|
صلح پایدار
پنجشنبه 03 خرداد 1397 :: 18:53 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 306 سوره يوسف سوره يوسف در مكه نازل شده و يكصد و يازده آيه و يكهزار و هفتصد و هفتاد و شش كلمه و هفت هزار و يكصد و شصت و شش حرف است در ثواب قرائت آن. خلاصه مطالب اين سوره عبارت است از خواب ديدن حضرت يوسف و اذيت و آزار كشيدن او بتوسط برادران و داستان او در خانه عزيز مصر و بيان حالاتش در زندان و تنظيم خزائن مصر و قيام او مقام عزيز و سياست منزل و سياست مدن و حكمة علميه كه چگونه انسان را بسر منزل سعادت ميرساند و حكمت و عجائب صنع و قدرت پروردگار جهانيان.
تفسير جامع، ج3، ص: 377 قُلْ هَاذِهِ سَبِيلىِ أَدْعُواْ إِلىَ اللَّهِ عَلىَ بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنىِ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ(108) 108 بگو: اين راه من است كه از روى آگاهى خود و پيروانم را به سوى پروردگار دعوت مىكنم و خدا پاكيزه است و من از مشركين نخواهم بود. در ذيل آيه قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ: ابى جارود از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود مراد از كلمه انا نفس پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و منظور از مَنِ اتَّبَعَنِي على بن أبي طالب و آل محمد عليهم السّلام است. و على بن اسباط از حضرت جواد عليه السّلام روايت كرده گفت خدمت آن حضرت عرض كردم اى آقاى من عدهاى از مردم شما را بمناسبت آنكه عمر شريفت كم است انكار ميكنند فرمود اينها بمفهوم اين آيه توجه ندارند كه خداوند ميفرمايد هذه سبيلى تا آخر آيه بخدا قسم پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را پيروى نكرد كسى مگر جدم على بن أبي طالب عليه السّلام در حالتى كه پسرى نه ساله بود و من هم نه ساله هستم (يعنى ما ائمه از جانب خدا معين شدهايم و علم ما از طرف خداست نه تحصيلى و اكتسابى كه سن زياد در آن شرط باشد زيرا براى كسب دانش بايد مدتى دانشمندان عمر خود را مصرف در دانش كنند و بايد مدتى بگذرد تا بحد كمال دانشمند شوند) آنهائى كه خليفه و جانشين خداوند هستند و علم آنان از طرف خداست شايستگى امامت و خلافت را دارند و مردم حق ندارند و نميتوانند اعتراض و انكار آنها كنند چه در تكذيب امام اعتراض بر خداست و آن هم بر مؤمن روا نيست. ابن بابويه در ذيل آيه وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا انبيا 7 از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود: اين آيه خطاب به پيغمبر و مردم ميباشد و مفهومش آنست كه آيا نميدانى خداوند هيچوقت زمين را خالى از پيغمبر و حجت و امامى از نوع بشر نميگذارد و اين آيه ميرساند كه خداوند هميشه فرشتگان را بسوى انبياء و پيغمبران فرستاده است.
سهشنبه 01 خرداد 1397 :: 20:17 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 304 و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را يك امت كرده بود، ولى همواره گونهگون خواهند بود (118)
إ در كافى ذيل آيه وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ 119 از ابى عبيده حذاء روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام موضوع استطاعت و گفتار مردم را پرسيدم؟ اين آيه را تلاوت فرموده گفتند اى ابا عبيده مردم در اقوال و گفتگوها اختلاف دارند روى اين اصل اكثر ايشان بهلاكت مىافتند عرض كردم پس مراد از إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ 119 چيست؟ فرمود شيعيان ما آل محمد مشمول رحمت الهى خواهند بود كه خداوند براى اين رحمت واسعه خود آنان را آفريده است و غرض از رحمت اطاعت امام است بطورى كه ميفرمايد وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ اعراف156 مراد از همه اشياء شيعيان و رحمت علم امام است كه احاطه و وسعت دارد كه در اين روايت بطور تفصيل تشريح گرديده علاقمندان ميتوانند در كتاب كافى باصل روايت مراجعه نمايند و ما در اينجا مختصرى از آنرا كه مربوط بتأويل آيه بود بيان نموديم.
سهشنبه 01 خرداد 1397 :: 20:10 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 262 إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ أَخْبَتُواْ إِلىَ رَبهِِّمْ أُوْلَئكَ أَصحَْابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ(23) كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند و در برابر پروردگارشان فروتنى نمودهاند، اهل بهشتند و در آن جاويدانند. (23) و در كافى ذيل آيه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ از زيد شحام روايت كرده گفت حضور حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم نزد ما مردى است بنام كليب هيچ حديثى از طرف شما نميرسد مگر آنكه كليب ميگويد من تسليم اين حديث هستم و آن را قبول دارم بطورى كه ما نام او را كليب تسليم گذاشتهايم حضرت آنمرد را دعا نموده و فرمودند آيا ميدانيد تسليم يعنى چه؟ ما ساكت شديم حضرت فرمودند بخدا قسم تسليم همان اخبات است يعنى در مقام قبول حق شخص خاضع و خاشع باشد و اين آيه را تلاوت فرمود. و اين حديث را سعد بن عبد اللّه قمى و عياشى و كشى هم روايت كردهاند.
تفسير جامع، ج3، ص: 303 وَ مَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُهَا مُصْلِحُونَ(117) وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لجََعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ لَا يَزَالُونَ مخُْتَلِفِينَ(118) پروردگار تو هيچ قريهاى را كه مردمش نيكوكار باشند به ستم هلاك نخواهد ساخت. (117) و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را يك امت كرده بود، ولى همواره گونهگون خواهند بود (118)
در كافى ذيل آيه وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ از ابى عبيده حذاء روايت كرده گفت از حضرت باقر عليه السّلام موضوع استطاعت و گفتار مردم را پرسيدم؟ اين آيه را تلاوت فرموده گفتند اى ابا عبيده مردم در اقوال و گفتگوها اختلاف دارند روى اين اصل اكثر ايشان بهلاكت مىافتند عرض كردم پس مراد از إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ چيست؟ فرمود شيعيان ما آل محمد مشمول رحمت الهى خواهند بود كه خداوند براى اين رحمت واسعه خود آنان را آفريده است و غرض از رحمت اطاعت امام است بطورى كه ميفرمايد وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ 156 اعراف مراد از همه اشياء شيعيان و رحمت علم امام است كه احاطه و وسعت دارد كه در اين روايت بطور تفصيل تشريح گرديده علاقمندان ميتوانند در كتاب كافى باصل روايت مراجعه نمايند و ما در اينجا مختصرى از آنرا كه مربوط بتأويل آيه بود بيان نموديم. سهشنبه 01 خرداد 1397 :: 20:06 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 260 أَ فَمَن كاَنَ عَلىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَ مِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسىَ إِمَامًا وَ رَحْمَةً أُوْلَئكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فىِ مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الحَْقُّ مِن رَّبِّكَ وَ لَكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ(17) آيا آن كس كه از جانب پروردگار خويش دليلى روشن دارد و زبانش بدان گوياست و پيش از اين كتاب موسى كه خود پيشوا و رحمتى بوده است بدان شهادت داده، با آن كس كه دليلى ندارد برابر است؟ ايشان به آن كتاب روشن ايمان مىآورند. و هر گروه ديگرى كه به او كافر شود، جايگاهش در آتش است. در آن شك مكن، كه حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند. (17) در كافى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود آيه أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً چنين نازلشده و يتلوه شاهد منه اماما و رحمة و من قبله كتاب موسى مقدم داشتهاند جمله وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى را بر إِماماً وَ رَحْمَةً و حال آنكه بر طبق نزول مؤخر بوده و فرمود مراد از بينه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مقصود از شاهد وجود مقدس امير المؤمنين عليه السّلام است. و اينحديث را على بن ابراهيم روايت كرده و ابن مغازلى شافعى از عباد بن عبد اللّه روايت كرده گفت ميفرمود امير المؤمنين عليه السّلام نيست آيهاى در قرآن مگر آنكه ميدانم در باره كه نازل شده و نبوده از قريش مردمى مگر آنكه خداوند در بارهاش آيهاى در قرآن نازل فرموده يا در مدح او و يا در ذمش شخصى برخاسته پرسيد اى امير المؤمنين عليه السّلام آيهاى كه در باره شما نازل شده كدام است؟ فرمود اگر در انظار مردم سؤال نميكردى پاسخ تو را نميگفتم اينك ميگويم آيا سوره هود را قرائت نمودهاى؟ عرض كرد بلى فرمود آيه أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ را توجه كردهاى بخدا قسم شاهد من ميباشم و اينحديث را بعينه صاحب كتاب رموز الكنوز و جبرى كه هر دو از علماء عامه هستند نيز روايت كردند. شيخ در امالى ذيل آيه أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه در يك روز جمعه بالاى منبر فرمود بآن خدائى كه دانه را در شكم خاك مى شكافد و بشر را از نيستى به هستى آورده نبوده مردى از قريش كه با پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مواسات كرده باشد مگر آنكه خداوند در بارهاش آيهاى در قرآن نازل فرموده است مىشناسد آن آيه را چنانچه من ميشناسم شخصى برخاسته پرسيد اى امير المؤمنين آيهاى كه در باره شما نازل شده كدام است؟ فرمود چون سؤال نمودى ميگويم آيا سوره هود را قرائت نمودهاى؟ عرض كرد بلى فرمود آيه أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ را توجه كردهاى بخدا قسم بينه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و شاهد من ميباشم. تفسير جامع، ج3، ص: 262 وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى عَلىَ اللَّهِ كَذِبًا أُوْلَئكَ يُعْرَضُونَ عَلىَ رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الْأَشْهَدُ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلىَ رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلىَ الظَّالِمِينَ(18) چه كس ستمكارتر از آن كسى است كه به خدا دروغ مىبندد؟ اينان را به پروردگارشان عرضه خواهند داشت و شاهدان گواهى خواهند داد كه اينانند كه بر پروردگارشان دروغ مىبستهاند. هان، لعنت خدا بر ستمكاران باد (18)
عياشى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود خداوند واجب نموده بر خلايق پنج چيز را چهار چيز آن را عمل ميكنند و پنجمى را ترك مينمايند سؤال كردند از حضرتش آنها كدام است؟ فرمود نماز و روزه حج و زكوة اما آن يكى را كه ترك مى نمايند ولايت على بن أبي طالب است اصحاب عرض كردند حضورش ولايت على واجب است از طرف خداوند؟ فرمود بلى خداوند ميفرمايد وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً و در جمله «وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود مقصود از اشهاد ائمه عليهم السّلام است و نيز فرمود مراد از سبيل اللّه امام است وَ يَبْغُونَها عِوَجاً 19 يعنى امام را تغيير داده و ديگرى را بر امامت برگزينند ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ 20 يعنى توانائى شنيدن فضائل امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه را ندارند. و از طريق خاصه و عامه روايات زيادى است كه ميرساند مراد از شاهد در اين آيه وجود شريف امير المؤمنين عليه السّلام ميباشد. سهشنبه 01 خرداد 1397 :: 20:05 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 257 فَلَعَلَّكَ تَارِكُ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَ ضَائقُ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْ لَا أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلىَ كلُِّ شىَْءٍ وَكِيلٌ(12) مباد كه برخى از چيزهايى را كه بر تو وحى كردهايم واگذارى و بدان دلتنگ باشى كه مىگويند: چرا گنجى بر او افكنده نمىشود؟ و چرا فرشتهاى همراه او نمىآيد؟ جز اين نيست كه تو بيمدهندهاى بيش نيستى و خداست كه كارساز هر چيزى است. (12)
عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود شأن نزول اين آيه آنست كه روزى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعلى عليه السّلام فرمود يا على من از خداوند درخواست كردم كه ترا وزير و خليفه و جانشين و وصى من قرار دهد خداوند وحى نمود كه من على عليه السّلام را خليفه و وصى تو نمودم يكى از حاضرين گفت بخدا قسم اگر در حال سختى يكصاع خرما بمن برسد در نزد من محبوبتر از آن چيزى است كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از خدا درخواست كرده چرا از خداوند پادشاهى و مال بسيار نميخواهد كه در اين موقع مفيد بوده و كمك مسلمين باشد بخدا قسم هر چه از خدا بخواهد خدا اجابت خواهد نمود در اين مورد آيه فوق نازل شد. در كافى از جابر بن ارقم روايت كرده گفت با پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سال حجة الوداع مشرف بمكه شديم جبرئيل نازل شد و ولايت امير المؤمنين را آورد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دلتنگ شد و ترسيد از آنكه اگر ابلاغ كند ولايت او را بمردم تكذيب كنند وجود مقدسش را، با ما مشورت كرد در اينخصوص فكر ما بجائى نرسيد پيغمبر گريه زيادى نمود مجددا جبرئيل فرود آمد و گفت اى محمد چرا بيتابى ميكنى آيا نسبت بامر پروردگار سستى مينمائى و بيقرارى ميكنى فرمود حاشا پروردگار ميداند هنوز اين مردم زير بار نبوت من نرفته بودند كه خداوند امر فرمود مرا بجهاد و فرشتگانى بيارى من از آسمان فرود آورد چگونه اين مردم با اينوصف اقرار و اعتراف ميكنند بولايت على بعد از من جبرئيل بالا رفت طولى نكشيد نازل شد و ده آيه از سوره هود كه اول آن آيه فَلَعَلَّكَ تارِكٌ تا هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا أَ فَلا تَذَكَّرُونَ را آورد و اين حديث را در امالى ابن بابويه روايت كرده
تفسير جامع، ج3، ص: 259 أَمْ يَقُولُونَ افْترََئهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْترََيَاتٍ وَ ادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(13) يا آنكه مىگويند كه از خود برمىبافد و به دروغ به خدا نسبتش مىكند. بگو: اگر راست مىگوييد، جز خدا هر كه را كه توانيد به يارى بطلبيد و ده سوره مانند آن به هم بربافته، بياوريد. (13)
و از حضرت صادق عليه السّلام ذيل آيه «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ» روايت كرده فرمود كسانيكه ميگويند خداوند در باره ولايت على عليه السّلام آيه نازل نكرده و امرى نفرموده و پيغمبر از پيش خود اين سخن را گفته است بخدا افترا زدهاند. سهشنبه 01 خرداد 1397 :: 20:04 :: نويسنده : 14klid
سوره هود سوره هود در مكه نازل شده و يكصد و بيست و سه آيه و داراى يكهزار و هفتصد و پانزده كلمه و هفت هزار و پانصد و شصت و هفت حرف است. خلاصه مطالب سوره هود عبارت از پرستش پروردگار و بازگشت بسوى او و وعده ثواب و رستگارى بمؤمنين در دنيا و آخرت و ترسانيدن خلايق از عذاب اللهى و اشاره بحشر و معاد و شرح حال منافقين و رياكاران و داستان انبياء و امة آنها و هلاك كفار و امم پيشين در اثر تكذيب كردن پيغمبران و معصيت كردن او امر آنها و بيان عظمت پروردگار و سطوت و قدرت و علم و حكمت و رحمت او.
وَ أَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكمُْ ثمَُّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى وَ يُؤْتِ كلَُّ ذِى فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِن تَوَلَّوْاْ فَإِنىِّ أَخَافُ عَلَيْكمُْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ(3) و نيز از پروردگارتان آمرزش بخواهيد و به درگاهش توبه كنيد، تا شما را از رزقى نيكو- تا آن گاه كه مقرر است- برخوردارى دهد. و هر شايسته انعامى را نعمت دهد. و اگر رويگردان شويد، بر شما از عذاب روز بزرگ بيمناكم. (3)
ابن مردويه كه از علماء عامه است بسند خود از ابن عباس ذيل آيه وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ روايت كرده كه مراد از ذى فضل در اين آيه على بن ابى طالب است و از طرف خداوند فضائل بيشمارى بآنحضرت عطا شده است
تفسير جامع، ج3، ص: 253 وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فىِ سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كَانَ عَرْشُهُ عَلىَ الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ لَئنِ قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَاذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ(7) اوست كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و عرش او بر روى آب بود. تا بيازمايد كدام يك از شما به عمل نيكوتر است. و اگر بگويى كه بعد از مرگ زنده مىشويد، كافران گويند كه اين جز جادويى آشكار نيست. (7)
در كافى از داود رقى روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السّلام معناى آيه وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا را سؤال كردم فرمود مردم چه ميگويند عرض كردم ميگويند عرش پروردگار بر روى آب و او بالاى عرش قرار دارد فرمود انديشه نادرستى است و آنها دروغ ميگويند هر كس چنين تصور و خيال كند خدا را بصفت مخلوق
وصف كرده و لازمه اين پندار غلط آنست كه موجودى قوىتر از خدا حامل عرش الهى باشد حضورش عرض كردم فدايت شوم پس معناى آيه را بيان فرمائيد فرمودند پيش از آنكه خداوند آسمان و زمين و آفتاب و ماه و يا جن و انس را خلق نمايد آب را خلق فرمود و آن حامل علم و دين خدا بود و همينكه اراده فرمود تا بشر را خلق كند در عالم ذر آنها را در حضور خود پراكنده فرمود و پرسيد خالق شما كيست؟ اول كسى كه پاسخ اين پرسش را داد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه طاهرين بودند كه گفتند شمائيد پروردگار ما و بدين سبب حامل علم و دين خدا شدند و از جانب پروردگار به فرشتگان كروبين خطاب شد كه اين برگزيدگان خلق من حاملين علم و دين و امناء من هستند بر ساير مخلوقات و بساير خلايق خطاب شد كه اقرار بربوبيت من نموده و باطاعت و ولايت ايشان عهد كنيد فورا اطاعت و امتثال فرمان پروردگار نموده و اعتراف و اقرار كرده بلى گفتند آنگاه بفرشتگان فرمود بر اين گفتار و پيمان خلايق گواه باشيد فرشتگان هم گواهى دادند تا ديگر در روز باز پسين و قيامت نگويند ما غافل بوديم يا آنكه بگويند چون پدران ما مشرك بودند ما هم به پيروى از آباء خويش اغوا شدهايم آيا ما را بآنچه پدرانمان سبب شدهاند هلاك ميكنى حضرت صادق عليه السّلام فرمودند اى داود ولايت ما آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در عالم ذر بجميع خلق تاكيد شده است دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 :: 23:26 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، فَإِن كُنتَ فىِ شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَسَْلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْترَِينَ(94) اگر در آنچه بر تو نازل كردهايم در ترديد هستى، از آنهايى كه كتاب آسمانى پيش از تو را مىخوانند بپرس. هرآينه حق است آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است. پس نبايد در شمار ترديدكنندگان باشى. (94)
نيز ذيل آيه فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود شبى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بمعراج بردند آنچه خداوند در فضيلت و شرافت و مقام و منزلت على امير المؤمنين عليه السّلام نازل ميفرمود بصورت وحى به پيغمبر رسانيد و چون حضرتش در بيت المعمور رسيد تمام انبياء و پيغمبران حضور يافته و در پشت سر پيغمبر ايستاده و به پيشوائى و امامت آن جناب نماز گذاردند در پايان نماز در نفس پيغمبر در مقام و منزلت على اعجاب آميخته به تحسين پديد آمد كه تقرب او نزد پروردگار تا چه پايهاى است و چگونه در موارد عديده در قرآن كريم آياتى در اين مورد نازل شده است! خداوند اين آيه فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ را بر پيغمبر نازل كرد و فرمود چنانچه در فضيلت و بزرگى على شكى دارى پيغمبران سلف همه در خدمت تو حضور دارند از آنها سؤال كن كه امير المؤمنين على را چگونه ميشناسند و در كتب آسمانى كه براى آنها نازل نمودهايم از قبيل صحف و زبور و تورات و انجيل مانند قرآنى كه براى تو نازل كردهايم در باره امير المؤمنين على عليه السّلام و شرافت او چه بياناتى مندرج است پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از انبياء و پيغمبران سؤال نمود همگى گفتند بلى در كتابهاى نازل شده بر ما از طرف پروردگار عظمت مقام و فضيلت شأن على امير المؤمنين بيان و تشريح گرديده است.
تفسير جامع، ج3، ص: 244 وَ لَوْ جَاءَتهُْمْ كُلُّ ءَايَةٍ حَتىَ يَرَوُاْ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ(97) از حضرت صادق عليه السّلام ذيل آيه وَ لَوْ جاءَتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ روايت كرده فرمود مراد كسانى ميباشد كه پس از عرض ولايت حقه بايشان باز ولايت امير المؤمنين را انكار ميكنند و حال آنكه خداوند واجب فرموده ولايت آنحضرت را كه ايمان آورده و تصديق او نمايند پس ايمان نياورند تا عذاب خدا را مشاهده كنند.
وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لاََمَنَ مَن فىِ الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَ فَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتىَ يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ(99) اگر پروردگار تو بخواهد، همه كسانى كه در روى زمينند ايمان مىآورند. آيا تو مردم را به اجبار وامىدارى كه ايمان بياورند؟ (99) ابن بابويه در آيه وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ از ابى صلت عبد السّلام بن صالح هروى روايت كرده گفت از جمله مسائلى كه مأمون از حضرت رضا عليه السّلام سؤال نمود اين آيه بود: حضرت رضا فرمود حديث نمود پدرم از پدرش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه جمعى از مسلمانان بحضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كردند چرا بكسانيكه قدرت و توانائى داريد فشار نميآوريد تا قبول اسلام نموده و بعده ما افزوده شود و قوت يافته و از دشمنان تفوق و برترى پيدا كنيم فرمود من طاقت آنرا ندارم پروردگار خود را ملاقات كنم در حالتى كه بدعت نموده و بچيزى كه مأمور نبودهام مبادرت بورزم و نميتوانم اعمال زور و قدرت كنم (يعنى اگر خدا ميخواست مجبور ميكرد آنها را من كارى كه خدا نخواسته انجام نميدهم) خداوند اين آيه را نازل فرمود كه فحواى آن چنين است كه اگر خدا ميخواست تمام مردم را مجبور و ملزم بايمان آوردن ميفرمود چنانچه آنها تماما در آخرت وقتى كه عذاب خدا را بچشم مشاهده كردند ايمان ميآورند لكن اگر خدا اينكار را مينمود ديگر مردم مستحق ثواب و مدح نبودند زيرا اعماليكه انجام ميدادند از روى اضطرار و اجبار بوده و خداوند اراده فرموده بود كه آنها ايمان بياورند و جبر و اضطرار موجب نعمت جاويد بهشت نخواهد شد و احدى ايمان نميآورد مگر با اذن خدا و اجازه پروردگار امر و مشيت اوست بر ايمان و تكليف جايز نيست مگر بر شخص آزاد و مختار مأمون بحضرت گفت رفع اشكال مرا نمودى خداوند بشما خير و فرج مرحمت فرمايد. عياشى از على بن عقبه و او از پدرش روايت كرده گفت حضرت صادق عليه السّلام بما فرمود امور خود را بر اساس فرموده پروردگار قرار بدهيد زيرا كارهائى كه براى مردم است و قصد خدائى در بين نباشد مثمر ثمرى نيست و با مردم در امر دين مخاصمه و جدال نكنيد زيرا خصومت دلهاى شما را بيمار مينمايد خداوند بپيغمبرش فرموده اى حبيب من تو نميتوانى هر كه را دوست بدارى و بخواهى هدايت نمائى خدا هر كه را خواسته باشد هدايت و رهبرى مينمايد آيا شما ميخواهيد با اجبار و اكراه مردم ايمان بياورند مردم را رها كنيد زيرا مردم از يكديگر تعليم ميگيرند ولى شما از رسول خدا و امير المؤمنين عليه السّلام تعليم گرفته و بدستور آنها عمل كنيد شما با ساير مردم يكسان نيستيد از پدرم حضرت باقر عليه السّلام شنيدم ميفرمود همينكه خداوند مقرر فرمود بندهاى داخل امرى بشود چنان بسرعت داخل آن امر ميشود كه از پرواز طيور بآشيانه خود سرعتش بيشتر است.
قُلِ انظُرُواْ مَا ذَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا تُغْنىِ الاَْيَاتُ وَ النُّذُرُ عَن قَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ(101) بگو: بنگريد كه چه چيزهايى در آسمانها و زمين است. و اين آيات و هشدارها قومى را كه ايمان نمىآورند سود نمىكند. (101) در كافى از داود رقى روايت كرده گفت از حضرت صادق معناى وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ را سؤال نمودم فرمود مراد از آيات آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و منظور از نذر پيغمبران ميباشند
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 :: 23:24 :: نويسنده : 14klid
تفسير جامع، ج3، ص: 222 ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلاً إِلىَ قَوْمِهِمْ فجََاءُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كاَنُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ كَذَالِكَ نَطْبَعُ عَلىَ قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ(74) آن گاه پس از او پيامبرانى بر قومشان مبعوث كرديم و آنان دليلهاى روشن آوردند ولى مردم به آنچه پيش از آن تكذيبش كرده بودند، ايمانآورنده نبودند. بر دلهاى تجاوزكاران اينچنين مهر مىنهيم. (74) عياشى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود خداوند آفريد خلايق را در حالتى كه مانند سايه بودند (يعنى در عالم ارواح و ذر) و فرستاد بر آنها رسولانى و برگزيد و مبعوث كرد محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بعضى ايمان بآنحضرت آوردند و بعضى ديگر انكار و تكذيب كردند آنحضرت را سپس فرستاد آن بزرگوار را در عالم ديگر (عالم خلق) ايمان آوردند باو همان كسانى كه در آن عالم كه مانند سايه بود (عالم امر) ايمان آورده بودند و كافر شدند آنهائيكه در آن عالم كافر بودند. و از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده ذيل آيه فوق فرمود فرستاد خداوند پيغمبرانى بسوى خلايق هنگاميكه در پشت پدران و رحم مادران بودند هر كس در آن عالم ايمان آورد اين عالم مؤمن است و آنكه كافر بود در اينجا نيز كافر خواهد بود.
در كافى ذيل جمله فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده فرمود خداوند در موقع خلق موجودات و آفرينش آنها موجوداتى را كه دوست ميداشت از طينت بهشتى خلق فرمود و آنچه را كه مبغوض او بود از طينت آتش بيافريد آنگاه آنها را در ظلال جاى داد- راوى حضورش عرض كرد ظلال چيست؟ فرمودند مگر سايه خود را در برابر آفتاب نمىبينى سايه شما چيزى هست در صورتى كه چيزى نيست پس از خلقت خلق خداوند براى آنها رسولانى فرستاد و آن رسولان خلايق را دعوت به پرستش خداى يكتا و اقرار به پيغمبران نموده و گروهى اعتراف و اقرار نمودند و بعضى انكار و تكذيب كردند بعد از آن ولايت ما آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بر آنها عرضه نمودند بخدا قسم اقرار بولايت ما نكردند مگر آنهائى كه محبوب خدا بودند و انكار نكردند ما را جز آنهائى كه خداوند ايشان را مبغوض ميداشت اين است معناى آيه كه ميفرمايد ايمان نياورند كسانى كه در آن عالم تكذيب كردند. و اين حديث را ابن بابويه در كتاب علل روايت كرده است.
تفسير جامع، ج3، ص: 228 وَ قَالَ مُوسىَ رَبَّنَا إِنَّكَ ءَاتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِينَةً وَ أَمْوَالًا فىِ الحَْيَوةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلىَ أَمْوَالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلىَ قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُواْ حَتىَ يَرَوُاْ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ(88) موسى گفت: اى پروردگار ما، به فرعون و مهتران قومش در اين جهان زينت و اموال دادهاى، اى پروردگار ما، تا ديگران را از طريق تو گمراه كنند. اى پروردگار ما، اموالشان را تباه ساز و دلشان را سخت كن. ايمان نمىآورند تا آن گاه كه عذاب دردآور را بنگرند. (88) فرمود حضرت عسكرى عليه السّلام نظير طمس موسى براى امير المؤمنين عليه السّلام نيز اتفاق افتاد شخصى از دوستان آنحضرت در شام بود نامه حضورش نوشت فدايت گردم ميل دارم حضورت شرفياب بشوم ولى از معويه ميترسم بعد از حركت من دست درازى باموال و عيالات من بنمايد آنحضرت براى او پيغام فرستاد تمام اهل و عيالات و اموال خود را جمع كن و بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل او درود فرست و بگو پروردگارا اينها را وديعه و گروگان بشما دادم بر حسب دستور بنده و ولى تو على بن أبي طالب عليه السّلام سپس حركت كن بطرف ما آن شخص بدستور امير المؤمنين رفتار نمود و حركت كرد خبر بمعاويه رسيد امر كرد اموال او را غارت كنند و عيالاتش را اسير نمايند گماشتگان معويه رفتند تا اجراء كنند دستورات او را خداوند القاء نمود شبيه عيالات معويه را بعيالات آنشخص و اموال او را مبدل نمود بمار و عقربهائى و جمعى از آنها را زهر زدند و هلاك گردانيدند.
وَ أَوْحَيْنَا إِلىَ مُوسىَ وَ أَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَ اجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ(87) به موسى و برادرش وحى كرديم كه براى قوم خود در مصر خانههايى مهيا كنيد و خانههاى خود را عبادتگاه سازيد و نمازگزاريد و مؤمنان را بشارت ده. (87)
تفسير جامع، ج3، ص: 229 ابن بابويه در آيه وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى وَ أَخِيهِ از ريا بن صلت روايت كرده گفت حضرت رضا عليه السّلام در مجلس مأمون حضور داشتند و جمعى از علماء و متكلمين نيز حاضر بودند از آنحضرت پرسيدند فرق ميان عترت و امت چيست؟ و چرا عترت بر امت عزت و شرافت دارند حضرت براى عترت و تفسير اصطفى و برگزيدن عترت دوازده وجه بيان فرموده تا جائيكه فرمودند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از مسجد تمام مردم را بجز عترت خود بيرون نمودند مردم حتى عمويش عباس اعتراض كرده گفتند چرا عترت را باقى گذاشتى و همه را خارج كرديد فرمود من اين كار را باختيار و ميل خود نكردهام بلكه بدستور خداوند عمل نمودم كه بمن ابلاغ شده، نسبت على بمن چون نسبت هرون است بموسى علماء از حضرت پرسيدند در تأييد اين بيان در قرآن مدرك وجود دارد فرمودند بلى و اين آيه را تلاوت نمودند وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى وَ أَخِيهِ تا آخر آيه و اين آيه منزلت امير المؤمنين عليه السّلام را نسبت به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميرساند و بعلاوه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تصريح فرمودند كه اى مردم بدانيد و آگاه باشيد دخول شخص جنب بمسجد حرام است و حلال نيست مگر براى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل او، و حضرت رضا عليه السّلام فرمود با اين ترتيب چه كسى ميتواند مقام و منزلت ما را انكار كند در صورتى كه اين فرموده پيغمبر است كه من شهر علمم عليم در است و هر كه بخواهد وارد شهر شود ناگزير است از در آن داخل شود و براى ثبوت شرف و فضيلت عترت بر امت همينقدر كافى است و اين موضوع را كسى جز دشمنان و معاندين انكار نميكنند.
ابن مغازلى شافعى در كتاب مناقب از عدى بن ثابت روايت كرده گفت روزى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تشريف آورده فرمودند خداوند بسوى پيغمبرش موسى وحى رسانيد كه مسجدى پاكيزه و طاهر بنا كن و در آن مسجد جز خود و هارون برادرت كسى نبايد سكونت نمايد و در مسجد من هم نبايد غير از من و على و فاطمه و فرزندانش ديگرى سكونت اختيار ك دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 :: 23:22 :: نويسنده : 14klid
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَالِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيرٌْ مِّمَّا يجَْمَعُونَ(58) بگو: به فضل خدا و رحمت او شادمان شوند، زيرا اين دو از هر چه مىاندوزند بهتر است. (58)
تفسير جامع، ج3، ص: 217 ابن بابويه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزى سوار شدند و از مدينه به اطراف شهر تشريف بردند امير المؤمنين پياده در ركاب آنحضرت حركت نمودند پيغمبر فرمود يا على پروردگار بمن امر فرموده هر وقت سواره راه طى نمايم شما هم بايد سواره باشيد و هر زمان پياده روم پياده راه پيمائيد يا در رديف من سوار شويد و يا بمدينه برگرديد خداوند گرامى نداشته مرا به چيزى جز آنكه بمثل آن تو را گرامى داشته برگزيد مرا برسالت و تو را بامامت و ولايت سوگند بخدائيكه مرا بحق فرستاده ايمان بمن ندارد كسيكه انكار كند تو را و اقرار و اعتراف بمن ندارد آنكه بولايت تو اعتقاد نداشته باشد فضيلت من از تو و فضيلت تو از من است مراد از فضل و رحمت خدا كه در قرآن ميفرمايد قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا ما باشيم يا على نيافريد پروردگار تو را مگر آنكه وسيله پرستش او باشى و بوسيله جنابت خلايق معالم دين خود را بشناسند و اموراتشان را اصلاح كنند گمراه شود هر كه از تو دورى بجويد و هدايت نشود كسيكه براه ولايت تو سير نكند، و مقصود از هدايت در آيه وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى راهنمائى بولايت تو ميباشد اگر تو نبودى حزب خدا نبود و شناخته نميشد، بوسيله جنابت دشمنان خدا دانسته شوند هر كه بدون ولايت تو وفات كند روز قيامت بحال او هيچ عملى نفع ندهد در باره تو آيه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ نازل شده و اگر نرسانم بمردم ولايت و امامت تو را تمام اعمال و زحمات رسالت من از بين برود هر كه ملاقات كند خدا را روز قيامت بدون ولايت تو جميع عبادات او باطل گردد من اين سخنان را از خود نمى گويم بلكه وحى شده از طرف خدا و بايد بمردم برسانم. أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُونَ(62) آگاه باشيد كه بر دوستان خدا بيمى نيست و غمگين نمىشوند. (62)
تفسير جامع، ج3، ص: 219 و در كافى ذيل آيه أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ از بريد عجلى روايت كرده گفت حضرت باقر عليه السّلام بمن فرمود در كتاب امير المؤمنين عليه السّلام ذيل اين آيه ديدم نوشتهاند كه اگر واجبات خدا را ادا نموده و بسنت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عمل كنيد و از محرمات پرهيز و دورى كرده و در دنيا زاهد شويد و بآنچه خدا فرموده مايل بوده و از ممر حلال كسب روزى نمائيد و بيكديگر تفاخر و مباهات نورزيده و ترك انفاق نكنيد و هم شما بگرد آوردن مال دنيا نباشد در اينصورت خداوند آنچه را كسب و عمل نمائيد بر شما مبارك گرداند و در آخرت نيز بشما ثواب مرحمت ميفرمايد. لَهُمُ الْبُشْرَى فىِ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ فىِ الاَْخِرَةِ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَالِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(64) بشارت است ايشان را در دنيا و آخرت. سخن خدا دگرگون نمىشود. اين است كاميابى بزرگ. (64) تفسير جامع، ج3، ص: 219 و نيز از عبد الرحيم روايت كرده گفت حضرت باقر عليه السّلام بمن فرمود بدان و آگاه باش چون يكى از شما مؤمنين در حال نزع باشد همينكه جان بگلو رسد فرشتهاى كه مأمور قبض روح است بر او وارد ميشود و مژده ميدهد كه اى مؤمن از آنچه مى ترسيدى ايمن باش و بآنچه اميدوار بودى اطمينان داشته باش كه بتو عطا كنند و درى از بهشت بسوى او باز شده و مكان و مقامش را باو نشان دهند و ميگويند مشاهده كن و ببين اين است رسول خدا و امير المؤمنين و امامان و دوستان تو معنى بشارتى كه خداوند در دنيا و هنگام مرگ بمؤمنين ميدهد همين است.
و از عقبه روايت كرده گفت فرمود حضرت صادق عليه السّلام روز قيامت خداوند نپذيرد از بندگان دين و مذهبى جز اين مذهب كه شما شيعيان داريد و هر وقت جان بگلو رسد مشاهده كنيد پيغمبر خدا و امير المؤمنين عليه السّلام را مژده دهند كه اى مؤمن من رسول خدا هستم بهترم از آن مالى كه در دنيا جا گذاشتى پس از آن امير المؤمنين بفرمايد من على بن أبي طالب ميباشم كه دوست داشتى مرا امروز نفع و سود بخشد بتو دوستدارى من، سپس فرمود حضرت صادق اى عقبه بياناتى كه گفتم در قرآن است عرض كردم فدايت گردم در كجاى قرآن ميباشد؟ فرمود در سوره يونس و تلاوت نمود آيه الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا و فرمود خلافى در وعده پروردگار نيست. دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 :: 23:20 :: نويسنده : 14klid تفسير جامع، ج3، ص: 201 إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكلُُ النَّاسُ وَ الْأَنْعَامُ حَتىَّ إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُهَا أَنهَُّمْ قَدِرُونَ عَلَيهَْا أَتَئهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نهََارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذَالِكَ نُفَصِّلُ الاَْيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ(24) مثَل اين زندگى دنيا مثَل بارانى است كه از آسمان نازل كنيم، تا بدان هر گونه رستنيها از زمين برويد، چه آنها كه آدميان مىخورند و چه آنها كه چارپايان مىچرند. چون زمين پيرايه خويش برگرفت و آراسته شد و مردمش پنداشتند كه خود قادر بر آن همه بودهاند، فرمان ما شب هنگام يا به روز دررسد و چنان از بيخش بركنيم كه گويى ديروز در آن مكان هيچ چيز نبوده است. آيات را براى مردمى كه مىانديشند اينچنين تفصيل مىدهيم. (24) عياشى از فضل بن يسار روايت كرده گفت حضور حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم فدايت شوم بما خبر دادهاند كه براى آل جعفر پرچمى است و براى آل عباس هم دو پرچم است آيا اين خبر صحت دارد؟ فرمودند در مورد آل جعفر اين خبر مصداق ندارد و آنها بسوى هيچ راهى نميروند ولى براى آل عباس سلطنت است بطن در بطن و در زمان سلطنت بنى عباس براى مردم رفاهيت و خوشى وجود ندارد و حكومت آنها مايه عسرت و پريشانى بندگان خداست آنچه دور است نزديك ميكنند و نزديكان را دور ميسازند و وزر وبالى نيست مگر آنكه مرتكب شوند و آنچه لازمه اعمال قدرت و ظلم است روا دارند كه گوشى نيست و نميماند مگر آنكه قدرت و سطوت و سطيره آنها را نشنود و مراد خداوند از جمله حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها همين است عرض كردم فدايت شوم اين امور چه وقت صورت پذير ميشود؟ فرمود تعيين زمان مورد ندارد وقتى حديثى را براى شما ميگوئيم و خبر ميدهيم البته شدنى است و واقع خواهد شد و شما بايد بگوئيد خدا و رسول او راست ميگويند و اگر كلام ما را نفهميديد باز هم نبايد ترديد و يا انكار و تكذيب نمائيد و بايد بگوئيد خدا و رسولش راست ميگويند تا آنكه بشما دو اجر داده شود اما اگر ديديد شدت احتياج و بيچارگى مردم را و يكديگر را انكار و تكذيب نموده و در مواقع عرض حاجت بيكديگر روى خوش نشان نداده و چيزى را كه نبايد بگويند گويند آنوقت است كه بايد هر شب و هر روز انتظار واقعه و صداى آسمانى و فرج را بكشيد.
تفسير جامع، ج3، ص: 209 قُلْ هَلْ مِن شُرَكاَئكمُ مَّن يهَْدِى إِلىَ الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يهَْدِى لِلْحَقِّ أَ فَمَن يهَْدِى إِلىَ الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يهَِدِّى إِلَّا أَن يهُْدَى فَمَا لَكمُْ كَيْفَ تحَْكُمُونَ(35) بگو: آيا از اين بتان شما كسى هست كه به حق راه نمايد؟ بگو: خدا به حق راه مىنمايد. آيا آن كه به حق راه مىنمايد به متابعت سزاوارتر است يا آن كه به حق راه نمىنمايد و خود نيز نيازمند هدايت است؟ شما را چه مىشود؟ چگونه حكم مىكنيد؟ (35) در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده فرمود نخست حكميكه امير المؤمنين فرمود ميان مردم بعد از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن بود شخص شراب خوارى را آوردند نزد أبو بكر تا حد باو جارى كند أبو بكر باو گفت آيا شراب خوارى آنمرد پاسخ داد بلى ولى نميدانستم كه شراب در اسلام حرام است أبو بكر با عمر در خصوص آنمرد مشورت نمود عمر گفت اين مسئله بسيار دشواريست جز ابو الحسن امير المؤمنين عليه السّلام كسى حكم آن را نداند أبو بكر و عمر باتفاق سلمان حضور آنحضرت شرفياب شدند مسئله مزبور را مطرح كردند امر فرمود آنشخص را بنزد مهاجر انصار ببرند و از آنها سؤال كنند آيا كسى آيه حرمت شراب را بر آن مرد تلاوت كرده يا خير چنانچه آيه حرمت را نشنيده باشد بحثى بر او نيست چه حرمت فرع دانستن است كسى از مهاجر انصار گواهى نداد بر قرائت نمودن آيه لذا او را رها كرده و حد جارى نكردند سلمان عرض كرد اى امير المؤمنين باين حكم هدايت فرموديد آنها را فرمود اى سلمان خواستم حجة را بر آنها تأكيد و تمام كرده باشم چه خداوند ميفرمايد آيا كسيكه مردم را براه حق رهبرى مينمايد سزاوار است به پيروى كردن از او يا آنكه هدايت نميكند و از عبد الرحمن بن مسلمة حريرى روايت كرده گفت عرض كردم حضور حضرت صادق مردم ما را توبيخ و سرزنش ميكنند و ميگويند شما از كجا تشخيص ميدهيد حق را از باطل در آنوقتيكه دو صدا از آسمان و زمين بلند ميشود يكى فرياد ميزند در اول روز كه مهدى قائم عليه السّلام و شيعيان او رستگارند و منادى ديگرى در آخر روز صدا كند عثمان و پيروان او رستگارند فرمود تميز ميدهد حق را از باطل و ايمان بوجود آنحضرت آورد هر آنكه پيش از اين صدا ايمان داشته و آيه را تلاوت نمود و فرمود صورت اول جبرئيل است كه از آسمان ندا ميكند و دوم شيطانست كه از زمين فرياد كند بر شما باد به پيروى كردن از صداى اول و صداى آخرى براى امتحان و آزمايش خلايق باشد.
و از ابى جارود روايت كرده گفت حضرت باقر عليه السّلام فرمود آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كسانى هستند كه مردم را براه حق رهبرى ميكنند و غير آنها خلايق را بگمراهى سوق دهند. درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|