|
صلح پایدار
پنجشنبه 15 خرداد 1393 :: 10:55 :: نويسنده : 14klid جزء اول کامل بهائی بسم الله الرحمن الرحیم سبحان، یکی پادشاهی که بساط عظمت اودر اوهام انس و جان نگنجد؛ ولا یحیطون به علماّ ( طه 109) احاطه نمی کنند او را ازروی علم یعنی فرا نمیگیرد او را علم و دانش کسی و کیفیت و کمیت در عتبه احلال او خوهوم و ممکن نباشد : لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر( شوری 9) نیست مانند او چیزی و اوست شنوا و بینا، یعنی دانا بهر شنیدنی و دیدنی. و نقصان فنا و زوال و تغیر وبر چهره کمال او ننشیند: و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام (الرحمن 27) یعنی فانی شود هرکه برروی زمین است و بافی ماند وجه پروردگار تو یعنی ذات او خداوند بزرگی و اکرام است. و آفتاب قدرت و جلال او بمعین ووزیرمحتاج نگشت : والله الغنی وانتم الفقراء (محمد40) خدایتعالی توانگراست و شما فقراء. و سراپرده علم او از سهو و غفلت و خجالت مبرا و معطل مانده: ولا تأخذه سنة ولا نوم ( بقره 256) و فرا نمیگیرداو را غنودگی و خواب. و طیلسان سلطنت او جز ریسمان معدلت و مرحمت نباشد : و لا یظلم ربک احداّ( کهف 47) و ستم نکند پروردگار تو احدی را. و ذروه اقدس او برتر از آنکه طاؤسان عقول بشریت و ارواح و نقوس ملکیت بر آن ترقی تواند جست یا مصاعد توانند شد: و ما اوتیتم من العلم الا قلیل ( اسراء 87) و داده نشدید شما از علم مگراندکی. و عقاب وحدانیت او از عوارض اوصاف مخلوقات منزه مانده: لم یلد و لم یولد ولم یکن له کفواّ احد(اخلاص 4-3) فرزند از وی حاصل نشده و نیست او را مانند هیچ احدی. شرح صفات ذات ولایش بیش از آن است که خفاش سیرتان ذکاء انسانیت که داغ حدوث برچهره: لم یکن شیئاّ مذکوراّ (رهر1) دارند و سمت نورقدم بر حدقه : کل من علیها فان ( الرحمن 26) در آرند. بر آشیانه آن وجود باقی و دائم. قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء (آل عمران 25) یعنی بگو یا محمد که بار خدایا ای صاحب ملک میدهی ملک را هر که را می خواهی . توانند پریدن و اخذ نور از آفتاب هستی و عزت وی کردن " یا من لا یعرف و لا یدری کیف هو الا هو ، یامن لا یقدر علی قدرته الا هو، یا من هو کل یوم هو فی شأن، یا من لا یشغله شأن عن شأن ، یا من لا اله الا هو و الیه المصیر" یعنی ای آن کسی که نمیشناسد و نی در یابد کسی چگونگی او را بجز او . و ای آنکسی که قادر نیست بر مثل قدرت او مگراو. وای آنکسیکه هر روز او در شأ نیست یعنی حضور در غالب اعیان. ای آن کسی که مشغول نداشته او را هیچ ظهوری از ظهور دیگر . ای آن کسی که نیست هیچ خدای جز او و بسوی اوست بازگشت همه.
متن بالا به زبان ساده: نویسنده به تبع موالی خویش از تسبیح و تحمید و توحید حق متعال شروع مینماید. اودر باب توحید حق متعال از آیات محکمی بهره میبرد:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|