|
صلح پایدار
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 :: 23:19 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 186 سوره يونس سوره يونس در مكه نازل شده يكصد و نه آيه و يكهزار و هشتصد و سى و دو كلمه و هفت هزار و پانصد و سى و دو حرف ميباشد.
خلاصه مطالب و مضامين اين سوره عبارت است از استدلال بر وجود صانع از روى تردد شب و روز و آثار قدرت الهى كه در جهان موجود است و معرفة پروردگار و ادله بر توحيد از روى معرفت نفس و نظر در ازمنه گذشتگان و دلائل بعث و حشر و احوال مبعوثين و اثبات نبوة و توبيخ جاهلين و قصه نوح و داستان موسى و فرعون.
تفسير جامع، ج3، ص: 187 أَ كاَنَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلىَ رَجُلٍ مِّنهُْمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبهِِّمْ قَالَ الْكَفِرُونَ إِنَّ هَاذَا لَسَحِرٌ مُّبِينٌ(2) آيا مردم در شگفتند از اينكه به مردى از خودشان وحى كرديم كه مردم را بترسان و مؤمنان را بشارت ده كه در نزد پروردگارشان پايگاهى رفيع دارند؟ كافران گفتند كه اين مرد آشكارا جادوگرى است. (2)
عياشى ذيل جمله وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از ايمان در آيه ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه معصومين است و منظور از قدم صدق رسول اكرم و شفاعت او و اهل بيت باشد و اينحديث را طبرسى نيز روايت كرده
تفسير جامع، ج3، ص: 198 وَ يَقُولُونَ لَوْ لَا أُنزِلَ عَلَيْهِ ءَايَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانتَظِرُواْ إِنىِّ مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ(20) و مىگويند: چرا از جانب پروردگارش معجزهاى بر او نازل نمىشود؟ بگو: علم غيب از آن خداست. انتظار بكشيد. من نيز با شما منتظر مىمانم. (20) ابن بابويه از يحيى بن ابى قاسم روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السّلام معناى غيب را سؤال كردم فرمود غيب وجود مقدس امام عصر عليه السّلام است و شاهد بر آن قول خداوند است كه ميفرمايد إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا. و نيز از ابى نصر روايت كرده گفت فرمود حضرت رضا چقدر نيكو است صبر و بردبارى آيا نميشنويد قول خداوند را كه ميفرمايد فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ. و از محمد بن فضل روايت كرده گفت سؤال كردم از حضرت رضا فرج چيست؟
حضرت آيه فوق را قرائت كرد و فرمود فرج ظهور امام زمان عليه السّلام است. یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: 15:16 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 179 شناخت امام زمانه قوله تعالى: وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ 122 طبرسى از صحابه روايت كرده كه وقتى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از مدينه براى جهاد بيرون تشريف ميبردند مسلمانان بغير از منافقين در ركاب آنحضرت بيرون ميرفتند و چون خداوند آياتى چند در توبيخ و سرزنش منافقين نازل فرمود از آنوقت مسلمين عهد كردند در هيچ غزوه و سريهاى تخلف نكنند و هر زمان دستور جهاد صادر ميشد فورا تمام آنها كوچ ميكردند و گاهى از اوقات پيغمبر تنها در مدينه باقى ميماند آيه فوق نازل شد كه نبايد تمام شما بيرون رويد و رسول خدا را تنها بگذاريد. عياشى از احمد بن محمد روايت كرده گفت نامهاى حضور حضرت رضا عليه السّلام ارسال داشتم پاسخ آن مرقوم داشته بودند شيعيان ما كسانى هستند كه از ما پيروى نموده و هرگز مخالفت اوامر ما نكنند و هرگاه بنابر مصلحتى چيزى را كتمان كنيم تسليم شده و بما اعتماد نمايند و ايمان آورند سپس آيه مزبور را مرقوم داشته و اضافه فرمودند خداوند بشما امر فرموده و واجب كرده كه از ما ائمه سؤال كنيد و بسوى ما بيائيد ولى ما موظف نيستيم جواب سؤالات شما را بدهيم و خداوند هم بر ما واجب نفرموده. در كافى از حماد بن عبد الاعلى روايت كرده گفت سؤال كردم از حضرت صادق عليه السّلام حديثيكه عامه از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل ميكنند كه فرموده هر كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد و براى او امامى نباشد مانند مردمان زمان جاهليت مرده صحيح است؟ فرمود سوگند بخدا راست است عرض كردم حضورش اگر امام وفات كند و مردى در خراسان باشد و نداند جانشين و وصى او كيست آيا آن مرد معذور است؟ فرمود هرگاه امام وفات كند حجة وصى او تمام است بر اهل بلد امام و سزاوار است بر كسانيكه اهل بلد امام نيستند جمعى را بفرستند تا بدانند و بشناسند امام بعدى را عرض كردم اگر طائفه حركت كردند و پيش از آنكه بشهر امام برسند وفات نمودند حال اينگونه اشخاص چطور است؟ فرمود آنها مصداق آيه وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ (ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ) فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ نسا 100 ميباشد عرض كردم جمعى وارد مدينه شدند ديدند در خانه شما بسته شده و شما آنها را بسوى خود دعوت نميفرمائيد كسى هم نيست دلالت و راهنمائى كند آنها را بطرف شما ائمه چگونه ايشان امام خود را بشناسند؟ فرمود خداوند بوسيله قرآن ائمه را بمردم شناسانيد سپس بيان فرمود آياتى را كه در باره امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده و تذكر داد فرمايش پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در باره آنحضرت و امام حسن و امام حسين عليه السّلام عرض كردم مردم در باره پدرت حضرت باقر عليه السّلام سخنانى ميگويند كه با وجود فرزندان و اقربائيكه عمر آنها زيادتر بود چگونه امامت بآن بزرگوار منتقل شد؟ فرمود امام بسه صفت شناخته ميشود يكى آنكه امام سابق تصريح بامامت بعدى ميكند و او را وصى و جانشين خود قرار ميدهد ديگر آنكه مختصات پيغمبر نزد اوست سوم از هر چه بخواهند خبر ميدهد و تمام آنها در من موجود است عرض كردم مختصات پيغمبر را كه نميتوانيد از ترس پادشاه وقت بيرون آوريد فرمود پنهان نكردم آنها را مگر آنكه شواهد ظاهرى بر آن قائم است پدرم هنگام رحلت فرمود بمن چهار نفر شاهد از طايفه قريش حاضر كن من آنها را حاضر كردم كه يكى از آنها نافع مولى عبد اللّه بن عمر بود فرمود بنويس آنچه را يعقوب پيغمبر بفرزندانش وصيت نمود من نوشتم
محمد بن على وصى خود قرار ميدهد فرزندش جعفر بن محمد عليه السّلام را و امر ميكند كه او را كفن كند به برد يمانى كه در آن نماز جمعه بجا ميآورد و عمامه بر او ببندد و قبرش را مقدار چهار انگشت از زمين بلند كند و وصيت نامه را در حضور گواهان مهر نمود و بمن داد پس از آنكه شهود مراجعت كردند عرض كردم پدر جان براى چه منظور شاهد گرفتيد فرمود كراهت داشتم كه مغلوب شوى بحسب ظاهر و مردم بگويند كه من وصيت نكردهام خواستم شهود حجتى باشند براى آنهائيكه از بلاد دور بمدينه ميآيند و سؤال ميكنند وصى محمد بن على كيست حضورش عرض كردم اگر گواهان مشرك بشوند و كتمان كنند چه بايد كرد؟ فرمود نميتوانند اين امر را پنهان بدارند. و از يعقوب بن شعيب روايت كرده گفت سؤال كردم از حضرت صادق عليه السّلام معنى آيه مذكور را فرمود هنگاميكه فوت امام بمردم برسد واجب است بر آنها از هر طايفه چند نفر را براى تحقيق در جانشين او بفرستند و پس از كسب خبر چگونگى را بسايرين برسانند و لازم نيست تمام مردم در صدد اين امر از شهر و ديار خود بيرون بروند.
