صلح پایدار
دوشنبه 07 خرداد 1397 :: 17:50 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏5، ص: 96

سوره نمل‏

اين سوره در مكه نازل شده داراى نود و چهار آيه بقول كوفيان و پنج آيه بعقيده حجازيون و يكهزار و صد و چهل و نه كلمه و چهار هزار و هفتصد و نود و نه حرف ميباشد

خلاصه مطالب سوره نمل عبارت است از بيان مؤمنين و شرح حال كفار و بعثت حضرت موسى و داستان سليمان و بلقيس و عاقبت ستمكاران و بيان حال امت‏هاى سلف و اشاره به نفح صور و اهوال قيامت.

 

  تفسير جامع، ج‏5، ص: 106

در كافى ذيل آيه «وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً» 15   از بعضى از صحابه حضرت جواد عليه السّلام روايت نموده كه حضور حضرت عرضه داشتند مردم در كمى عمر مباركت انديشه‏هاى ناروا دارند فرمود خداوند بداود وحى رسانيد كه سليمان را جانشين خود سازد در صورتى كه سليمان كودكى بود كه گوسفند مى‏چرانيد و بزرگان بنى اسرائيل جانشينى سليمان را قبول نكرده و اعتراض داشتند بداود وحى شد عصاهاى علماء و چوبدستى سليمان را گرفته و در خانه‏اى بگذار و در آن خانه را قفل و مهر كن صبح روز بعد درب را باز نموده و مشاهده كن كدام يك از عصاها سبز شده و داراى برگ و ميوه است صاحب آن عصا جانشين 

 تو خواهد بود حضرت داود علماء بنى اسرائيل را احضار نموده و كيفيت را براى ايشان بيان كرد و همگى قبول نموده و عصاهاى خود را در اختيار داود گذاردند چون صبح روز بعد حضور يافتند ديدند چوبدستى سليمان داراى برگ و ميوه شده است آنگاه حضرت داود ارث برد علم پيغمبران پيش از خود را و سليمان وارث علم داود شد و محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم وارث علم سليمان گرديد و ما ائمه وارث محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم ميباشيم و صحف ابراهيم و الواح موسى نزد ما است.

 

گفت خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام عرض كردم قربانت گردم آيا پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم از پيغمبران سلف ارث برده‏اند يا خير فرمود بلى از زمان آدم تا بعثت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله جد بزرگوارم، خداوند پيغمبرى مبعوث نكرد مگر آنكه محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم داناتر از تمام آنها بود گفتم عيسى بن مريم مرده زنده ميكرد و سليمان منطق طيور را ميدانست آيا پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم هم قدرت بر آن امور را داشت فرمود سليمان چون هدهد را در ميان مرغها نديد در غضب شده و گفت «لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ» زيرا  خداوند علمى بهدهد عطا كرده بود كه سليمان فاقد آن بود هدهد از فراز آسمان و زير ابر و هوا بوجود آب در روى زمين واقف ميشد و موكب سليمان را بمحلى كه آب بود دلالت و هدايت ميكرد و با آنكه جن و انس و شياطين و باد در تحت امر و فرمان سليمان بودند هيچكدام اين علم هدهد را نداشتند ولى خداوند در قرآن كريم ميفرمايد «وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏» و ما ائمه كه وارث علم پيغمبر و قرآن هستيم گذشته و آينده اين جهان و علوم اولين و آخرين را دارا هستيم و باذن خدا بر تمام سرائر گيتى واقف ميباشم زيرا خداوند ميفرمايد «وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتابٍ» يعنى هيچ چيز مخفى و پنهانى در زمين و آسمان نيست مگر آنكه تمام آنها در كتاب مبين و قرآن كريم موجود است سپس ميفرمايد «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا» و ما آن بندگان برگزيده هستيم كه خداوند از ميان بندگانش اختيار فرموده و كتابى كه در آن تمام چيزها ذكر شده ارث ما قرار داده است.

گفت خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام عرض كردم قربانت گردم آيا پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم از پيغمبران سلف ارث برده‏اند يا خير فرمود بلى از زمان آدم تا بعثت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله جد بزرگوارم، خداوند پيغمبرى مبعوث نكرد مگر آنكه محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم داناتر از تمام آنها بود گفتم عيسى بن مريم مرده زنده ميكرد و سليمان منطق طيور را ميدانست آيا پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم هم قدرت بر آن امور را داشت فرمود سليمان چون هدهد را در ميان مرغها نديد در غضب شده و گفت «لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ»   21زيرا  خداوند علمى بهدهد عطا كرده بود كه سليمان فاقد آن بود هدهد از فراز آسمان و زير ابر و هوا بوجود آب در روى زمين واقف ميشد و موكب سليمان را بمحلى كه آب بود دلالت و هدايت ميكرد و با آنكه جن و انس و شياطين و باد در تحت امر و فرمان سليمان بودند هيچكدام اين علم هدهد را نداشتند ولى خداوند در قرآن كريم ميفرمايد «وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏»31 فاطر 

