|
صلح پایدار
شنبه 16 آذر 1392 :: 21:02 :: نويسنده : 14klid فصلت تفسير جامع، ج6، ص: 149 خلاصه سوره سجده مشتمل است بر بيان آنكه قرآن مژده ميدهد و ميترساند در حاليكه بيشتر مردم از احكام آن سرپيچى و اعراض ميكنند و بنصايح آن عمل نمىنمايند و مشركين را از ايمان نداشتن بعالم آخرت مذمت ميكند و نيز مشتمل است بر تهديد كفار و شمهاى از شرح احوال و هلاكت گذشتگان و بيان گواهى دادن اعضاء و جوارح انسان بتمام كارهائى كه در دنيا نمودهاند و سخنان مشركين در باره قرآن و عاقبت كفار و كيفر آنها و دلايل توحيد و خداشناسى و اينكه پروردگار هرگز به بندگان ظلم و ستم نميكند و بيان اين مطلب كه خو و طبيعت آدمى آنست كه چون نعمتى باو عطا شود كفران ورزد و خدا را فراموش كند و همينكه گرفتار بليه و آسيبى شود رو بسوى خدا كند و پيوسته زبان بدعا گشايد.
محمد بن عباس ذيل آيه اول تا سوم بسند خود از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه بداود رقى فرمود كدام يك از شما بآسمان ميرسيد بخدا قسم ارواح ما و ارواح پيغمبران هر شب جمعه دور عرش طواف مىكنند اى داود پدرم امام محمد باقر (ع) حم سجده را قرائت كرد تا بكلمه «فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ» رسيد سپس فرمود جبرئيل بر رسول اكرم (ص) نازل شد و گفت بعد از حضرتت على بن أبي طالب (ع) امام و پيشواى مسلمين است بعد گفت حم تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ 1 تا رسيد بآيه فاعرض اكثرهم عن ولاية على فهم لا يسمعون تا وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ يعنى كسانى كه بر خلاف آنچه خداوند فرموده عمل مىكنند و از ولايت امير المؤمنين (ع) اعراض مينمايند بر اثر اين مخالفت با فرمان خداوند مشرك ناميده ميشوند و بكيفر شرك خويش ميرسند.
الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُون 7 محمد بن عباس ذيل آيه فوق روايت كرده كه ابان بن تغلب گفت حضرت صادق (ع) بمن فرمود اى ابان چگونه خداوند از جمعى زكوة اموالشان را طلب ميكند و حال آنكه ايشان مشرك هستند و غير خدا را عبادت و پرستش مينمايند؟ حضورش عرض كردم فدايت شوم آيه را برايم بيان و تفسير كنيد فرمود واى بر احوال مشركين همان كسانيكه بامامت على بن أبي طالب (ع) تمكين ننموده و از ولايت آنحضرت اعراض كرده و مشرك شدهاند و در خلافت و امامت براى آنحضرت قائل بشريك هستند همانا خداوند مردم را بايمان بخدا و رسول و ائمه دعوت فرمود و هر كس به يكتائى خدا و رسالت پيغمبر اكرم و ولايت و امامت ائمه معصومين ايمان بياورد تمام واجبات دين بر او واجب ميگردد و اگر كسى يكى از فرائض و واجبات را ترك كند عملش باطل و ايمانش نقض ميگردد و مشمولمفاد آيه فوق ميباشد.
حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون 20 در كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود اين آيه در باره كسانى نازل شده كه چون اعمالشان را بر آنان عرضه ميدارند ميگويند ما اين كارها را نكردهايم و چون فرشتگان موكل بر آنها كه اعمال ايشان را مينوشتند بر كردار آنها گواهى دهند زبان باعتراض گشوده ميگويند پروردگارا اينان بر عليه ما و بنفع تو گواهى ميدهند و بدروغ قسم ميخورند كه ما چنين كارهائى نكردهايم، حضرت صادق (ع) فرمود آنان اشخاصى هستند كه خلافت امير المؤمنين (ع) را غصب كرده و حق آل عصمت را پايمال نمودهاند، همينكه آنها بگواهى فرشتگان اعتراض كنند خداوند زبانهاى ايشان را مهر ميزند و تمام اعضاء و جوارح حتى پوست بدنشان بآنچه از ايشان سر زده است شهادت و گواهى ميدهند، گوش بشنيدن لهو و لعب و چشم بر نظر كردن بر محرمات و پوست به تماس با نامحرمان و پا برفتن باماكن فساد و بستم كردن و برداشتن مال غير، آنگاه زبان آنها باعضاء بدن گويند چرا بضرر ما گواهى داديد لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا؟ ميگويند خدائى كه هر ناطقى را بسخن ميآورد ما را گويا فرمود تا گواهى بحق بدهيم.
شنبه 16 آذر 1392 :: 21:00 :: نويسنده : 14klid ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُم12 على بن ابراهيم ذيل آيه فوق از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود كفر در اين آيه بمعناى انكار است ميفرمايد وقتى شما را بيگانگى و يكتائى خداوند دعوت كنند منكر ميشويد و چنانچه براى خدا شريكى قرار دهند بآن ايمان ميآوريد. محمد بن حمدان در تفسير اين آيه از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود چون خداوند امر بولايت امير المؤمنين (ع) به تنهائى ميفرمايد از او سرپيچى نموده و منكر ولايت او ميشويد و چون مردم ديگران را شريك در ولايت ميسازند قبول ولايت آنها را نموده و از ايشان پيروى كرده و از طريقه حقه منحرف ميشويد. و در آيه فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ 45 از حضرت عسكرى (ع) روايت شده فرمود يكى از مخالفين در محضر حضرت صادق (ع) بمردى از شيعيان گفت نظر تو در باره ده نفر صحابى معروف پيغمبر اكرم (ص) چيست؟ گفت در باره آنها از خداوند طلب خير كنم تا بر اثر گفتارم خداوند گناهانم را بيامرزد و بدرجاتم بيفزايد آن مخالف گفت خدا را شكر ميكنم كه نسبت بتو بغض و كينه نورزيده و ضررى بتو نرسانيدم من خيال ميكردم تو رافضى هستى و صحابه را بدو مبغوض ميدانى مرد شيعه گفت خداوند لعنت كند كسى را كه بغض يكى از صحابه را داشته باشد آن مرد گفت شايد تو تأويل ميكنى چه ميگوئى در كسى كه ده نفر صحابى را مبغوض بدارد جواب داد هر كس ده نفر صحابى را مبغوض بدارد لعنت خدا بر او باد و همچنين لعنت فرشتگان و جميع خلايق. مرد مخالف از جابر خاسته سر او را بوسه داد و گفت مرا از سوء ظنى كه بتو داشتم حلال كن مرد شيعه باو گفت امروز تو در حليت من هستى و برادر من ميباشى و آن مرد مخالف برفت حضرت صادق (ع) باو گفت رحمت خدا بر تو باد فرشتگان در آسمانها از توريه و طرز سخن گفتن تو در تعجب شدند كه به بهترين وجهى از دست مخالف خود رهائى يافته و صدمهاى بدين و عقيدهات نرسيد و خداوند عمى بر مخالفين ما زياد نمود و مانع از قصد سوء دوستان ما شد بعضى از حاضرين و اصحاب حضورش عرض كردند يا بن رسول اللّه ما سخنان اين مرد شيعى را نفهميديم ظاهرا موافق عقيده آن شخص ناصبى سخن گفت فرمود اگر نفهميديد اكنون من براى شما توضيح ميدهم تا بدانيد خداوند چگونه دوستان ما را بر دشمنان غالب ميسازد و آنها را موفق ميدارد كه طورى با مخالفين خود صحبت كنند كه هم طرف را خشنود نمايند و هم آنكه دينش محفوظ و سالم بماند: رفيق شما بآن مرد مخالف گفت هر كس يكى از اصحاب را مبغوض بدارد لعنت خدا بر او باد مرادش از يكى امير المؤمنين (ع) بود. در مرتبه دوم گفت هر كس تمام ده نفر اصحابى را مبغوض بدارد و سب نمايد بر او لعنت خدا باد و اين بيان و كلام مشعر بر آنست كه اگر تمام آنها را سب نمايد على (ع) را سب نموده كه آنحضرت يكى از آنهاست و براى حزقيل مؤمن آل فرعون هم مثل اين توريه صورت وقوع يافته است حزقيل مردم را بتوحيد و يكتاپرستى خدا و نبوت موسى و بيزارى جستن از فرعون دعوت ميكرد و محمد (ص) را بر جميع انبياء و پيغمبران تفضيل ميداد و على بن أبي طالب را برتر از تمام اوصياء مىشناخت جمعى از حزقيل نزد فرعون سعايت كردند كه او با تو مخالفت نموده و مردم را بر عليه تو دعوت مينمايد فرعون ميگفت حزقيل پسر عمو و جانشين من است و وليعهد كشور ميباشد اگر دعوى شما راست باشد چون كفران نعمت و حقوق من نموده مستوجب كيفر و عذاب سخت است و چنانچه شما دروغ گفته باشيد مستحق شديدترين مجازات ميباشيد زيرا ميخواستيد ميان من و حزقيل فساد كنيد دستور داد حزقيل را حاضر نموده و باو گفتند آيا تو خدائى فرعون پادشاه را انكار نموده و كفران نعمت او مينمائى؟ حزقيل بفرعون گفت اى پادشاه آيا تا بحال از من دروغى شنيدهاى فرعون گفت خير گفت پس اى پادشاه از اين مردم سؤال كن پروردگارتان كيست گفتند فرعون دوباره پرسيد خالق شما و متكفل ارزاق شما كيست جواب دادند فرعون حزقيل گفت اى ملك شاهد باش و هر كس كه در اين محفل است شاهد باشد كه من ميگويم پروردگار آنها پروردگار من و خالق آنها خالق من و رازق آنها رازق منست و نيست پروردگار و خالق و رازقى براى من غير از پروردگار و خالق و رازق آنها و من از سواى آن بيزارم حزقيل اين اظهارات را كه بيان نمود مقصودش خداى جهانيان بود نه فرعون و نگفت آن خدائى كه آنها ميگويند خداى منست گفت خداى آنها خدا و پروردگار منست و اين معنى بر فرعون پوشيده بود فرعون و ساير حاضرين تصور ميكردند مراد حزقيل شخص فرعون است فرعون بكسانى كه سعايت كرده بودند غضب نموده و گفت اى مردم بدكردار و مفسد ميخواستيد در كشور من آشوب و فتنه برپا ساخته و حزقيل را كه بمنزله بازوى من است از من جدا ساخته و او را بهلاكت برسانيد اكنون بايد بكيفر اين فتنهانگيزى برسيد دستور داد آنها را بچهار ميخ كشيده و گوشت بدنشان را قطعه قطعه نمودند و حزقيل از شر آن مردم نجات يافت اين است معناى آيه شريفه كه ميفرمايد «فَوَقاهُ اللَّهُ» يعنى خداوند حزقيل را از گزند و بديها حفظ نمود وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ 45 كه مراد از همان توطئه كنندگان قوم فرعون بودند كه سعايت حزقيل را بفرعون نموده و خود گرفتار عذاب شدند.
شنبه 16 آذر 1392 :: 20:59 :: نويسنده : 14klid غافر(مومن) تفسير جامع، ج6، ص: 103 سوره مؤمن مشتمل است بر قبول توبه و بيان حال كفار كه در آيات قرآن مجادله نموده بعث و نشور را در عالم دنيا قبول ندارند و اقرار و اعترافشان بقيامت در آخرت و امر بتفكر و تدبر در آيات الهى و داستان مؤمن آل فرعون و احوال كفار و منافقين در دوزخ و نزاع و جدال آنان با رؤساى خود و دلايل توحيد و خدا شناسى و مذمت كفار و منكرين توحيد. على بن ابراهيم از حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمود مراد از «يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ» 7 رسول اكرم (ص) و ائمه معصومين ميباشند و منظور از «وَ مَنْ حَوْلَهُ» فرشتگان هستند. حماد از حضرت صادق (ع) روايت كرده گفت از آنحضرت سؤال نمودم كه آيا فرشتگان بيشترند يا اولاد آدم؟ فرمود بحق آن خدائى كه جانم بدست قدرت اوست فرشتگان خدا از عدد ذرات خاك زمين بيشترند زيرا بر هر موجودى از موجودات چه انسان و چه حيوان و نبات و ميوه درختان فرشتهاى موكل است و هر روز عمل آنها به پيشگاه مقدس پروردگار عرضه ميدارند و خدا داناتر است بآنها. و نيست فرشتهاى از فرشتگان مگر آنكه براى دوستان ما اهلبيت و كسانى كه بولايت ما رو مىكنند استغفار نمايد و لعنت كند دشمنان ما را و از خداوند درخواست نمايد كه بسوى دشمنان ما اهلبيت عذاب بفرستد. و مراد از «فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا» 7 يعنى كسانى كه از دوستى و پيروى منافقين و بنى اميه بيزارى جسته و توبه نموده و از حضرت على (ع) امير المؤمنين و ائمه معصومين پيروى كنند
قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ 11 اين آيه حكايت ميكند از گفتار كفار هنگاميكه وارد كنند آنها را در دوزخ ميگويند پروردگارا ما بگناهان خود اعتراف داريم دوبار ما را مرده و باز زنده فرمودى آيا جهة بيرون رفتن از اين عذاب براى ما راهى و وسيلهاى هست؟ و زنده شدن نخست مرگ در دنيا و پايان عمر و زنده شدن در قبر است براى سؤال و جواب و مردن دوم در قبر پس از سؤال نكير و منكر و زنده شدن آن در قيامت و محشر است. على بن ابراهيم ذيل آيه فوق از حضرت صادق (ع) و حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمودند اين آيه در رجعت است و مخصوص طايفهاى است كه پس از مردن زنده ميشوند و بازگشت ميكنند آنگاه مىميرند و در قيامت زنده ميشوند. و احاديثى كه دلالت ميكند بر زنده شدن انسان در قبر و عالم برزخ بسيار و بحد تواتر است پيغمبر اكرم (ص) فرمود شخص متوفى را كه در قبر پنهان كردند در آن حال زنده شود براى سؤال و جواب و در قبر صداى پاى كسانيكه از جنازه او تشييع كرده و باز ميگردند ميشنود و آنهائيكه دست بر خاك او ميگذارند و برهم ميزنند از اينجهة است كه بايد ولى ميت پس از متفرق شدن و بازگشتن مردم بايستد و او را بصداى بلند تلقين دهد براى آنكه ميت در آنحال صداى او را ميشنود و داستان مادر امير المؤمنين (ع) فاطمه دختر اسد و دفن كردن او بدست پيغمبر اكرم (ص) مشهور است رسول خدا بخاطر آنكه بر او حق تربيت و مادرى داشت و حضرتش را پروريده بود بدست مبارك جسد فاطمه را در قبر خوابانيد چون قبرش را پوشانيد بر سر قبرش نشست و مانند كسيكه گوش بسخن شخصى بدهد توجه نمود پس از لحظهاى فرمود ابنك ابنك ابنك على (ع) اصحاب سؤال كردند اى رسول خدا اين چه فرمايشى بود كه فرموديد گفت بدانيد در آنحال كه خاك بر قبر او ريختم و پوشانيدم او را پروردگار او را زنده كرد فرشتگان براى سؤال و جواب آمدند از خدا پرسيدند جواب بصواب داد از پيغمبرش پرسيدند پاسخ صحيح داد از امامش سؤال كردند فروماند من او را تلقين كردم و سه دفعه گفتم پسرت على (ع) ميباشد فرمود پيغمبر اكرم (ص) قبر يا باغى است از باغهاى بهشت يا گودالى است از گودالهاى دوزخ.
شنبه 16 آذر 1392 :: 20:57 :: نويسنده : 14klid أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدانِي لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِين 57 يعنى اين بيان و انذار براى آنست تا كسى از شدت پشيمانى نگويد اگر خداوند مرا بلطف خويش راهنمائى ميفرمود من از پرهيزگاران ميشدم. ابن شهرآشوب ذيل آيه مزبور از حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمود مراد از هدايت ولايت امير المؤمنين (ع) است.
أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ 58 تا موقع مشاهده عذاب نگويد اگر بار ديگر بدنيا بازمىگشتم ولايت امير المؤمنين (ع) را قبول كرده و از جمله نيكوكاران ميشدم پروردگار قول و گفتار مدعيان را با بيان اين آيه رد ميفرمايد
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ در كافى از ابى حمزه روايت كرده گفت تفسير آيه فوق را از حضرت باقر (ع) سؤال نمودم فرمود تفسير آيه اينست اى پيغمبر اگر بولايت و خلافت كسى با وجود ولايت امير المؤمنين (ع) امر نمائى اعمالت محو و نابود ميشود. و از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود تأويل آيه آنست اگر در ولايت غير على (ع) را با على شريك قرار بدهى اعمالت محو شود و از زمره زيانكاران خواهى بود. محمد بن عباس از ابى موسى رغابى روايت كرده گفت جمعى از اهل كوفه معناى آيه مزبور را از حضرت صادق (ع) سؤال نمودند آنحضرت فرمود وحى پروردگار به پيغمبرش رسيد كه بايد على امير المؤمنين (ع) را بولايت و خلافت و وصايت منصوب نمائى معاذ بن جبل حضورش عرض كرد اى رسول خدا اگر اولى و دومى را با على در ولايت و خلافت شريك قرار بدهيد مردم فرمايشات شما را پذيرفته و قبول ميكنند و چون آيه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ نازل شد پيغمبر اكرم بجبرئيل فرمود ميترسم چنانچه على را منصوب كنم امة مرا تكذيب كرده و گفتارم را نپذيرند آيه فوق نازل شد اى پيغمبر اگر در ولايت و خلافت ديگرى را با على شريك نمائى اعمالت محو و نابود ميشود و از زمره زيانكاران خواهى بود. ابن شهر آشوب از حضرت باقر (ع) و حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمودند آيه مزبور پس از امر پروردگار به پيغمبرش كه بايد على را بخلافت و ولايت منصوب بدارد نازل شد و معنايش آنست كه شريكى براى على (ع) در ولايت و خلافت قرار تفسير جامع، ج6، ص: 96 مده و پيوسته خدا را پرستش نموده و از امر و فرمان او تجاوز مكن و سپاسگزار باش بخاطر آنكه پروردگار تو را تقويت و يارى نمود به برادر و پسر عمويت على امير المؤمنين (ع).
وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ ابن شهر آشوب ذيل آيه فوق بسند خود از قتاده و او از انس بن مالك روايت كرده گفت رسول اكرم (ص) فرمود شبى كه مرا بمعراج بردند بزير عرش نظر كردم ناگاه ديدم على بن أبي طالب (ع) جلوى من ايستاده و به تسبيح و تقديس خداوند مشغول است بجبرئيل گفتم آيا على پيش از من بمعراج آمده است گفت خير لكن اينك شما را از سرى آگاه ميكنم خداوند از بالاى عرش رحمت و ثناى بسيارى بعلى بن أبي طالب (ع) ميفرستد فرشتگان شايق زيارت آن بزرگوار شدند خداوند فرشتهاى بصورت آن حضرت در زير عرش خلق فرمود تا عرشيان و فرشتگان پيرامون عرش بسوى او نظر كرده و التهاب و اشتياق خود را با زيارت مثال على (ع) فرو نشانند و ثواب تسبيح و تقديس اين فرشته كه بصورت على (ع) است براى محبين و دوستان و شيعيان اوست. رواياتى كه دلالت بر آن دارد كه خداوند فرشتهاى بصورت على (ع) خلق فرموده تا عرشيان و فرشتگان باو نظر كنند و آرامش حاصل نمايند هم از طرف خاصه و هم از جانب عامه بسيار است و ما بعنوان نمونه يكى از آنها را آنهم از طرف مخالفين نقل نموديم تا همه بدانند مخالفين على (ع) باتمام لجاج و عنادى كه دارند نتوانستهاند از ذكر فضائل على (ع) خوددارى و صرف نظر نمايند شنبه 16 آذر 1392 :: 20:56 :: نويسنده : 14klid يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّه در كافى ذيل آيه فوق از حضرت موسى بن جعفر (ع) روايت كرده فرمود مراد از جنب اللّه امير المؤمنين و ائمه طاهرين (ع) ميباشند. ابن بابويه از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود امير المؤمنين (ع) در يكى از خطبههاى خود فرمودهاند منم هادى منم مهدى و منم پدر يتيمان و شوهر بيوهزنان و تكيهگاه هر ناتوانى و پناهگاه هر پارسائى و منم قائد و پيشواى مؤمنين بسوى بهشت و ريسمان محكم خدا و عروة الوثقى و كلمة التقوى و منم عين اللّه و يد اللّه و لسان اللّه و جنب اللّه و منم دست رحمت و مغفرة گشوده خداوند بر بندگانش و منم باب حطه هر كس كه مرا و حق مرا شناخت خدا را شناخته است زيرا من وصى پيغمبر و حجت خدا هستم در روى زمين و هر كه مرا رد كند خدا و رسولش را رد و تكذيب نموده است. و از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده گفت جماعتى از اهل يمن حضور حضرت پيغمبر اكرم (ص) شرفياب شده عرض كردند اى رسول خدا وصى و جانشين شما كيست فرمود همانشخصى است كه پروردگار امر كرده شما باو تمسك و توسل بجوئيد و فرموده وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا تمام شما مسلمين بريسمان محكم خدا تمسك جسته و از آن جدا نشويد مجددا عرض كردند اى رسول خدا بيان فرمائيد حبل اللّه چه كسى است فرمود همانشخصى است كه پروردگار فرمود إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِحبل از طرف خداى تعالى قرآن است و حبل از جانب مردم وصى من ميباشد و همانست كه آيه أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ و آيه وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا در حق او نازل شده عرض كردند اى رسول خدا بحق پروردگارى كه شما را بحق و حقيقت مبعوث كرده او را بما نشان بدهيد فرمود خداى تعالى او را براى صاحبان فراست علامت قرار داده اگر بديده دل و حقيقت بسوى وصى من نظر كنيد همچنانكه مرا ميشناسيد او را خواهيد شناخت جستجو كنيد و گردش نمائيد ميان اين مردم دل شما بهر كه مشتاق شد و ميل نمود آنكس وصى من است چه پروردگار فرموده فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ آن جماعت توجهى بتمام صحابه نمودند تا رسيدند بامير المؤمنين (ع) دست آنحضرت را گرفته عرض كردند اى رسول خدا قلوب ما بسوى اين بزرگوار اشتياق دارد و هواى او در سر ماست پيغمبر اكرم (ص) فرمود شما از بندگان خالص و نخبه پروردگار هستيد چه حجة خدا و وصى مرا پيش از آنكه او را معرفى كنم شناختيد بمن بگوئيد بچه سبب دانستيد على امير المؤمنين (ع) وصى و جانشين من است عرض كردند اى رسول خدا نظر بتمام اصحاب افكنديم شوق و هواى هيچ يك از ايشان در دل ما پديدار نشد جز على بن أبي طالب و صداهاى خود را بگريه بلند نمودند و گفتند اى پيغمبر گرامى محبت على (ع) در دل ما جايگزين شد و ديدگانمان بر اثر مشاهده جمالش روشن شد و قلوبمان در سينهها به طپش افتاد گويا حضرتش براى ما پدر و ما فرزندان او ميباشيم فرمود پيغمبر اكرم (ص) شما سبقت گرفتيد در نيكوئى و از آتش دوزخ دور شديد شما را به بهشت بشارت ميدهم اين را بدانيد كه در ركاب امير المؤمنين (ع) شهيد خواهيد شد. ايشان در جنگ جمل و صفين در خدمت آنحضرت بودند و تمام آنها در آن جنگ بدرجه شهادت رسيدند رحمهم اللّه جميعا. و از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود سوگند بخدا پروردگار ما را از نور جنب و قرب خود بيافريد و در تأييد فرمايش خود اين آيه را تلاوت نمود و فرمود روز قيامت دشمنان ما فرياد وا حسرتا برميكشند و ميگويند چگونه راه افراط پيموده و از ولايت امير المؤمنين (ع) تخلف و عصيان ورزيده و حضرتش را استهزاء و مسخره ميكرديم. طبرسى از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود از جمله رموزى كه پروردگار در قرآن بيان فرموده كه غير از پيغمبر و ائمه آن را نميدانند آيه يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ است چه پروردگار ميدانست دشمنان دين اسامى امير المؤمنين (ع) و ائمه معصومين را از قرآن حذف و اسقاط مينمايند تا امر را بر مردم مشتبه كرده و باطل خود را ميان مسلمين رواج دهند لذا نام آن بزرگواران را با رمز بيان فرمود و ديدگان دشمنان نابينا شده آن رموز را نفهميدند تا بنفع خود حذف و اسقاط نمايند عياشى از حضرت باقر (ع) روايت كرده فرمود جنب اللّه ما ائمه ميباشيم. شنبه 16 آذر 1392 :: 20:55 :: نويسنده : 14klid خلاصه سوره زمر مشتمل است بر عظمت قرآن و تحريص مكلفين بر عمل و فرمان بردارى از اوامر و نواهى آن و كمال قدرت پروردگار و خلوص در عبادت و نبى از شرك و بتپرستى و دلايل توحيد و خداشناسى و عذاب و كيفر امم گذشته از جهة شرك و تكذيب نمودن از پيغمبران و بيان حال كفار و احوال بندگان در قيامت و روز محشر.
وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُم7 در محاسن ذيل آيه فوق از حضرت صادق (ع) روايت كرده فرمود مراد از شكر در اين آيه ولايت امير المؤمنين (ع) و ائمه معصومين است و كفر خلاف شكر و نشناختن مقام ولايت و امامت ميباشد.
ابن بابويه ذيل آيه وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا 29 از امير المؤمنين (ع) روايت كرده كه آنحضرت در خطبه معروفى كه اسامى قرآنى خود را بيان ميفرمايد فرمودهاند از جمله نامهائى كه در قرآن براى حضرتش ذكر شده «سلم» ميباشد و مراد آنست كه حضرتش براى رسول خدا سلم محض بودهاند. و از حضرت باقر (ع) نقل نموده است كه فرمود مراد از «رَجُلًا سَلَماً» على (ع) ميباشد و «مُتَشاكِسُونَ» كسانى هستند كه در ولايت امير المؤمنين (ع) اختلاف كردهاند و البته اصحاب امير المؤمنين (ع) همگى بر ولايت آن حضرت متفق القول ميباشند اين حديث را عياشى و طبرسى و ابن شهر آشوب (در كتاب مناقب) نقل كردهاند.
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ 32 پس در آنروز هرگز ستمكارتر از كسيكه بر خدا دروغ بسته و وعده راست پيغمبران را تكذيب نموده و دروغ پنداشته يافت نميشود. مراد بصدق قرآن وجود مقدس امير المؤمنين (ع) است.
ابن بابويه ذيل جمله «كَذَّبَ بِالصِّدْقِ» از حضرت موسى بن جعفر (ع) روايت كرده فرمود كسانيكه راست را دروغ پنداشتهاند همانهائى هستند كه امر و گفتار خدا و رسولش را در باره خلافت و ولايت امير المؤمنين (ع) رد كردهاند. و از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه فرمود مفهوم و مراد آيه آنست كه آنچه پيغمبر اكرم (ص) از جانب پروردگار در باره ولايت و حق امير المؤمنين (ع) آورد معاندين در مقام تكذيب برآمده خدا و رسولش را تصديق نكردند. اينحديث را مخالفين نيز نقل نمودهاند.
طبرسى و ابن شهر آشوب از حضرت باقر و حضرت صادق و موسى بن جعفر و حضرت رضا عليهم السلام روايت كردهاند كه فرمودند مقصود از «جاءَ بِالصِّدْقِ» پيغمبر اكرم (ص) و مراد از «وَ صَدَّقَ بِهِ» امير المؤمنين (ع) است. و در امالى از امير المؤمنين (ع) روايت شده كه فرمود آنچه پيغمبر براستى و صدق آورد ولايت ما اهل بيت پيغمبر است. و اينحديث را ابن مغازل شافعى و مخالفين ديگر نقل نمودهاند:
در شب معراج برسول اكرم (ص) امر شد اى محمد (ص) آنچه مشاهده نمودى قومت را خبر ده عرض كرد پروردگارا مرا تكذيب كنند و دروغگو بدانند خطاب رسيد ترا صديق اكبر على بن ابى طالب (ع) تصديق كند. و دليل بر آنكه مراد از وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ پيغمبر اكرم (ص) و امير المؤمنين (ع) است جمله أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ميباشد چه آنكس كه خداى تعالى بر تقوى و پرهيزگارى او گواهى بدهد جز معصوم نيست آنگاه ثواب و پاداش متقين را بيان نموده و ميفرمايد: لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ براى ايشان هر چه بخواهند نزد پروردگارشان مهياست اينست پاداش نيكوكاران همانا پروردگار گناهان آنها را محو نمايد يعنى بتوبه اسقاط عقاب آن كند و بهتر از كارهاى خوبى كه كردهاند پاداش و جزا مرحمت فرمايد.
وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ 36 اى محمد (ص) ترا از غير خدا ميترسانند. مشركين عرب به پيغمبر ميگفتند ما ميترسيم اين خدايان ما بر اثر طعن و لعنى كه بآنها مىكنى بتو آفت و مضرتى برسانند اگر از طعن ايشان باز نهايستى ترا ديوانه كنند يا رنجى بتو رسانند پروردگار در جواب آنها فرمود هر كه را خداوند در حالت گمراهى رها كند هيچكس نميتواند او را هدايت و راهنمائى كند و كسى را كه خداوند هدايت نموده و توفيق مرحمت بفرمايد ديگرى نميتواند او را گمراه سازد آيا خداوند مقتدر غالب و منتقم نيست؟ اين استفهام نيز تقريريست يعنى خداوند مقتدر غالب و انتقام كشنده است از كفار و دشمنانى كه كفران نعمتش ميكنند. و تأويل آيه آن بود كه منافقين به پيغمبر اكرم (ص) ميگفتند ما را از خلافت و ولايت امير المؤمنين (ع) معاف بدار و گر نه از اسلام خارج و بكفار ملحق ميشويم.
شنبه 16 آذر 1392 :: 20:53 :: نويسنده : 14klid و از يونس بن ظبيان روايت كرده گفت حضور حضرت صادق (ع) شرفياب شده عرض كردم اى فرزند رسول خدا شنيدم مالك و اصحاب او ميگويند پروردگار مانند بشر دست و صورت دارد بدليل آيه لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ 75 و بعضى از آنها مىگويند خداى تعالى جوانى است مانند جوانان سى ساله شما چه ميفرمائيد اى فرزند رسول خدا آنحضرت از اين گفتار حالشان تغيير كرد و سه دفعه گفتند اللهم عفوك عفوك عفوك سپس فرمود اى يونس هر كس گمان كند پروردگار مانند بشر داراى صورت و شكل است مشرك است و كسيكه بگويد خداوند داراى اعضاء و جوارح است مانند مخلوقات كافر است مقصود از وجه اللّه اولياء و پيغمبران و ائمه مىباشند و مراد از خلقت بيدى دست قدرت او است و هر كس گمان كند خداوند حلول كرده در چيزى يا بر چيزى است يا تحول و انتقال نموده از شىء بشىء يا در مكانى است دون مكانى وصف كرده او را بصفات مخلوقات پروردگار، آفريدگار موجودى است كه قياس بمخلوقات نميشود و شباهت بمردم ندارد و خالى نيست مكانى از او و در جايگاه معينى قرار نگرفته نزديك است در عين دورى او و دور است در عين نزديكى اوايست اوصاف پروردگار يگانه و يكتا، نيست پروردگارى جز آن پروردگار هر كس چنين پروردگارى را ستايش كند از جمله موحدين است و كسيكه خدا را بغير اين صفات دوست داشته باشد پروردگار و ما از او تبرى و دورى ميجوئيم آنگاه فرمود آنحضرت خردمندان و صاحبان عقل كسانى هستند كه شغل و پيشه آنها تدبير و تفكر است چه هر وقت دوستى پروردگار بدل اثر كرد و رسيد آن دل نورانى شود و محل لطف و الطاف خدا گردد و چون محل لطف واقع شد از اهل فوائد گردد و چون اهل فوائد شد بحكمت سخن ميگويد زمانى كه تكلم نمود بحكمت از اهل فطن گردد چون از اهل فطن شد قدرت در او عمل كند و چون از اهل قدرت شد در طبقات هفتگانه عمل كند چون باين مقام و منزلت رسيد در لطف و بيان و حكمت فرو رود در آنوقت محبت و شهوت او منحصر است در خالق و آفريدگار و پروردگار خود و اين مقام و منزلت بسيار بزرگى است و در اين مقام است كه پروردگار را بدل مشاهده مينمايد و حاصل كرده حكمت را بغير آنراهى كه حكما تحصيل نمودهاند و عالم و دانشمند گرديده نه از آن راهى كه علماء و دانشمندان دانشمند شدهاند و از جمله صديقين شده نه از راهى كه صديقون بآن رسيدهاند چه حكما از راه صمت و سكوت بحكمت ميرسند و دانشمندان از راه تحصيل و طلب بعلم و دانش ميرسند و صديقون از راه خشوع و طول در عبادت بصدق و صفا ميرسند و كسانيكه از اين راه بحكمت و علم و صدق ميرسند يا ترقى ميكنند و يا تنزل و بسيارى از ايشان تنزل ميكنند زيرا مراعات فرمودههاى خدا را و عمل باوامر و نواهى او نمىنمايند و اين صفت كسانى است كه پروردگار را بآنطوريكه سزاوار است نشناختهاند و دوست نميدارند خدا را آنطريقى كه سزاوار است و بايد شايد دوست بدارند پس فريب و گول نزند شما را نماز و روزه و روايات و علوم اينگونه اشخاص ايشان بمانند الاغهائى هستند كه از شير درنده فرار ميكنند پس از آن فرمود اى يونس اگر علم و دانش صحيح و درست ميخواهى فقط نزد اهل بيت است چه پروردگار بما ارث داده و شرح حكمت و فصل خطاب بما اهل بيت عطا فرموده يونس ميگويد عرض كردم حضورش تمام اهل بيت مانند شما هستند و ارث از حضرت فاطمه (ع) و امير المؤمنين (ع) مىبرند فرمود فقط ائمه دوازدهگانه اينطور باشند تقاضا نمودم از حضرتش اسامى ايشان را برايم بيان فرمايند فرمود اول آنها على بن أبي طالب و بعد از آن حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على بعد از او من و بعد از من فرزندم موسى بن جعفر و فرزندش على بن موسى الرضا و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و بعد از حسن حجة عصر است پروردگار ما را پاك و پاكيزه گردانيده و برگزيده و عطا كرده بما چيزهائى كه باحدى از جهانيان عطا ننموده عرض كردم حضورش فرزند عبد اللّه بن مسعود روز گذشته همين سؤالات مرا از حضرتت پرسش كرده جواب ديگرى فرموده بوديد باو فرمود اى يونس ما به هر كس بقدر وسع و توانائى او جواب ميگوئيم و تو اهل بودى براى آنچه بيان كردم اين موضوعات را از غير اهلش پنهان بدار ولى از اهل آن كتمان مدار.
نيز در آيه 87 قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ روايت كرده كه حضرت باقر (ع) فرمود مراد از ذكر امير المؤمنين (ع) است و مردم بعد از خروج و ظهور حضرت قائم بخوبى اين موضوع را خواهند فهميد. شنبه 16 آذر 1392 :: 20:52 :: نويسنده : 14klid قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ 68 اى رسول گرامى با من بگو على امير المؤمنين (ع) و قرآن خبر بزرگيست و شما مردم از ايشان اعراض نموده و دورى ميجوئيد و تدبير و تفكر نميكنيد تا صدق نبوت من بر شما ظاهر شود در كافى از ابى حمزه روايت كرده گفت حضور حضرت باقر (ع) عرض كردم شيعيان سؤال ميكنند از تفسير نباء عظيم فرمود نباء عظيم امير المؤمنين (ع) است خود آنحضرت ميفرمود نيست پروردگار را آيتى بزرگتر از من و نه خبرى عظيمتر از من ولى مردم از وجود مقدسش اعراض نموده و دورى مىجويند.
على ابراهيم ذيل آيه إِنْ يُوحى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ 70 از اسمعيل جعفى روايت كرده گفت در مسجد الحرام نشسته بودم و حضرت باقر (ع) نيز تشريف داشتند ناگاه سر مبارك را بسوى آسمان فرموده و سپس بكعبه نظر افكندند و سه مرتبه اين آيه را قرائت كردند سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى بعد بسوى من متوجه شده و فرمودند اى عراقى مردم عراق در معناى اين آيه چه ميگويند؟ عرض كردم ميگويند پيغمبر اكرم (ص) از اينجا بمسجد اقصى كه بيت المقدس است تشريف بردند فرمود چنين نيست كه ميگويند بلكه از اينجا تشريف بردند بآسمان و بدست مبارك اشاره بآسمان كرده و فرمودند ميان اين حرم تا بالا حرم است و فرمود همينكه پيغمبر اكرم (ص) بسدرة المنتهى رسيدند جبرئيل از حضرتش جدا شد رسول اكرم (ص) فرمود اى جبرئيل چگونه مرا در چنين موضعى تنها ميگذارى جواب داد اى پيغمبر خدا پيش برويد بخدا قسم بجائى رسيدهايد كه هيچ آفريدهاى پيش از حضرتت بآن جا نرسيده پيغمبر اكرم فرمود من بمقام قرب چنان نزديك شدم كه نور پروردگار را مشاهده كردم و ميان من و خداوند تسبيحهاى حائل بود جعفى ميگويد عرض كردم تسبيحه چيست؟ فرمودند از مصدر ذات اقدس پروردگارى سه مرتبه خطاب شد يا محمد (ص) گفتم لبيك اى پروردگار بعد خطاب رسيد كه در ملاء اعلى در چه چيزى مخاصمه و حكومت ميشود عرض كردم ترا ستايش ميكنم مرا جز آنچه تعليم فرمودهاى دانشى نيست بناگاه دست قدرت را در سينهام يافتم بطورى كه سردى آنرا از پشت كتفم احساس نمودم و از آن پس سؤال نكردند از من چيزى را از گذشته و آينده مگر آنكه آنرا ميدانستم دوباره ندائى شنيدم اى محمد (ص) در چه چيز در ملاء اعلى مخاصمه ميشود عرض كردم پروردگارا در درجات و حسنات و كفارات پس ندائى رسيد اى محمد همينكه عمرت بآخر رسد و دوره حيات دنيوى پايان رسد وصيت كيست عرض كردم پروردگارا من تمام خلقت را آزمودم و در ميان آنها كسى را فرمانبردارتر از على (ع) نديدم و آنچه تجسس كردم محبوبتر از على (ع) هيچ بشرى را نيافتم خطاب رسيد آرى همينطور است على نزد من نيز محبوبترين خلايق است اى محمد (ص) باو بشارت بده كه چراغ هدايت اولياى منست و پرچمدار افراد مؤمن و صالح است و نور است براى كسانى كه اطاعت اوامر مرا مينمايند و براى اشخاص با تقوى كلمه باقيه است كه ملازم آنها باشد. اى محمد (ص) هر كه على (ع) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كسى با على خصومت ورزد با من دشمنى و پيكار نموده است من بعلى (ع) خصايصى دادهام كه كسى جز او شايستگى آنرا نداشته است پيغمبر اكرم (ص) فرمود من عرض كردم پروردگارا على (ع) برادر و وزير و وارث و صاحب من است خطاب آمد كه اينها امورى است كه قضا و قدر بر آنها سبقت گرفته او امتحان شده و جميع خلايق باو امتحان ميشوند بعلى (ع) چهار چيز عطا كردهام كه كسى پرده از روى آن برنخواهد داشت.
ابن بابويه از ابى سعيد خدرى روايت كرده گفت حضور پيغمبر اكرم (ص) بودم شخصى معناى آيه أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ 75 را از حضرتش سؤال نمود و عرض كرد اى رسول خدا بزرگواران و آنهائيكه داراى مرتبه بلند و مقام شامخ هستند چه اشخاصى مىباشند كه از فرشتگان برتر و بالاترند پيغمبر اكرم (ص) در جواب سؤال او فرمود من و على و فاطمه و حسن و حسين هستيم كه در سرادق عرش پروردگار مشغول تسبيح خداى تعالى بوديم و فرشتگان تسبيح مينمودند پروردگار را بتوسط و وسيله تسبيح ما پيش از آنكه آدم را بيافريند بدو هزار سال و چون آدم آفريده شد امر نشدند فرشتگان بسجده كردن آدم مگر براى خاطر ما پروردگار در مقام توبيخ بشيطان فرمود آيا تو از آن اشخاصى بودى كه نامهايشان در سرادق عرش نوشته شده. ما راه خدا هستيم بواسطه ما مردم هدايت ميشوند هر كس ما را دوست بدارد خدا او را دوست داشته و داخل بهشت گرداند و هر آنكه ما را دشمن بدارد خداوند دشمن اوست و او را در دوزخ وارد كند و دوست نميدارد ما را مگر آنهائيكه حلالزاده و پاك و پاكيزه هستند.
شنبه 16 آذر 1392 :: 20:50 :: نويسنده : 14klid سوره ص مشتمل است بر آياتى چند در تهديد كفار و حكايت گفتار آنها و خبر دادن از شكست و مغلوب شدن قريش و عذاب و هلاكت پيشينيان در اثر تكذيب پيغمبران و داستان داود و سليمان و ايوب و گفتگوى اهل بهشت با يكديگر و وصف بهشت و دوزخ. ابن بابويه از جويريه روايت كرده گفت سفيان بن سعيد ثورى از حضرت باقر (ع) پرسيد معناى ص وَ الْقُرْآنِ چيست؟ فرمود ص چشمهاى است كه از زير عرش پروردگار جارى است و همان چشمه است كه پيغمبر اكرم (ص) در شب معراج از آن وضو گرفت و جبرئيل هر روز در آب آن چشمه فرو ميرود و چون خارج ميشود خود را حركتى ميدهد قطرات آبى كه از او مىچكد بفرمان پروردگار هر يك فرشتهاى ميشود كه به تسبيح و تقديس پروردگار تا روز قيامت مشغول ميشوند وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ (يعنى قسم بقرآن كه مقام ذكر و بيان است) چه در آن دلايلى است براى خردمندان كه انديشه كنند حق را شناخته و از باطل دورى جويند و چون در قرآن ذكر پروردگار و صفات على و اسماء حسنى و حالات پيغمبران و داستان پيشينيان و بعث و نشور و احكام تكليفيه و حدود ميباشد چنانچه فرمود: ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ از اينجهة تعبير بذكر نمود. و از عبد الرحمن بن كثير روايت كرده گفت معناى آيه مزبور را از حضرت صادق (ع) سؤال نمودم فرمود مقصود از أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا28 امير المؤمنين (ع) و پيروان آنحضرت و مراد از كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ حبتر و زريق كه كنايه از اولى و دومى و اصحاب آنهاست مىباشد. ابن شهر آشوب از ابن عباس روايت كرده گفت صدر آيه در شأن امير المؤمنين و شيعيان آنحضرت نازل شده و ذيل آيه در باره دشمنان اهل بيت است.
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِه 29 اين قرآن بزرگ كتابى مبارك و عظيم الشأن است كه بر تو نازل كرديم تا امت در آياتش تفكر كنند و صاحبان مقام عقل متذكر حقايق آن شوند مراد از آيات و أُولُوا الْأَلْبابِ امير المؤمنين (ع) و ائمه معصومين ميباشند و امير المؤمنين (ع) باين آيه افتخار ميكرد و ميفرمود خداوند نه پيش از من و نه بعد از من مثل آن چيزى كه بمن عطا فرموده بكسى عطا نكرده پس از آن بيان ميكند نعمتى كه عطا فرموده بداود بدادن فرزند باو مانند سليمان و مىستايد او را كه بنده نيكوئى بوده و بدرگاه ما بسيار با تضرع و زارى رجوع ميكرد شنبه 16 آذر 1392 :: 20:46 :: نويسنده : 14klid محمد بن عباس ذيل آيه «وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ- وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ» 165-166 از عبد اللّه بن عباس روايت كرده گفت روزى حضور پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم كه ناگاه امير المؤمنين عليه السّلام وارد شد همينكه چشم پيغمبر باو افتاد تبسمى نموده و فرمود مرحبا بكسى كه چهل هزار سال پيش از خلقت آدم خلق شده است حضور پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كردم چگونه ممكن است كه على عليه السّلام چهل هزار سال پيش از آفرينش پدرش خلق شده باشد و وجود پيدا كند فرمود بلى چنين است خداوند من و على را چهل هزار سال قبل از خلقت آدم آفريد من و على نور واحدى بوديم خداوند آنرا بدو قسمت فرمود مرا از قسمتى و على را از قسمت ديگر بيافريد پيش از آنكه موجودى را خلق كرده باشد سپس ساير موجودات را بيافريد و آنها در ظلمت و تاريكى بودند آنها را با نور من و على نورانى گردانيد و ما را سمت راست عرش جاى داد
پس از آن فرشتگان را بيافريد و ما به تسبيح و تهليل و تكبير پروردگار پرداختيم فرشتگان نيز بما اقتدا نموده و به تسبيح و تهليل و تكبير مشغول شدند و من و على عليه السّلام آنها را تعليم داديم و در علم سابق خداوند گذشته بود كه دوستان من و على عليه السّلام را داخل جهنم نگرداند. اى ابن عباس بدان و آگاه باش خداوند فرشتگانى را برگزيده كه در دست آنها ابريقى از نقره است و داخل آن ابريقها پر از آب زندگانى از فردوس اعلى است و چون شيعيان على عليه السّلام كه پاك و پاكيزه هستند بخواهند با عيالات خود هم بستر شوند يكى از فرشتگان بامر پروردگار ميآيد و قدرى از آن آب را از ابريقى كه در دست دارد داخل ظرف آن شخص ميريزد و آن زن و شوهر از آن آب آشاميده و آثار آن در خلقت نوزاد و فرزند شيعه مؤثر واقع گشته و ايمان و ولايت اهلبيت در قلب آنها ميرويد همچنانكه نباتات و رستنىها بر اثر آب باران نمو كرده و روئيده ميشوند. پس شيعيان على عليه السّلام بر بينهاى از طرف پروردگار و رسولش و وصى من و از طرف دخترم زهراء و حسنين و ائمه از اولاد حسين عليه السّلام ميباشند. ابن عباس ميگويد حضور پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كردم مراد از ائمه كيانند فرمودند آنها از نسل من و على ميباشند. آنگاه پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود حمد و ستايش خدائى را كه ايمان و محبت على را سبب نجات از آتش جهنم و وسيله دخول بهشت فرموده است. طبرسى ذيل آيه «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» 183 از اصبغ بن نباته روايت كرده گفت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود هر كه خواهد بمكيال تمام مزد و پاداش بگيرد آخر كلام او كه از مجلس برميخيزد اين باشد «وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» 181
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|