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: 15:14 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 168
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (105) عياشى در آيه وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ ... از صادقين عليه السّلام روايت كرده كه محمد بن مسلم گفت از آن جنابان سؤال كردم آيا اعمال مسلمين برسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرضه ميشود يا خير؟ فرمود؟ در اين امر شكى نيست و آيه را تلاوت نموده و فرمود در روى زمين خداوند گواهانى مقرر داشته. و در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود هر روز صبح اعمال بندگان را اعم از نيكوكاران و بدكاران بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرضه ميدارند اى مسلمانان دقت و مراقبت كنيد تا اعمال نيكو انجام دهيد. و نيز آنحضرت فرمود مراد از مؤمنون ائمه هستند و در روايت ديگر فرمود امير المؤمنين و فرزندان آنحضرت ميباشند. و نيز از حسين بن مياح روايت كرده گفت شخصى اين آيه را نزد حضرت صادق عليه السّلام قرائت كرد فرمود مأمونون تلاوت كن نه مؤمنون و مراد از مأمونون ما ائمه ميباشيم و باز از آنحضرت روايت كرده كه فرمود هرگاه فرد مؤمنى كه بميرد موقع دفن و گذاردن قبر عملش بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و يك يك ائمه معصومين تا برسد حضور حضرت حجة روحى فداه عرضه ميشود
تفسير جامع، ج3، ص: 173 وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّه 113 در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود آيه در شأن ائمه طاهرين نازل شده و شاهد بر اين مدعا آنست كه خداوند در اين آيه آنها را بصفتى مدح توصيف مينمايد كه آن صفات در غير ائمه معصومين يافت نميشود. و نيز فرمود آمرون بمعروف كسانى هستند كه تمام انواع معروف را از كوچك و بزرگ و دقيق و جليل ميدانند و ناهون از منكر نيز آنهائى باشند كه كليه امور منكر را بشناسند و حافظين حدود خداوند بايد تمام احكام و حدود خدا را بدانند و در ميان تمام مردم فقط ائمه طاهرين هستند كه عالم بر اين امور ميباشند.
تفسير جامع، ج3، ص: 173 در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه عباد بصرى حضرت امام زين- العابدين عليه السّلام را در راه مكه ملاقات كرده و حضورش عرض نمود كه شما جهاد را بعلت دشوارى آن ترك نموده و براى سهولت بحج مشرف شديد و آيه إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ 111 را قرائت كرد حضرت فرمود اين آيه در شأن ما ائمه وارد شده زهرى گفت پس مراد از التائبون چيست؟ فرمود اگر ميديديم كه مردم بر اين صفت بودند جهاد با آنها از حج افضل بود يعنى وقتى كه ما ياورى نداشتيم و مردم از ما دورى مى جويند با چه اشخاصى بجهاد برويم.
تفسير جامع، ج3، ص: 178 در كافى از بريد بن معاويه عجلى روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام تفسير آيه كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ 119 را پرسيدم؟ فرمود خداوند از كلمه صادقين ما ائمه را قصد نموده و روايات بسيارى از طرق عامه و خاصه در دست است كه مراد از صادقين امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه معصومين عليه السّلام ميباشد. عياشى از ابى حمزه ثمالى روايت كرده گفت فرمود بمن حضرت باقر عليه السّلام اى ابا حمزه كسانى پرستش ميكنند خدا را كه او را شناخته باشند و آنهائيكه پروردگار را نشناختهاند غير خدا را پرستش كنند در اثر نادانى و گمراهى عرض كردم حضورش چگونه بايد خدا را شناخت؟ فرمود معرفت او عبارت از تصديق كردن رسولش ميباشد در آنچه از طرف خدا آورده براى مردم در باره ولايت على عليه السّلام و اولادش و ديگر اقتدا كردن و پيروى نمودن از آنحضرت و فرزندانش و بيزارى جستن از دشمنان آنها باشد مجددا عرض كردم چه امرى را بايد انجام دهم تا ايمانم كامل گردد؟ فرمود دوستى كن با دوستان خدا و بيزارى بجو از دشمنان او و بوده باش با راستگويان چنانچه خداوند در قرآن بآن امر نموده و ميفرمايد كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ گفتم حضورش دوستان و دشمنان خدا را برايم معرفى بفرمائيد فرمود دوستان خدا پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على و حسن و حسين و فاطمه و ما فرزندان آنحضرت ميباشيم هر كه ما را دوست بدارد خدا را دوست داشته و دشمنان خدا فلان و فلان و فلان و هر آنكه از ايشان پيروى كنند ميباشد و همانها كسانى هستند كه حق ما را غصب نموده و بما ستم كردند.
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: 15:13 :: نويسنده : 14klid وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنصَارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضىَِ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ وَ أَعَدَّ لهَُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى تحَْتَهَا الْأَنْهَرُ خَلِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَالِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(100) تفسير جامع، ج3، ص: 158 شيخ در كتاب مجالس در آيه «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ» از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده فرمود چون حضرت امام حسن عليه السّلام ناگزير شد با معاويه صلح كند معاويه بالاى منبر رفت و آنحضرت را مجبور نمود كه بر پله پائين تر بايستد آنگاه معاويه شروع بايراد سخن نموده گفت اى مردم اين حسن بن على فرزند دختر پيغمبر است كه مرا براى خلافت بر خود ترجيح داده و مرا اهل اين مقام دانسته و باصريح قرآن و بفرموده رسول خدا مگر آنكه ما اهل بيت مظلوم و ستمديده هستيم از همان زمان رحلت و وفات پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تاكنون خداوندا تو ميان ما و كسانى كه بما ستم نمودهاند حكم بفرما و حق ما را از كسانى كه بما تعدى نموده و حقى را كه در قرآن براى ما مقرر شده غصب كرده و مردم را نسبت بما ناسپاس و جرى ساخته و مادر ما فاطمه عليها سلام را از ارث پدرش محروم ساختند كيفر فرما بخدا قسم اگر مردم فرمان پروردگار و اوامر رسولش را شنيده و پيروى مينمودند همانا آسمانها بركات خود را بر آنان نازل و زمين منابع و خير و ثروت خود را ظاهر مينمود و حتى دو نفر از افراد اين امت با يكديگر تنازع و اختلاف پيدا نميكردند و تو اى معاويه جرأت آن نداشتى كه طمع بامر خلافت كنى لكن با كمال تأسف پيشينيان تو خلافت را از مركز خود تفسير جامع، ج3، ص: 160
در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود هر كس گمان كند كه امام عليه السّلام محتاج است باموال او كافر شده بلكه مردم احتياج دارند كه امام صدقات آنها را بپذيرد و آيه را تلاوت نمودند و فرمود مراد از يأخذ الصدقات آنستكه خداوند قبول ميفرمايد صدقات را از صاحبانشان و بايشان ثواب و پاداش عطا ميكند. یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: 15:12 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 150
يحَْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُواْ وَ لَقَدْ قَالُواْ كلَِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَ هَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَ مَا نَقَمُواْ إِلَّا أَنْ أَغْنَئهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيرًْا لهَُّمْ وَ إِن يَتَوَلَّوْاْ يُعَذِّبهُْمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ مَا لهَُمْ فىِ الْأَرْضِ مِن وَلىٍِّ وَ لَا نَصِيرٍ(74) به خدا سوگند مىخورند كه نگفتهاند، ولى كلمه كفر را بر زبان راندهاند. و پس از آنكه اسلام آورده بودند كافر شدهاند. و قصد كارى كردند، اما بدان نايل نشدند. عيبجوييشان از آن روست كه خدا و پيامبرش از غنايم بىنيازشان كردند. پس اگر توبه كنند خيرشان در آن است، و اگر رويگردان شوند خدا به عذاب دردناكى در دنيا و آخرت معذبشان خواهد كرد و آنها را در روى زمين نه دوستدارى خواهد بود و نه مددكارى. (74) طبرسى ذيل آيه يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ از ابن عباس روايت كرده گفت سبب نزول اين آيه آن بود منافقين هر وقت در جنگ تبوك از حضور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دور ميشدند طعنه ميزدند بدين اسلام و سب ميكردند آن حضرت را حذيفه باطلاع پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسانيد آن بزرگوار آنها را طلب كرد آمدند حضورش قسم بدروغ ياد كردند كه ما چنين كلماتى نگفتيم آيه نازل شد. و نيز بسند ديگر روايت كرده كه آيه در باره آنهائى نازل شده كه در خانه كعبه حاضر شده و قسم خوردند كه نگذارند خلافت به بنى هاشم برسد و در منزل عقبه موقع مراجعت از جنگ تبوك براى قتل پيغمبر اكرم كمين كردند لكن بآمال و آرزوى خود نرسيدند و زكريا بن محمد از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود روز غدير خم وقتى كه پيغمبر على را بر سر دست گرفت تا همه مردم او را به بينند عده از منافقين منجمله ابو بكر و عمر و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابى وقاص و أبي عبيدة و سالم مولى ابى حذيفه و مغيرة بن شعبه برابر آنحضرت بودند عمر بآنها گفت بچشمهاى پيغمبر توجه كنيد چگونه حالت غير عادى دارد الان خواهد گفت كه از طرف پروردگار مأمورم در همين هنگام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خطاب بمردم فرمود آيا من اولى بر نفس شما نيستم گفتند چرا فرمود هر كس كه من مولاى او هستم اين على نيز مولاى اوست از اين ببعد او را امير المؤمنين خطاب كنيد جبرئيل بر پيغمبر اكرم نازل نجواى عمر و سخنانى را كه بدوستان خود گفته بود بآنحضرت خبر داد پيغمبر عمر و يارانش را احضار فرموده و گفتارشان را يادآور شد بدروغ قسم خوردند كه ما چنان سخنانى نگفتيم و در نتيجه اين مذاكرات آيه فوق نازل گرديد و در آيه بعد خداوند احوال مردم بخيل را بيان فرموده و آنان را منافق و دروغگو ناميده است. ميل خود و رضايت براى بيعت با من آمده است حضرت امام حسن عليه السّلام بيان معاويه را قطع و خطبه ايراد نموده و پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود اى مردم بدانيد كه ما اهل بيت پيغمبر هستيم خداوند ما را باسلام گرامى داشته و ما را از ميان مردم برگزيده و آيه تطهير را در باره ما نازل فرموده آگاه باشيد كه خداوند ما خانواده را در خير و خوبى قرار داده و جدم پيغمبر اكرم را برسالت مبعوث فرمود و قرآن كريم را بر او نازل كرد و پدرم امير المؤمنين اول كسى بود كه بحضرتش گرويده و امر پروردگار و رسولش را اجابت كرده و ايمان آورد و خداوند در باره او فرموده أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: 15:08 :: نويسنده : 14klid يحَْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُواْ وَ لَقَدْ قَالُواْ كلَِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَ هَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَ مَا نَقَمُواْ إِلَّا أَنْ أَغْنَئهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيرًْا لهَُّمْ وَ إِن يَتَوَلَّوْاْ يُعَذِّبهُْمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ مَا لهَُمْ فىِ الْأَرْضِ مِن وَلىٍِّ وَ لَا نَصِيرٍ(74) یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: 14:39 :: نويسنده : 14klid قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَينِْ وَ نحَْنُ نَترََبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكمُُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَترََبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّترََبِّصُونَ(52) .
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: 14:11 :: نويسنده : 14klid
يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ءَابَاءَكُمْ وَ إِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلىَ الْايمَنِ وَ مَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(23) 23 اى اهل ايمان! اگر پدران و برادرانتان كفر را بر ايمان برگزيدند، آنها را دوست خود قرار ندهيد و كسانى از شما كه آنها را دوست خود برگزينند، خود ستمگرند. عياشى بسند خود از جابر انصارى روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام تفسير آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ را پرسيدم؟ فرمود مراد از كفر در اين آيه دوستى اولى و دومى است و منظور از ايمان ولايت امير المؤمنين عليه السّلام ميباشد و هر كس از ولايت على عليه السّلام رو برگرداند از جمله ستمكاران عالم است و اين حديث را ابن شهرآشوب نيز روايت نموده است.
إِنَّ عِدَّةَ الشهُّورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شهَْرًا فىِ كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ مِنهَْا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلَا تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَ قَتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كاَفَّةً كَمَا يُقَتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ(36) شمار ماهها در نزد خدا، در كتاب خدا از آن روز كه آسمانها و زمين را بيافريده، دوازده است. چهار ماه، ماههاى حرامند. اين است شيوه درست. در آن ماهها بر خويشتن ستم مكنيد. و هم چنان كه مشركان همگى به جنگ شما برخاستند، همگى به جنگ ايشان برخيزيد. و بدانيد كه خدا با پرهيزگاران است. (36) نعمانى در كتاب غيبت ذيل آيه إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً از ابو حمزه ثمالى روايت كرد گفت روزى حضور حضرت باقر عليه السّلام شرفياب شدم جمعى در خدمت حضرت بودند پس از آنكه جماعت متفرق شدند بمن توجه فرموده و اظهار داشتند اى ابا حمزه يكى از محتومات خداوند كه هرگز تغير و تبديل نمىپذيرد قيام قائم ما حضرت حجت عليه السّلام است و هر كس شك كند در آنچه ميگويم خدا را ملاقات ميكند در حالى كه كافر است، بعد فرمود اسم او اسم من است و كنيهاش كنيه من و هفتمين امام بعد از من است پس از آنكه عالم پر از جور و ستم شده باشد ظهور نموده و پر از عدل و داد مينمايد اى ابا حمزه هر كه حضرتش را درك نموده ولى تسليم او نشود بهشت بر او حرام بوده و جهنم جايگاه و منزل آخرت اوست و فرمود كاملترين و واضح ترين بيان قرآن حكيم است كه ميفرمايد إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ و تا آخر آيه را تلاوت نمود و فرمود مراد از شناختن ماههاى سال در دين قيم محرم و صفر و رجب نيست زيرا اين اسامى را يهود و نصارى نيز مىشناسند بلكه منظور ائمه دوازدهگانه ميباشد كه قوام دين بوجود ايشان مرتبط است محرم يعنى امير المؤمنين عليه السّلام كه اسمش على و از نام بزرگ خدا يعنى اعلى مشتق شده همانطور كه اسم مبارك پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از محمود كه يكى ديگر از اسماء اللّه است اشتقاق يافته و سه ماه حرام بقيه از چهار ماه حرام هم سه نفر ديگر از فرزندان امير المؤمنين عليه السّلام است كه نام آنها نيز على است يكى على بن الحسين زين العابدين دوم على بن موسى الرضا و سوم امام على النقى عليهم السلام است كه اسامى ايشان از اسم خداوند متعال مشتق است و اين ائمه معصومين ماههاى حرام دوازده برج امامت را تشكيل ميدهند. و نيز بسند ديگرى از داود بن كثير روايت كرده گفت وقتى در مدينه خدمت حضرت صادق عليه السّلام شرفياب شدم فرمود چرا كمتر بزيارت ما ميآئى حضورش عرضه داشتم براى انجام كارى بكوفه رفته بودم فرمود در كوفه چه كسانى را ملاقات نمودى عرض كردم عموى حضرتت زيد را ديدم كه بر اسب راهوارى سوار بود و قرآنى در دست گرفته و با صداى بلند ميگفت ايمردم از من مسائل خود را به پرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد زيرا در اين سينه علوم بسيارى نهفته است تمام احكام قرآنى ناسخ و منسوخ را من ميدانم و من آيت الهى در نزد شما هستم، فرمود اى داود مگر احكام دين را فراموش كردهاى؟ و در اين بين صدا زد اى سماعة بن مهران مقدارى رطب براى ما بياور سماعة زنبيلى از رطب و خرماى تازه حضورش آورده حضرت چند عدد ميل فرموده و هستههاى آنها را از دهان مبارك بيرون آورده و در زمين كاشت فورا هستهها سبز شده نمو كرده خرم و بارور گرديده و ثمر داد حضرت بدست خويش بدرختى زده خرماى نارسى بر زمين افتاد آنرا بر داشته و شكافت و رشته سفيدى از ميان آن بيرون كشيده بدست من داد فرمود بخوان!! چون بر آن رشته سفيد نظر كردم ديدم بر آن بقلم قدرت حق تعالى دو سطر نوشته شده سطر اول. «لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم» و در سطر دوم آيه إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ نوشته شده تا مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ و بعد از آن نوشته شده بود ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ امير المؤمنين على بن أبي طالب الحسن بن على الحسين بن على على بن حسين محمد بن على جعفر بن محمد موسى بن جعفر على بن موسى محمد بن على على بن محمد حسن بن على الخلف الحجة. سپس فرمود اى داود ميدانى اين اسماء چه وقت نوشته شده است عرض كردم شما بهتر ميدانيد فرمودند دو هزار سال قبل از خلقت آدم و اين دو حديث را شيخ مفيد در كتاب غيبه نقل نموده است شيخ مفيد بسند خود از جابر جعفى روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام تاويل آيه إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ را سؤال كردم تنفس عميقى نموده و فرمود اى جابر مراد از سال وجود شريف جدم رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و ماههاى دوازدهگانه ائمه دوازدهگانه بوده و چهار ماه حرام هم امامانى هستند كه بنام على ناميده شدهاند پس اقرار بائمه اثنا عشر دين قيم است و بنفس خود در باره ائمه ستم نكنيد يعنى بتمام دوازده امام معصوم خود معتقد بوده و از آنها پيروى كنيد تا هدايت شده و بسعادت دو جهان نائل گرديد. و از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود پدرم بجابر انصارى گفت ايجابر بتو حاجتى دارم نزد ما بيا در وقت خلوت جابر حضور پدرم شرفياب شد فرمود باو آيا مشاهده كردهاى لوحى كه نزد مادرم حضرت فاطمه عليه السّلام بود؟ عرض كرد بلى وارد شدم بخانه مادرت تا او را تهنيت و مبارك باد گويم بولادت حضرت امام حسين عليه السّلام ديدم حضور آنحضرت لوحى از زمرد سبز نوشته در آن بمركبى كه نورش از آفتاب روشنتر و از مشك خوشبوتر عرض كرم ايسيده زنان اين لوح چيست و در آن چه نوشته شده؟ فرمود خداوند آن را بر پدرم نازل فرموده سپس بمن مرحمت كرد تا نظر كنم عرضه داشتم حضورش اجازه ميفرمائيد رو نوشتى از آن بردارم فرمودند مانعى نيست من آن را استنساخ كرده و بحضرتش تسليم داشتم و جابر آن نسخه را بپدرم داد فرمود ايجابر نظر كن تا من آنرا قرائت كنم از روى همان لوحى كه نزد مادرم مشاهده نمودى و بمضمون ذيل تلاوت فرمودند بنام خداوند بخشنده مهربان اين كتاب از طرف پروردگار بزرگ دانا و توانا فرستاده شده بوسيله جبرئيل امين بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خاتم پيغمبران بدان ايرسول ما تعداد ماههاى سال نزد پروردگارت دوازده ماه ميباشد و از آنروزيكه آسمان و زمين آفريده شده چهار ماه از دوازده ماه در علم حق حرام بوده در باره آنها ستم بنفس خود روا مداريد كه اينان دين قيم خداست اى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سپاس مرا بجا آور و عطاياى من را انكار نكن و بغير من اميدوار مباش و نترس همانا آنكه بغير من اميدوار است و ميترسد او را عذاب كنم بعذابيكه احدى را ننمودهام اى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من تو را از ميان تمام پيغمبران برگزيدهام و على وصى تو را بر تمام اوصياء برترى دادهام، حسن را گنجينه علم و دانش خود قرار دادم، و حسين را بهترين فرزندان گذشته و آينده نمودهام در اعقاب حسين امامة را گذاشتهام على بن حسين زين العابدين است و باقر عليه السّلام شكافنده علم و دانش است دعوت ميكند مردم را بسوى راه راست حضرت صادق راستگوترين مردم است در گفتار و كردار فتنه و تاريكى جهان را فرا بگيرد، بعد از آن موسى كاظم فرو برنده خشم است پس از آن على بن موسى الرضا است بقتل برساند او را عفريت كافرى (مراد مأمون است) دفن كنند او را در شهر و ديارى كه بنا كرده آن را بنده نيكو كار ما جنب بدترين مخلوقات (مراد هارون الرشيد است) و محمد هادى شبيه جدش باشد، بعد از آن على است دعوت ميكند مردم را براه راست و بر طرف ميكند شبهات ستمكاران را و بعد از آن حسن اعز است كه بيرون آيد از او جانشين محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و در آخر زمان قيام كند و ظاهر شود بر سر او عمامه سفيديست كه نگاه ميدارد او را از تابش آفتاب در آنوقت منادى صدا ميزند با زبان فصيح و ميشنوند آن صدا را تمام خلايق از جن و انس و فرياد ميزند ميان آسمان و زمين ايمردم اين مهدى آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است زمين را پر از عدل و داد گرداند پس از آنكه فرا گرفته بود آن را ستم و جور.
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: 12:34 :: نويسنده : 14klid
تفسير جامع، ج3، ص: 78 تفسير سوره توبه سوره توبه در مدينه نازل شده يكصد و بيست و نه آيه و دو هزار و چهار صد و نود و هفت كلمه و ده هزار و يكصد و هشتاد و هفت حرف است. طبرسى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده فرمود در سوره توبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ نازل نشده از آن جهت كه بسم اللّه براى امان و رحمت است و برائة بجهت عذاب كفار و از ميان بردن امان نازل گرديده: و از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود انفال و برائة يكسوره است. و اينحديث را عياشى روايت كرده و فرمود آن حضرت سوره فتح در سال هشتم و برائه سال نهم نازل شده و حجة الوداع در سال دهم هجرت بوده است.
خلاصه مطالب و مضامين اينسوره عبارت است از اعلان آيات چند بكفار و منع آنها از دخول در مسجد الحرام و حكم قتل ايشان و تحريص مؤمنين بجهاد و انفاق نمودن در راه خدا و اوصاف يهود و نصارى و احبار و رهبانان آنها و حكم جزيه و بيان اشهر حرم و داستان جنگ حنين و توبيخ منافقين و بيان احوال ايشان و حكم صدقه دادن و زكوة و شرح حال مؤمنين تفسير جامع، ج3، ص: 79 أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ 3 ابن بابويه از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده فرمود روزى امير المؤمنين عليه السّلام باتفاق پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مدينه گردش مينمودند پيره مردى بآنها رسيد سلام كرد و بامير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد اى خليفه چهارم پروردگار در روى زمين ايرسول اكرم آيا چنين نيست؟ فرمود آنحضرت بلى چنان است و از نظر غايب شد امير المؤمنين عرض كرد به پيغمبر كه بود آن پيره مرديكه تصديق گفتار او را نموديد؟ فرمود برادرم خضر بود سخنان او صحيح است چه نخستين جانشين خدا در زمين آدم است چنانچه ميفرمايد إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً دوم هرون است ميفرمايد از قول موسى يا هارون اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ سوم داود است كه ميفرمايد در قرآن يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ خليفه چهارم پروردگار تو هستى خداوند اين آيه را در باره جنابت نازل كرده و ميفرمايد وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ 3 ايعلى وصى و جانشين و وزير من تو باشى
تفسير جامع، ج3، ص: 88
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (16)
از ابن ابان روايت كرده گفت شنيدم حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود ايمردم بدعت گذار از خدا بترسيد با كفار دوستى و آشنائى نكنيد و آنها را رئيس خود ننمائيد و نزد آنها نرويد تا آنكه غير از خدا و رسولش براى خود دوست و همرازى بگيريد بخدا قسم من كه امام شما هستم براى شما از تمام دوستان و رؤسائى كه برگزيدهايد بهترم و نيز از ابو صباح كنانى روايت كرده كه حضرت باقر عليه السّلام فرمود اى ابو صباح متوجه باش كه غير از ما ائمه براى خود دوست و همرازى انتخاب نكنى كه هر كس جز ما ائمه براى خود رئيس و يا دوستى بگيرد آندوست طاغوت او شود. یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: 12:31 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 90 قوله تعالى: أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ طبرسى از صحابه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده سبب نزول آيه آن بود كه عباس بن عبد المطلب و طلحة بن شيبه با يكديگر فخر و مباهات مينمودند طلحه ميگفت من كليد دار كعبه معظمه هستم عباس ميگفت مير آب حاجيان من هستم در اين اثناء امير المؤمنين عليه السّلام تشريف آورد فرمود بآنها اين منصبها سبب مزيت و شرافت نخواهد بود شرافت و بزرگى ايمان آوردن بخدا و رسول اوست و من نخستين كسى هستم كه ايمان داشته و پيش از ايمان آوردن مردم با پيغمبر نماز بجا آورده و در راه خدا جهاد كردم آيه فوق نازل شد. درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|