلت و خجلت نشسته است اينان كافران و بد كارانند و دشمنان آل رسول هستند- روز قيامت چون خداى تعالى حكم فرمايد ميان بهايم و حيوانات و آنها را خاك گرداند آن خاك گرد شود و بصورت كافران و دشمنان آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنشيند یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:01 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 329 سورة النازعات سوره نازعات در مكه نازل شده چهل و شش آيه و صد و نوزده كلمه و هفتصد و پنجاه حرف است. سوره نازعات مشتمل است بر احوال قيامت و اهوال آن و شطرى از داستان موسى و فرعون و تهديد و توبيخ منكرين قيامت و حشر.
تفسير جامع، ج7، ص: 332 ابن بابويه ذيل آيه فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً 5 از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده فرمود جمعى از خواص اصحاب پدرم حضرت صادق عليه السّلام در شب ماه تابى حضورش نشسته بودند گفتند ايفرزند رسول خدا چقدر نيكو است منظره آسمان و نورانى است ستارگان فرمود بدانيد مدبرات امور چهار فرشته هستند جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل بزمين نظر ميكنند و شما و برادرهايتان را در اطراف عالم مشاهده مينمايند و نور شما شيعيان در زمين و آسمان بهتر و نيكوتر است از نور اين ستارگان و اهل آسمان هم سخنان شما را ميگويند چقدر نورانى هستند مؤمنين.
تفسير جامع، ج7، ص: 333 يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ أَبْصارُها خاشِعَةٌ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ 6-14 روزى كه نفخه صور بدمد و زمين شكافته و بلرزه در آيد و اهلش بيرون آيند و از پى آن بمحشر حاضر شوند در آنروز دلها سخت هراسان و ترسان باشد مردم از ترس ديدگان را بزير افكنند گويند آيا پس از مرگ باز زندگانى ديگر خواهيم يافت پس از آنكه استخوانهاى ما پوسيده شده دو باره زنده خواهيم شد؟. محمد بن عباس از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود راجفه حضرت امام حسين عليه السّلام است و رادفه امير المؤمنين عليه السّلام اول كسيكه خاك را از سر خود دور ميكند امام حسين عليه السّلام است با هفتاد و پنج هزار نفر چنانكه خداوند ميفرمايد إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ غافر 51-52 - كفار گفتند اين رجعت رجعتى باشد زيان كار يعنى اگر چنان است كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميگويد ما در اين رجعت زيان كار باشيم و اين سخن را بطريق سخريه گفتند- محمد بن عباس از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّمفرمود كره مباركى كه نفع ميرساند باهلش روز حساب ولايت من و ولاية على عليه السّلام و فرزندان او و پيروى كردن از من و از على و فرزندان على است بواسطه داشتن ولايت ما خداوند امر ميفرمايد آنها را داخل بهشت كنند و كره خاسر و زيان- آورد دشمنى كردن با من و على و اوصياء بعد از او باشد بواسطه اين عداوت خداوند امر ميكند آنها را در اسفل السافلين جهنم داخل گردانند- پس از آن خداوند در جواب كفار ميفرمايد جز يك آواز كه در صور دمند بيش نباشد كه بآن صدا ناگهان همه از خاك بيرون آيند و بزمين قيامت حاضر باشند.
تفسير جامع، ج7، ص: 336 وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى (40) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى (41)
ابن شهر آشوب از ابن عباس روايت كرده است كه اين آيه مخصوص امير المؤمنين عليه السّلام و كسانى است كه بر طريقه آنحضرت مشى مينمايند. یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 12:00 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 319 سورة النباء سوره نباء در مكه نازل شده و چهل آيه و صد و نود و سه كلمه و سيصد و نود حرف است. سوره نباء مشتمل است بر احوال قيامت و تكذيب كردن قريش از قرآن و پيغمبر و قيامت و كيفر كفار و گناهكاران و توبيخ و تهديد آنها و پاداش مؤمنين تفسير جامع، ج7، ص: 321 عَمَّ يَتَساءَلُونَ (1) عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ (2) الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ (3) مفسرين در نباء عظيم اختلاف كردهاند بعضى گفتند قرآن است كه در آن خلاف كردند جمعى سحرش خواندند و بعضى شعر و فرقهاى افسانه و طايفهاى گفتند نباء پيغمبر است كه ساحر و كاهن و شاعر و ديوانهاش خواندند و در تفسير اهل بيت عصمت و طهارت نباء عظيم امير المومنين عليه السّلام است چنانكه در كافى از ابى حمزه روايت كرده كه سؤال نمودم از حضرت باقر عليه السّلام معناى نباء عظيم را فرمود امير المؤمنين عليه السّلام است خود آنحضرت فرموده براى خدا آيه و نباء بزرگترى از من نيست و اينحديث را در بصائر الدرجات با زيادتى اين جمله روايت كرده فرمود آنحضرت ولايت مرا خداوند بر امتهاى گذشته فرض و واجب نموده با همان اختلاف زبانى كه داشتند بسيارى از آنها قبول ننمودند و اقرار بفضيلت من نكردند ابن بابويه از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام و حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده فرمودند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود يا على تو باب و راه خدا و حجة پروردگار و نباء عظيم و صراط مستقيم و مثل اعلى هستى- و حافظ محمّد بن مؤمن شيرازى كه يكى از مخالفين است در كتاب مستخرج از تفاسير اثنى عشر ذيل تفسير آيه فوق از سدى روايت كرده گفت صخر بن حرب وارد شد بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كرد اى محمّد امر ولايت بعد از شما براى كيست؟ فرمود براى كسى است كه او نسبت بمن بمنزله هرون است نسبت بموسى جبرئيل نازل شد و آيات فوق را آورد و گفت ايرسول خدا بعضى از امت تو تصديق ولايت و خلافت على عليه السّلام را بنمايند و بعض ديگر تكذيب كنند و بزودى شناسند و يقين نمايند بولايت على عليه السّلام در قبر هنگام سؤال كردن از آنها بدانكه در مشرق و مغرب عالم و بيابان و دريا نميرد كسى مگر آنكه نكير و منكر سؤال كنند از او در باره ولايت و خلافت على و مىپرسند پروردگار تو كيست و دين تو چيست و پيغمبر تو كيست و امام تو كيست؟ و از علقمه روايت كرده گفت روز جنگ صفين مردى از لشگر شام با سلاح بيرون آمد و قرآنى حمايل خود كرده بود بجاى رجز خواندن چنانكه مرسوم اعراب است ميخواند: عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ من خواستم پيش او روم امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بر جاى خود باش. خود آنحضرت پيش رفت بآنمرد گفت منم نباء عظيم و خبر بزرگ كه در من خلاف كرديد و در ولايت من نزاع نموديد و از ولايت من باز آمديد آنگاه قبول كرديد و بظلم و بغى و ستم هلاك شديد از كفر بوسيله شمشير من بيرون آمديد و روز غدير را دانستيد و روز قيامت خواهيد دانست آنچه بجا آوردهايد و بكيفر آن خواهيد رسيد پس از آن شمشير كشيد و سرش را از تن جدا كرد و بدرك واصل شد- و از اصبغ بن نباته روايت كرده گفت روز جنگ جمل در بصره سوارى از لشگر بصره بيرون آمد و آيات فوق را ميخواند امير المؤمنين عليه السّلام پيش رفت و باو فرمود مىشناسى آن خبر بزرگ را عرض كرد خير فرمود بخدا قسم منم نباء عظيم كه در من خلاف كرديد بزودى خواهيد شناخت مرا آنوقتيكه ميان بهشت و دوزخ بايستم و خلايق را قسمت كنم و بدوزخ گويم اين براى تو و آنديگر براى من بگير او را كه از دشمنان منست و دست بردار از اين شخص كه از دوستان منست و بزودى خواهيد دانست كه من نباء عظيم هستم آنزمان كه در كنار حوض كوثر بايستم و طايفهاى را از حوض كوثر برانم چنانكه در دنيا شتر غريب را از كنار حوض آب برانند پس از آن بصرى را بقتل رسانيد و بجاى خود بازگشت.
تفسير جامع، ج7، ص: 327 يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً (38) ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ مَآباً (39) إِنَّا أَنْذَرْناكُمْ عَذاباً قَرِيباً يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً (40) در كافى ذيل آيه فوق از محمد بن فضيل روايت كرده گفت از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام سؤال نمودم معناى آيه را فرمود بخدا قسم ما ائمه هستيم كه خداوند اذن و اجازه داده كه روز قيامت تكلم كنيم عرض كردم در آنروز چه تكلمى ميفرمائيد فرمود حمد ميكنيم پروردگار را و درود ميفرستيم بر محمد و آل او و شفاعت ميكنيم از شيعيان خود و خداوند شفاعت ما ائمه را رد نخواهد نمود و از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود روز قيامت خلايق را در مكانى جمع كنند و محو شود از دل آنها گفتن لا اله الا اللّه مگر آنكسانى كه بولايت امير المؤمنين عليه السّلام اقرار كردند و اين است معناى آيه شريفه. آنروز قيامت حق است پس هر كس ميخواهد نزد خداى خود در آن روز مقام و منزلتى يابد در راه طاعت بكوشد و از معصيت اجتناب كند ما شما را از عذاب نزديك روز قيامت ميترسانيم آنروز مرد نگران باشد از عملى كه بجا آورده و منتظر است جزاء و يا كيفر اعمال خود را كه پيش فرستاده و كافران در آنروز از شدت عذاب آرزو كنند كه ايكاش خاك بودند و بچنين عذابى گرفتار نميشدند- محمد بن عباس ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود كافر ميگويد ايكاش من ابو تراب (امير المؤمنين) را دوست ميداشتم. ابن بابويه از عباية بن ربعى روايت كرده گفت بابن عباس گفتم بچه مناسبت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين عليه السّلام را ابو تراب كنيه داد گفت براى آنكه آنحضرت صاحب زمين و حجة خداوند است بر اهل زمين، و زمين بوجود مقدس آن حضرت ساكن و باقى است شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود روز قيامت چون كفار مشاهده كنند آنچه را كه خداوند وعده داده بود بشيعيان على عليه السّلام از اجر و قرب و منزلت و كرامت آرزو ميكنند و ميگويند ايكاش ما هم از شيعيان على و ترابى بوديم يعنى بآنحضرت منسوب بوديم- اينست معناىا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً يعنى علوى بوديم و ابو تراب را دوست ميداشتيم. یکشنبه 20 خرداد 1397 :: 11:59 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 311 سورة المرسلات سوره و المرسلات در مكه نازل شده و پنجاه آيه و صد و هشتاد و يك كلمه و هشتصد و شانزده حرف است. سوره مرسلات مشتمل است بر وعده پروردگار از بعث و نشور و ثواب و عقاب و تهديد و توبيخ تكذيب كنندگان و كيفر آنها و ثواب و پاداش مؤمنين. إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَ عُيُونٍ (41) وَ فَواكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ (42) كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (43) إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (44) ابن شهر آشوب از تفسير ابى يوسف ابن يعقوب كه يكى از مخالفين است و او از مجاهد و ابن عباس روايت كرده گفت مقصود از متقين در اين آيه امير المؤمنين عليه السّلام و حسنين عليه السّلام است آنها در سايه درختهاى بهشت و خيمههائى از لؤلؤ كه طول هر خيمهاى يكفرسخ است سكونت دارند و مراد از: كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ كسانى هستند كه صرفا مطيع امر خداوند بوده و ايشان اهل بيت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشند در بهشت و اينحديثرا ابى يوسف كه او نيز از علماء مخالفين است نقل نموده است. در كافى از محمّد بن فضيل روايت كرده گفت از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام سؤال كردم متقين چه اشخاصى هستند فرمود سوگند بخدا ما و شيعيان هستيم و كسى جز ما بر ملت حضرت ابراهيم نيست و ساير مردم از آن ملت بيزارى ميجويند عرض كردم حضورش مجرمين چه اشخاصى هستند فرمود بنى اميه و بنى عباس گفتم مكذبين چه مردمانى باشند فرمود كسانى كه تكذيب كردند ولايت امير المؤمنين عليه السّلام را و اولين آنهائى هستند كه پيغمبران گذشته را تكذيب نمودند در اطاعت اوصياء و آنها و مجرمين اين امت كسانى بودند كه ظلم نمودند بآل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اعمال ناشايستهاى نسبت بوصى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين عليه السّلام بجا آوردند. و حضرت رضا عليه السّلام فرمود مراد باولين اولى و دومى و مقصود از آخرين سومى و بنى اميه و بنى عباس است و اين حديث را شرف الدين نجفى نيز روايت كرده است. تفسير جامع، ج7، ص: 318 كُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِيلًا إِنَّكُمْ مُجْرِمُونَ، وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُون 48-50
شرف الدين ذيل آيه فوق از ابى حمزه ثمالى روايت كرده گفت سؤال نمودم از حضرت باقر عليه السّلام معناى آيه را فرمود باطن آيه آنست: چون بناصبيها گويند بر گرديد بسوى ولايت ائمه و متوجه آنها بشويد و دوست بداريد ائمه را بر نگردند و توجهى بايشان پيدا نكنند سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:27 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 299 سورة الدهر
سوره دهر در مدينه نازل شده و سى و يك آيه و دويست و چهل كلمه و هزار و پنجاه و چهار حرف است. خلاصه مطالب سوره دهر عبارت است از آفرينش انسان از اختلاط آب مرد و زن و بيان كردن راه هدايت و گمراهى و كيفر كفار و پاداش مؤمنين و امر نمودن پيغمبر به برد بارى و صبر در مقابل اذيت و آزار مشركين و منافقين.
تفسير جامع، ج7، ص: 301 هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً (1) إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً (2) إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (3) ابن شهر آشوب و رازى گفتند در تفسير اهل بيت مراد بانسان امير المؤمنين عليه السّلام است و هل بمعناى ماى نافيه است، معناى آن چنين است: هيچ روزگارى نيامد مگر آنكه در آنروزگار چيزى مذكور بود يعنى پيوسته وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام معروف و مذكور و مشهور بود چگونه مذكور و معروف نباشد آنكسى كه نامش با نام خدا و رسول بر ساق عرش و بر در بهشت و سرادقات و اوراق و اشجار نوشته شده پيش از خلقت آدم
تفسير جامع، ج7، ص: 303 يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً 7 - 12 مفسرين عامه و خاصه اتفاق دارند در اينكه اين آيات در شأن امير المؤمنين و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام و فضه كنيز آنها نازل شده و داستان آن بدينقرار است حسنين عليهما السّلام بيمار شدند جدشان پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با جمعى از اصحاب بعيادت آنها تشريف بردند بامير المؤمنين عليه السّلام فرمودند اگر نذر كنى در حق حسنين روا باشد امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت فاطمه (ع) و فضه كنيزشان و خود حسنين هر يك سه روز روز نذر كردند اگر خداوند آنها را عافيت دهد بشكرانه آن، روزه بگيرند چون خداى تعالى ايشان را شفا داد امير المؤمنين عليه السّلام بحضرت فاطمه (ع) فرمود وقت آن است كه ما بنذر خود وفا كنيم چيزى نداشتند امير المؤمنين عليه السّلام نزد يهودى بنام شمعون رفت تا مقدارى جو قرض كند يهودى گفت يا على اين پشم را بگير و بزنان بده تا براى من بريسند و اين سه صاع جو را مزد بگيرند آنحضرت آنها را گرفت و بخانه آورد حضرت فاطمه يكصاع آن را آسيا كرد و پنج قرص از آن نان پخت هر يكى را قرصى، همه روزه دار بودند چون نماز شام بجا آوردند و خواستند افطار كنند هنوز دست بطعام نبرده بودند سائلى بدر خانه آمد و گفت من مسكينى هستم از مسلمانان مرا طعام دهيد خداوند شما را از خوانهاى بهشت طعام دهد امير المؤمنين بحضرت فاطمه فرمود- ايفاطمهايكه بزرگوار و عزيز و بلند مرتبه و با يقينى- ايدختر بهترين مردمان عالم- مگر نمىبينى فقير بينوائى در خانه ايستاده ناله و فرياد ميكند- و خدا را ميخواند و اظهار گرسنگى بما ميكند بدانكه هر شخصى در گروى اعمال خود ميباشد و نيكو كاران عمل نيك خود را بقرض ميدهند و سر آمد مدت وام آنها بهشت عليين است. خداوند حرام كرده آن بهشت را بر هر خسيس و بخيلى. و از براى بخيل جايگاه خوار و ذليلى است و آن دوزخ است و سجيل، و شراب او كثافات زنان زانيه است هميشه در آن دوزخ جاويد بمانند- حضرت فاطمه عليه السّلام در جواب آنحضرت گفت: امرك سمع يابن عم و طاعة مالى من لوم و لا بضاعة عذبت بالبر ولى صناعة اطعمه و لا ابالى الساعة و ادخل الخلد ولى شفاعة گفت اى پسر عموى عزيزم امر و فرمان شما را ميشنوم و اطاعت ميكنم و از هيچ ملامت كننده و بىچيزى باكى ندارم پيشه من كرم و احسان به بينوايان و بر و نيكوئى بآنها است و در اين دنيا از هيچ مشقت و سختى باكى ندارم زيرا ميدانم پاداش تمام اينها بهشت جاويد است كه در آن داخل ميشوم و شفاعت است كه خداوند ويژه من قرار داده است- امير المؤمنين عليه السّلام قرص نان خود را بآن فقير ايثار نمود حضرت فاطمه و حسنين عليه السّلام و فضه نيز بآن حضرت اقتدا نمودند و نان خود را بفقير دادند و آن شب بآب تنها افطار باز نمودند. روز ديگر صاع دوم را حضرت فاطمه آسياب كرد و پنج قرص نان پخت پس از اداء نماز، چون خواستند افطار كنند يتيمى در خانه آمد و گفت السلام عليكم يا اهل بيت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائكة. يتيمى از فرزندان مهاجر هستم پدرم در ركاب رسولخدا شهيد شده است مرا عطائى بدهيد امير المؤمنين عليه السّلام چون صداى يتيم را شنيد فرمود قرص من را باو بدهيد حضرت فاطمه عليه السّلام و حسنين و كنيز آنها فضه بآنحضرت اقتدا نموده هر يك قرص نان خود را به يتيم دادند و آنشب نيز بآب افطار نمودند. شب سوم هنگام افطار سائلى بدر خانه آمد و گفت من اسيرى هستم مرا طعامى بدهيد امير المؤمنين عليه السّلام قرص خود را بآن اسير داد حضرت فاطمه عليه السّلام و حسنين و فضه نيز سهم خود را بآن اسير دادند آنشب هم بآب افطار كردند روز چهارم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمنزل دخترش حضرت فاطمه تشريف برد ديد حسنين از شدت ضعف ميلرزند از حال آنها سؤال نمود حضرت فاطمه داستان را بعرض مباركش رسانيد، رسولخدا گريست، در اين اثناء جبرئيل نازل شد و آيات: إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً5 تا آخر آيه و كان سعيكم مشكورا- را آورد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حمد و سپاس پروردگار را بجا آورد و تبسمى بصورت آنها نمود و فرمود بگيريد تهنيت و مبارك باد خدا را كه جبرئيل آورده و از جانب پروردگار بشما سلام ميرساند، و اين آيات را در شأن شما نازل نموده. خداوند نعمتى بشما عطا فرموده كه هرگز نابود شدنى نيست ايدختر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گوارا باد تو را قرب رحمن و جوار پروردگار، در خانه جلال و جمال، خداوند ميپوشاند شما را سندس و استبرق و ارجوان بهشتى، و سيراب ميشويد از شربت رحيق مختوم، و شما نزديكترين مخلوقات هستيد بخداوند رحمن و ايمن باشيد در آنوقتى كه همه مردم محزون و ترسان مىباشند. خوشا بحال دوستداران شما و كسانيكه شما را عزيز و محترم ميشمارند. در آن عصر و زمانى كه مردم خوار و ذليل مينمايند شما را و يارى ميكنند شما را در آنوقتيكه يار و ياورى نداريد. واى بر امت من واى بر امت از طرف خدا. پس از آن بوسيد حضرت فاطمه و امير المؤمنين عليه السّلام را و بسينه خود چسبانيد حسنين را و فرمود خداوند خليفه من است بر شما در حال حيات و ممات من باو مىسپارم شما را كه بهترين حافظ و نگهبان است، محفوظ بدارد خداوند هر كسيرا كه شما را حفظ مينمايد. و صله كند، با آنكه با شما صله مينمايد، يارى كند كسيرا كه شما را يارى مينمايد و خوار و ذليل گرداند آنكسيرا كه شما را خوار و ذليل ميكند، بزودى بمن ملحق خواهيد شد نزد خداوند و حساب و پاداش شما با خدا خواهد بود. و اين حديث را ابن بابويه و بسيارى از محدثين عامه و خاصه روايت كردهاند و در معناى: يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً ... 7 از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده فرمود شيعيان ما وفا كردند بآنعهدى كه خداوند گرفت از آنها بر ولايت ما آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ترسيدند از روز پيمان و عهد كه در عالم ذرّ از ايشان گرفته شد بر ولايت ما ائمه- در كافى ذيل آيه وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً-8 از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده فرمود عيال مرد، حكم اسير را دارد سزاوار است كه انسان در نعمت و ارزاق و البسه آنها در وسعت توسعه بدهد تا آرزوى مرگ او را نكنند-
تفسير جامع، ج7، ص: 309 در كافى از محمد بن فضيل روايت كرده كه از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام سؤال نمودم معناى إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ 29 را فرمود اشاره است بولايت امير المؤمنين عليه السّلام عرض كردم يدخل فى رحمته يعنى چه فرمود رحمت، ولايت ما آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است در بصاير الدرجات ذيل آيه إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ30 از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود خداوند دلهاى ائمه را محل اراده خود قرار داده است هر گاه بخواهد چيزيرا آنها نيز خواستهاند و معناى آيه همين است- تفسير جامع، ج7، ص: 310
در كافى ذيل آيه يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيما31 ً از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده فرمود رحمت خدا ولايت ما ائمه است و خداوند اجلّ و اعز است از آنكه باو ظلم و ستم شود يا نسبت ظلم باو بدهند لكن پروردگار مخلوط نموده ما ائمه را به نفس خود و قرار داده ظلم بما را ظلم بخود و دوستى و ولايت ما را دوستى و ولايت خود سپس در اين مورد آيهاى نازل نموده و فرموده: ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ.118 نحل محمد بن فضيل راوى حديث مىگويد حضورش عرض كردم اين بيان تنزيل آيه است فرمود بلى- ابن شهر آشوب از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود رحمت، وجود مقدس امير المؤمنين (ع) و فرزندان گرامش هستند. سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:26 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 290 سوره قيامت در مكه نازل شده و چهل آيه و صد و نود و نه كلمه و سيصد و پنجاه و دو حرف است. خلاصه مطالب سوره قيامت عبارت است از شرح احوال مردم در روز قيامت و جمع و بيان قرآن از طرف خدا است و حالات كفار و منافقين هنگام مرگ. تفسير جامع، ج7، ص: 293 بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ (5) در محاسن از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود فجر در اين آيه بمعناى تكذيب و مكر و حيله است و اراده كرده كه انسان نسبت بامير المؤمنين عليه السّلام مكر و حيله بنمايد، سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:25 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 277 سورة المدثر سوره مدثر پنجاه و شش آيه و دويست و پنجاه و پنج كلمه و هزار و ده حرف است خلاصه مطالب سوره مدثر عبارت است از امر نمودن پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به تبليغ رسالت و ترسانيدن مردم از عذاب خدا و تطهير و صفاى باطن و تهديد كفار و مشركين و سوگند پروردگار بر وقوع كيفر كفار و بزرگ و سخت بودن عقوبت آنها و آنكه هر نفسى در گرو اعمالى است كه بجا آورده است.
تفسير جامع، ج7، ص: 280 فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ 8-10 چون در صور دمند آنروز بسيار روز سختى است براى كافران هيچگونه در آنروز آسايش و راحتى نيست بعضى از صحابه قرآن مىخواندند چون باين آيه رسيدند چند بار تكرار كرده و نعرهاى بزدند و جان دادند. شيخ مفيد در اختصاص ذيل آيه فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُور8ِ از مفضل بن عمر روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السّلام معناى آيه را سؤال نمودم فرمود امامى از ما ائمه از نظر مردم غايب و پنهان ميشود هر وقت خداوند اراده فرمايد آن امام ظاهر گردد بقلب مباركش الهام شود و قيام نمايد. و از جابر بن يزيد جعفى روايت كرده كه حضرت باقر عليه السّلام فرمود ناقور صدائى است كه از آسمان شنيده مىشود منادى ندا كند ايمردم آگاه باشيد كه ولى شما حجة بن الحسن عسكرى روحى و روح العالمين له الفداء قيام بحق ميكند و منادى جبرئيل امين است سه ساعت پيش از ظهور آنحضرت ندا كند و آنروز براى كفار و منافقين بسيار سخت است همانهائى كه بنعمت خداوند و ولايت امير المؤمنين كافر شدند.
تفسير جامع، ج7، ص: 285 ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً 11 عياشى از محمد بن مسلم روايت كرده حضور حضرت باقر عليه السّلام عرض كردند هشام در بعضى از گفتارش گفته من وليد وحيد هستم فرمود واى بر او اگر ميدانست معناى وحيد را افتخار نميكرد باو عرض كردند معناى وحيد چيست؟ فرمود ولد زنا و كسيكه پدرى براى او شناخته نشده و اين آيات جاريست در حق منافقين و كسانيكه منكر ولايت امير المؤمنين هستند. تفسير جامع، ج7، ص: 286 وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ 31 و ما خازنان دوزخ را غير فرشتگان عذاب قرار نداديم و عدد آنها را جز براى فتنه و آزمايش و اختيار كفار نوزده نگردانيدم و كفار گمان ميكنند فرشتگان مانند مردان دنيا هستند و قوت آنها فوق قوت فرشتگان ميباشد و ميگويند اين عدد اندك با خلايق بسيار چگونه مقاومت ميتوانند نمود و نيز تا اهل كتاب يقين كنند كه رسول ما صادق است و آنچه ميگويد از طريق وحى ميگويد چه اين عدد مطابق تورات و انجيل است و پيغمبر كتاب تورات و انجيل نخوانده و نيز بر يقين مؤمنين بيفزايد چون بشنوند از اهل كتاب كه آنچه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود مطابق حق است و ديگر در دل اهل كتاب و مؤمنين باسلام هيچ شكى نماند و نيز تا كافران آنهائيكه شاكند و دلهايشان مريض است بطعنه نگويند خدا باين مثل كه عده فرشتگان را نوزده شمرده چه منظور داشت- در كافى ذيل آيه مزبور از محمّد بن فضيل روايت كرده گفت از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام معناى آيه را سؤال نمودم فرمود اهل كتاب يقين نمودند كه خداوند و رسول و وصى او امير المؤمنين عليه السّلام بر حق است عرض كردم معناى وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا 31 يعنى چه فرمود ايمان مؤمنين بولايت على زياد ميگردد گفتم وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ 31 يعنى چه فرمود آنها در ولايت امير المؤمنين عليه السّلام شك نمىكنند عرض كردم وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ 31 يعنى چه فرمود ولايت آن حضرت نيست مگر تذكرى از براى بشر گفتم إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ 35 فرمود يعنى وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت فاطمه زهرا عليهم السّلام يكى از بزرگترين آيات خدا است گفتم لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ 37 فرمود هر كس مقدم بدارد ولايت ديگرى را بر ولايت ما آخر و عاقبت او جهنم است و آنكه ولايت ما را مؤخر بدارد او نيز از اهل دوزخ است گفتم إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ 39 فرمود سوگند بخدا آنها شيعيان ما هستند عرض كردم معناى لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ 43 يعنى چه فرمود صلاة در اين آيه ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و فرزندان آنحضرت است يعنى ما دوست نداشتيم على عليه السّلام را و داراى اوصياء نبوديم و بر آنها صلوات نمىفرستاديم گفتم فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ مدثر 49 فرمود يعنى از ولايت على عليه السّلام دورى ميجويند عرض كردم كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ عبس 11 فرمود ولايت آنحضرت تذكرهايست. تفسير جامع، ج7، ص: 287 كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ (38) إِلاَّ أَصْحابَ الْيَمِينِ (39) فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ (40) عَنِ الْمُجْرِمِينَ (41) ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ (42) قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ (43) وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ (44) وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ (45) وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ (46) حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ (47) ُ و هر نفسى در گرو عملى است كه انجام داده است يعنى بعمل خود گرفتار است مانند چيزيكه گروگان نهاده مگر اصحاب راست كه اهل بهشت باشند و ايشان در گرو نباشند براى آنكه خداوند آمرزيده آنها را- ابو حمزه ثمالى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود اصحاب يمين ما ائمه و شيعيان ما ميباشند آنها از گناهكاران مىپرسند چه عملى شما را بدوزخ افكند جواب دهند ما از زمره نمازگزاران نبوديم بينوايان را طعام نميداديم و با اهل باطل در معاصى فرو رفتيم و يار و همكار بوديم روز قيامت و جزا را دروغ پنداشتيم تا آنكه بمرگ يقين بقيامت يافتيم-. در كافى از ادريس بن عبد اللّه روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السّلام تفسير آيه لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ را سؤال نمودم فرمود يعنى نبوديم از پيروان ائمه و حقوق و خمس آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نداديم.
تفسير جامع، ج7، ص: 288 فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ 48-49 پس در آنروز شفاعت شفيعان در حق آنها هيچ پذيرفته نشود چرا از ذكر قرآن و ياد روز سخت قيامت دورى مىجويند. حضرت صادق عليه السّلام فرمود اگر تمام فرشتگان مقرب و پيغمبران مرسل شفاعت كنند در حق ناصبين آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شفاعت آنها قبول نشود. سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:25 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج7، ص: 269 سورة المزمل
سوره مزّمل در مكه نازل شده و بيست آيه و دويست و هشتاد و پنج كلمه و هشتصد و سى و هشت حرف است خلاصه مطالب سوره مزّمل عبارت است از امر نمودن پيغمبر بقيام از براى نماز شب و صبر و بردبارى و تحمل كردن در مقابل اذيت و آزار مشركين و تكذيب كنندگان، و تهديد كفار و تأكيد حجت بر اهل مكه و تهديد آنها و تخفيف و بر داشتن وجوب نماز شب از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اصحابش تفسير جامع، ج7، ص: 273 وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلاً (11) إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالاً وَ جَحِيماً (12) وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً (13) يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلاً (14) ً ايرسول بمن رها كن اين كافران را كه تو را تكذيب ميكنند چون صاحب مالند آنها مغرور بنعمت و مال خود شدند مهلت ده ايشان را اندكى از روزگار چه آنها بزودى بشمشير تو كشته شوند و بآتش من سوخته گردند و اين آيه براى تهديد و و عيد كفار و منافقين است-. در كافى ذيل آيه فوق از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده فرمود معناى آيه آنست: اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صبر كن بر آنچه در باره شما ميگويند و رها كن كفار را و واگذار مرا با كسانيكه تكذيب ميكنند امير المؤمنين وصى تو را- محمّد بن فضل ميگويد سؤال نمودم از آنحضرت اين معنى تنزيل آيه است؟ فرمود بلى و اينحديث را ابن شهر آشوب نيز روايت كرده. پس از آن تهديد ديگرى ميكند و ميفرمايد نزد ما غل و زنجير عذاب و آتش دوزخ براى كيفر كافران آماده است و غل زنجير دوزخيان براى آن نيست تا ايشان نگريزند بلكه عادت اهل زندان است و نوعى ديگر از عذاب باشد و طعامى باشد از براى دوزخيانكه از فرط غصه و اندوه گلو گير آنها ميشود و عذاب دردناك براى ايشان آماده است- تفسير جامع، ج7، ص: 276 طبرسى ذيل جمله وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ 20 از ابن عباس روايت كرده گفت مقصود از طايفه در اينجا امير المؤمنين عليه السّلام و أبو ذر غفارى است. سهشنبه 15 خرداد 1397 :: 17:24 :: نويسنده : 14klid
تفسير جامع، ج7، ص: 265 وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً 18 سبب نزول آيه آن بود كه جنيان حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كردند ما چگونه حاضر شويم بنماز در مسجد عقب شما راه ما دور است آيه فوق نازل شد و فرمود تمام بقعههاى زمين مختص خدا است شما نبايد با خداى يكتا كسى ديگر را پرستش كنيد- پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود خداوند زمين را براى من مسجد قرار داده و خاكش را طهور ساخته تا هر كجا برسم خود و امت من نماز كنيم و هر جا آب نيافتيم بخاك تيمم نمائيم و ما حديثى از حضرت جواد عليه السّلام در جواب سؤال معتصم عباسى در بخش دوم تفسير ذيل آيه السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ بيان نموديم كه فرمود آنحضرت مقصود از مساجد اعضاء هفت گانه است جبهه و كف دو دست و دو زانو و دو انگشت پاها كه در موقع سجده بايد در زمين قرار بگيرد-. در كافى از حماد روايت كرده كه روزى حضرت صادق عليه السّلام بمن فرمود اى حماد آيا نماز نيكو ميتوانى بجا آورى عرض كردم كتاب حريز را در نماز حفظ نمودم فرمود باكى نيست بر تو ايحماد بلند شو نماز بخوان حماد ميگويد در حضور آنحضرت نماز بجا آوردم فرمود ايحماد نمازت نيكو نيست چه قدر قبيح است براى مردى مانند شما كه شصت يا هفتاد سال از عمرش بگذرد و نتواند نماز را با حدود و شرايط آن بجا آورد حماد ميگويد خجل و شرمنده شدم و عرض كردم فدايت گردم مرا ياد بدهيد آنحضرت ايستاد مقابل قبله و دستهاى مبارك را در حالتى كه انگشتانش منظم بود بيكديگر قرار داد بدو طرف خود و فاصله ميان قدمهايش پيش از سه انگشت باز نبود و تمام بدن مباركش مستقيما مقابل قبله قرار گرفت و با حالت خشوع و خضوع فرمود اللّه اكبر پس از آن حمد و قُلْ هُوَ اللَّهُ را با ترتيل قرائت نمود بعد بمقدار نفس كشيدن صبر كرد آنگاه دستها را محاذى صورت بلند كرد و اللّه اكبر گفت پس از آن بركوع رفت زانوهاى خود را بعقب برد و كفهاى دست را در حالتى كه انگشتانش باز بود روى زانو قرار داد و گردن را كشيد بطورى پشت خود را مستوى كرد كه اگر قطره آبى ريخته ميشد همانجا قرار ميگرفت و زايل نميشد سه مرتبه گفت با ترتيل سبحان ربى العظيم و بحمده پس از آن بلند شد و گفت سمع اللّه لمن حمده بعد دستها را براى تكبير محاذى صورت بلند كرد آنوقت بسجده رفت و كفهاى دست را در حاليكه انگشتان مباركش منضم بود بزمين گذاشت محاذى صورت سه مرتبه گفت سبحان ربى الاعلى و بحمده و سجده نمود بر هشت موضع جبهه و دو كف دست و دو سر زانو و دو انگشت ابهام پا و سر بينى و فرمود سجده نمودن بر هفت موضع واجب است چنانچه فرمود خداى تعالى وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً 18 و نهادن بينى بر زمين مستحب است و بجز هشت موضع چيزى از بدن مباركش در حال سجده بزمين قرار نگرفت سر از سجده برداشت پس از آنكه قرار گرفت بزمين در حال جلوس فرمود اللّه اكبر و نشست بطرف ران چپ بطوريكه ظاهر قدم راست بر باطن قدم چپ قرار گرفت و گفت استغفر اللّه ربى و اتوب اليه تكبير ديگر گفت در حال جلوس و سجده دوم رفت مانند اول ذكر سجود را گفت و چيزى از ذراعين خود را بزمين قرار نداد باين طريق دو ركعت نماز بجا آورد چون از نماز فارغ شد فرمود ايحماد باين كيفيت نماز بجا آور-. و از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از مساجد ائمه و اوصياء يكى بعد از ديگرى ميباشد و نبايد بجز آنها كسى ديگر را امام و وصى دانست اگر كسى غير از ائمه را امام بداند مثل آنست كه براى خدا شريك قائل شده.
تفسير جامع، ج7، ص: 266 قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّهِ وَ رِسالاتِهِ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً 20-23 در كافى ذيل آيه فوق از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود پس از آنكه قريش به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفتند اى محمّد ما را معاف بدار از ولايت على عليه السّلام فرمود من ميرسانم بسوى شما آنچه را خداوند در باره ولايت على عليه السّلام بمن امر فرموده و هر كس نافرمانى خدا و مرا كند در باره ولايت على عليه السّلام در آتش دوزخ جاويد بماند و فرمود على عليه السّلام قسمت كننده بهشت و دوزخ است. بدوزخ ميگويد اين شخص از براى تو و آن ديگر براى من منافقين عرض كردند چه زمان على قسيم بهشت و دوزخ است و اين وعده چه وقت خواهد بود آيه ذيل نازل شد و فرمود ايرسول ما رها كن آنها را روز كه عذاب موعود خود را بچشم مشاهده كنند آنزمان ميدانند كه تو و آنها كدام يك يارانش ناتوانتر و سپاهش كمتر است-. امير المؤمنين عليه السّلام هم بعمر فرمود اى پسر صهاك اگر عهد خدا و رسولش و كتاب پروردگار نبود كه بايد من مظلوم باشم همانا ميدانستى كدام يك از ما ناتوان و يارانش كمتر است.
تفسير جامع، ج7، ص: 267 چون رسول خدا بمنافقين خبر داد حوادثى كه در زمان رجعت واقع ميشود آنها گفتند رجعت چه وقت خواهد بود خداوند آيه ذيل را نازل نمود قُلْ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ ما تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَداً عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً 25-27 فرمود ايرسول ما در جواب آنها بگو ندانم آنچه شما را وعده ميدهند از خبر رجعت و قيامت و عذاب نزديك است يا خداى تعالى آن را مدت بسيارى قرار داده است، از داناى غيب است و كسى را بر غيب خود آگاه نكند مگر آن را كه او بر گزيند به پيغمبرى و بر محافظت او فرشتگان را از پيش رو و پشت سر ميفرستد-. در كافى ذيل آيه مزبور از حمران بن اعين روايت كرده كه معناى آيه را از حضرت باقر عليه السّلام سؤال نمودم فرمود بخدا قسم محمّد از كسانى است كه بر گزيده او را و راضى است كه غيب خود را باو اطلاع دهد و خداوند دانا است بآنچيزيكه غايب است از نظر خلايق پيش از آفرينش آنها و پيش از آنكه حكم و امر بفرمايد بفرشتگان. ايحمران نزد خدا علمى است كه موقوف است بر مشيت حكم ميفرمايد در آنچه اراده كند و گاهى بدا حاصل ميشود. حكم و امضا نميكند اما آنچه را مقدر فرموده خداى عز و جل و حكم و امضا فرموده علم و دانش آن را برسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عطا فرموده و آنحضرت بما ائمه تعليم نموده و نزد ما موجود است-.
و در حديث ديگر فرمود امير المؤمنين عليه السّلام پسنديده خدا و رسول است و از طرف خداوند در قلب او علم و دانش بيشماريست و از پيش رو و عقب سر فرشتگان و نگهبانانى است كه تعليم ميكنند بعلى علم را و الهام ميگيرد از خداوند و رصد تعليم نمودن از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است تعليم ميدهد خدا و رسولش على عليه السّلام را بعلوم اولين و آخرين و آنچه واقع شده و خواهد شد از اخبار قائم عليه السّلام و رجعت و قيامت. درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|