  و ما ائمه كه وارث علم پيغمبر و قرآن هستيم گذشته و آينده اين جهان و علوم اولين و آخرين را دارا هستيم و باذن خدا بر تمام سرائر گيتى واقف ميباشم زيرا خداوند ميفرمايد «وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتابٍ»75  نمل يعنى هيچ چيز مخفى و پنهانى در زمين و آسمان نيست مگر آنكه تمام آنها در كتاب مبين و قرآن كريم موجود است سپس ميفرمايد «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا»   32 فاطرو ما آن بندگان برگزيده هستيم كه خداوند از ميان بندگانش اختيار فرموده و كتابى كه در آن تمام چيزها ذكر شده ارث ما قرار داده است.

دوشنبه 07 خرداد 1397 :: 17:48 ::  نويسنده : 14klid

 

 

َإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ  216  و چنانچه ترا نافرمانى كنند بآنها بگو من از آنچه مى‏كنيد بيزارم.

ابن بابويه ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود معناى آيه چنين است:

اى پيغمبر اگر بعد از تو مسلمين در ولايت على عليه السّلام و ائمه ترا نافرمانى كنند بايشان بگو من از شما و عصيان و نافرمانى شما بيزارم، زيرا كه پيغمبر حياة و مماتش يكسان است معصيت و نافرمانى در حال حياة و ممات آنحضرت فرقى ندارد.

 

  تفسير جامع، ج‏5، ص: 9

 ابن بابويه ذيل آيه «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» تا «أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»  227    از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده فرمود رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله فرموده هر كس كه دوست دارد بدين من چنگ زده و بكشتى نجات سوار شود بايد بعد از من از على بن أبي طالب عليه السّلام پيروى نموده على و دوستان على را دوست داشته و دشمنان على را دشمن بدارد زيرا على وصى و خليفه و پيشواى امت من است چه در حال حياة و چه پس از ممات من على امير بر هر مسلمان و مؤمنى است بعد از من امر او امر منست و نهى او نهى من پيرو او پيرو من و ناصر و ياور  او ناصر و ياور منست خوار كننده او خوار كننده من ميباشد هر كس بعد از من از على جدا شود در روز قيامت مرا ملاقات نخواهد كرد و هر كس با على مخالفت نمايد خداوند او را از بهشت محروم فرموده و بدوزخ خواهد رفت و كسانى كه بعلى اهانت روا دارند خداوند ايشان را در روز عرض اعمال ذليل ميفرمايد و هر كس على را يارى نمايد خداوند روز قيامت او را يارى فرموده و حجت‏هاى دين او را تلقين نمايد و در موقع حساب كارش را آسان ميسازد سپس پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود حسن و حسين عليه السّلام بعد از پدر دو پيشوا و امام امت من هستند ايشان آقاى جوانان بهشت بوده و مادرشان بانوى بانوان و بزرگ زنان دو جهان ميباشد همچنانكه پدرشان بزرگ حجت‏هاى خداست و نه فرزند حسين عليه السّلام امامان مسلمين و نهمى از ايشان قائم ما و حجت دوازدهم است بر مؤمنين پيروى و اطاعت از ائمه دين پيروى و اطاعت من و نافرمانى و عصيان ايشان عصيان از منست منكرين امامت و فضائل ائمه موجب ضلالت و گمراهى بوده و كسانى كه تضييع حق آنها را نمايند در دنيا و آخرت گرفتار شكنجه و عذاب بوده و خداوند كيفر آنها را بشديدترين وجهى ميدهد و انتقام مى‏كشد از غاصبين و منكرين و معاندين ائمه امت من آنگاه فرمودند:

وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ و حضرت صادق عليه السّلام فرمود بخدا قسم اين آيه چنين نازل شده:

 

و سيعلم الذين ظلموا آل محمد حقهم اى منقلب ينقلبون‏

دوشنبه 07 خرداد 1397 :: 17:47 ::  نويسنده : 14klid

 

فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ(100)

 از سليمان بن خالد روايت كرده گفت روزى حضور حضرت صادق عليه السّلام شرفياب بودم ميفرمود بخدا قسم ما انقدر از شيعيان خود شفاعت كنيم كه دشمنان ما آرزو كنند ايكاش ما هم دوست آل محمد صلى اللّه عليه و آله و از شيعيان آنها بوديم تا امروز از شفاعت ايشان بهره‏مند ميشديم‏

 

 

در كافى از حنان بن سدير روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام معناى نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ   193   را سؤال كردم فرمود آنچه را روح الامين جبرئيل نازل كرد ولايت امير المؤمنين عليه السّلام بود.

در كافى از حنان بن سدير روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام معناى نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ را سؤال كردم فرمود آنچه را روح الامين جبرئيل نازل كرد ولايت امير المؤمنين عليه السّلام بود.

 در بصائر الدرجات از ابى محمد روايت كرده گفت حضور حضرت باقر عليه السّلام عرض كردم مرا از ولايتى كه جبرئيل در روز غدير از طرف پروردگار نازل كرد آگاه سازيد در جوابم نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ را تلاوت نموده و فرمود آنچه جبرئيل بر دل مبارك پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم نازل كرد ولايت امير المؤمنين عليه السّلام بود.

در كافى از محمد بن فضيل روايت كرده گفت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود ولايت امير المؤمنين عليه السّلام در كتابهاى تمام پيغمبران سلف نوشته شده و خداوند هيچ پيغمبرى را مبعوث نكرد مگر آنكه بايشان بشارت نبوت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم و ولايت وصى او على بن أبي طالب عليه السّلام را داده است.

 

محمد بن عباس از ابى محمد حناط روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام معناى آيه وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِين  196  َ را سؤال نمودم فرمود مقصود ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است كه در كتب پيغمبران سلف هم بيان شده.

 

 

 تفسير جامع، ج‏5، ص: 7

وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِين  214    َ ابن بابويه ذيل آيه وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ بسند خود از ريان بن صلت روايت كرده گفت روزى جمع كثيرى از علماء مذاهب در مجلس مأمون حضور داشتند بحضرت رضا عليه السّلام خطاب نموده گفت ممكن است از شما تقاضا كنم بيان كنيد كه آيا در قرآن خداوند برگزيدگان آل محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را بطور صريح و يا غير صريح بيان فرموده است يا خير                      

 حضرت رضا عليه السّلام فرمود غير از آنچه در باطن قرآن است در دوازده موضع بطور وضوح اين معنى بيان شده از آن جمله آيه وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ و رهطك المخلصين‏است و در قرآن ابى بن كعب و ابن مسعود ثبت اين آيه با جمله و رهطك المخلصين بوده و اين خود منزلت بلند و فضيلتى بزرگ است كه خداوند آل محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را بخصوص و ساير مردم را بطور عموم قصد فرموده و در روايت على بن ابراهيم است كه مراد از رهط على و حمزه و جعفر و حسن و حسين و ائمه از آل محمد عليه و عليهم السلام ميباشند.

و فرمود چون اين آيه در مكه بر پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شد چهل نفر از بنى هاشم كه تماما وابسته حضرتش بودند دعوت فرمود پس از پذيرائى و طعامى كه بايشان داد فرمود از ميان شما كيست كه مرا يارى نموده و دين خدا را حمايت كند تا او را وصى و جانشين خود سازم ابو لهب بحاضرين گفت زود متفرق شويد زيرا حتما محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم شما را سحر ميكند و همگى متفرق شده رفتند مرتبه دوم پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم خويشان خود را جمع نموده و ضيافتى داد و سپس فرمود هر كس از شما اول بمن ايمان بياورد او را وصى و وزير و جانشين خود مينمايم اين مرتبه نيز بر اثر تحريك ابو لهب حضار مجلس متفرق شدند نتيجه‏اى حاصل نگرديد روز سوم باز پيغمبر اكرم بستگان و خويشان از عشيره خود را در  مجلسى جمع نموده و پس از صرف شير و پذيرائى بايشان خطاب نموده فرمود: كيست از ميان شما كه بمن ايمان آورده مرا يارى نمايد دين مرا ادا كند و وعده مرا انجام دهد و جانشين و وزير و وصى من شود؟ ناگاه على بن أبي طالب عليه السّلام كه از نظر سن كوچكتر از تمام حاضرين و فاقد ثروت و مال بود برخاست و گفت يا رسول اللّه من حاضرم بآنچه فرمودى عمل كنم پيغمبر فرمود يا على تو وصى و وزير و جانشين من ميباشى.

اقوام آنحضرت از مجلس برخاسته و بطريق استهزاء بابو طالب گفتند مبارك باد بر تو اى ابو طالب محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم پسر برادرت فرزند خودت را بر تو امير كرد.

ابن عباس گفت چون آيه فوق نازل شد پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم بكوه صفا تشريف برد و مردم را صدا كرد و آنها از اطراف و جوانب بحضورش رفتند و كسانى كه شخصا نتوانستند شرفياب شوند شخصى را از طرف خود فرستادند پيغمبر فرمود اگر من بشما بگويم كه در زير اين كوه لشگرى مهيا و آماده است كه بر شما تاخته و اموالتان را بغارت ببرند مرا تصديق كرده و راستگو ميدانيد؟ گفتند بلى فرمود پس بدانيد كه من شما را از عذاب سخت خدا ميترسانم، ابو لهب گستاخى نموده گفت: تبا لك زبانت بريده باد امروز همه ما را براى اين دعوت كرده بودى.

 

 خداوند در قبال اين جسارت ابو لهب سوره تبت را نازل فرمود.

دوشنبه 07 خرداد 1397 :: 17:44 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏5، ص: 57

سوره شعراء

 

سوره شعراء در مكه نازل شده و داراى دويست و بيست و هفت آيه و يكهزار و دويست و نود و هفت كلمه و پنج هزار و پانصد و چهل و دو حرف است.

خلاصه مطالب سوره شعرا عبارت است از توبيخ و سرزنش كفار و شرح حال نوح و ابراهيم و موسى و هود و صالح و لوط و شعيب با اقوامشان و تسلى دادن خاطر پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم.

 

 در كافى ذيل آيه قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ   40  از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف است و آصف بن برخيا يك حرف از آنها را ميدانست و چون بدان تكلم نمود در يك لحظه فاصله بين سليمان و تخت بلقيس را بهم پيچيده و تخت را بحضور سليمان آورد و زمين بحالت اوليه خود برگشت ولى ما ائمه هفتاد و دو حرف از اسم اعظم را ميدانيم و يك حرف ديگر در علم غيب خداوند است و براى خود اختصاص داده «و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم» و در اين باب روايات بسيارى است.

 

 

در كافى ذيل آيه «سَيُرِيكُمْ آياتِهِ فَتَعْرِفُونَها»   93  از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از آيات در اين آيه امير المؤمنين عليه السّلام است و نباء عظيم آنحضرت و ائمه معصومين ميباشند و اين فرمايش خود امير المؤمنين عليه السّلام است كه ميفرمود:

بخدا قسم از براى پروردگار آيتى و نباء عظيمى بزرگتر از من نيست.

 

 

  تفسير جامع، ج‏5، ص: 67

در كافى ذيل آيه وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ   99  فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ 100    از عبد الحميد وابشى روايت كرده گفت حضور حضرت باقر عليه السّلام عرض كردم همسايه‏اى دارم كه مرتكب محرمات شده و واجبات را ترك مينمايد حتى نماز روزانه را بجا نميآورد حضرت تعجب نموده و پس از ذكر سبحان اللّه فرمودند: گناهكارتر از همسايه تو ناصبى‏ها هستند كه دشمن ما آل محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم ميباشند بدان و آگاه باش نيست بنده مومنى كه حديث ما را بشنود و از براى ما رقت كند مگر آنكه فرشتگان پشت او را مسح نموده و از براى او استغفار كنند و باو خطاب ميشود هر كس بتو همراهى كرده با خود داخل بهشت كن و كمترين عده‏اى كه شخص مؤمن شفاعت مينمايد سى نفر است ولى شفاعت در حق ناصبى مقبول نيست و بهمين جهت اهل جهنم ميگويند از براى ما دوست و شفيعى وجود ندارد

 

 

دوشنبه 07 خرداد 1397 :: 17:39 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏5، ص: 57

سوره شعراء

 

سوره شعراء در مكه نازل شده و داراى دويست و بيست و هفت آيه و يكهزار و دويست و نود و هفت كلمه و پنج هزار و پانصد و چهل و دو حرف است.

خلاصه مطالب سوره شعرا عبارت است از توبيخ و سرزنش كفار و شرح حال نوح و ابراهيم و موسى و هود و صالح و لوط و شعيب با اقوامشان و تسلى دادن خاطر پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم.

 

 جامع، ج‏5، ص: 68

در كافى ذيل آيه وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ فَما لَنا مِنْ شافِعِين  99و100   َ از عبد الحميد وابشى روايت كرده گفت حضور حضرت باقر عليه السّلام عرض كردم همسايه‏اى دارم كه مرتكب محرمات شده و واجبات را ترك مينمايد حتى نماز روزانه را بجا نميآورد حضرت تعجب نموده و پس از ذكر سبحان اللّه فرمودند: گناهكارتر از همسايه تو ناصبى‏ها هستند كه دشمن ما آل محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم ميباشند بدان و آگاه باش نيست بنده مومنى كه حديث ما را بشنود و از براى ما رقت كند مگر آنكه فرشتگان پشت او را مسح نموده و از براى او استغفار كنند  


  و باو خطاب ميشود هر كس بتو همراهى كرده با خود داخل بهشت كن و كمترين عده‏اى كه شخص مؤمن شفاعت مينمايد سى نفر است ولى شفاعت در حق ناصبى مقبول نيست و بهمين جهت اهل جهنم ميگويند از براى ما دوست و شفيعى وجود ندارد.

جمعه 04 خرداد 1397 :: 18:38 ::  نويسنده : 14klid

 

وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنا 63

در كافى از زراره روايت كرده گفت تفسير آيه فوق را از حضرت باقر عليه السّلام سؤال نمودم فرمود اين آيات در حق ائمه عليهم السلام نازل شده ايشان كسانى هستند كه در روى زمين با احتياط و با سكينه و وقار راه ميروند آنان تمام شب را بسجده پروردگار و عبادت خداوند بروز ميرسانند و در مقام مناجات با تضرع و خشوع با خداى خود ميگويند پروردگارا عذاب دوزخ را از ما بگردان و دور كن چه عذاب دوزخ هلاك كننده و ملازم و هميشگى است و منزل بسيار بد و جايگاه خوفناكى است.

 

  تفسير جامع، ج‏5، ص: 52 

در امالى ذيل آيه فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ 70  از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده كه فرمود پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده دوستى من و اهلبيت من كفاره گناهان دوستان و سبب ازدياد حسنات آنان است و خداوند از دوستان ما خاندان رسالت آنچه را كه بخود ستم كرده‏اند مى‏بخشد مگر گناهانى را كه اصرار در آنها داشته و يا ظلم و ستمى كه بمؤمنين روا داشته و اعمال زور و جور نموده باشند و ميفرمايد و براى جبران سيئات دوستان ما حسنات باشد.

و مفيد در كتاب اختصاص از اصبغ بن نباته روايت كرده گفت روزى داخل منزل امير المؤمنين عليه السّلام شدم و منتظر ورود و تشريف آوردن حضرتش بودم كه ناگاه وارد منزل شدند بپا ايستاده و سلام كردم جواب سلام مرا داده و با دست مبارك بكتف من زده و اى اصبغ عرض كردم بلى فدايت شوم فرمود دوستان ما دوستان خدا هستند و چون بميرند از افق اعلى شربتى بآنها بنوشانند كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر و از برف سردتر است اصبغ گفت حضورش عرض كردم و اگر چه آن دوستان شما معصيت كار باشند؟ فرمودند بلى آيا در قرآن نخوانده‏اى كه ميفرمايد:

فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ   70  اى اصبغ اگر دوستان ما با محبتى كه بما خاندان رسالت دارند خدا را ملاقات نمايند خداوند گناهان ايشان را مى‏آمرزد.

 

وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما 74

 در حديث ديگر است كه آنحضرت فرمود آيه چنين نازل شده:

و اجعل لنا من المتقين اماما.

و فرمود ما آل محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم هستيم كه خداوند ما را براى متقين امام قرار داده.

 

 

محمد بن عباس از ابى سعيد خدرى روايت كرده كه پيغمبر اكرم فرمود از جبرئيل پرسيدم مراد از أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا كيست؟ گفت خديجه و فاطمه (عليها السلام) و قُرَّةَ أَعْيُنٍ حسن و حسين عليهما السلام و منظور از و اجعل لنا من المتقين اماما- على بن أبي طالب عليه السّلام است. و حضرت باقر عليه السّلام فرموده اين آيه فقط مختص آل محمد عليه السّلام ميباشد.

جمعه 04 خرداد 1397 :: 18:36 ::  نويسنده : 14klid

 

  تفسير جامع، ج‏5، ص: 41

و در كتاب امالى ذيل آيه وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً  54    از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده فرمود روزى امام حسين عليه السّلام با عمويم امام حسن عليه السّلام در مدينه راه ميرفتند و من همراه ايشان بودم ناگاه بجماعتى از قريش برخورد نموديم كه جابر بن عبد اللّه انصارى و انس بن مالك نيز با آنها بود همينكه چشم جابر بپدرم و عمويم افتاد بدست و پاى ايشان افتاده و پاى مبارك ايشانرا بوسه ميزد مردى از قريش كه با مروان نسبت داشت بجابر گفت شما با اين پيرى و شخصيت ممتاز و موقعيت عالى كه در محضر پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله داشته‏اى نميبايستى بپاهاى حسين بوسه بزنى جابر بآن مرد گفت اگر چنانكه من ميدانم تو نيز شرافت و فضيلت اين دو فرزند پيغمبر را ميدانستى خاك زير پاى ايشان را توتياى چشم خود مينمودى آنگاه جابر بانس گفت اى ابا حمزه پيغمبر اكرم چيزى در فضيلت اين دو بزرگوار بمن فرمود كه باور نمى‏كنم در هيچيك از افراد موجود باشد امام زين العابدين عليه السّلام فرمود من توقف كردم تا بيانات جابر را بشنوم جابر بانس گفت وقتى در خدمت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله نشسته بودم بمن فرمودند اى جابر برو فرزندان من حسن و حسين را بياور در امتثال فرمايش حضرتش رفته و ايشان را خدمتش آوردم در راه قدرى امام حسن را بغل گرفته و امام حسين را همراه ميآوردم و گاهى امام حسين را در بغل گرفته و امام حسن را زمين مى‏گذاشتم تا راه برود و پس از شرفيابى از رفتارم مطلع شدند بسيار مسرور و خوشحال گرديدند و آنها را بسيار گرامى داشته و نوازش ميفرمود و چنان ايشان را دوست ميداشت كه فوق آن متصور نبود در چنين شور و حال بمن فرمود اى جابر اين دو فرزند مرا دوست دارى عرض كردم چرا دوست نداشته باشم با اين قرب و منزلتى كه حضور مبارك دارند فرمود اى جابر گوش كن تا شرحى از فضيلت ايشان برايت بيان كنم:

وقتى كه مشيت خداوند تعلق گرفت كه مرا خلق كند مرا بصورت نطفه سفيد پاكيزه‏اى بيافريد و در پشت آدم بوديعه نهاد و پيوسته از پشتى به پشت ديگر و از رحم طاهرى برحم ديگر تا نوح و ابراهيم انتقال داد تا بعبد المطلب منتقل گرديد و هرگز پليدى شرك بآباء سابقين من نرسيد سپس نطفه مزبور بدو قسمت شد جزئى از آن به پشت عبد اللّه و

 يك جزء ديگر به پشت ابو طالب قرار گرفت از عبد اللّه من بوجود آمدم و پيغمبرى و رسالت بمن ختم شد و از ابو طالب على تولد يافته و وصايت باو ختم گرديد پس از وصلت على با دخترم زهرا آن دو نور بصورت حسن و حسين بوجود آمدند و بآن دو مولود اسباط نبوت ختم شد و ذريه مرا خداوند در ايشان قرار داد و خداوند مرا مأمور فرمود تا دنيا را از شرك و بت‏پرستى و جهالت پاك نموده خداشناسى و معرفت پروردگار را در ميان مردم رايج سازم و پس از من و على نور ديدگانم حسن و حسين و فرزندانش حامل لواى توحيد گشته و در اعتلاى دين حق جانفشانى مينمايند بدان اى جابر حسن و حسين پاكيزه و پاك كننده و سيد جوانان بهشت ميباشند سعادتمند كسى كه آنها و پدرانشان را دوست بدارد و واى بحال كسانى كه با ايشان دشمنى نموده و بغض و كينه آنها را در دل داشته باشند.

 

اين حديث را ديگران نيز نقل نموده‏اند.

جمعه 04 خرداد 1397 :: 18:34 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏5، ص: 3

سوره فرقان‏

سوره فرقان در مكه نازل شده و هفتاد و هفت آيه و هشتصد و نود و دو كلمه و سه هزار و هفتصد و سى و سه حرف دارد

خلاصه مطالب سوره فرقان عبارت است از توصيف معبودان مشركين و گفتار آنها در باره قران و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عقايد ايشان بقيامت و حالت احتضار و مرگ و بيان حال امت‏هاى گذشته و تكذيب كردن انبياء و پيغمبران سلف و تسليت خاطر پيغمبر خاتم و دلايل توحيد و خداشناسى و چگونگى حال مؤمنين و توبه‏كنندگان.

 

 

محمد بن عباس ذيل آيه وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً  20  بسند خود از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده فرمود روزى پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله امير المؤمنين و فاطمه زهرا و حسن و حسين صلوات اللّه عليهم اجمعين را پيرامون خود جمع نموده و درب خانه را بسته سپس فرمود اى اهلبيت من واى حرم خدا اينك جبرئيل در اين خانه و با شماست و از طرف پروردگار بشما سلام نموده و ميگويد خداوند فرموده من دشمنان شما را وسيله فتنه و آزمايش مينمايم شما اهلبيت من چه ميگوئيد؟ متفقا گفتند اى رسول خدا ما بمشيت پروردگار و آنچه قضا و قدر او بر آن تعلق ميگيرد راضى و صابريم تا در پيشگاه پروردگار از صابرين باشيم زيرا خداوند بصابرين وعده پاداش و اجر كلى فرموده از بيان آنها چنان پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله گريست كه صداى گريه حضرتش را از بيرون خانه شنيدند سپس اين آيه نازل شد تا أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً  20  يعنى زود است صبر كنند چنانچه خودشان فرمودند صبر مينمائيم.

 

قوله تعالى: وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً.23 

 

و در كتاب امالى از امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده فرمود پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله فرموده تعجب دارم از حال كسانى كه اگر شرح حال ابراهيم را بشنوند خوشحال و مسرور شده و چون بحث من و اهلبيت من را در حضورشان بنمايند متغير و بد حال و مشمئز گردند قسم بخدائى كه جان محمد صلى اللّه عليه و آله در دست قدرت او است اگر بنده‏اى روز قيامت با عمل و عبادت هفتاد پيغمبر حاضر شود اگر داراى ولايت من و اهلبيت من نباشد اعمال و عباداتش مقبول درگاه خداوند واقع نخواهد شد و روايات در تأييد اين معنى كه قبولى عبادات موقوف بر ولايت آل محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم است بقدرى زياد باشد كه شايد قابل شماره و احصاء نيست.

جمعه 04 خرداد 1397 :: 18:32 ::  نويسنده : 14klid

 

 

  تفسير جامع، ج‏4، ص: 512

قوله تعالى: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً  55  

 آيه وارد نشده مگر در باره خلافت و امامت حجة بن الحسن قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه پيغمبر اكرم باو بشارت داده و احاديث بسيار وارد شده در آنكه آيه شريفه در حق آنحضرت نازلشده و ظهور آنحضرت اجماعى  است و اين حديث از متواتراتست كه فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اگر از دنيا نماند مگر يكروز خداى تعالى آنروز را طولانى گرداند تا بيايد مردى از فرزندان من نام و كنيه او نام و كنيه من است زمين را پر از عدل و انصاف كند پس از آنكه پر از جور و ستم بوده و جايز نيست از براى كسى كه جمع كند ميان نام و كنيه من جز مهدى امة جابر بن عبد اللّه انصارى گفت وقتى آيه أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ نازلشد عرض كردم ايرسول خدا اولى الامر كدامند كه خداى تعالى اطاعت ايشان را باطاعت خود و اطاعت شما مقرون نموده؟ فرمود ايجابر آنها خلفاء و امامانى باشند بعد از من اول ايشان على بن أبي طالب است سپس حسن و حسين و على بن حسين و محمد بن على معروف در تورية بباقر ايجابر تو او را درك كنى وقتى آنحضرت را ملاقات نمودى سلام مرا باو برسان پس از آن جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على باشد بعد از آن هم نام و كنيه من حجة خدا و بقية اللّه محمد بن حسن بن على صلوات اللّه عليهم اجمعين باشد كسى است كه خداى تعالى بدست آن بزرگوار مشرق و مغرب زمين را فتح و گشاده گرداند پنهان شود از شيعيان خود بر امامت او ثابت و برقرار نماند كسى مگر آنكه خداوند قلب او را بايمان آزمايش كرده باشد جابر ميگويد عرض كردم ايرسول خدا شيعيان در زمان غيبت آنحضرت از وجودش استفاده ميكنند؟ فرمود آرى بآنخدائيكه مرا بنبوت فرستاده ايشان بنور او روشنى يابند و بولايتش منتفع شوند چنانچه منتفع ميشوند بآفتابى كه زير ابر پنهانست سپس فرمود ايجابر اينها از مكنون سر خدا است و مخزون علم او است پوشيده بدار آنها را مگر از اهلش جابر ميگويد مدتى گذشت و من منتظر آن وعده بودم روزى بزيارت حضرت زين العابدين عليه السلام شرفياب شدم نگاه كردم كودكى از اندرون خانه بيرون آمد صورت او را كه مشاهده كردم اندامم بلرزيد و موهاى بدنم برخاست نيك در او نظر كردم اماراتيكه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده بود در او باز يافتم گفتم ايمولا زاده من رو بمن آور و پيش بيا آنحضرت نزد من آمد بخداى كعبه شمايل رسول خدا را در او مشاهده كردم گفتم نام تو چيست؟ فرمود محمد فرزند على بن الحسين عليه السلام عرض كردم تو باقرى؟ فرمود آرى ايجابر پيغام جدم رسول  خدا را بمن برسان گفتم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا بشارت داد كه چندان بمانى تا فرزندم محمد باقر عليه السلام را دريابى چون او را ملاقات نمودى سلام مرا باو برسان رسول خدا ترا سلام رسانيد فرمود بر رسول خدا پيوسته سلام باد و بر تو ايجابر كه سلام رسول خدا را بمن رسانيدى جابر مى‏گويد پس از آن حضور آنحضرت شرفياب ميشدم و از محضرش استفاده مينمودم روزى مسئله از من سؤال نمود عرض كردم بخدا قسم داخل در نهى رسول خدا نميشوم چه خبر داد مرا كه شما ائمه هدى از بزرگ و كوچك داناترين و بردبارترين مردمان هستيد آنحضرت فرمود راست گفت جد من بخدا كه من باين مسئله عالم‏تر از تو هستم خداوند علم و حكمت را بما ائمه در حال طفوليت عطا فرموده تمام اينها از فضل و رحمتى است كه پروردگار عالم بما اهل بيت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عنايت نموده خلاصه اخبار در باره خلافت و امامت ائمه هدى بسيار است اگر بخواهيم تمام آنها را بيان كنيم كتابهاى متعددى لازم دارد ابن بابويه ذيل آيه مزبور از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده گفت روزى جندل بن جنادة بن جبر يهودى نزد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رفته و گفت ايرسول خدا خبر بده بمن از چيزى كه نيست براى خدا و از چيزى كه نيست نزد او و از آن  چيزى‏ كه خداوند به بندگانش ياد نداده پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود چيزيكه براى خدا نيست شريكست و آنچه خداوند فاقد آنست ظلم و ستم كردن بر بندگانست و آنچه خداوند بر بندگانش تعليم نفرموده سخن شما يهودانست كه ميگوئيد عزير پسر خداست و حال آنكه خداوند براى خود پسرى قرار نداد و بكسى اين معنا را تعليم نفرموده جندل عرض كرد شهادت ميدهم كه خدائى جز ذات اقدس پروردگار نيست و شما اى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسول خدائى سپس گفت ديشب موسى بن عمران را در خواب ديدم بمن فرمود اى جندل بدست محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قبول اسلام نموده و باوصياى آنحضرت تمسك بجو و شكر ميكنم كه خداوند مرا موفق نمود بشرف مليت اسلام مفتخر گشتم اكنون اى پيغمبر گرامى بمن اطلاع دهيد كه اوصياى بعد از شما كيانند كه بايشان متوسل شوم؟ فرمود اى جندل اوصياء من بعد از من بتعداد نقباء بنى اسرائيل ميباشد جندل گفت آنها دوازده تن بودند فرمود ائمه نيز دوازده نفر باشند اول آنها ابو الائمه على بن أبي طالب عليه السلام سپس حسن عليه السلام و حسين عليه السلام دو فرزند او بعد نه تن ديگر از فرزندان حسين عليه السلام است و اسامى يك بيك آنها را پيغمبر اكرم فرموده و بجندل فرمود ايشان را بشناس و بآنها متوسل شو و متوجه باش تا منافقين از امت ترا فريب ندهند جندل گفت ايرسول خدا من نيز در تورات   اسامى آنها را چنين يافته بودم اليايقطو- شبرا شبيرا لكن نمى‏دانستم و تطبيق نميكردم پيغمبر اكرم فرمود اى جندل دوازدهمين امام كه فرزند عسكرى است بنا بمشيت پروردگار غائب و از ميان مردم پنهان ميشود پرسيد اى رسول خدا نام آن امام چيست فرمود تا موقع ظهور جايز نيست نام او را تصريح نمود جندل عرض كرد تمام اين اسماء را من در تورات ديده‏ام و حضرت موسى مژده نبوت و رسالت شما و امامت اوصياء بعد از شما را داده است پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آيه را تلاوت فرمود جندل سؤال كرد خوف و ترس آنها چيست فرمود در زمان هر يك از آنها پادشاه ظالمى است كه آنها را آزار و اذيت رسانيده و بقتل ميرسانند تا آنكه امام غائب بفرمان خداوند از پس پرده غيبت ظهور نموده و پس از آنكه دنيا پر از ظلم و جور شد بعدل و داد جهانرا آباد سازد اى جندل خوشا بحال كسانيكه در زمان غيبت صبر كنند و سعادتمند آنهائى كه بر محبت دوستى اهلبيت من استوار و باقى باشند آنها كسانى هستند كه خداوند در قرآن كريم ميفرمايد يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ و فرمود اى جندل آنها حزب خدا هستند و خرب خدا غالب است جندل تا زمان امامت حضرت امام حسين عليه السلام حياة داشت و در طائف ميزيست نعيم بن قيس ميگويد من وقتى بطائف رسيدم كه جندل مريض و بيمار بود بعيادتش رفتم شير خواست تا بياشامد همينكه شير حاضر شد نوشيد گفت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمن خبر داده بودند آخرين نعمتى كه از دنيا بهره‏مند ميشوم شير است ساعتى نگذشت كه وفات نمود و او را در محلى كه معروف است دفن نمودند.

جمعه 04 خرداد 1397 :: 18:30 ::  نويسنده : 14klid

 تفسير جامع، ج‏4، ص: 502

آيه  37

طبرسى ذيل آيه رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مصداق حقيقى آيه هستند و ايشان كسانى ميباشند

كه سود و منفعت تجارتشان بيشتر و بزرگتر است سپس خداوند در آيه بعد براى كسانيكه با آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منازعه مينمايند مثل ميزند كه اعمال آنها مانند سراب است كه در بيابان شخصى تشنه آب نما را نگاه ميكند آبست و بدان طرف ميرود همينكه بمحل مورد نظر ميرسد آبى نمى‏يابد

 

 

تفسير جامع، ج‏4، ص: 505

ايه 40 

قوله تعالى: أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ در كافى از عباس بن هلال روايت كرده گفت معناى آيه را از حضرت رضا عليه السلام سؤال نمودم و گفتم «او كظلمات» يعنى چه؟ فرمود مراد اولى و دومى است «يَغْشاهُ مَوْجٌ» اشاره بسومى است و غرض از جمله «بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ» اشاره بفتنه بنى اميه است «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً» يعنى اگر كسى از فرزندان فاطمه عليه السلام امامى نداشته باشد                       

 روز قيامت فاقد نور و روشنائى است و از صالح بن سهل روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السلام شنيدم ميفرمود مراد از كَظُلُماتٍ أبو بكر و عمر است فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ اشاره بعثمان مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ طلحه و زبير و ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ معاويه و فتنه‏هاى بنى اميه را ميرساند وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً يعنى كسيكه از فرزندان حضرت فاطمه عليه السلام امام نداشته باشد در قيامت نوريكه بروشنائى آن حركت كند و بسوى بهشت برود فاقد است چنانچه خداوند ميفرمايد يَسْعى‏ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يعنى روز قيامت نور روى مؤمنين چنان روشنائى ميدهد كه پيش روى آنها و طرف راست ايشان روشن ميشود و آنها را رهبرى و سير ميدهد تا وارد منازل و جايگاه‏هاى خود در بهشت بشوند

 

 

 

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران