صلح پایدار
سه‌شنبه 15 خرداد 1397 :: 17:11 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 157

سورة المنافقون‏

سوره منافقين در مدينه نازل شده و يازده آيه و صد و هشتاد كلمه و هفتصد و هفتاد و سه حرف است.

 

خلاصه مطالب اين سوره در بيان احوال منافقين است و اينكه استغفار و طلب آمرزش براى آنها سودى ندارد

تفسير جامع، ج‏7، ص: 162

اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ 2-3  - سوگندهاى دروغ خود را سپر جان خود قرار داده‏اند يعنى هر گاه كارى پيش آيد كه پرده منافقين در آن كار دريده خواهد شد بسوگند دفع آن ميكنند چنانكه در كارزار مرد دفع تير و شمشير با سپر ميكند و از راه خدا اعراض ميكنند و مردم را هم باز ميدارند. اى مؤمنين بدانيد منافقين بد كارى انجام ميدهند چه آنها بر زبان ايمان آوردند سپس بدل كافر شدند. خدا هم مهر بر دلهاى آنها زد و باين جهت است كه ايشان ايمان نخواهند آورد و آنها نميدانند و حقايق ايمان را درك نميكنند- در كافى از محمّد بن فضيل روايت كرده گفت معناى آيه فوق را از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام سؤال نمودم فرمود

 

 خداوند كسانى را كه از پيغمبرش پيروى نكرده‏اند در ولايت وصى او امير المؤمنين عليه السّلام منافقين ناميده و منكرين امامت و وصايت را منكرين خود و پيغمبر قرار داده و اين موضوع را در قرآن چنين بيان كرده و فرمود: اى محمّد زمانى كه آمدند منافقين بولايت و امامت على عليه السّلام نزد تو و گفتند شهادت ميدهيم كه تو رسول خدا هستى، خداوند ميداند كه تو رسولش ميباشى و خداوند گواهى ميدهد كه منافقين بولايت على عليه السّلام دروغ ميگويند و سوگندهاى خودشان را سپرى قرار داده‏اند و راه خدا را كه ولايت على عليه السّلام است بروى مردم بسته‏اند و اين عمل بدعملى است. آنها برسالت تو ايمان آوردند و بولايت و امامت على عليه السّلام كافر شدند خداوند هم مهر بر دلهاى ايشان گذاشت و لذا چيزى نميفهمند. فضيل ميگويد عرض كردم لا يَفْقَهُونَ  يعنى چه فرمود يعنى در نبوت پيغمبر تعقل نميكنند و هر گاه بآنها گفته ميشود باز گرديد بسوى ولايت على عليه السّلام تا طلب مغفرت و آمرزش نمايد پيغمبر از براى گناهان شما سرهاى خود را بزير افكنند. اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشاهده كنى آنها را كه جلوگيرى و ممانعت مى‏نمايند از ولايت على و تكبر ميورزند بر او. اى پيغمبر چه براى ايشان استغفار نمائى يا ننمائى هرگز خدا آنها را نمى‏آمرزد و خداوند راهنمائى نميكند كسانى را كه ظلم و ستم بوصى تو على مى‏نمايند.

سه‌شنبه 15 خرداد 1397 :: 17:11 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 138

سوره جمعه‏

سوره جمعه در مدينه نازل شده و يازده آيه و صد و هشتاد كلمه و نهصد و بيست حرف است.

خلاصه مطالب سوره جمعه عبارت است از آنكه هر موجودى شهادت و گواهى ميدهد بر وحدانيت و تنزيه و بدايع حكمت و عجايب خلقت پروردگار و تشبيه يهوديان كه عمل نميكنند بتورات بحمار و امر بنماز جمعه و نهى از بيع در وقت نداء و توبيخ منافقين.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 141

 ذلِك فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ‏4

 اين نبوت كه خداوند برسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عطا فرموده فضل و كرامت پروردگار است و اين لطف را در حق هر كه بخواهد بحسب صلاح و مصلحت مى‏بخشد و خداوند فضل و رحمتش بى‏پايان است- در كافى ذيل اين آيه از ام سلمه روايت كرده گفت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود اجتماع نكنند هيچ قومى در مجلسى كه بيان ميشود فضايل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام و اهل بيت او مگر آنكه فرشتگان از آسمان فرود آيند و اطراف آنقوم را احاطه كنند چون متفرق شدند فرشتگان بالا روند و فرشتگان ديگر بآنها ميگويند ما رايحه خوشى از شما استشمام ميكنيم كه تا بحال بشما نرسيده است گويند ما حضور قومى بوديم كه مشغول مذاكره و بيان فضايل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل او بودند- در حديث ديگر فرمود در آسمان دنيا فرشتگانى هستند كه اطلاع پيدا ميكنند بر يكى و يا دو و يا سه نفر از مردم كه ذكر فضائل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل او را مينمايند بعضى از آنفرشتگان به بعضى ديگر ميگويند آيا نمى‏بينيد اين مردم با اندك بودن عددشان چگونه وصف مينمايند فضيلت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل او را طايفه ديگر ميگويند

 اين وصف كردن فضيلتى است از جانب پروردگار بهر كه خواهد عطا ميفرمايد و خداوند صاحب فضل بزرگى است‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 155

در كافى ذيل آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَة

 از ابى حمزه ثمالى روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام سؤال نمودم براى چه ناميده شده روز جمعه بجمعه فرمود آن روزيست كه خداوند تمام مخلوقات اولين و آخرين را جمع نمود از براى آنكه عهد و ميثاق بگيرد از آنها بولايت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و وصى او على عليه السّلام از اينجهت آن را جمعه ناميد-.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 155

در اختصاص از جابر جعفى روايت كرده گفت حضور حضرت باقر عليه السّلام آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ را قرائت مينمودم فرمود اى جابر تأمل كن تا خبر دهم تو را بتأويل اعظم آن. عرض كردم بفرمائيد فرمود:

خداوند روز جمعه را براى آن جمعه ناميد چون تمام خلق اولين و آخرين را از جن و انس و آسمان و زمين و دريا و بهشت و جهنم و ساير موجودات ديگر را در عالم ذر براى گرفتن عهد و پيمان بربوبيت خود و نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ولايت على عليه السّلام در آنروز جمع نمود و بآسمان و زمين فرمود: ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ  فصلت 11  پس از آن فرمود: ايمردميكه در آنروز ايمان آورديد وقتى شما را براى نماز صدا كردند و مقصود از نماز در اينجا وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام است كه ولايت كبرى است بشتابيد بسوى ذكر خدا و ذكر نيز آنحضرت است و در آنروز پيغمبران و فرشتگان و تمام موجودات لبيك گويان حاضر شدند سپس خطاب شد بآنها وَ ذَرُوا الْبَيْعَ يعنى رها كنيد اولى را ذلِكَ خَيْرٌ لَكُم 12 مجادله   ْ يعنى عهد و پيمان بر ولايت على و بيعت با آنحضرت بهتر است براى شما از بيعت نمودن با اولى اگر بدانيد فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ  10  يعنى هر وقت بيعت ولايت على عليه السّلام را اخذ نموديد فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْض‏10  ِ و مراد بارض در اينجا ائمه معصومين است كه خداوند امر فرموده باطاعت و ولايت آنها چنانكه امر نموده باطاعت پيغمبر و امير المؤمنين عليه السّلام و كنايه آورده پروردگار از اسامى ائمه بزمين و ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّه 10 ِ فرمود اى جابريعنى و ابتغوا فضل اللّه على الاوصياء

 

وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 10  اين آيه خطاب به پيغمبر است در عالم ذر فرمود اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر گاه شكاك و منكرين مشاهده كنند تجارتى را يعنى اولى را «أَوْ لَهْواً» يعنى دومى را «انْفَضُّوا إِلَيْها» يعنى مى‏شتابند بسوى آنها «وَ تَرَكُوكَ قائِماً» يعنى اى پيغمبر تو را با على تنها گذارند قُلْ ما عِنْدَ اللَّه خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ 11  يعنى بگو اى محمّد آنچه نزد خدا از ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه ميباشد بهتر است از اولى و دومى براى كسانيكه پرهيزكارند.

سه‌شنبه 15 خرداد 1397 :: 17:10 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 130

سوره صف‏

در مدينه نازل شده و چهارده آيه و دويست و بيست و يك كلمه و نهصد حرف است‏

خلاصه مطالب سوره صف عبارت است از توبيخ منافقين و يهود و نصارى و امر بفرمانبردارى از رسول خدا و يارى كردن او و عمل نمودن بشريعت اسلام‏

تفسير جامع، ج‏7، ص: 131

 إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ   4

خداى تعالى آنهائيكه در جهاد با كفار مانند سد آهنين پايدارند دوست ميدارد محمّد بن عباس ذيل آيه فوق از ابن عباس روايت كرده گفت آيه مزبور در باره امير المؤمنين عليه السّلام و حمزه و عبيدة بن الحرث و سهل بن حنيف و حارث بن ابى دجانه انصارى نازل شده و اينحديث را عينا حميرى كه از مخالفين است روايت كرده‏

تفسير جامع، ج‏7، ص: 133

 يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ 8  در كافى ذيل آيه از محمّد بن فضيل روايت كرده معناى آيه را سؤال نمودم از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود اراده كردند منافقين كه خاموش كنند نور ولايت امير المؤمنين عليه السّلام را بزبانهاى خود و خداوند تمام كرد نور او را بامامت ائمه از فرزندان آن بزرگوار و شاهد بر اينكه مراد از كلمه امام است آيه فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا تغابن 8    ميباشد و نور در آيه امام است

عرض كردم معناى هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِينِ الْحَقِّ  9   يعنى چه فرمود منظور ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه است كه امر نمود خداوند بمحمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و دين حق ولايت است گفتم لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ 9  يعنى چه فرمود آنولايت را ظاهر ميگرداند بر تمام اديان در وقت ظهور حضرت حجة عليه السّلام گفتم وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ 8  چيست فرمود نور ولايت را بوجود قائم ما آل محمّد عليه السّلام تمام ميكند و اگر چه كفار و منافقين كراهت داشته باشد بولايت امير المؤمنين عليه السّلام حضورش عرض كردم اين بيانات كه فرموديد تنزيل آيه بود فرمود اما كلمه ولاية تنزيل و غير آن تأويل آيه است و اينحديث را محمّد بن عباس نيز روايت كرده است‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 134

 يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيم‏10  ٍ اى اهل ايمان آيا شما را بتجارتى سودمند كه از عذاب دردناك آخرت نجات دهد دلالت كنم ابى جارود از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود چون آيه نازل شد مؤمنين گفتند اگر ميدانستيم چيست كه ما را از عذاب نگاه ميدارد همانا نفس و فرزند و اموال خود را بخاطر آن بذل مينموديم تا باز يابيم آن را آيه ذيل فرود آمد تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ   11  حسن بن ابى الحسن ديلمى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده منم آن تجارتيكه سودمند و نجات دهنده است از عذاب دردناك قيامت‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 135

 يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ كَما قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّينَ مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ كَفَرَتْ طائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلى‏ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِين‏14 

در كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود حواريون عيسى شيعيان او بودند و شيعيان ما حواريون ما هستند و حواريون عيسى بهتر از حواريون ما نبودند وقتى عيسى گفت كيست كه مرا يارى كند براى خدا آنها گفتند ما انصار خدا هستيم سوگند بخدا از يهوديها كسى يارى نكرد عيسى را و جز يهود كسى با عيسى جنگ نكرد و شيعيان ما از وقتى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برحمت ايزدى پيوست يارى نمودند ما را و در راه ما جهاد كردند آنها را سوزانيدند و عذاب كردند و از ديارشان خارج نمودند خداوند بايشان جزاى خير عطا فرمايد

امير المؤمنين عليه السّلام فرموده: بخدا سوگند اگر با شمشير بر فرق سر دوستان خود بزنم و آنها را دو نيمه كنم دست از دوستى من فرزندانم بر نميدارند و بغض و عداوت پيدا نكنند. و چنانچه دشمنان خود را پناه داده و مالهاى دنيا را بآنان ببخشم دست از بغض و عداوت با من و فرزندانم بر ندارند و هرگز دوست ما نشوند

سه‌شنبه 15 خرداد 1397 :: 17:09 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 118

سوره ممتحنه‏

سوره ممتحنه در مدينه نازل شده و سيزده آيه و سيصد و چهل كلمه و هزار و پانصد و ده حرف است.

خلاصه مطالب سوره ممتحنه عبارت است نهى نمودن مؤمنين از مراوده و دوستى با كفار و يارى كردن از آنها و تأسى كردن بحضرت ابراهيم و حكم زنان مهاجرات و بيعت نمودن آنها در روز فتح مكه‏

تفسير جامع، ج‏7، ص: 129

 يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ 13   محمّد بن عباس ذيل آيه فوق از زياد بن منذر روايت كرده گفت امير المؤمنين‏

 

 عليه السّلام فرمود عجب است از اياميكه بين ماه جمادى و رجب ميباشد مردى حضورش عرض كرد آن عجب چيست كه شما از آن تعجب ميكنيد فرمود مادرت بعزايت بنشيند كدام عجيبى عجيب‏تر ميباشد از آنكه مرده‏گان با شمشير بزنند گردن دشمنان خدا و رسول و اهل بيت پيغمبر را چنانكه خداى تعالى ميفرمايد ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً  6 اسرا    اين آيه تأويل آيه مزبور است خداوند در زمان ظهور حضرت حجة عليه السّلام روحى و روح العالمين له الفداء مردمانى را بر گرداند بدنيا و زنده گرداند تا آنها با دشمنان خدا و رسول و اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جهاد و كارزار نمايند و آنقوم ستمكار را بديار هلاكت رسانند و بجهنم فرستند پروردگار را ما را زنده بدار يا برگردان بدنيا تا چنان روزى را مشاهده نمائيم تا مشفى قلب ما بشود در اثر ديدن ذلت و خوارى و پريشانى دشمنان آل رسول و منكرين احاديث اهل عصمت و طهارت بجاه خاتم پيغمبرانت محمّد و آل او، صلواتك عليهم اجمعين آمين يا رب العالمي

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:31 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 98

سوره حشر

سوره حشر در مدينه نازل شده و بيست و چهار آيه و چهار صد و چهل و پنج كلمه و هزار و نهصد و سيزده حرف است.

 خلاصه مطالب سوره حشر عبارت از جلاء يهوديان بنى نضير و حكم اموال آنها و بيان حال منافقين و مدح بعض مهاجرين و انصار و تشبيه يهود و منافقين بشيطان و بيان عظمت قرآن كريم.

تفسير جامع، ج‏7، ص: 105

 ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ 7 

 در كافى ذيل آيه فوق از سليم بن قيس روايت كرده امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بخدا قسم پروردگار از كلمه لِذِي الْقُرْبى‏ 7  ما را قصد فرموده و بنفس خويش و پيغمبرش مقرون ساخته و مقصود از مساكين و ابن سبيل و يتامى از ما آل محمّد هستند از براى ما سهمى در صدقات قرار نداده زيرا خداوند پيغمبر و آلش را گرامى داشته و آنها را از آنچه در دست مردم ميباشد اطعام نفرموده است چه صدقه اوساخ مردم است-. و از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود اين آيه در خصوص ما آل محمّد بتنهائى نازل شده ذوى القربى و مساكين و يتيمان آل محمّد مراد است ارتباط ما از رسولخدا هرگز گسسته نشود سبيل ما ميباشيم و جز ما سبيل و صراطى نيست-.

 و ذيل جمله ما آتيكم الرسول از ابى اسحق نحوى روايت كرده گفت وارد شدم بر حضرت صادق عليه السّلام فرمود اى ابى اسحق خداوند پيغمبرش را بر محبت خود ادب نمود و آيه «إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ» قلم 4     را نازل نمود پس از آن احكام را بحضرتش فرمود «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ»7   و بعد فرمود «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» نساء 80     نازل فرمود سپس فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بامر خدا آنها را بامير المؤمنين عليه السّلام و ائمه بعد از آن بزرگوار تفويض نمود اى ابى اسحق شما شيعيان خاص تسليم ما ائمه شديد و مردم انكار كردند ما و آيات وارده در حق ما را سوگند بخدا دوست دارم شما شيعيان را بشرط آنكه سخن بگوئيد بآنچه ما ائمه گفته‏ايم و ساكت شويد در آنچه ما سكوت كرده‏ايم و از رأى و عقيده خود چيزى نگوئيد ما واسطه ميان شما و خدا هستيم پروردگار براى كسيكه مخالف امر ما باشد خيرى قرار نداده خداوند امر خلق را به پيغمبرش و ما ائمه تفويض نمود تا معلوم شود چگونه مردم پيغمبر و ما ائمه را اطاعت مينمايند

تفسير جامع، ج‏7، ص: 108

وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَة  9

 حضرت صادق عليه السّلام فرمود آيه در شأن امير المؤمنين عليه السّلام نازل شد دينارى براى قوت حضرت فاطمه و حسنين عليه السّلام فراهم نمود در بين راه مقداد بن اسود اظهار حاجت كرده آندينار را با شدت احتياج خود بمقداد عطا فرمود و او را بر خود و خانواده‏اش مقدم داشت فورا جبرئيل نازل شد و آيه مزبور را در شأن آنحضرت آورد-. ابن مسعود گفت نماز شام را با رسول خدا بجا آوردم مردى از ميان صف برخاست گفت اى مهاجر و انصار مرد غريبم سؤال در حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و نماز گاه ميكنم مرا طعام بدهيد رسولخدا فرمود اى بنده خدا نام غريب مبر كه رگهاى دلم را بريدى غريب چهار كس است اول مسجديست كه ميان قومى باشد و در آن نماز نكنند- دوم قرآن است در خانه‏اى كه اهل آن نخوانند- سوم عالم و دانشمنديست كه ميان قومى و طايفه‏اى كه احوال او نپرسند و از او تفقد نكنند- چهارم اسيريست در ميان كفار كه خدا را نشناسند آنگاه فرمود كيست كه مؤنه اين مرد را متكفل شود تا خداى تعالى او را در فردوس اعلى جاى دهد امير المؤمنين عليه السّلام برخاست و دست سائل را گرفت بخانه برد بحضرت فاطمه (ع) فرمود اى دختر رسول خدا اين مهمانرا پذيرائى كن گفت اى پسر عم در خانه جز اندكى گندم نبود از آن طعامى مهيا كرده‏ام بقدر يكنفر بيش نيست كودكان ما گرسنه هستند شما هم روزه دارى امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بياور آن طعام را چون آورد ديد اندك است نزد مهمان گذاشت و دست مبارك را دراز كرد به بهانه آنكه چراغ را اصلاح كند آنرا خاموش كرد تا مهمان سير شود چون سير شد چراغ را روشن كرد ديد طعام بر حال اول باقى است فرمود بآن مرد چرا طعام نخوردى عرض كرد يا امير المؤمنين من طعام زياده از متعارف خوردم‏

 و سير شدم خداى تعالى بركت داده است آنحضرت و فاطمه (ع) زهرا با كودكان نيز از آن طعام ميل نمودند و زيادتى را بهمسايه‏ها مرحمت كردند صبح كه امير المؤمنين عليه السّلام مسجد تشريف بردند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود يا علي بخاطر آن عملى كه ديشب با مهمان رفتار نمودى و چراغ را خاموش كردى و طعام نخوردى تا مهمان سير شود خداوند آيه وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِم‏9  ْ را در شأن حضرتت نازل فرموده است.

امير المؤمنين عليه السّلام جماعتى را ديد فرمود شما كيستيد عرض كردند ما متوكلين هستيم بتوكل زندگانى ميكنيم فرمود بآنها توكل شما بكجا رسيده است گفتند چون بيابيم بخوريم و اگر نيابيم صبر نمائيم فرمود سگها نزد ما همچنين باشند عرض كردند حضورش پس چگونه بايد كرد فرمود مانند ما رفتار كنيد اگر بيابيم انفاق و ايثار كنيم و اگر نيابيم شكر نمائيم‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 110

وَ الَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ‏10  كسانى كه بعد از مهاجر و انصار آمدند دايم در دعا بدرگاه خدا عرض مى‏كنند پروردگارا ما و برادران دينى ما را كه در ايمان بر ما سبقت داشتند ببخش و در دل ما هيچ كينه و حسد قرار نده پروردگارا توئى كه در حق بندگانت بسيار رءوف و مهربانى محمّد بن عباس از ابن عباس ذيل آيه وَ الَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ روايت كرده گفت خداوند واجب فرموده بر هر مسلمانى كه استغفار كند براى امير المؤمنين عليه السّلام بنص آيه فوق زيرا آنحضرت سابق امت است در ايمان و اينحديث را در مجالس از حضرت امام حسن عليه السّلام روايت كرده است‏

تفسير جامع، ج‏7، ص: 114

 لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ هرگز اهل دوزخ و اهل بهشت با هم يكسان نيستند اهل بهشت سعادتمند خواهند بود

. ابن بابويه ذيل آيه فوق از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده فرمود چون پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آيه را تلاوت مى‏نمود ميفرمود اصحاب بهشت كسانى هستند كه امر مرا اطاعت كنند و تسليم على بن أبي طالب عليه السّلام باشند و اقرار بولايت آنحضرت نمايند حضورش عرض كردند اصحاب دوزخ چه كسانى هستند فرمود آنهائى كه نقض كنند عهد مرا بعد از من و با على مجادله و قتال كنند و غضب نمايند در باره ولايت على عليه السّلام‏

 

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:30 ::  نويسنده : 14klid

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 91

 يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ 12   سبب نزول آيه آن بود كه چون مردم بسيار حضور رسول خدا ميرسيدند و سؤالات بيشمار ميكردند و خاطر پيغمبر اكرم را افسرده و رنجور مينمودند و اغنيا و توانگران حضورش بسيار توقف ميكردند و سؤالات بسيار مينمودند و مانع از ورود فقراء در محضرش بودند آنحضرت هم شرم و كراهت داشت از آنكه چيزى بآنها بگويد و بر گرداند ايشان را خداى تعالى آيه مزبور را فرستاد و ادب آموخت آنها را و فرمود چون خواهيد با رسول من حديث كنيد و مسئله پرسيد و سرّ گوئيد پيش از آن صدقه بدهيد، تمام مردم بجز امير المؤمنين عليه السّلام از سؤال و گفتگو كردن با پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باز ايستادند

 توانگران بخل كردند از صدقه دادن و فقراء چيزى نداشتند كه صدقه بدهند و با دعاى عامه و خاصه امير المؤمنين دينارى داشت فروخت بده درهم و ده مرتبه صدقه داد و با رسول خدا نجوى كرد و بر اسرار علوم واقف شد و ديگران پيغمبر را رها كرده و رفتند و آن زحمت بخلوت مبدل شد و بسبب وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام خداى تعالى اين حكم را از امت برداشت و بآيه ذيل منسوخ فرمود أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ 13   آيا ترسيديد از آنكه پيش از راز گفتن با رسول صدقه دهيد فقير شويد؟ حال كه صدقه نداديد خدا هم شما را بخشيد اينك نماز بپا داريد و زكوة بدهيد و خدا و رسولش را اطاعت كنيد پروردگار بهر چه عمل كنيد آگاهست-. عمر گفت امير المؤمنين عليه السّلام داراى سه چيز بود كه كسى ديگر آنها را دارا نبود و اگر من يكى از آنها را داشتم بهتر بود برايم از داشتن شتران سرخ موى اول همسرى با حضرت فاطمه، تمام صحابه حضرت فاطمه (ع) را از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواستگارى كردند آنحضرت همه را رد كرد جز امير المؤمنين عليه السّلام دوم در روز خيبر رسولخدا فرمود فردا پرچم را بدست كسى خواهم‏داد كه  خدا و رسولش او را دوست دارند و او نيز خدا و رسول را دوست ميدارد حمله ميكند بر دشمنان و هرگز فرار نخواهد كرد، پرچم را بدست امير المؤمنين عليه السّلام داد. سوم آيه نجوى است كه فرود آمد و منسوخ شد و كسى بجز امير المؤمنين عليه السّلام بآن عمل ننمود و خود آنحضرت در مقام احتجاج بر مهاجر و انصار نسبت بغصب خلافت و فدك آيه فوق را يكى از مناقب خود بشمار آورده‏

 عبد اللّه هارون خراسانى گفت از حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام سؤال كردم چرا صدقه بر آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حرام است فرمود از مطلب بزرگى پرسش نمودى بدان كه چون ما خويشتن را بدادن صدقه پاكيزه كرده‏ايم خداى تعالى نخواست كه بگرفتن صدقه ما را مدنس كند آنگاه فرمود ميدانى اين موضوع در كجاى قرآن است؟ عرض كردم در آيه وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ انسان 8     ميباشد فرمود اين آيه نيست آيه نجوى است كه يكروز بيش نبود روز ديگر آيه رخصت نازل شد چه خداوند در آن آيه ميفرمايد ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَر12   ُ، صدقه دادن براى شما بهتر و پاكيزه‏تر است زيرا مصلحتى بآن تعلق دارد آنگاه عذر خواست براى كسانيكه ندارند تا بدانند خدا تكليف ما لا يطاق نكند

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص 94

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ 14    اين در باره منافقين نازل شد عموما و در باره دومى بالخصوص چه آنها با يهود دوستى ميكردند و اسرار مؤمنين را بيهود ميگفتند خدا را از اينعمل بخشم آوردند فرمود ايرسول ما آيا نمى‏بينى اين مردم با قوميكه خداوند بر آنها غضب كرده دوستى ميكنند ايشان بحقيقت نه از شما مسلمين و نه از فرق يهود هستند بدروغ سوگند ميخورند و خودشان ميدانند دروغ ميگويند على بن ابراهيم از صادقين عليه السّلام روايت كرده فرمودند آيه در باره دومى نازل شده رسول خدا گذشت بر او ديد نزد مرد يهودى نشسته و چيزى مينويسد حضور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد آنحضرت باو فرمود چه چيز از يهوديها مينوشتى و حال آنكه خداوند نهى فرموده شما را از اين كتابت گفت ايرسول خدا اوصاف شما را از روى تورات آنها مينوشتم پيغمبر در غضب شد. مردى از اصحاب باو گفت ايعمر چرا پيغمبر را بغضب آوردى گفت من اوصاف پيغمبر را مينوشتم پيغمبر فرمود اگر موسى بن عمران ميان آنها بود و نزد ايشان ميرفتى براى آنچيزيكه ميل دارى همانا تو كافر بودى پس از آن ميفرمايد خداى تعالى براى اينگونه مردم عذاب بسيار سختى مهيا كرده چه آنها بسيار زشت كردارند. سوگندان خود را براى حفظ خود سپر قرار دادند و خلق را از راه خدا باز ميدارند و براى آنها ذلت و عذاب خوارى خواهد بود پس اقرار باسلام براى فرار از جزيه و كشتن است و هرگز مال و فرزندان، ايشان را از عذاب قهر خدا رها نكند اينان اهل دوزخند و در آن هميشه معذب خواهند بود

 

 

 تفسير جامع، ج‏7، ص: 95

يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ‏18

 ايرسول ما بياد آورد روزى را كه خدا تمام منافقين را بر انگيزد و براى خدا آنچنان سوگند خورند كه براى شما سوگند خوردند كه ما كافر نبوديم و بر حق بوديم و گمان ميكنند اين سوگند بدروغ براى آنها اثرى خواهد داشت چه در عالم آخرت گمان محال است زيرا معرفت و شناسائى آنجا ضرورى است اى مؤمنين بدانيد كه منافقين مردم دروغگوئى هستند شيطان بر دل آنها احاطه پيدا كرده و بكلى ذكر خدا را فراموش كرده‏اند ايشان بحقيقت حزب شيطانند اى اهل ايمان بدانيد كه حزب شيطان زيان كاران عالمند-، روز قيامت خداوند جمع‏

 كند آنهائيكه ستم نموده و غصب كرده‏اند حقوق آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و اعمال ايشان را بآنها نشان ميدهند سوگند ميخورند براى خداى تعالى كه ما چنين عملي نكرديم چنانكه بدروغ براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قسم ميخوردند در دنيا زيرا آن مردم با هم عهد بستند كه نگذارند بعد از پيغمبر خلافت و امامت در ميان بنى هاشم باقى بماند و در عقبه تصميم گرفتند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بقتل برسانند وقتى خداوند خبر داد و آگاه گردانيد رسولش را از تصميم و عهد بستن ايشان آمدند حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدروغ سوگند ياد كردند كه ما چنين تصميمى نداشتيم و عهد و پيمانى نبستيم آنوقت آيه 74 كه در سوره توبه است يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ (وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ) وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا تا آخر نازل شد سليم بن قيس در اصل خود روايت كرده كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود امت اسلام هفتاد و سه فرقه خواهند شد يك فرقه از آنها در بهشت ميروند و هفتاد و دو فرقه ديگر در دوزخ هستند سيزده فرقه از هفتاد و دو فرقه اظهار محبت و دوستى ما اهل بيت پيغمبر مينمايند يكى از آنها به بهشت خواهند رفت و دوازده فرقه ديگر در دوزخند آن فرقه ناجيه كسانى ميباشند كه ايمان بمن دارند و تسليم امر من هستند من و خاندان مرا دوست ميدارند و از دشمنان ما بيزارى ميجويند حق و امامت مرا شناخته‏اند و از قرآن وجوب اطاعت و فرمان بردارى مرا دانسته‏اند و هرگز در باره من شك و شبهه نميكنند و بواسطه نوريكه خداوند در دل آنها آفريده است فضل و شرافت و مقام ارجمند من و اوصياء بعد از مرا تا روز قيامت ميدانند و فهميده‏اند كه ما را خداوند در قرآن‏قرين خود و پيغمبرش قرار داده و يقين خالص دارند بما و ميدانند خداوند ما را پاك و پاكيزه فرموده و معصوم و گواهان بر خلايق قرار داده و حجت او هستيم در روى زمين بر- بندگان و هيچوقت از قرآن جدا نشويم و قران از ما جدا نشود تا وارد شويم كنار حوض كوثر حضور مقدس پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين فرقه كسانى هستند كه از آتش دوزخ نجات يابند و از هر فتنه و گمراهى مصون باشند و داخل بهشت ميشوند بدون حساب و هفتاد و دو فرقه ديگر بغير حق هستند و كيفر داده ميشوند زيرا آنها يار و

 مددكار دين شيطان و دوستداران او ميباشند و دشمنان خدا و رسول و مؤمنين هستند كه بدون حساب وارد آتش خواهند شد چه ايشان از خدا و رسولش بيزارند و پرستش ميكنند غير خدا را از راهى كه نمى‏دانند و گمان مى‏كنند كه كار نيكى انجام ميدهند روز قيامت سوگند مى‏خورند كه ما مشرك نبوديم و گمان مى‏كنند كه سوگند آنها براى ايشان اثرى خواهد داشت و حال آنكه خودشان ميدانند بدروغ قسم ميخورند

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 97

محمّد بن عباس ذيل جمله أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ 22  از محمّد بن حنفية روايت كرده گفت پدرم امير المؤمنين عليه السّلام فرمود دوستى ما اهل بيت رحمتى است كه خداوند در طرف راست قلب بنده خود فرود آورده و نقشى است كه ثبت شده.

هر كس را كه طرف راست قلبش را خداوند ثبت فرمايد كسى قدرت و توانائى ندارد آن را زايل نمايد آيا نميشنويد قول پروردگار را كه ميفرمايد أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمان‏22    َ و حب ما اهل بيت ايمان است و از طريق مخالفين ابو نعيم از سلمان فارسى روايت كرده گفت بامير المؤمنين عليه السّلام عرض كردم ايمولاى من حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شرفياب نشدم مگر آنكه دست مباركش را بر كتف من زد و اشاره نمود بشما و فرمود ايسلمان بدانكه على و حزب او رستگارند

 

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:25 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 79

سوره مجادله‏

سوره مجادله در مدينه نازل شده و شامل بيست و دو آيه و چهار صد و هفتاد و سه كلمه و هزار و هفتصد و نود و دو حرف است‏

. خلاصه مطالب سوره مجادله عبارت است از بيان كفاره ظهار و عقوبت مخالفين خدا و رسول و اينكه خداوند بر راز و اسرار درونى مردم آگاهست و امر بوسعت دادن در مجالس و بيان حال منافقين‏

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 84

محمّد بن عباس ذيل آيه قَدْ سَمِعَ اللَّهُ 1   از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود روزى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدخترش حضرت فاطمه (ع) فرمود بعد از من بر سر شوهرت على عليه السّلام مصيبتها وارد شود فاطمه عرض كرد اى پدر بزرگوار آيا دعا نميفرمائيد تا خداوند آنها را از على بر طرف فرمايد فرمود دعا كردم و از خداوند مسئلت نمودم خطاب رسيد در علم ما گذشته است اين مصيبتها بايد بر على واقع شود جبرئيل نازل شد و آيه را فرود آورد

 

 

   تفسير جامع، ج‏7، ص: 85

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى‏ ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى‏ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ 8 ايرسول ما آيا نمى‏بينى آنچه در آسمانها و زمين است خداى تعالى ميداند و بر او چيزى پوشيده نيست هيچ رازى سه كس با هم نگويند جز آنكه خدا چهارم آنها است و نه پنج كس مگر آنكه خدا ششم آنها است و نه كمتر و نه بيشتر جز آنكه خدا با ايشان است هر كجا باشند احوال آنها را ميداند پس از آن روز قيامت خبر دهد آنان را بآنچه بجا آورده‏اند، چه پروردگار بتمام چيزهاى عالم دانا است-.

در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود آيه فوق در باره فلان و فلان و ابى عبيدة بن جراح و عبد الرحمن بن عوف و سالم مولى حذيفه و مغيرة بن شعبه نازل شد چه آنها ميان خودشان نامه‏اى نوشته و رد و بدل كردند كه اگر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كشته شود و يا وفات نمايد نگذارند خلافت و امامت ميان بنى هاشم باقى و بر قرار بماند خداوند پيغمبرش را بوسيله اين آيه خبر داد و آن جماعت را معرفى نمود

 ابن بابويه از ابى سعيد خدرى روايت كرده كه يكى از علائم نفاق داشتن بغض على بن أبي طالب عليه السّلام است روزى پيغمبر در مجلسى تشريف داشت دو نفر منافق با يكديگر نجوى ميكردند رسول خدا تا نگاهش بآنها افتاد غضب شديدى بر حضرتش عارض شد و فرمود بآنخدائيكه جانم در دست قدرت او است كسى در بهشت داخل نميشود مگر آنكه مرا دوست داشته باشد و دروغ ميگويد كسيكه گمان ميكند مرا دوست داشته و حال آنكه بغض على را در دل خود پنهان كرده است پس از آن آيه مزبور در همانمجلس نازل شد

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 88

 إِنَّمَا النَّجْوى‏ مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ   10   سبب نزول آيه‏ فوق آن بود كه حضرت فاطمه (ع) در خواب ديد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حسنين و امير المؤمنين و حضرتش را از مدينه بيرون برد رسيدند سر دو راه پيغمبر از راه راست آنها را برد تا رسيدند به نخلستانيكه نهر آب در آن جارى بود گوسفندى خريد كه گوش آن نقطه سفيدى داشت ذبح نمود آن را و از گوشت آن گوسفند تناول كردند و همه آنها هلاك شدند از خواب بيدار شد خواب خود را بكسى اظهار ننمود صبح شد پيغمبر تشريف آورد و حيوان سوارى همراه داشت حضرت فاطمه را سوار كرد باتفاق امير المؤمنين و حسنين از مدينه بيرون رفتند بدو راهى رسيدند پيغمبر راه راست را اختيار نمود رفتند تا رسيدند به نخلستانيكه زير آن نهر آب جارى بود توقف كردند پيغمبر گوسفندى خريد آنرا ذبح كرد گوشتش را كباب كردند چون خواستند تناول كنند حضرت فاطمه بكنارى رفت شروع بگريه كرد پيغمبر فرمود ايدختر عزيزم سبب گريه تو چيست؟ آنحضرت خواب خود را نقل نمود رسول خدا دو ركعت نماز بجا آورد و با خدا مناجات كرد جبرئيل فرود آمد عرض كرد ايرسول خدا شيطانى است بنام الزها آنخواب را بفاطمه ارائه داد و در خواب چيزهائى را كه سبب هم و غم ميشود بمؤمنين نشان ميدهد و گفت اى رسول خدا امر كن آن شيطان حاضر شود چون حاضر شد پيغمبر باو فرمود تو بودى كه آنخواب را بفاطمه ارائه دادى گفت بلى اى رسول خدا پيغمبر سه مرتبه آب دهن بر او انداخت و فرمود قبيح شوى آنگاه به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كرد ايرسول خدا هر گاه يكى از مؤمنين در خواب چيزيرا مشاهده كند كه كراهت دارد از آن، كلمات ذيل را قرائت كند و بدمد بطرف چپ خود هيچ ضررى نمى‏بيند

 «اعوذ بما عاذت به ملائكة اللّه المقربون و انبياء اللّه المرسلون و عباده الصالحون من شر ما رايت من رويا»

و سوره حمد و توحيد و معوذتين را نيز قرائت كند پس از آن آيه مزبور را فرود آورد-.

و از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود تأويل شيطان در آيه دومى است‏

 

 

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:24 ::  نويسنده : 14klid

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 66

 وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ 19 

ابن بابويه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود امير المؤمنين عليه السّلام در يكروز اصحاب خود را چهار صد باب علم و دانش تعليم نمود از آن جمله فرمود ايمردم دورى بجوئيد از مرمان سفله و پست فطرت زيرا آنها از خداوند نميترسند و بسيارى از آنها قاتلين پيمبران و دشمنان ما و اهل بيت هستند خداوند توجهى بروى زمين نمود و از ميان تمام مردم ما اهل بيت را بر گزيد و شيعيانى براى ما انتخاب فرمود آنها يارى ميكنند ما را و مسرور هستند بفرح ما و محزونند بحزن ما و اموال و نفسهاى خود را در راه دوستى ما بذل ميكنند و كسى از شيعيان ما نيست كه مرتكب معصيتى بشود مگر آنكه خداوند او را مبتلا نمايد به بليه‏اى يا در مال و يا در فرزند و يا در نفس او و يا سكرات مرگ را بر او سخت گرداند تا از دنيا پاك و بدون معصيت برود مردگان شيعه ما شهيد و صديق هستند چه آنها امر ما را تصديق كرده‏اند و بخاطر ما با دوستان ما دوست و با دشمنان ما دشمن بودند، تقرب جستند بخدا دوستى و دشمنى. پس از آن آيه مزبور را تلاوت نمود و فرمود از جاى خود حركت نكنيد و صبر و بردبارى را پيشه خود سازيد

 و دست بشمشير نزنيد و عجله نكنيد و بدانيد هر كس از شما شيعيان در فراش خود بميرد و بخدا ايمان و برسولش معرفت داشته و عارف بحق ما اهلبيت باشد و حقوق ما را رعايت كند شهيد مرده است و اجر او با خدا است و مانند كسى است كه به شمشير در راه خدا كشته شده باشد

ابن شهر آشوب از ابن عباس روايت كرده گفت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود على صديق اكبر اين امت و فاروق اعظم است‏

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 67

 وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ 19 

و آنانكه بخدا كافر شده و ولايت امير المؤمنين و فرزندانش را تكذيب كردند آنها اهل دوزخند

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 69

سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ. 21 

سيد رضى در خصايص ذيل آيه فوق از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود بزرگ نصاراى نجران نزد عمر آمد گفت اراضى ما بسيار سرد است و تاب تحمل قشون را ندارد خود من ضامن خراج مى‏شوم و هر سال آنرا مى‏آورم يك سال با جمعى از اعوان خود آن پير مرد نيكو منظر خراج را آورد عمر او را دعوت باسلام نمود و فضايل اسلام را برايش بيان كرد آن نصرانى گفت ايعمر مسائلى چند دارم جواب آنها را بيان كن.

1- در قرآن شما هست كه عرض بهشت بمقدار آسمانها و زمين است پس جاى جهنم كجا است عمر از پاسخ او عاجز شد و از خجالت سر بزير افكند امير المؤمنين عليه السّلام تشريف داشت عمر عرض كرد يا على جواب سؤال نصرانى را شما بفرمائيد. فرمود چرا خودت پاسخ او را نمى‏دهى عرض كرد نمى‏دانم فرمود اى بزرگ نصرانى بگو ببينم هر وقت روز ظاهر مى‏شود شب بكجا مى‏رود نصرانى ملتفت شد گفت بخدا قسم تا بحال كسى جواب اين سؤال مرا نداده بود سؤال كرد ايعمر اين جوان كيست گفت على بن أبي طالب پسر عم پيغمبر و داماد و پدر حسنين فرزندان رسول خدا است.

2- نصرانى بعمر گفت خبر ده مرا از بقعه‏ايكه يك ساعت بيش آفتاب در آن نتابيد و ديگر هم نمى‏تابد عمر گفت يا على عليه السّلام جواب او را بده امير المؤمنين فرمود آندريائى بود كه شكافته شد براى بنى اسرائيل نصرانى گفت راست گفتى- 3- پس از آن سؤال نمود ايعمر آيا در دنيا چيزهائى وجود دارد كه بميوه هاى بهشتى شباهت داشته باشد كه هر چه از آن بردارند كم نشود عمر جواب داد نمى‏دانم از على سؤال كن امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بلى آن چيز قرآن است اگر تمام اهل عالم جمع شوند و هر كس حاجات خود را از آن بردارد ابدا از قرآن چيزى كم نمى‏شود نصرانى گفت راست گفتى ايجوان.

4- مجددا از عمر سؤال كرد آيا براى آسمان درهائى هست و آيا براى آن درها قفلى وجود دارد؟ عمر گفت از على عليه السّلام مطالب خود را سؤال كن امير المؤمنين فرمود بلى آسمان در دارد و قفل درهاى آن شرك بخدا است و كليد درها شهادت ان‏

لا اله الا اللّه‏

ميباشد و هيچ چيزى مانع آن نيست مگر عرش پروردگار   

 5- نصرانى باز از عمر سؤال كرد اول خونى كه در روى زمين ريخته شد چه خونى بود عمر جواب داد مگر من نگفتم مسائل خود را از على بپرس امير المؤمنين عليه السّلام فرمود اول خونى كه ريخته شد خون رحم حوا بود در وقت زائيدن قابيل پسر آدم لكن مردم مى‏گويند خون هابيل بود كه برادرش قابيل او را بقتل رسانيد نصرانى گفت راست گفتى بعد از آن متوجه عمر شد و گفت ايعمر بايد اين مسئله را خودت جواب بدهى.

6- خبر بده مرا ايعمر خداوند كجاست عمر در غضب شد خواست نصرانى را بزند امير المؤمنين عليه السّلام فرمود اى نصرانى جواب سؤالت را از من بشنو: روزى حضور پيغمبر بودم فرشته‏اى وارد شد سلام كرد پيغمبر از او پرسيد از كجا ميآئى گفت از آسمان هفتم از نزد پروردگار فرشته ديگرى وارد شد سؤال نمود از كجا آمده‏اى عرض كرد از تخوم زمين از نزد پروردگار سومى رسيد جواب داد از مشرق زمين از نزد پروردگار فرشته چهارم گفت من از مغرب زمين از نزد پروردگار مى‏آيم پس خداوند در همه جا هست در آسمان و زمين و او دانا و توانا است حضرت باقر عليه السّلام فرمود معناى فرمايش امير المؤمنين عليه السّلام اينست كه فرشتگان از هر طرف كه بيايند از ملكوت پروردگار آمده‏اند و از علم خداوند چيزى پنهان نيست.

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 72

ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ   22   هر رنج و مصيبتى كه در زمين از قحطى و آفت و فقر و ستم يا از نفس خويش مانند ترس و غم و درد و الم بشما رسد همه در كتاب لوح محفوظ ما پيش از آنكه در دنيا ايجاد كنيم ثبت است و حفظ آن بر خدا آسان است‏

 از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود وقتى كه سر مقدس حضرت امام حسين عليه السّلام و اهل بيت آن بزرگوار را بر يزيد ملعون وارد كردند حضرت امام زين العابدين عليه السّلام را با غل آهنى بسته بودند چون نگاه يزيد بر آنحضرت افتاد گفت ايعلى بن الحسين عليه السّلام حمد خدايرا كه پدرت حسين عليه السّلام را كشت آنحضرت فرمود خداوند لعنت كند كشنده پدرم را اى يزيد تو گمان ميكنى كه نعوذ باللّه پروردگارم را لعن ميكنم يعنى خداوند او را نكشت بلكه تو كشتى يزيد در غضب شد امر كرد سر مقدس آنحضرت را جدا كنند فرمود اكنون كه قصد كشتن مرا دارى دختران رسول خدا را چه كسى بمنزلهايشان بر ميگرداند و حال آنكه محرمى بجز من ندارند يزيد گفت خودت بر گردان از كشتن تو منصرف شدم پس از آن سوهانى طلب نمود و بدست خودش غل آهنى را از گردن آنحضرت بيرون آورد گفت ميدانى چرا من اينكار را بدست خود انجام داده‏ام فرمود بلى ميخواستى در بر داشتن غل كسى بغير از خودت منت بر من نگذارد يزيد گفت آرى چنين است ايعلى بن الحسين عليه السّلام «ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ»     شورى 30   يعنى اين ابتلا را خودتان بدست خود درست كرده‏ايد فرمود آنحضرت حاشا كه چنين باشد اين آيه در باره ما نازل نشده بلكه آيه ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ 22   در حق ما نازل شد ما اهل بيت پيغمبر تأسف نميخوريم بر آنچه از ما فوت شده و خوشحال نميشويم بآنچه بما داده شده بلكه تسليم امر پروردگار هستيم حضرت صادق عليه السّلام فرمود خداوند راست فرمود و نيز رسولانش كتابهائيكه در آسمان تعليم آنها نموده بود و كتابهاى خداوند در زمين كه شب قدر تعليم ما ائمه ميدهند و همچنين در غير شب قدر كه تمام آنها نوشته شده از مقدرات خلايق در باره آنها پيش از آنكه ايشان را بيافريند

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 73

 لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُور 23

حضرت صادق عليه السّلام فرمود شخصى معناى آيه فوق را از پدرم حضرت باقر عليه السّلام سؤال نمود فرمود اين آيه نازل شده در باره أبو بكر و عمر و ياران آنها يكى مقدم و ديگرى مؤخر چه ايشان غمگين شده بودند بآن چيزهائى كه خداوند عطا نموده و اختصاص داده بود بامير المؤمنين عليه السّلام از امامت و ولايت و خوشحال بودند بآن فتنه‏اى كه از غصب خلافت و فدك و كشتن حضرت فاطمه زهرا (ع) دختر پيغمبر اكرم و گمراه كردن خلايق بعد از رحلت رسول خدا بر پا كرده بودند سائل عرض كرد بحضرت باقر عليه السّلام شهادت ميدهم كه شما ائمه فرزندان رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر حق هستيد و شكى در حقانيت شما ندارم صاحبان حكم و مواليان خلق ميباشيد حضرت صادق عليه السّلام فرمود ديگر كسى شخص سائل را پس از سؤال و شنيدن جواب مشاهده ننمود

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 73

 لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيز  25

كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود وصيت كرد موسى بوصى خود يوشع بن نون و وصيت نمود يوشع بفرزند هارون و وصيت نكرد بفرزندان خود زيرا خداوند بر ميگزيند هر كرا بخواهد موسى و يوشع به بنى اسرائيل آمدن حضرت عيسى را بشارت دادند وقتى كه عيسى مبعوث شد بمردم گفت بزودى بعد از من پيغمبرى مى‏آيد كه نام او احمد است و از فرزندان اسمعيل ميباشد تصديق ميكند پيغمبرى مرا و من نبوت او را تصديق ميكنم و اين وصيت جاريشد در ميان حواريين و مستحفظين. خداوند آنها را به مستحفظين ملقب فرمود چه ايشان حفظ نمودند اسم بزرگ را و آن كتابى است كه بآن هر چيزى دانسته ميشود و نزد پيغمبران گذشته بوده چنانكه ميفرمايد لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ و كتاب اسم بزرگترى است كه تفسير ميشود بآن تورية و انجيل و فرقان و در آن كتاب‏هاى نوح و صالح و شعيب و صحف ابراهيم ميباشد كه خداوند خبر ميدهد بآن و كجا است صحف ابراهيم و موسى همان اسم بزرگ است پس پيوسته وصيت ميشد بعالمى بعد از عالم ديگر تا آنكه رد كردند آن را بسوى محمّد  صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وقتى آنحضرت مبعوث شد اسلام آوردند و تسليم او شدند باقى ماندگان از از مستحفظين و تكذيب كردند آنحضرت را بنى اسرائيل و جهاد كرد پيغمبر در راه خدا پس از آن ابلاغ شد بر حضرتش كه فضيلت و شرافت امير المؤمنين عليه السّلام را بمردم ابلاغ كند آن حضرت نيز فضيلت آنجناب را بر مردم اعلام فرمود جبرئيل نازل شد و گفت ايرسول خدا روزگار حيات شما منقضى شد و نبوّت كامل گرديد اسم اعظم و ميراث علم و آثار نبوت را نزد على وديعه گذار زيرا زمين نبايد هرگز خالى از حجت باشد تا بسبب او مردم مرا اطاعت نموده و ولايت او را بپذيرند و اين وصى تو حجت است براى آنهائيكه بعد از اين متولد شده و بدنيا ميآيند پيغمبر بامر خدا وصيت كرد بامير المؤمنين عليه السّلام و اسم اعظم با ميراث علم و آثار نبوت را باو تفويض نمود و وصيت كرد بهزار كلمه و هزار باب علم كه از هر كلمه و بابى هزار كلمه و باب ديگر مفتوح شد چنانكه خود آنحضرت فرمود.

ابن شهر آشوب ذيل آيه وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ از ابن عباس روايت كرده گفت مراد بحديد در اين آيه ذو الفقار است خداوند آن را از آسمان براى پيغمبر فرستاد و آنحضرت آن را بامير المؤمنين عطا نمود

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 74

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ   26   ابن بابويه ذيل آيه فوق از ريان ابن صلت روايت كرده گفت جمعى از علماء در محضر مأمون از حضرت رضا عليه السّلام سؤال نمودند ايفرزند رسول خدا آيا عترت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آل آنحضرت مى‏باشد يا غير آل هستند فرمود عترت همان آل هستند حضورش عرض كردند كه اصحاب آنحضرت روايت كرده‏اند كه پيغمبر فرمود آل من امت من مى‏باشند فرمود در جواب آنها خبر بدهيد مرا آيا صدقه بر آل محمّد حرام است يا حلال عرض كردند حرام است فرمود پس بگمان شما صدقه بر تمام امة حرام است گفتند حرام نيست فرمود فرق بين امة و آل آنست كه صدقه بر آل حرام است و بر امت حلال پس آل محمّد غير از امت باشند واى بر شما آيا از ذكر خداوند رو بر گردانيديد يا از قوم مسرفين مى‏باشيد آيا نمى‏دانيد كه طهارت و وراثت واقع شده بر مصطفين و بر گزيدگان و هدايت كنندگان و راهنمايان نه بر غير آنها عرض كردند يا ابا الحسن بچه دليل  اين فرمايشات را مى‏فرمائيد فرمود بموجب آيه وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ 26   ما نوح و ابراهيم را فرستاديم و در فرزندانشان نبوت و كتاب آسمانى قرار داديم لكن آن فرزندانى كه هدايت كننده هستند نه آنهائى كه فاسق مى‏باشند آيا نمى‏دانيد هنگامى كه نوح در خواست كرد از پروردگار نسبت بفرزندش و گفت خدايا فرزند من از جمله اهل من باشد و تو وعده فرمودى اهل مرا از غرق شدن نجات دهى باو خطاب رسيد اى نوح اين فرزندت از اهل تو نيست و او اعمال ناصالح دارد سؤال نكن از من چيزيرا كه علم و دانش بآن ندارى من تو را نصيحت مى‏كنم مبادا از زمره جاهلان و نادانان ناشى

 

 تفسير جامع، ج‏7، ص: 76

در كافى ذيل آيه وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها   27  

از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده فرمود نماز شب را خداوند بر آنها واجب نكرده بود ايشان بر خود واجب نمودند و بحساب خداوند گذاشتند و اينحديث را ابن بابويه نيز روايت كرده است طبرسى از ابى مسعود روايت كرده گفت با رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سواره همراه بودم فرمود اى پس مسعود آيا ميدانى چگونه نصارى رهبانيت را بدعت گذاشتند عرض كردم خدا و رسولش بهتر ميدانند فرمود بعد از عيسى ستمكاران بر مؤمنين تسلط پيدا كردند و آشكارا معصيت خدا كردند مؤمنين سه مرتبه با آنها جهاد نمودند بسيارى از ايشان كشته شدند اندكى باقى ماندند با خود گفتند اگر بار ديگر ما با  آنها جهاد كنيم همه ما را خواهند كشت و كسى از ما نخواهد ماند كه دين خدا را يارى كند ما در روى زمين پراكنده ميشويم تا آنكه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه عيسى خبر داده ظاهر شود آنها در غارها و شكاف كوه‏ها پراكنده شدند و آنجا ماندند بعضى بر دين خود باقى مانده و بعض ديگر بدعتها نهادند پس از آن تلاوت نمود آيه فوق را و فرمود ميدانى رهبانيت در امت من چيست عرض كردم شما داناتريد فرمود هجرت كردن از دار كفر باسلام و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است پس از آن فرمود اى پسر مسعود آنهائيكه پيش از شما بودند هفتاد دو فرقه شده‏اند دو فرقه از ايشان ناجى هستند و باقى هالك يك فرقه كسانى هستند كه با ملوك و ستمكاران در دين عيسى جهاد كردند و كشته شدند فرقه دوم آنهائى ميباشند كه از دست ستمكاران فرار نموده و دين خود را محفوظ داشته بر طبق دستور عيسى عمل كردند.

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 77

 يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ در كافى ذيل آيه فوق از ابى جارود روايت كرده گفت حضور حضرت باقر عليه السّلام عرض كردم خداوند باهل كتاب خير بسيارى عطا فرمود منظورت چيست؟ عرض كردم آيه الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ قصص 52  تا آخر جمله يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْن قصص 54   فرمود بشما من‏لن نيز عطا فرمود و آيه فوق را تلاوت نمودند و فرمودند مراد بنور ائمه عليه السّلام ميباشد كه مردم بآنها اقتدا مينمايند و از سماعة بن مهران روايت كرده گفت سؤال كردم از حضرت صادق عليه السّلام معناى آيه كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ را فرمود كفلين حسن و حسين عليه السّلام ميباشند كه بشما عطا شده و نور ساير ائمه است كه بآنها اقتداء ميكنيد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بانس بن مالك فرمود از براى على دو نور است يكى در آسمان و ديگرى در زمين هر كس تمسك بجويد بنور على خداوند او را به بهشت داخل كند و هر كه از او تجاوز نمايد او را وارد دوزخ نمايد اى انس بشارت بده مردم را به اين خداوند از نور صورت على عليه السّلام هفتاد هزار فرشته آفريده كه پيوسته استغفار ميكنند براى دوستان على عليه السّلام تا روز قيامت‏

 

 

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:23 ::  نويسنده : 14klid

 تفسير جامع، ج‏7، ص: 52

سوره حديد

سوره حديد در مدينه نازل شده، بيست و نه آيه، پانصد و چهل و چهار كلمه دو هزار و چهارصد و هفتاد و شش حرف است‏

خلاصه مطالب سوره حديد عبارت است از تنزيه ذات اقدس پروردگار و اقرار بوحدانيت او و ترغيب بر طاعت و فرمانبردارى از اوامر حق و سبقت در خيرات، و بخشى از داستان حضرت نوح و ابراهيم‏

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 56

هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ‏3 

 آن خدا اولى است بى ابتداء، و آخرى است بى‏انتهاء، و غالب و قاهر است بر تمام موجودات و از حواس دور است هيچ حاسه‏اى از حواس او را درك نكند و دانا است باسرار نهانى‏

محمّد بن عباس از جابر انصارى روايت كرده گفت عمار را در يكى از كوچه هاى مدينه ملاقات نمودم پرسيدم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كجاست جواب داد با جمعى از اصحاب در مسجد مى‏باشند بمسجد رفته بحضورش شرفياب شدم در آن اثناء على ابن أبي طالب عليه السّلام نيز تشريف آورد پيغمبر از جاى خود باحترام آنحضرت بلند شد و ميان ديده‏هاى او را بوسيد و پهلوى خود نشانيد پس از آن فرمود يا على از جا بر خيز و با خورشيد تكلم كن پاسخ تو را خواهد داد آنحضرت بخورشيد خطاب كرد و فرمود اى مخلوق با عظمت خدا چگونه صبح كردى عرض كرد بخير و خوشى اى اول و اى آخر و اى ظاهر و اى باطن و اى كسيكه بهر چيزى توانائى دارى و باسرار نهانى جهانيان آگاه هستى اى برادر و وصى پيغمبر آخر زمان، تمام مردم از اين جواب خورشيد مضطرب و حيران گشتند. حضور پيغمبر مراجعت نموده داستان پاسخ خورشيد را بامير المؤمنين عليه السّلام بسمع مبارك پيغمبر رساندند و عرض كردند چگونه است كه خورشيد على را باين اوصاف الهى خطاب نمود؟! پيغمبر فرمود مراد باول آنست كه على عليه السّلام اول كسى است كه بخدا ايمان آورده و منظور از آخرين كسى است كه مرا روى تخته مغتسل مشاهده مى‏كند و اولين وصى پيغمبر آخر زمان است و بعد از من ديگر پيغمبرى نيست و مراد بظاهر آنست كه او بر مخزون سرّ خداوند و من آگاه باشد و مقصود از باطن بطون علم من باشد و اما علم خداوند: نازل نكرده است علمى از حلال و حرام و واجب و مستحب و تنزيل و تأويل و محكم و متشابه و مشگل را مگر آنكه على بهمه آنها داناست و اگر ترس آن نبود كه طايفه‏اى در حق او مى‏گفتند آنچه را كه نصارا در حق عيسى گفته‏اند، در باره على منقبتى مى‏گفتم كه عبور نمى‏كرد از جائى مگر آنكه مردم خاك زير قدم او را بر ميداشتند و از آن طلب شفا مى‏نمودند.

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 60

مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ 11 

در كافى ذيل آيه فوق از اسحق بن عمار روايت كرده گفت معناى آيه را از حضرت موسى ابن جعفر عليه السّلام سؤال نمودم فرمود آيه نازل شده در شأن خويشان و خاندان آل محمّد عليهم السّلام و صله نمودن با امام زيرا خداوند احتياجى باموال مردم ندارد تا از آنها قرض بگيرد و هر حق و مالى كه بخداى تعالى متعلق است براى ولى و خليفه او است و اينحديث را محمّد بن عباس از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است‏

يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى‏ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْم‏12َ در كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود روز قيامت نور چهره مردان و زنان مؤمن در پيش روى آنها بجلو ميرود، و در طرف راست آنان، ائمه معصومين از آل محمّد عليهم السّلام هستند كه نور دهنده ايشانند و بشتاب آنها را بسوى منازليكه در بهشت دارند سوق مى‏دهند تا آنان را بمنزلهاى خود  در بهشت وارد كنند.

ابن بابويه از جابر انصارى روايت كرده گفت حضور پيغمبر اكرم نشسته بودم امير المؤمنين عليه السّلام وارد شد پيغمبر باو فرمود يا على بشارت بدهم تو را همين ساعت جبرئيل نازل شد و خبر داد كه پروردگار صاحب عزّت فرموده بشيعيان و دوستداران تو هفت خصلت عطا كردم اول رفق و مدارا هنگام مرگ دوم انس در وقت وحشت سوم نور هنگام ظلمت و چهارم ايمنى در وقت فزع و ترس پنجم قسط و عدالت در ميزان حساب و اعمال ششم عبور كردن از صراط هفتم وارد شدن در بهشت پيش از داخل شدن ساير مردم در حالى كه نور ايشان پيش روى آنها مى‏شتابد.

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 62

يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ 13 

حضرت صادق عليه السّلام فرمود سوگند بخدا، كه پروردگار از اين آيه يهود و نصارى را قصد نفرموده بلكه مرداش اهل قبله و منافقين و غاصبين حقوق آل محمّد ميباشد محمّد بن عباس از سلام بن مستنير روايت كرده گفت معناى آيه را از حضرت  باقر عليه السّلام سؤال نمودم فرمود اين آيه در باره ما اهل بيت و شيعيان و دشمنان ما نازل شده است روز قيامت كه ميشود خلايق را در محشر جمع نموده و حصارى ميان آنها از ظلمت و تاريكى زده ميشود كه باطن آن رحمت و نور و ظاهرش تاريكى و عذاب است خداوند ما و شيعيان و دوستداران ما را در باطن آن حصار كه نور و رحمت است وارد ميفرمايد و دشمنان ما را در ظاهر آن كه تاريكى و عذاب است قرار ميدهد آنگاه دشمنان ما دوستان ما را صدا ميكنند و ميگويند آيا ما در دنيا با شما نبوديم دين و پيغمبر ما يكى نبود نماز و روزه و حج بيك طريق نبود فرشته‏اى از طرف پروردگار بآنها جواب ميدهد بلى يكى بوديد و لكن بعد از پيغمبر اكرم فتنه و فساد نموده و امر خدا را كه پيغمبر اكرم در باره على بن أبي طالب و اولاد آنحضرت بشما رسانيده بود رها كرديد و در آنچه پيغمبر فرمود شك نموديد و بدنبال باطل و مخالفين حق رفته و مغرور شديد تا جائيكه امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه بعد از آن كه همه بر حق بودند از شما يارى خواستند و شما را براه هدايت دعوت كردند نپذيرفتيد شيطان شما را گمراه نموده و از راه خدا دورى جستيد امروز عوض و فدائى نداريد تا نفس خود را بسبب آن فدا رها كنيد و آن هم پذيرفتنى نيست و حسنه‏اى هم نداريد لذا جايگاه شما دوزخ است كه بد منزلگاهى ميباشد.

 

یکشنبه 13 خرداد 1397 :: 19:22 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏7، ص: 36

سوره واقعه‏

سوره واقعه در مكه نازل شده بود شش آيه، و سيصد و هفتاد و هشت كلمه، هزار هفتصد و سه حرف است.

خلاصه مطالب سوره واقعه عبارت است از آنكه قيامت البته واقع ميشود و دروغ نيست و مردم سه طايفه هستند اصحاب راست و اصحاب چپ و سابقون و بيان احوال آنها و دلايل بعث و نشور و حالات خلايق هنگام مرگ و خارج شدن از دنيا

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 38

 وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُون  11-  7

َ

 در آنروز شما خلايق بسه طايفه مختلف شويد اصحاب دست راست و اصحاب دست چپ كه مردمى شوم و اهل شقاوتند و كارشان در دوزخ سخت است و طايفه سوم آنهائى هستند كه در ايمان بر همه پيشى گرفتند آنان بحقيقت مقربان درگاهند و در بهشت پر نعمت جاودانى متنعمند. على بن ابراهيم از حذيفه يمانى روايت كرده گفت در روز سيزدهم شهر صفر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر فرمود به بلال قبل از رسيدن وقت نماز مردم را ندا كند چون صداى بلال بلند شد اهل مدينه ضجّه و فرياد شديدى نمودند؟ گفتند هنوز رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وفات نكرده و از ميان ما غايب نشده اين چه وقت نماز است رسول خدا تشريف‏ آورد بدرب سده مسجد حلقه در را گرفت و فرمود: اى مردم آيا ميشنويد عرض كردند بلى اى رسول خدا مطيع فرمان بردار هستيم و ضمانت ميكنيم فرمود خبر ميدهم بشما كه خداوند مردم را دو صنف آفريد اصحاب راست و اصحاب چپ مرا از اصحاب راست قرار داد و اصحاب راست را سه طايفه نمود اصحاب ميمنه و مشئمه و سابقون من از سابقون و بهترين آنها ميباشم و آنها را قبيله‏هاى متعددى قرار داد چنانكه فرمود وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ حجرات 13   و قبيله من بهترين قبيله‏ها است و قبيله را بيتهائى قرار داد و مرا از بهترين خانواده بر گزيد و فرمود: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً   احزاب 33    من بزرگترين فرزندان آدم و گرامى‏ترين شما هستم نزد خداى تعالى و فخرى نيست براى من آگاه باشيد مرا خداوند از ميان سه نفر اهل بيت خود انتخاب نمود من و على و جعفر دو فرزند أبي طالب و حمزة بن عبد المطلب خوابيده بوديم در زمين ابطح و هر يك پيراهن خود را بصورت خود كشيده بوديم على طرف راست من و جعفر طرف چپ و حمزه پائين پا قرار گرفته بودند بيدار شدم از خواب جبرئيل را با سه فرشته ديگر مشاهده نمودم فرشتگان بجبرئيل گفتند بسوى كدام يك از اينها فرستاده شده‏اى گفت بسوى محمّد و او بزرگ پيغمبران و على بزرگ اوصياء و جعفر از براى او دو بال سبز است كه پرواز ميكند در بهشت و حمزه سيد شهدا است.

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 40

ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ عَلى‏ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ   16-13 

جمع بسيارى از امم پيشين و اندكى از متأخرين در بهشت بعزت بر سريرهاى زربافت مرصع تكيه زنند همه شادان با ياران و دوستان خود رو بروى يكديگر بر آن سريرها مى‏نشينند- محمّد بن عباس ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد باولين فرزند آدم است كه برادرش او را بقتل رسانيد و مؤمن آل فرعون و صاحب يس و مقصود از آخرين امير المؤمنين عليه السّلام است

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 49

فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ   83- 85

چگونه است حال اين كافران كه قرآن را تكذيب ميكنند وقتى كه جانشان بگلو رسد و شما وقت مرگ بالين محتضر حاضريد و مينگريد و ما باو از شما نزديكتريم لكن شما معرفت و بصيرت نداريد-

 شرف الدين از اهل بيت عصمت و طهارت روايت كرده كه فرمودند تأويل آيه آنست اى مردم نعمت ولايت آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه خداوند بشما عطا نموده تكذيب كرديد پس چگونه خواهيد بود هنگاميكه جان بگلويتان برسد و چشم شما به جمال مقدس امير المؤمنين عليه السّلام بيفتد و به بيند كه بدوستان خود بشارت بهشت و بدشمنانش وعده دوزخ ميدهد پروردگار نزديكتر است بآنحضرت از شما مردم ولى شما در حق امير المؤمنين معرفت نداريد، بمقام و منزلت ايشان بصير و آگاه نيستيد و چنانكه شايسته است آن بزرگوار را نمى‏شناسيد

 

 

تفسير جامع، ج‏7، ص: 50

 فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيم 88-89

 در امالى ذيل آيه فوق از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با امير المؤمنين عليه السّلام فرمود تو آنكسى هستى كه خداوند در ابتداء آفرينش و عالم ذر بر مخلوقاتش حجت آورد و فرمود بآنها أَ لَسْتُ بِرَبِّكُم  172 اعراف ْ آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند بلى آيا محمّد رسول من نيست؟ عرض كردند بلى فرمود آيا على امير المؤمنين نيست؟ آنها تكبر كرده طغيان و نمودند از ولايت تو مگر اندكى كه اقرار كردند و آنها اصحاب يمين هستند ابن بابويه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود اين دو آيه در حق اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و دوستان آنها نازل شده و آيه بعد در باره دشمنان ما ائمه فرود آمده روح و ريحان در قبر است و جنت نعيم در آخرت ميباشد

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران