صلح پایدار
پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 19:26 ::  نويسنده : 14klid

 

 

تفسير جامع، ج‏4، ص: 141

در كافى ذيل آيه يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ 71   از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده فرمود وقتى كه اين آيه نازل شد مسلمانان بپيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كردند كه آيا شما امام تمام مردم هستيد؟ فرمودند من پيغمبر تمام مردم ميباشم بزودى بعد از من از اهلبيت من امام‏هائى براى مردم خواهند آمد كه پيشوائى و رهبرى مسلمين را بر عهده خواهند داشت ولى مردم بآنها ستم نموده و ايشان را تكذيب نموده و گمراهان فريب خورده و كفار مقام ايشانرا غصب ميكنند اى مردم بدانيد و آگاه باشيد هر كس ائمه دين را كه از نسل من و خاندان من هستند دوست داشته و تصديق نمايند و از ايشان پيروى كنند از من و با من باشند و هر كه                       

 بآنها ستم نموده و تكذيب امامت ايشان كند از اهل دين من نبوده و من از او بيزارم و اين حديث را در بصائر الدرجات نيز نقل نموده است.

در كتاب محاسن از يعقوب بن شعيب روايت كرده گفت سؤال كردم از حضرت صادق عليه السلام معنى آيه يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ را فرمود روز قيامت مردم هر عصر و زمانى را از اين امة با امام و رهبران هر عصر در محكمه عدل الهى دعوت ميكنند حضورش عرض كردم آيا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با مردم زمان خود و امير المؤمنين عليه السلام با معاصرين خود و حسنين با مردمان زمان عصر خود و هر امامى با مردم آن عصر بمحشر حاضر ميشوند فرمود بلى.

در كافى از فضيل بن يسار روايت كرده گفت سؤال نمودم از حضرت صادق عليه السلام معنى آيه مزبور را فرمود ايفضيل بشناس امام زمان خود را چون شناختى او را تقديم و تأخير ظهور ضرر و زيان بتو نرساند همانا هر آنكه امام زمان خود را شناخت و پيش از ظهور حضرت قائم حجة عليه السلام وفات نمود مانند كسى استكه در ركاب آنحضرت جهاد كند و مثل شخصى استكه با پيغمبر بجهاد رفته باشد.

عياشى از ابى بصير روايت كرده گفت فرمود حضرت صادق عليه السلام روز قيامت مردم هر عصرى را با امام آنعصر كه در زمان او وفات كرده احضار كنند هر كه امام خود را در دنيا شناخته و باو اعتقاد داشته نامه عملش را بدست راست او بدهند و كوچكترين ستمى بر او وارد نخواهد شد و هر آنكه امام زمان خود را نشناخته نامه عملش را بدست چپ او بدهند و جزء اصحاب شمال باشد كه خداوند در باره آنها ميفرمايد وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ.

و از ابن عباس روايت كرده كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود روز قيامت پروردگار ائمه هدى امير المؤمنين و حضرت امام حسن و امام حسين عليهم السلام و فرزندان امام حسين را احضار نموده بايشان ميفرمايد شما و شيعيانتان از پل صراط عبور كرده داخل بهشت شويد بدون حساب سپس ائمه و پيشوايان اهل فسق را احضار نمايد و بآنها بفرمايد دست پيروان خود را گرفته و بدون حساب وارد دوزخ شويد شيخ مفيد در  كتاب اختصاص از اصبغ بن نباته روايت كرده گفت روزى امير المؤمنين بما امر فرمود كه بحوالى كوفه برويم براى حاجتى هنگاميكه از شهر خارج شديم عمرو بن حريث و هفت نفر ديگر از رفقايش سوسمارى را مشاهده كردند عمرو آن سوسمار را گرفت دستش را باز نمود برفقايش گفت اين امير المؤمنين است بيائيد با او بيعت كنيد آن هفت نفر از روى تمسخر با آن سوسمار بيعت كردند پس از آنكه بكوفه مراجعت نموديم وارد مسجد شديم امير المؤمنين عليه السلام مشغول تلاوت خطبه روز جمعه بود نظرش بعمرو بن حريث و اصحابش افتاد فرمود ايمردم بدانيد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حين وفاتش هزار سر كه كليد درهاى هزار باب علم و دانش است بمن آموخت كه از هر درى از آن هزار در ديگر از دانش باز ميشود و من ميشنوم كه خداوند در قرآن ميفرمايد روز قيامت هر طايفه از مردم را با امام آنها احضار نموده و ميخوانيم براى حساب بخدا سوگند روز قيامت پروردگار هشت نفر از شما را احضار نمايد در حالتى كه امامشان سوسمارى باشد و اگر بخواهم نام آن هشت نفر را اسم برى ميكنم اصبغ بن نباته ميگويد وقتى آنحضرت اين فرمايشات را فرمود عمرو بن حريث و اصحابش از شدت ترس رنگ از صورتشان پريد و مانند مار گزيده بهم مى‏پيچيدند.

 و از حضرت رضا عليه السلام روايت كرده فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده فرداى قيامت هر قومى را بچند چيز باز خوانند بامام زمانشان كه باو اقتدا كرده‏اند و بسنت پيغمبرشان و بكتابيكه بر آنها فرستاده شده يهوديان را بتورية و نصارى را بانجيل و مسلمين را بقرآن و از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود چون قيامت بر پا شود خلايق را در محكمه عدل الهى احضار نموده منادى از طرف پروردگار ندا كند كجا است فلان فرزند فلان امام عادل و شيعيان معاصر او آن امام و پيروانش حاضر شوند بالاى سر امام پرچمى است كه در آن نوشته شده‏

لا اله الا اللّه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسول اللّه الامام العادل ولى اللّه‏

و بر شيعيان نورى از عظمت پررودگار سايه افكنده آن امام و شيعيانش ايمن هستند از خشم و غضب پروردگار آنگاه منادى ديگر فرياد زند كجا ميباشد فلان فرزند فلان امام و پيشواى گمراهان و اهل ظلمه و پيروان او آن شخص و پيروانش رو بمحشر آورند ابر سياهى بر سر آنها سايه افكند و بر بالاى سر امامشان پرچمى است كه بر آن نوشته شده لا اله الا اللّه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسول اللّه‏

فلان فرزند فلان امام ظلمه و پيروانش او نوميدند از رحمت خدا و امر شود آنها را بدوزخ ببرند و اين آيه وعيد است و دعوت بحساب ميكند چه دعوت بر دو قسم است يا دعوت بثواب است مانند آيه وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ و يا دعوت بحساب است نظير همين آيه كه ميفرمايد يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ و از مفضل بن عمر روايت كرده كه فرمود حضرت صادق عليه السلام اى مفضل روز قيامت منادى ندا كند اى كسانيكه در دنيا اقتدا بمعصومين كرديد بشتابيد بسوى حساب سپس فرمود آنحضرت بخدا سوگند شما را كه بما نسبت ميدهند در عرصه محشر بر ما سخت‏تر ميگذرد از حساب كشيدن شما چه شرمندگى و خجالتى باشد از براى ما كه ناپاكى را بپاكى نسبت دهند و آلوده‏اى را بپاكيزه‏اى بخوانند و عاصى را پيرو معصومى بدانند بخدا سوگند حياء ما ائمه از عصاة و گناهكاران شيعيان در قيامت سخت‏تر باشد از حياء ايشان از گناه خودشان فرداى قيامت آنها را با نامه سياه و حالى تباه سر بزير افكنده از شرم گناه بنزديك ميزان اعمال آورند چون پيغمبر ايشان را مشاهده كند ميفرمايد بآنها بد امتى بوديد مرا و چون على مرتضى آنها را به بيند بفرمايد شما شيعيان بدى بوديد و نيز فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده هر كه مرا بخواهد مشاهده كند روز قيامت نزديك ميزان اعمال بيايد مى‏بيند صورت من از خجالت و شرمندگى آنچه امتان من پس از من مرتكب شده‏اند سرخ شده و گرفتگى پيدا كرده واعجبا پيغمبر و ائمه معصومين از اعمال و كردار تو اى مسلمان شرم دارند چگونه خودت از كردار زشت خويش شرم ندارى باشد تا فردا تو را بمرقف حساب باز دارند وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ اگر ببينى گناهكاران را كه چگونه سر در پيش افكنده و روى آن ندارند كه سر بردارند و چشم آن ندارند كه ديده باز كنند بطرف راست بنگرند پيغمبران را مشاهده كنند بچپ نظر افكنند ائمه معصومين عليه السلام را ببينند از پيش فرشتگان را بينند قاضى رشوه نگيرد گواهان تدليس نكنند ترازوى اعمال بغلط نسنجد محاسبى است كه سهو نكند خطابى كه در آن لغو نباشد اى بيچاره در چنين حالى فرياد رس و معين و ياورى ندارى جز اميد برحمت خداوند و شفاعت معصومانيكه امروز كلمات و فرمايشات آنها را تكذيب و رد ميكنى و خدشه در سند و احاديث آن بزرگواران مينمائى و محدثين و پيروان ايشان را استهزاء و سخريه ميكنى.

در كافى از محمد بن سنان روايت كرده گفت روزى مردى حضور حضرت رضا عليه السلام شرفياب شد عرض كرد ايفرزند رسولخدا من شما و پدرانت را دوست ميدارم آيا دوستى شما فرداى قيامت ما را سودى دارد؟ فرمود روز قيامت بعضى از شيعيان ما را به بدترين حال براى حساب حاضر كنند پروردگار امر بفرمايد آنها را بدوزخ به برند آنها گويند پروردگارا براى ما وسيله هست بنزد شما خطاب رسد آنوسيله چيست؟ گويند دوستى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل محمد عليهم السلام است.

حق تعالى بفرمايد نيكو وسيله‏اى است آنها را به بهشت ببريد آن مرد چون اين سخن را از آنحضرت بشنيد از هوش رفت و در حال بيهوشى ميگفت «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» چون ساعتى بدين حال بود جان داد و تسليم شد.

 

 

 قوله تعالى: وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلا  85  در كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود روح مخلوقى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل هميشه با پيغمبر و ائمه ميباشد و از ملكوت است.

 

 

 

 

پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 19:24 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏4، ص: 78

سوره اسرى‏

سوره اسرى كه بنى اسرائيل هم ناميده شده در مكه نازل گرديده و يكصد و يازده آيه و هزار و پانصد و سى كلمه و ششهزار و چهار صد و شصت حرف است‏

خلاصه مطالب سوره اسرى عبارت است از بيان معراج رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و شرح حالات بنى اسرائيل از جهت ترقى و تنزل و انحطاط و پند و اندرز بمسلمانان و پيروى نكردن آنها از يهود در ارتكاب معاصى و كردار زشتى كه سبب سخط و غضب الهى ميگردد و بيان آنكه هر چه در آسمانها و زمين است همه بذكر و تسبيح پروردگار اشتغال دارند.

 

 

  تفسير جامع، ج‏4، ص: 105

در كافى از حضرت صادق عليه السلام ذيل آيه وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْن  4  ِ روايت كرده فرمود مراد از دو مرتبه فساد كردن يكى بقتل رسانيدن امير المؤمنين عليه السلام است و ديگرى طعنه و نيزه زدن بامام حسن عليه السلام ميباشد و منظور از وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً 4  خبر حادثه شهادت امام حسين عليه السلام است.

و عياشى بسند خود از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود اول كسى كه زمان رجعت بدنيا برميگردد حضرت امام حسين عليه السلام است كه مدت چهل هزار سال در دنيا سلطنت خواهد كرد بطورى كه از زيادى عمر ابروهاى مباركش بچشمهاى حضرتش ميرسد و اين حديث را بسندهاى مختلف محدثين ديگر هم روايت نموده‏اند در كافى ذيل آيه ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً   اسرى 6   از سلمان فارسى روايت كرده كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود پروردگار هيچ پيغمبرى را مبعوث نكرده جز آنكه براى او دوازده نفر وصى و جانشين قرار داده سپس فرمود ايسلمان ميشناسى اوصياء مرا كه خداوند برگزيده آنها را براى امة بعد از من؟ عرض كردم خدا و رسول او داناتر است فرمود ايسلمان بدانكه خداوند مرا از خلص نور خود آفريده پس از آن مرا خواند اطاعت و پيروى نمودم و از نور من على و فاطمه عليهما السلام را خلق نمود سپس از نور من و على و فاطمه عليه السلام حسن و حسين را عليهما السلام بيافريد و نام گذاشت ما را باسماء پنجگانه خود يكى از اسماء پروردگار

 

 محمود است و من محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ديگر اعلى و نام على مشتق از اوست سوم فاطر و فاطمه از او گرفته شده و دو اسم ديگر پروردگار قديم الاحسان و محسن ميباشد نام حسن و حسين عليه السلام از آنها مشتق شده پس از آن از نور ما و حسين عليه السلام نه نفر از فرزندان حسين را بيافريد پيش از آنكه آسمان و زمين و فرشته بيافريند ما به تسبيح و تقديس پروردگار مشغول بوديم سلمان ميگويد حضورش عرض كردم پدر و مادرم بفدايت اى رسول خدا چيست مزد و پاداش كسيكه بشناسد اوصياء و ائمه را؟ فرمود ايسلمان هر آنكه بشناسد و اقتدا كند بآنها و دوست بدارد ايشان را و از دشمنانشان بيزارى بجويد بخدا قسم از ماست وارد شود در مكانيكه ما وارد ميشويم و ساكن شود جائيكه ما سكونت مينمائيم مجددا عرض كردم آيا ايمان باينها بدون معرفت و شناسائى كفايت ميكند؟ فرمود كافى نيست حضورش عرض كردم اى رسول خدا من آنها را تا حضرت حسين شناختم اسامى ديگران را نميدانم فرمود پس از حسين فرزندش زين العابدين است و يك بيك آنها را اسم برد تا حضرت حجة عليه السلام سپس فرمود ايسلمان شما و امثال شما از كسانيكه معرفت و محبت در حق ائمه دارند درك كنند زمان ظهور حضرت قائم عليه السلام را سلمان گفت من شكر و سپاس پروردگار را بجا آوردم براى خاطر اين فيض عظمى عرض كردم ايرسول خدا آيا من تا آن زمان حيات دارم آن حضرت تلاوت فرمود آيه فوق را عرض كردم حضورش ايرسول خدا شما هم بدنيا برميگرديد فرمود بآنخدائيكه مرا برسالت فرستاده من و على و فرزندانش و هر آنكه با ماست ايسلمان و شيطان و تابعين او را حاضر كنند و هر مؤمن محض و كافر محض بدنيا برگردد و خداوند بدست مؤمنين انتقام از كافرين و ستمكاران بكشد سلمان گفت عرض كردم ايرسول خدا من باكى ندارم مرگ را ملاقات كنم.

پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 19:18 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏4، ص: 60

قوله تعالى: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ يَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْي 90

عياشى ذيل اين آيه از سعد روايت كرده گفت حضرت باقر عليه السلام بمن فرمود اى سعد مراد از عدل در اين آيه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و منظور از احسان على عليه السلام و غرض از إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏ ما ائمه هستيم كه خداوند بندگان خود را مكلف بدوستى ما فرموده و آنها را از فحشاء و منكر و بغى نهى كرده و مقصود اجتناب از ظلم و ستم در حق ما اهل بيت ميباشد كه ما را رها نموده و بدشمنان رو كنند و فرمود مراد از فحشاء و منكر و بغى اولى و دومى و سومى است.                       

 و از اسمعيل جريرى روايت كرده گفت حضور حضرت صادق عليه السلام عرض كردم معنى آيه إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏ را برايم بيان فرمائيد فرمود اى اسمعيل بطريق ذيل قرائت كن آيه را

و ايتاء ذى القربى حقه‏

و فرمود مراد بعدل شهادة به‏

لا اله الا اللّه‏

است و احسان شهادت و گواهى دادن به اين كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسول خدا و على ولى اوست و مقصود از فحشاء و منكر و بغى دوست داشتن فلان و فلان و فلان است و در روايت ديگر فرمود عدل گواهى دادن به اين كه جز پروردگار يكتا خدائى نيست و به اين كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيغمبر و فرستاده اوست و احسان ولاية امير المؤمنين و اطاعت و فرمان بردارى از آن حضرت و فرزندان گراميش ميباشد و مقصود از إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏ دادن خمس است بفرزندان امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام چنانچه در آيه خمس سوره انفال فرمود فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ و فحشاء و منكر و بغى ستم نمودن بآل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و كشتن و منع كردن حق ايشان و دوستى دشمنان آنها است.

 

 

پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 19:18 ::  نويسنده : 14klid

  تفسير جامع، ج‏4، ص: 47

عياشى ذيل آيه وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ 68  از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمودند مراد از نحل در اين آيه ائمه بوده و غرض از جبال عرب و شجر دوستان اهل بيت ميباشد و منظور از مِمَّا يَعْرِشُونَ فرزند آن بندگانى هستند 

 كه هنوز آزاد نشده‏اند و نيز فرمودند بخدا قسم ثمرات مختلف فنون و علومى است كه ائمه بشيعيان خود تعليم ميدهند كه در آن شفاء دردهاى اجتماع است و محقق است كه بزرگترين شفاء در علم قرآن و حقايق آنست چنانكه ميفرمايد وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ.اسراء  82

 

تفسير جامع، ج‏4، ص: 56

 قوله تعالى: يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها وَ أَكْثَرُهُمُ الْكافِرُون  83

و نيز از اصبغ بن نباته روايت كرده گفت امير المؤمنين عليه السلام فرمود واى بحال كسانيكه تغيير داده‏اند سنة پيغمبر را و از دين او خارج شدند نميترسند آنها از آنكه عذابى بر ايشان وارد شود سپس تلاوت كرد آيه فوق را و فرمود بخدا قسم ما ائمه اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نعمتهاى خدا ميباشيم كه به بندگان عنايت فرموده و بواسطه ما خلايق رستگار خواهند شد

عياشى از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت كرده فرمود براى هر عصرى امامى است از ما ائمه و مبعوث ميشوند هر امتى با امام خود تا آن امام شاهد و گواه ايشان باشد در آنچه عمل نموده و بجا آورده‏اند.

 

على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود مقصود از شهداء  عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ 89  ائمه اهل بيت باشند رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گواه بر ائمه است و آن بزرگواران گواهان خلايق هستند

 

در كافى ذيل آيه وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمِين  89 َ از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود ما ائمه فرزندان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داناترين مردم هستيم بكتاب خدا و بر حوادث گذشته و اخبار آينده و چگونگى آسمانها و زمين و بهشت و دوزخ و هر چه در آنها است بطورى وقوف داريم مانند آنكه بكف دست خود نگاه بنمائيم و اين آيه را تلاوت نمودند.

 

 

 وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى‏ هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ و نيز از حسين بن سعد روايت كرده گفت جمعى از اصحاب حضرت صادق عليه السلام گفتند در خدمت آن حضرت مكه مشرف شديم چون آنحضرت بحجر اسماعيل رسيد بما رو نموده پرسيدند كه در اينجا از منافقين و جاسوس كسى نيست آنگاه سه مرتبه فرمودند قسم بخداى كعبه اگر من ميان موسى و خضر بودم بآنها ميگفتم كه من از هر دو نفر شما داناترم و بآنها از علومى كه بى‏خبر بودند و نميدانستند خبر ميدادم زيرا خداوند آنها را بعلوم گذشته آشنا ساخته و از علوم آينده بهره‏مند نفرموده بوده و حال آنكه ما ائمه تمام علوم گذشته و آينده را تا روز قيامت از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بارث برده‏ايم‏

پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 19:15 ::  نويسنده : 14klid

 تفسير جامع، ج‏4، ص: 35

در كافى ذيل جمله «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» 43   از محمد بن مسلم روايت كرده گفت حضور حضرت باقر عليه السلام عرض كردم مردم گمان كرده‏اند اهل ذكر يهود و نصارى ميباشند، فرمود اگر آنها باشند شما را بسوى دين خود دعوت ميكنند و هرگز نشايد پروردگار امر كند شما را بسؤال كردن از اشخاصيكه مردم را از دين 

 اسلام خارج كرده و بسوى دين يهود و نصارى برمى‏گردانند سپس اشاره كرد آنحضرت با دست بسينه مبارك و فرمود ما ائمه اهل ذكر هستيم و مردم بايد از ما سؤال كنند

 ابن بابويه از ريان بن صلت روايت كرده گفت حضرت رضا عليه السلام در مجلس مأمون هنگاميكه علماء عراق و خراسان در آن مجلس اجتماع كرده بودند فرمود ما ائمه معصومين اهل ذكر هستيم كه خداوند امر فرموده در قرآن از اهل ذكر پرستش كنند و تحقيق نمايند، علماء عرض كردند حضورش مقصود پروردگار از اهل ذكر دانشمندان يهود و نصارى ميباشد، فرمود آنحضرت پناه ميبرم بخدا از اين سخنان اگر مراد آنها باشند ما را بسوى دين و مذهب خود ميخوانند و دعوت ميكنند و ميگويند دين ما افضل و نيكوتر از دين اسلام است مأمون عرض كرد حضورش يا ابو الحسن پس مقصود از ذكر چيست و اهل آن كيست؟ فرمود ذكر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل آن ما ائمه باشيم خداوند اين موضوع را در سوره طلاق آيه 10 بطور روشن بيان ميفرمايد فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ   10-11 طلاق   لاى خردمندانيكه ايمان آورده‏ايد از خدا بترسيد كه براى هدايت شما پيغمبرى را فرستاد تا آيات روشن و بينات خدا را بر شما تلاوت كند و تا آنانكه بخدا ايمان  آورده و نيكوكار شدند از ظلمت نادانى بسوى معرفت و ايمان باز آورد پس ذكر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسول خدا است و اهل ذكر ما ائمه از آل آنحضرت ميباشيم و مردم بايد از ما سؤال كنند و نيز از آنحضرت روايت كرده فرمود مراد از اهل ذكر بنا بفرمايش پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنحضرت و ائمه معصومين عليه السلام ميباشد.

و در روايت ديگرى فرموده اهل ذكر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ما ائمه از آل آنحضرت ميباشيم كه مردم از ما سؤال مينمايند.

و نيز از وشاء روايت كرده گفت از حضرت رضا عليه السلام معناى آيه را پرسيدم فرمود اهل ذكر ما هستيم و مردم از ما سؤال ميكنند حضورش عرض كردم پس شما مسئول و ما سائل هستيم؟ فرمودند بلى مجددا گفتم آيا بر ما واجب است كه از شما سؤال كنيم؟ فرمودند آرى عرض كردم آيا بر شما هم جواب سؤال ما واجب است يا خير؟ فرمودند خير ما مختار هستيم اگر مقتضى و صلاح بوده و بخواهيم جواب ميدهيم و گر نه پاسخ نخواهيم داد.

 

 

پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 19:14 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏4، ص: 12

سوره نحل‏

آغاز سوره نحل سوره نحل در مكه نازل شده يكصد و بيست و هشت آيه و دو هزار و هشتصد و چهل كلمه و هفت هزار و هفتصد و هفت حرف است‏

خلاصه مطالب سوره نحل عبارت است از بيان عذاب مشركين و ادله توحيد و ذكر نعمتهائيكه پروردگار ببندگان عطا فرموده و توبيخ مشركين و بت پرستان و مزيت بعضى از مردم بر بعض ديگر از حيث عمر و رزق و امر بعدل و احسان و وفاى بعهد و نهى از فحشاء و منكر و بغى و انذار كفار و مشركين و قبول نشدن عذر آنها و پاداش فرمانبرداران و كيفر معصيت كاران و آنچه بر يهوديان در اثر ظلم و تعدى حرام شده و مدح حضرت ابراهيم و اوصاف ستوده آنحضرت و امر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به پيروى نمودن از حنيفيه و طريقه حضرت ابراهيم و صبر نمودن بر اذيت و آزار خلايق‏

 

 

قوله تعالى: وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ 16

در كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود مراد از نجم در اين آيه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و منظور از علامات ما ائمه ميباشيم و اين حديث را ابن بابويه و عياشى نيز روايت كرده‏اند.

و طبرسى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود رسول خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده خداوند ستارگان را براى اهل آسمان‏ها مأمن قرار داده و براى مردم روى زمين اهل بيت من امان هستند و نيز فرمود مراد از نجم در ظاهر ستاره جدى ميباشد كه بمحاذات قبله است و مردم شبها از روى ستاره جدى راه را تشخيص داده و طى طريق ميكنند ولى در باطن منظور از نجم من و اهل بيت منست.

 

وَ قِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا  30

عياشى ذيل آيه فوق از خطاب بن مسلمه روايت كرده گفت حضرت باقر عليه السلام فرمود خداوند هيچ پيغمبرى را مبعوث نفرموده مگر آنكه امر فرموده باو بولايت ما و بيزارى جستن از دشمنان ما ائمه.

 

 

پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 19:11 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏3، ص: 450

سورة الحجر

اين سوره در مكه نازل شده نود و نه آيه و ششصد و پنجاه چهار كلمه و دو هزار هفتصد و شصت حرف است.

خلاصه مطالب اين سوره عبارتست از آغاز آفرينش بشر، و اسرار وجود آنها و قصص و ارشاد و انذار خلايق و صنع و حكمت پروردگار و تسليت خاطر مبارك پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم.

 

 

  تفسير جامع، ج‏3، ص: 477

قوله تعالى: إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ  75-76  در كافى ذيل آيه إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ از اسباط بن سالم روايت كرده گفت حضور حضرت صادق عليه السّلام بودم مردى وارد شده و معناى اين آيه را سؤال  كرد فرمود مراد از متوسمين ما ائمه هستيم و راه ما راه ثابت و برقرارى است. و اين حديث را در كتاب بصائر الدرجات صفار و نيز شيخ مفيد در كتاب اختصاص روايت نموده‏اند بزيادتى كه فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود از فراست شخص مؤمن بپرهيزيد كه بنور خدا مى‏بيند.

كلمه توسم بمعناى فراست و هوشمندى است و اهل فراست ائمه معصومين ميباشند

 

  تفسير جامع، ج‏3، ص: 475

 شيخ در تهذيب از محمد بن مسلم در آيه وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ  87  روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السّلام معناى سبع المثانى را پرسيدم؟ فرمودند مراد سوره حمد است با بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ كه جمعا هفت آيه ميباشد و بسم اللّه در اول سوره‏ها جزء سوره است و يك آيه محسوب ميشود.

عياشى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از مثانى ما ائمه هستيم كه خداوند به پيغمبر عطا فرمود و مادر روى زمين وجه اللّه ميباشيم هر كس ما را بشناسد بهشت را در پيش دارد و آنكه منكر ما باشد مقرش جهنم است.

عياشى از حسان عامرى روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام معنى آيه وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ را سؤال كردم فرمود تنزيل آيه اينطور است و لقد آتيناك السبع من المثانى و مراد از مثانى ما ائمه هستيم و مقصود از قرآن عظيم فرزندان پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميباشد.

و از سماعه روايت كرده گفت فرمود حضرت رضا عليه السّلام خداوند بهيچ پيغمبرى سبع مثانى عطا نفرموده جز به پيغمبر ما محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مراد از آن ائمه ميباشد كه افلاك بطفيل وجود مقدسات آنها دور ميزند.

يعنى در هلاكت قوم لوط براى هوشمندان و اهل فراست عبرتها است.

در بصائر الدرجات از عبد الرحمن بن كثير روايت كرده گفت حضور حضرت  صادق عليه السّلام براى اداى فريضه حج مشرف بودم روزى آنحضرت بالاى كوه تشريف بردند نظرى بآنمردم نمود فرمود چه بسيارند ضجه و ناله كنندگان و چقدر اندك است حاج و حج كنندگان داود رقى حضورش عرض كرد ايفرزند رسول خدا آيا خداوند دعاى تمام اين خلايق را كه مشاهده ميكنيم باجابت ميرساند و آنان را مى‏آمرزد؟ فرمود واى بر تو اى ابا سلمان خداوند نمى‏آمرزد كسانيكه باو شرك آورده‏اند و براى ذات مقدسش شريك و همتا قائل هستند و هر آنكه منكر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام باشد مانند كسى است كه بت مى‏پرستد، عرض كردم حضورش آيا اين مردم را مى‏شناسيد و دوستان را از دشمنان تميز ميدهيد؟ فرمود واى بر تو هيچ بنده‏اى متولد نميشود مگر آنكه هنگام تولدش ميان ديدگان او نوشته شده مؤمن يا كافر و آيه را تلاوت نمود و فرمود ما ائمه مى‏شناسيم دوستان خود را از دشمنان.

و از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود بابى بكر حضرمى، نيست مخلوقى مگر آنكه ميان جبين او نوشته شده مؤمن يا كافر لكن آن از نظر شما و مردم پنهان است و آن مكتوب از ائمه و آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پوشيده نمى‏باشد و كسى وارد بر ما نميشود جز آنكه ميشناسيم او را كه مؤمن است يا كافر سپس تلاوت فرمودند آيه مزبور را و اينحديث را شيخ مفيد در كتاب اختصاص نيز نقل نموده است.

 

  تفسير جامع، ج‏3، ص: 477

 قوله تعالى: الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ 91-92   أَجْمَعِينَ آنهائيكه قرآن را جزء بجزء نموده جزئى را قبول و جزئى ديگر را تكذيب ورد نموده‏اند سوگند به پروردگارت كه از همه آنها مؤاخذه مينمائيم.

 

عياشى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود روز قيامت از چند چيز پرسش كنند يكى از عمر شخص كه در چه فانى كرده ديگر از جوانى كه در چه بسر برده سوم از مال كه چگونه جمع نموده و در كجا صرف كرده چهارم از ولايت ما اهل بيت پيغمبر كه در قرآن نازل شده و آن را رد كردند و كافر بآيات ولايت شدند.

پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 19:03 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏3، ص: 417

سوره ابراهيم‏

 

سوره ابراهيم عليه السّلام اين سوره در مكه نازل شده پنجاه و دو آيه و هشتصد و سى و يك كلمه و سه هزار و چهارصد چهار حرف است‏

خلاصه مطالب اين سوره بيان داستان پيغمبران گذشته و امتهاى ايشان و عاقبة كسانيكه تكذيب كرده‏اند آنها را و دعاى حضرت ابراهيم است.

 

 قوله تعالى: مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ  18  در اين آيه تشبيه كرده اعمال كافرين را بخاكسترى كه باد تند بر آن بوزد و بكلى از بين برود و غرض آنستكه آن عمل كه ايشان ميكنند باطل شود و ثوابى براى آن نباشد و اين آيه رد گفتار جبرى مسلكانست زيرا خداوند نسبت داده اعمال را بخلايق و اگر آنها مخلوق و آفريده او بودند صحيح نبود نسبت دادن آن اعمال را بمردم.

فرمود حضرت صادق عليه السّلام هر كه اقرار بولايت امير المؤمنين نكند اعمال و عباداتش باطل شود مانند خاكسترى كه در معرض تند باد واقع گردد.

در كافى ذيل آيه فوق از محمد بن مسلم روايت كرده گفت حضرت باقر عليه السّلام فرمود هر كسى دينى اختيار نمايد ولى بدون تحقيق و پيروى از امامى پيش خود اعمالى را عبادت پنداشته و از روى نادانى و جهالت كارهائى بكند عمل او قبول نشده و چنين شخصى گمراه است و مثل او مثل گوسفندى است كه چوپان خود را گم كرده باشد و شب فرا رسد  حيران گردد كه چه بكند و بكجا برود ناگاه گرگى برسد و او را بخورد بخدا قسم هر كس از اين امت شب را بروز برساند و امامى كه از طرف خدا باشد نشناسد و پيروى نكند و بميرد مانند كفار مرده است و تو اى محمد بن مسلم بدان كه ائمه جور و پيروان آنها از دين خدا خارجند خود گمراه و باعث گمراهى مردم ميشوند و اعمال آنها مانند خاكسترى است كه بر باد داده ميشود.

 

در كافى از عمرو بن حريث روايت كرده گفت سؤال كردم از حضرت صادق عليه السّلام معنى آيه‏ كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّما   24  را فرمود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اصل و ريشه درخت است و امير المؤمنين عليه السّلام فرع و تنه آن و ائمه از فرزندان آن حضرت شاخها و علم و دانش ائمه ميوه درخت و شيعيان برگ آن باشند عرض كردم حضورش آيا برگهاى آندرخت كم و زياد ميشود؟ فرمود سوگند بخدا هرگاه مؤمنى متولد شود از آندرخت برگ تازه‏اى سبز شود و برويد و زمانى كه مؤمن از دنيا برود آن برگ ساقط شود و بيفتد.

 و از سلام بن مستنير روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام معناى كلمه طيبه و شجره طيبه را پرسيدم؟ فرمود مراد از شجره و درخت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه نسب ايشان در بنى هاشم ثابت است و منظور از فرع شجره على عليه السّلام است و فاطمه عليها السّلام شاخه و ائمه عليهم السّلام ميوه آن شجره ميباشند و شيعيان برگهاى درخت هستند هرگاه يكى از شيعيان بميرد برگى از درخت مزبور مى‏افتد و چون مؤمنى متولد شود برگى برويد عرض كردم پس معناى تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها 25   چيست؟ فرمودند شيعيان همواره در مسائل حرام و حلال حج و عمره و غيره از ائمه استفتاء نموده و جواب اخذ مينمايند و از ميوهاى علم و دانش ايشان هميشه بهره‏مند ميشوند و هم در اين آيه خداوند دشمنان آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به شجره خبيثه مثل زده است.

 

قوله تعالى: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً 28  در كافى از اصبغ بن نباته روايت كرده گفت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود چگونه است حال كسانى كه سنت و طريقه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را تغيير داده و از وصيت آنحضرت تجاوز كردند؟ آيا نمى‏ترسند كه عذاب خدا بر آنها وارد شود آنگاه آيه را تلاوت نموده و فرمودند آن نعمتى كه به بندگان عطا فرموده ما هستيم كه بواسطه ما كسانى كه بايد رستگار شوند در روز قيامت رستگار شده و روى نجات خواهند ديد.

و بسند ديگر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود اين آيه در باره دو طايفه نازل شده يكى بنى اميه و ديگرى بنى مغيره كه فاجرترين طايفه از قريشند عثمان بن عيسى گفت از حضرت صادق عليه السّلام معناى آيه را سؤال كردم فرمود اين آيه در باره بنى اميه و بنى مغيره نازل شده است بنى مغيره را خداوند در جنگ بدر نابود نموده و نسل آنها قطع شده ولى بنى اميه را خداوند تا روز قيامت مهلت داده سپس فرمود بخدا قسم نعمت‏هائى كه خداوند بمردم عطا فرموده ما هستيم كه بواسطه ما رستگار خواهند شد كسانى كه بايد رستگار شوند.

 

رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي 37

در كافى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود بخدا قسم ما ائمه ذريه و بقيه عترت حضرت ابراهيم ميباشيم.

 

  تفسير جامع، ج‏3، ص: 447

عياشى در آيه وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ (وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ) وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ 46  از جميل بن دراج روايت كرده گفت شنيدم كه حضرت صادق عليه السّلام ميفرمايد مكر بنى عباس بوسيله قائم ما حضرت حجة عليه السّلام از بين ميرود هر چند كه مكر آنها دلهاى مردم را از جا كنده باشد. و شيخ در كتاب مجالس بسند خود از ابى بصير روايت كرده گفت حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود اى مردم از خدا بپرهيزيد و ائمه خود را اطاعت نموده آنچه كه ميگويند

 بگوئيد و مواردى را كه ائمه شما سكوت مينمايند شما هم ساكت شويد زيرا شما در زمان سلطنت كسى هستيد كه خداوند در باره آنها ميفرمايد وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ و از اين عبارت بنى عباس را اراده فرموده و در تعقيب بيانات خود فرمودند پس شما پرهيزكار باشيد و امانات را بصاحبانش مسترد نمائيد و حج خانه كعبه را ادامه دهيد زيرا زيارت خانه كعبه مكروهات دنيا را از شما دفع مينمايد و هول‏هاى روز قيامت را از شما دور خواهد كرد.

 

 

 

پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 18:55 ::  نويسنده : 14klid

 

تفسير جامع، ج‏3، ص: 402

عياشى ذيل آيه وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّه 21   ُ از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده فرمود رحم و پيوند ما آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعرش الهى متصل است و پيوسته ميگويد خدايا رحمت كن بكسيكه بمن صله كرد و جدا و قطع كن هر كه صله ما را قطع مينمايد و اين آيه در حق آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده و همان عهدى استكه در عالم از براى ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه معصومين از مردم گرفته شده ولى منافقين و دشمنان ما نقض عهد نمودند.

 

تفسير جامع، ج‏3، ص: 404

در كافى ذيل آيه سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ 24  از اصبغ بن نباته روايت كرده گفت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: صبر بر دو قسم است يكى صبر در مصائب و مكاره است كه بسيار مستحسن و نيكو ميباشد دومى كه از آن بهتر و برتر است صبر بر شهوات و محرمات خداوند است و ذكر نيز بر دو نوع است: يكى در هنگام مصيبت و پيش آمد- هاى سخت ياد خدا نمايند و از آن بهتر و نيكوتر در وقت ارتكاب معاصى و محرمات بياد خدا افتاده و با تذكر بفرمان حق از ارتكاب آن خوددارى و صرف نظر كنند، آيه مزبور                       

 در شأن ائمه معصومين نازلشده.

 

 تفسير جامع، ج‏3، ص: 416

و در كافى ذيل آيه قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً 43  از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود در اين آيه خداوند بما نظر داشته ولى بعد از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على امير المؤمنين عليه السّلام اول و افضل و اعلم و بهتر از ماست.

و نيز از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود اين آيه در حق على امير المؤمنين نازل شده بعد از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حضرتش عالم امت ميباشد و پس از امير المؤمنين ائمه معصومين صاحب علم كتاب هستند.

و نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از كسيكه علم كتاب نزد اوست امير المؤمنين عليه السّلام ميباشد و از آنحضرت پرسيدند آيا كسى كه واجد علمى از  

 كتاب است داناتر ميباشد يا آنكه داراى علم كتاب است؟ فرمود دانش آنكه علمى از كتاب دارد در مقابل كسيكه علم كتاب دارد چون قطره‏اى در برابر دريا است دانش او مانند پر و بال مگسى است كه از درياى علم گرفته باشد.

 

امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بدانيد و آگاه باشيد علمى كه خداوند بر آدم و تمام پيغمبران تا پيغمبر خاتم از آسمان نازل فرمود در نزد من و عترت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميباشد

پنج‌شنبه 03 خرداد 1397 :: 18:54 ::  نويسنده : 14klid

تفسير جامع، ج‏3، ص: 380

سوره رعد

سوره رعد در مكه نازل شده و چهل و سه آيه هشتصد و پنجاه پنج كلمه و سه هزار و پانصد و شش حرف است‏

خلاصه مطالب و مضامين اين سوره بيان ادله توحيد از روى علوم طبيعيه و علم اخلاق و وعده ثواب پاداش اعمال و وعيد از عقاب و كيفر ترك واجبات و اثبات رسالت مى‏باشد.

                 

    تفسير جامع، ج‏3، ص: 386

 

ابن بابويه در آيه إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ 7  از مسعده روايت كرده گفت حضور حضرت صادق عليه السّلام بودم پيرمردى عصا زنان خدمتش رسيده سلام كرد و گفت اى فرزند رسول خدا اجازه فرمائيد دست شما را ببوسم پس از بوسيدن دست آن حضرت بنا كرد بگريه كردن حضرت باو فرمودند اى شيخ چرا گريه ميكنى؟ گفت فدايت شوم عمرم بپايان رسيده و يكصد سال است بانتظار زيارت امام قائم از آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر ماه و سالى كه ميگذرد ميگويم در اين ماه و يا در اين سال ظهور ميكند ديگر استخوانهايم سست و اجلم نزديك شده و موفق بزيارت آن حضرت نشده‏ام و ميبينم شما  در معرض قتل و هلاك هستيد و دشمنانتان در كمال خوشى و بى‏حيائى جولان ميزنند چگونه گريه نكنم؟! حضرت صادق عليه السّلام از بيانات پيرمرد سخت متأثر شده و چشمان مباركش پر از اشك شد فرمود خداوند ترا بسلامت دارد كه در مرتبت و منزلتى رفيع هستى و اگر بميرى روز قيامت با ما آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه ثقل آنحضرت هستيم محشور خواهى شد پيرمرد گفت با اين فرمايشى كه از شما شنيدم ديگر غمى ندارم آنگاه حضرت صادق عليه السّلام فرمود اى مرد قائم فرزند حسن عسكرى است و حسن فرزند على و على فرزند محمد و محمد فرزند على بن موسى الرضا و او فرزند اين پسرم موسى است و دست مباركش را بر سر موسى بن جعفر گذارد و فرمود ما دوازده امام معصوم ميباشيم پيرمرد پرسيد آيا بعضى از شما بر بعض ديگر برترى دارند؟ فرمود خير تمام ما در فضيلت با يكديگر مساوى ميباشيم اى مرد بدان اگر از دنيا باقى نباشد مگر يك روز خداوند آن روز را طولانى ميفرمايد تا آنكه قائم ما اهلبيت را ظاهر گرداند و آگاه باش كه شيعيان ما در فتنه و حيرت ميافتند از غيبت آن حضرت و خداوند ايمان مخلصين و دوستداران او را ثابت ميگرداند.

 و از طريق عامه و خاصه روايات زيادى در دست است كه ميرساند اين آيه در شان و منزلت امير المؤمنين عليه السّلام است و مراد از هادى و هدايت كننده آن حضرت و ساير ائمه معصومين ميباشند.

 

در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از منذر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و هادى امير المؤمنين و ائمه طاهرين يكى بعد از ديگرى هستند و در هر زمان هادى امامى است كه حافظ دين ميباشد و اين آيه رد بر كسانى است كه وجود امام را در هر زمانى منكرند و البته هيچوقت زمين خالى از حجت نيست چنانچه فرمود امير المؤمنين عليه السّلام هرگز زمين از حجت قائم خالى نباشد يا بامر خدا او ظاهر است و مردم او را مى‏بيند و يا آنكه غايب است چه آنكه بدون امام حجت پروردگار بر خلق باطل و راه هدايت  مسدود ميشود.

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران